عراق به دنبال ایجاد موج میانجیگرایانه با حضور دیگر کشورها

تکاپوی دیپلماتیک تهران در منطقه برای تبیین تبعات تنش با ایران است

۰۹ خرداد ۱۳۹۸ | ۱۸:۳۰ کد : ۱۹۸۳۷۹۰ خاورمیانه انتخاب سردبیر
اصغر زارعی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون تحولات خاورمیانه ذیل تنش ایران و آمریکا بر این نکته تأکید دارد: اگر چه ما اخیرا شاهد یک جنب و جوش های سیاسی و دیپلماتیک مسئولین جمهوری اسلامی ایران در وزارت امور خارجه هستیم. اما تمام این فعالیت‌ها به این معنا نیست که ایران به دنبال استفاده از پتانسیل برخی کشورهای منطقه و فرامنطقه برای کاهش تنش و یا پیگیری پروسه میانجیگری باشد، بلکه این تلاش های سیاسی و دیپلماتیک برای روشنگری و تبیین سیاست های جمهوری اسلامی ایران از یک سو و هشدار برای تبعات ایجاد هرگونه تنش و مشکل برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه است.
تکاپوی دیپلماتیک تهران در منطقه برای تبیین تبعات تنش با ایران است

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 
دیپلماسی ایرانی
– طی روزهای اخیر فعالیت ها و جنب و جوش های دیپلماتیکی از جانب عراق، کویت و عمان برای میانجیگری در تنش ایران و آمریکا شکل گرفته است. به موازات آن شاهد سفرهای منطقه‌ای وزیر امور خارجه کشور و معاون سیاسی دستگاه سیاست خارجی هستیم. در کنار آن هم برخی از کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و بحرین به دنبال برگزاری نشست‌هایی برای رونمایی از معامله قرن هستند و سفر اخیر جان بولتون به امارات متحده عربی نیز می‌تواند این تکاپو ها را پررنگ تر کند. اما این تحولات و رفت و آمدها چه شرایطی برای منطقه رقم می زند؟ در سایه این تحولات تنش تهران -واشنگتن چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد؟ دیپلماسی ایرانی پاسخ به این سوالات را در گفت وگویی با اصغر زارعی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل خاورمیانه پی گرفته است که در ادامه می خوانید:  

با توجه به افزایش تنش ایران و آمریکا کشور عراق تکاپوی جدی برای میانجیگری در این تنش را دارد و پیرو آن قرار است آقای عادل عبدالمهدی، نخست وزیر عراق سفری را به  تهران و واشنگتن داشته باشد. اساساً بغداد متناسب با وزن و جایگاه سیاسی خود می‌تواند برای کاهش تنش ایران و آمریکا کاری انجام دهد؟

اگرچه در نگاه اول متناسب با وزن سیاسی و دیپلماتیک عراق به نظر می رسد که بغداد بتواند کاری برای کاهش تنش ایران و آمریکا انجام دهد، اما اگر به تحولات اخیر در خاورمیانه و سفرها و رایزنی های مقامات و سران عراقی نگاه کنیم شاهد آن هستیم که موجی با محوریت بغداد در خصوص رایزنی برای کاهش تنش ایران و آمریکا شکل گرفته است. از سفرها و تلاش های دیپلماتیک که محمد علی حکیم، وزیر امور خارجه عراق گرفته تا حضور عادل عبدالمهدی در کویت و اخیراً قطر نشانه این تکاپوی سیاسی است.
پیرو این مسئله عراق سعی کرده است از پتانسیل دیگر کشورها برای پیگیری در پروسه میانجیگری در تنش ایران و آمریکا استفاده کند. به بیان دیگر عراق به صورت یک طرفه به دنبال میانجیگری در تنش ایران با آمریکا نیست، بلکه به دنبال ایجاد یک موج سیاسی و دیپلماتیک در منطقه با حضور دیگر کشورهاست تا بتواند به وسیله آن روند میانجیگری را پیش ببرد.

اما به موازات آن شاهد سفر محمد جواد ظریف به پاکستان، عراق، آذربایجان و دیگر کشورها بودیم و در کنار آن سید عباس عراقچی سفری را به کویت و دیگر کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس داشته است، آیا این سفر ها حکایت از تلاش تهران برای کاهش تنش و استفاده از وزنه دیپلماتیک این کشور را برای  میانجیگری است؟

چنان که اشاره داشتید ما اخیرا شاهد یک جنب و جوش های سیاسی و دیپلماتیک مسئولین جمهوری اسلامی ایران در وزارت امور خارجه هستیم. از سفرهای محمدجواد ظریف به روسیه، چین، ژاپن، ترکمنستان و پاکستان تا عراق و آذربایجان و در کنار آن معاون سیاسی وزارت امور خارجه هم سفرهای را به مقصد کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس داشت به موازات آن آقای بعیدی‌نژاد، سفیر ایران در انگلستان و آقای تخت روانچی هم در حوزه دیپلماسی رسانه ای فعالیت های جدی داشته اند. اما تمام این فعالیت‌ها به این معنا نیست که ایران به دنبال استفاده از پتانسیل برخی کشورهای منطقه و فرامنطقه برای کاهش تنش و یا پیگیری پروسه میانجیگری باشد، بلکه این تلاش های سیاسی و دیپلماتیک برای روشنگری و تبیین سیاست های جمهوری اسلامی ایران از یک سو و هشدار برای تبعات ایجاد هرگونه تنش و مشکل برای جمهوری اسلامی ایران در منطقه است.
از طرف دیگر با توجه به مشکلات عربستان سعودی در جنگ یمن و فشارهای سیاسی و تبعات نظامی، امنیتی و اقتصادی جدی این تجاوز به نظر نمی رسد که ریاض هم به دنبال ایجاد تنش جدید، آن هم در سطح جمهوری اسلامی ایران در منطقه باشد. لذا این گونه شرایط در کنار جنب و جوش های سیاسی و دیپلماتیک ایران، پالس ها و نشانه های مثبتی است که می‌تواند به نوعی اثرات خود را در چگونگی تنظیم این روابط، به خصوص روابط ایران و عربستان سعودی در شرایط بحران را به همراه داشته باشد.

ولی در کنار این نکاتی که به آن اشاره داشتید شاهد سفر دیروز(چهارشنبه) جان‌بولتون به امارات متحده عربی و متهم کردن ایران به دخالت در انفجار بندر فجیره بودیم. آیا این دست تلاش های سیاسی و دیپلماتیک سران و مقامات آمریکایی و همراهی برخی از کشورهای عربی منطقه می‌تواند بستر را برای افزایش تنش در منطقه ایجاد کند؟
علی رغم اینکه شاهد سفر آقای جان بولتون به امارات متحده عربی و متهم کردن تهران به دست داشتن در انفجار بندر فجیره بودیم، اما هیچ کدام از این نکات به معنای افزایش تنش برای وقوع جنگ با ایران نیست. چون حتی کسانی مانند جان بولتون و مایک پمپئوهم می دانند که هرگونه تنش با ایران چه هزینه ها و تبعات سنگینی برای ایالات متحده آمریکا و کشورهای عربی منطقه ای در پی خواهد داشت. چرا که توان و نیروی دفاعی، نظامی و امنیتی جمهوری اسلامی ایران محدود به مرزهای خود نخواهد بود. از طرف دیگر دونالد ترامپ به عنوان یک تاجر منطق سود و زیان را همواره در مسائل سیاسی و دیپلماتیک مدنظر قرار می‌دهد و با این منطق هیچ گاه به دنبال تنش نظامی با ایران نخواهد بود. لذا در واقع مقامات کاخ سفید در سایه تمامی تلاش های خود سعی می کنند تنش با ایران را تا مرز وقوع جنگ پیش ببرند که بتوانند تهران را پای میز مذاکره بنشانند و بعد از آن امتیاز های مد نظر خود را به دست آورد. از این رو هیچ کدام از این اتفاقات اخیر از سفر بولتون به امارات تا اتهام زنی به ایران به معنای درگیر کردن کشور و شروع یک تنش نظامی با تهران نیست.

در نگاه کلان تر اساساً پروسه تنش نظامی با ایران و افزایش فشار بر تهران از جانب آمریکا تا چه اندازه مربوط به رونمایی از معامله قرن می دانید، چرا که اخیراً تحلیل‌های در خصوص ارتباط این دو مسئله مطرح شده است؟

به نظرمن اساس این دو مسئله ارتباط موضوعی با هم ندارند. اما با توجه به همزمانی تحولات می توان این گونه برداشت کرد که علاوه بر مسئله و پرونده هسته ای ایران در کنار توان موشکی و دفاعی و نفوذ منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران، ایالات متحده آمریکا به دنبال بسترسازی برای رونمایی از معامله قرن، ذیل افزایش فشار بر ایران است. 
از طرف دیگر باید این نکته را هم عنوان کرد که اکنون تکاپوی برخی از کشورهای عربی مانند عربستان سعودی و بحرین برای نشست مکه و نشست منامه می‌تواند حکایت از جدیت کاخ سفید و بازیگران همسو با واشنگتن در منطقه برای رونمایی از معامله قرن را داشته باشد، اما نکته بسیار مهم ناظر بر این واقعیت است که اکنون شرایط برای رونمایی از این معامله قرن وجود ندارد. از مشکلات درون ساختاری رژیم صهیونیستی و عدم تشکیل دولت تا مخالفت های جدی گروه های فلسطینی میتواند مشکلات جدی را برای رونمایی از این معامله قرن به همراه داشته باشد. حتی دایره مخالفت‌ها به جایی رسیده است که تشکیلات خودگردان و شخص محمود عباس تقابل جدی با این طرح از خود نشان داده اند. از طرف دیگر یقینا مسئله عادی سازی مناسبات اعراب و اسرائیل و پیگیری معامله قرن با حساسیت‌های جدی از جانب افکار عمومی جهان اسلام رو به رو است و هنوز شرایط برای  پیگیری و تحقق این مسئله وجود ندارد. لذا اگر چه بنا به برخی تحلیل ها فشارها بر ایران برای رونمایی از معامله قبل قرن وجود دارد، اما عملاً این طرح، طرحی شکست خورده است.

کلید واژه ها: اصغر زارعیایرانآمریکاعراقمعامله قرنعربستان سعودیامارات متحده عربیجان بولتونمحمد جواد ظریفسیدعباس عراقچی


( ۲ )

نظر شما :