آینده تاریک افغانستان پس از خروج آمریکا!

آینده پروسه صلح با طالبان، پیش شرط خروج نیروهای آمریکا از افغانستان

۰۳ دی ۱۳۹۷ | ۱۳:۲۳ کد : ۱۹۸۰۷۷۷ اخبار اصلی آسیا و آفریقا
عبدالمحمد طاهری در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: اساسا مسئله خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان رخ نخواهد داد؛ حداقل در کوتاه مدت نمی توان خروج نیروهای آمریکایی را از خاک افغانستان متصور بود. اگر هم خروجی صورت گیرد بعد از به نتیجه رسیدن پروسه صلح با طالبان خواهد بود.
آینده پروسه صلح با طالبان، پیش شرط خروج نیروهای آمریکا از افغانستان

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 
دیپلماسی ایرانی
– پس از مواضع جنجالی ترامپ در خصوص خروج نیروهای نظامی آمریکا از شمال سوریه، سخنان رئیس جمهور آمریکا در خصوص خروج ۷ هزار تن از تفنگداران ایالات متحده از خاک افغانستان، ابهامات جدی را برای آینده این کشور و پروسه صلح با طالبان رقم زده است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مسئله، گفت و گویی را با دکتر عبدالمحمد طاهری، کاردار و اولین مستشار و رایزن فرهنگی وزارت امور خارجه ایران در وزارت معارف افغانستان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان  انجام داده است که در ادامه می خوانید:

بعد از مواضع اخیر ترامپ در خصوص خروج نیروهای نظامی ایالات متحده آمریکا از سوریه و نیز بازگشت 7 هزار تفنگدار آمریکایی از افغانستان که منجر به استعفای جیمز متیس، وزیر دفاع آمریکا شد، شرایط جدیدی برای منطقه غرب و جنوب آسیا رقم زده شده است. از منظر شما خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، البته در صورت تحقق، چه اثراتی را بر شرایط امنیتی، سیاسی و دیپلماتیک این کشور خواهد گذاشت؛ به ویژه که  اخیرا دونالد ترامپ برنامه جدی برای صلح با طالبان را در دستور کار داشت؟ 

قبل از پاسخ به این سوال باید عنوان کنم که همه کارشناسان داخلی و خارجی بارها بر این امر تاکید کرده‌اند که دونالد ترامپ، رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا شخصی نیست که آشنایی حتی حداقلی به مسائل سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی نظامی داشته باشد. او در نهایت یک بیزینس من است و تنها هنر او در تجارت خلاصه می‌شود. پس نباید از او انتظار یک رئیس‌جمهور کارکشته با برنامه ریزی دقیق را داشت. از این رو مواضع دونالد ترامپ در خصوص خروج نیمی از نیروهای نظامی آمریکا در خاک افغانستان بدون برنامه‌ریزی و هماهنگی با هیئت حاکمه آمریکا صورت گرفته است. لذا با شکل‌گیری موج انتقادات جدی به این مواضع امکان دارد که عملیاتی شدن آن با ابهامات جدی روبه رو باشد.
در کنار این نکته دونالد ترامپ از نوعی شیفتگی شخصیت نیز رنج می‌برد و خود را باهوش تر از دیگر افراد قلمداد می‌کند. از این رو نوعی تک روی در رفتارهای او و به خصوص در اقدامات، مواضع و سخنانش دیده می شود. پس در مجموع باید گفت این مواضع اخیر هم در راستای همان تصمیم گیری های شخصی ترامپ قلمداد می شود. اما اگر صادقانه بخواهیم با مسئله روبه رو شویم روبرو شویم ایالات متحده آمریکا ونیروهای ناتو در مدت حضور خود در افغانستان هیچ سود و فایده ای برای این ملت جز خرابی و نا امنی نداشته است. اما اکنون شرایط دولت ائتلافی مابل به‌قدری در حوزه امنیتی و نظامی شکننده است که اگر نیروهای ناتو و تفنگداران دریایی حمایت خود را از دولت کابل ننداشتند خیلی پیش از این کابل به تصرف طالبان درآمده بود، کما این که نزدیک به ۳۵ تا ۴۰ درصد خاک افغانستان اکنون در دست نیروهای طالبان است. لذا این شرایط وضعیت شکننده ای را برای افغانستان رقم زده است. پس اگر مواضع دونالد ترامپ در آینده تحقق پیدا کند که اما و اگرهای بسیاری در مورد آن وجود دارد، یقیناً شرایط برای وخیم‌تر شدن وضعیت امنیتی و نظامی افغانستان شکل خواهد گرفت. در سایه این نکته، اقتضائات پروسه صلح با طالبان نیز تحت الشعاع این مسئله خواهد بود. 

اما به واقع ریشه مواضع ناگهانی ترامپ در خصوص خروج نیمی از نیروهای نظامی اش از خاک افغانستان، آن هم کمی بعد از تعیین استراتژی جدید آمریکا برای این کشور چیست؟

ترامپ اکنون به یک واقعیت انکارناپذیر دست یافته که ایالات متحده بعد از ۱۷ سال جنگ فرسایشی با طالبان به نقطه ای رسیده که از همان جا و سال ۲۰۰۱ جنگ را در افغانستان شروع کرده است و بعد از صرف هزینه های مالی، تسلیحاتی و جانی هیچ سودی عاید آمریکا نشده است. از طرف دیگر دولت مرکزی کابل نیز در سایه ناکامی‌های پی‌درپی در مبارزه با طالبان اکنون به یک خلاء نظامی و امنیتی رسیده است. لذا هم دولت کابل و هم دونالد ترامپ به این نتیجه رسیده است که جنگ نظامی با طالبان فرسایشی شده و تداوم این جنگ هیچ سود و فایده ای برای واشنگتن و کابل ندارد. اما این که در سایه این نکات هیات حاکمه آمریکا اجازه خروج نیروهای تفنگدار خود را از خاک افغانستان به دهد، باز جای تردید و سوال دارد و باید دید در آینده و در سال جدید میلادی چه حوادثی برای افغانستان رخ خواهد داد.

در سایه نکاتی که مطرح شد اساسا نه طرح صلح با طالبان، نه تعیین استراتژی برای افغانستان و نه مواضع اخیر رئیس جمهور آمریکا برای خروج نیمی از نیروهای نظامی آمریکا از خاک افغانستان در نوعی از ابهام به سر می‌برد. آیا واقعا خود دونالد ترامپ و کاخ سفید هم اکنون سردرگم شده است؟

دوباره تاکید می کنم دونالد ترامپ یک رئیس‌جمهور آشنا به مسائل سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی نیست. مضافا تک روی های او سبب شده تا میزان تشتت ایالات متحده آمریکا در امور سیاسی و دیپلماتیک به شدت افزایش پیدا کند. از شرایطی که او باعث شده تا دولت متحده آمریکا تعطیل شود تا تنش های داخلی حزبی و اختلافات جدی کنگره با دولت و همچنین تنش‌هایی که ایالات متحده آمریکا با اروپایی ها، کشورهای آسیای جنوب شرقی، منطقه خاورمیانه و حتی قاره آمریکا پیدا کرده است. این تحولات نشان از این دارد که ثبات سیاسی در کاخ سفید از بین رفته استوهمین عدم ثبات سبب شده تا هر از چند گاهی یک موضوع و سیاست جدید در باره مسائل جهانی در آمریکا مطح شود؛ زوری اعزام نیرو به افغانستان، روزی طرح صلح با طالبان و روزی هم بحث خروج از افغانستان مطرح است.

پس تمام رشته های آقای زلمای خلیل زاد هم پنبه خواهد شد؟ 

خیر. نمی‌توان با قطعیت گفت که ماموریت آقای خلیل زاد، نماینده ترامپ در امور افغانستان با شکست کامل روبرو خواهد شد. هر چند که تا به اکنون آقای خلیل زاد از دل چند دور مذاکره با طالبان چیز زیادی هم به دست نیاورده است. البته من پیشتر هم عنوان داشتم که این مسئله صلح با طالبان یک پروسه بسیار پیچیده، زمان‌بر و در عین حال بسیار سخت است که نیازمند به کوشش و هوش دیپلماتیک و سیاسی دارد. آقای خلیل زاد هم با کارنامه خود نشان داده است که در این پرونده جدی است. اما مسئله اینجاست که خود پروسه صلح با طالبان یک پروسه بسیار بسیار سنگین است. لذا افق روشن کوتاه مدتی را نمی توان برای ماموریت آقای خلیل زاد پیدا کرد. 
مضافا اگر مطابق گفته ترامپ نیمی هم از نیروهای آمریکا از افغانستان خارج شوند، احتمال قدرت گرفتن طالبان وجود دارد. در این صورت این گروه نظامی کمتر تن به مذاکره سیاسی می دهد و سعی خواهد کرد در عرصه میدانی قدرت خود را افزایش دهد. اما این بدان معنا نیست که حتماً تمام ماموریت آقای خلیل زاد تحت الشعاع مواضع آقای ترامپ قرار خواهد گرفت.
البته آقای زلمای خلیل زاد با اندیشه‌های نئوکانی و از دل حزب جمهوری خواه آمریکا سر بر آورده و این مسئله نشان می دهد که وی در پروسه صلح طالبان بسیار جدی است؛ به خصوص که زلمای خلیل زاد چند سالی هم از عرصه تحولات و قدرت به دور بوده است، اکنون با بازگشتش سعی خواهد کرد تا هر چه بیشتر نفوذ خود را گسترش دهد، به گونه‌ای که شاید بتوان گفت او نیم نگاهی هم به انتخابات افغانستان در سال بعد داشته باشد. لذا نمی‌توان گفت خروج نیروهای آمریکایی به معنای لغو پروسه صلح باشد و یا این مسئله بستری خواهد شد تا آقای خلیل زاد دیگر ماموریت خود پیگیری نکند. چرا که او یک ماموریت روشن را برای کاهش تهدید طالبان دارد. 

با خروج نیمی از نیروهای آمریکایی از خاک افغانستان سرنوشت دیگر نیروهای ائتلافی و  ناتو به کجا خواهد کشید؟

بگذارید یک مسئله را به طور شفاف بیان کنم که اساسا مسئله خروج نیروهای نظامی آمریکا از افغانستان رخ نخواهد داد؛ حداقل در کوتاه مدت نمی توان خروج نیروهای آمریکایی را از خاک افغانستان متصور بود، چرا که ایالات متحده آمریکا و ناتو در طول  ۱۷ سال گذشته پایگاه‌های متعدد هوایی و زمینی بسیار بزرگی را در خاک افغانستان شکل داده اند. از طرف دیگر افغانستان محل بسیار خوبی برای رصد و کنترل جمهوری اسلامی ایران از یک سو، روسیه و منطقه قفقاز از سوی دیگر و همچنین چین و هند خواهد بود. این موقعیت استراتژیک افغانستان فرصتی است که نه تنها هیئت حاکمه آمریکا آن را نا دیده نخواهد گرفت که حتی دونالد ترامپ نیز، علی‌رغم مواضع اخیرش نمی‌تواند آن را نادیده بگیرد. پس خروجی برای نیروهای آمریکایی از افغانستان وجود ندارد؛ اگر هم خروجی صورت گیرد بعد از به نتیجه رسیدن پروسه صلح با طالبان خواهد بود.
از طرف دیگر اکنون علاوه بر قدرت گیری طالبان، مسئله ظهور داعش در افغانستان هم  مطرح است. از این رو بسیاری از ژنرال های کار کشته و خسته از جنگ افغانستان معتقدند که با ظهور داعش در افغانستان تازه سر آغاز فصلی جدید در مبارزه با گروه‌های مسلح تروریستی در این کشور شروع شده است. با این وصف نمی توان انتظار داشت که مواضع ترامپ، حداقل در مورد افغانستان محقق شود. اگرچه در مورد سوریه نیز اما و اگرهای جدی وجود دارد، اما به هر حال اقتضائات پرونده افغانستان با سوریه بسیار متفاوت است.

اگر بر فرض محال نیمی از نیروهای آمریکایی از خاک افغانستان خارج شوند و به موازات آن به سنگ برای افزایش قدرت طالبان به شکل گیرد، آینده پروسه سیاسی انتخابات ریاست جمهوری این کشور که در روزهای اخیر شاهد ثبت نام نامزدهای ریاست جمهوری بوده ایم به کجا خواهد کشید؟

اگر بر فرض محال هم نیمی از نیروهای آمریکایی از افغانستان خارج شوند، توازن بازیگران در جنوب و غرب آسیا به هم می‌خورد. به هر حال باید بپذیریم که طالبان اگرچه در ظاهر یک گروه شبه نظامی است، اما در باطن طالبان یک پدیده چند لایه ای است که می توان در آن از یک سو نقش آفرینی پاکستان از حیث نظامی، امنیتی و اطلاعاتی را مشاهده کرد و در طرف دیگر پشتیبانی های مالی و ایدئولوژیک عربستان سعودی و امارات متحده عربی را هم دید. مضافا این که با خروج نیمی از نیروهای آمریکایی تمام توافقات اخیر میان واشنگتن، دهلی‌نو و کابل در مقابل اقدامات پاکستان نیز تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. با این وضع یقیناً باید در خروج نیروهای آمریکایی تردید داشت. چون این اقدام مساوی با بر هم خوردن توازن خواهد بود. اما در خصوص ثبت نام از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری هم باید گفت این یک پروسه زمان بندی شده است و طبق برنامه ریزی ها ثبت نام برای نامزدها آغاز شده است. تا از یک سو نگرانی های دولت کابل از مواضع ترامپ عیان نشود و از طرف دیگر بستر برای افزایش نارضایتی های عمومی به واسطه عدم بر گزاری انتخابات ریاست جمهورس سال 2019 شکل نگیرد. اما این که این پروسه انتخابات در موعد مقرر و به شکلی درست، قانونی و استاندارد برگزار خواهد شد یا خیر منوط به تحولات آتی افغانستان در سال ۲۰۱۹ خواهد بود.

کلید واژه ها: افغانستانپاکستانایرانآمریکاچینروسیهناتوطالبان دونالد ترامپعبدالمحمد طاهری


( ۳ )

نظر شما :