FATF تن دادن به سیاست های پسااستعماری نوین غرب است

عقب گرد فاحش در سیاست خارجی با تصویب الحاق ایران به CFT؟!

۱۶ مهر ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۹۴۰۰ اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
فواد ایزدی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است که الحاق ایران به کنوانسیون CFT نه تنها برگ برنده برای ایران نیست، بلکه اتفاقا فشار مضاعف بر ایران را در پی خواهد داشت. آن چه در جلسه دیروز مجلس روی داد، اتفاقا تاییدی است بر این گفته های من، چرا که اتفاقات دیروز مجلس یک عقب گرد بزرگ برای سیاست خارجی دولت روحانی بود.
عقب گرد فاحش در سیاست خارجی با تصویب الحاق ایران به CFT؟!

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – نمایندگان مجلس شورای اسلامی در جلسه علنی دیروز (یکشنبه) لایحه الحاق ایران به کنوانسیون مقابله با تامین مالی تروریسم (CFT) را به عنوان اولین دستور مورد بررسی قرار دادند که در نهایت با تمامی حواشی که حتی به بیرون از مجلس هم راه پیدا کرده بود به تصویب رسید. هر چند که دفتر مقام معظم رهبری در پاسخ به نامه‌ رئیس مجلس درباره‌ بررسی کنوانسیون‌های مرتبط با FATF اعلام کردند که ایشان با بررسی این لوایح در مجلس مخالفتی ندارند. اما کش وقوس های دیروز بهارستانی ها برای الحاق ایران به CFT کم نبود. دیپلماسی ایرانی برای ارزیابی نگاه مخالفین تصویب این لایحه و تشریح دلایل آن به سراغ دکتر فواد ایزدی، استاد دانشگاه و کارشناس مسائل بین الملل رفته تا نظراتش را در این خصوص که مطابق با طیف مخالفین تصویب لوایح FATF است جویا شود. 

به نظر شما نوع بازی ایران در چند هفته اخیر که با دستاورد های دیپلماتیک روحانی در نیویورک شروع شد و در ادامه با ارائه مدل SPV اتحادیه اروپا برای حمایت از برجام تداوم یافت و به موازاتش صدور رای دادگاه لاهه به نفع ایران و نهایتاً دیروز هم با تصویب لایحه الحاق ایران به سی اف تی ایران توانسته است یکی بعد از دیگری برگه‌های بازی واشنگتن را از او برای تقابل با تهران بگیرد؛ اگر چنین است در مقابل آمریکا چه رفتاری را در قبال پرونده ایران انجام خواهد داد؟

در ابتدا باید بگویم که من نگاه شما را قبول ندارم، چرا که هیچ کدام از مواردی که شما به آن اشاره داشتید نمی‌تواند به عنوان رفتاری از جانب ایران برای گرفتن برگ های بازی آمریکا در مقابل تهران تلقی شود. ابتدا در خصوص سفر آقای روحانی باید گفت که این سفر یک دستاورد دیپلماتیک نبود، بلکه سفری بود که در آن رئیس جمهور به صراحت تضمین داد که تهران از توافق برجام خارج نمی شود. به عبارت دیگر این ایران بود که برگ بازی خود را در سفر نیویورک از دست داد، چرا که ما می توانستیم با تهدید خروج از برجام طرف های مقابل را وادار به دادن برخی امتیازات در راستای منافع خود کنیم. اما با این تضمین عملاً این برگ هم از دست ایران خارج شد. مضافا این که مدل حمایتی مورد نظر اتحادیه اروپا تحت عنوان SPV هنوز در حد یک نقشه و راهکار نظری و نسیه فروحتن است. در خصوص دادگاه لاهه و رای آن نیز باید بگویم که اگر چه در ظاهر این رای به سود ایران بود، اما در عمل آمریکا هیچ گونه تعهد و یا پاسخ مثبتی را برای عملیاتی کردن رأی دادگاه نداشته و در حد پیروزی نمادین دیپلماتیک و حقوقی است. پیروزی که دردی از مشکلات داخلی کشور به خصوص در حوزه اقتصادی دوا نمی کند. اتفاقاً در مقابل ما شاهد هستیم که آمریکا بعد از رای دادگاه لاهه هم از پیمان مودت با ایران خارج شد و هم به دنبال خروج از کنوانسیون حقوقی وین است. در خصوص مسئله مهم‌تر یعنی الحاق ایران به کنوانسیون CFT نیز من معتقدم که این مسئله نه تنها یک برگ برنده برای ایران نیست، بلکه اتفاقا فشار مضاعف بر ایران را در پی خواهد داشت. آن چه در جلسه دیروز مجلس روی داد اتفاقاً تاییدی است بر این گفته های من، چرا که اتفاقات دیروز مجلس یک عقب گرد بزرگ و فاحش برای سیاست خارجی دولت روحانی بود. 

منظور شما از عقب گرد فاحش در سیاست خارجی دولت چیست؟

ببینید تا قبل از خروج آمریکا از برجام دولت در حال تبلیغ این نگاه بود که مذاکره تنها راه حل مشکلات کشور است، اما دیروز آقای ظریف به صراحت اعلام کرد که اگر ما لوایح FATF به خصوص الحاق ایران به CFT را تصویب کنیم تضمینی برای حل مشکلات نخواهد بود، اما این تضمین وجود دارد که در صورت عدم تصویب این لوایح بهانه برای فشارهای بیشتری بر ایران وجود خواهد داشت. این یعنی یک عقب‌گرد بزرگ برای دولت. پس منظور من از عقب گرد ناظر بر این مساله است. چرا تا دیروز دولت در بوق و کرنا کرده بود که مشکل آب خوردن ایران با مذاکره وحصول برجام حل خواهد شد اما در جلسه دیروز آقای ظریف علنا عنوان کرد که من و آقای دکتر روحانی این تضمین را می دهیم که در صورت عدم تصویب لایحه الحاق ایران به CFT مشکلات کشور افزایش پیدا می کند. پس نه تنها مشکل حل نشده است، بلکه دولت نگران آن است که مشکلات افزایش پیدا نکند. چه شد آن همه برجام برجام کردن ها؟‍ البته من معتقدم که علاوه بر این عقب گرد و اصلاح نگاه دولت روحانی که دیروز در سخنان مواضع آقای ظریف عنوان شد، روحانی یک گام مهم دیگر هم در آینده بر دارد.

آن گام چیست؟ 

آن گام، گام رو به عقب تر ایران در آینده خواهد بود. 

یعنی تهران از این هم بیشتر عقب نشینی خواهد کرد؟

بله. من این را به شما قول می دهم چند سال دیگر همین آقایان به صراحت اعلام می‌کنند که همین لوایح، مذاکره و گفت و گو نه تنها تضمینی برای کاهش فشار نیست، بلکه راه را برای افزایش فشار طرف های مقابل به خصوص آمریکا بر ما بیشتر خواهد کرد. به عبارت دیگر تصویب این لوایح نه تنها برگ بازی را از آمریکا نخواهد گرفت، بلکه برگ بازی بیشتری را در اختیار ترامپ قرار خواهد داد. با وقوع این مساله ظرف همین یکی دو سال آینده دولت اعلام می کند، همین لوایح مانند الحاق ایران به CFT نه تنها تعدیل فشاری را موجب نشده، بلکه سبب ساز افزایش فشارها بوده است. همان طوری که عضویت ایران در NPT اکنون به عامل فشار مضاعف بدل شده است. این گام نهایی روحانی در آینده خواهد بود. 

اما مسئله مهم اینجاست که در صورت عدم الحاق ایران به FATF شرایط برای گذار ایران از تحریم‌ها به مراتب سخت تر خواهد شد. از طرف دیگر حمایت مالی ایران از برخی از گروه‌های منطقه تحت عنوان محور مقاومت از طریق حساب های بانکی و نقل و انتقالات پولی در شبکه مالی جهانی صورت نمی گیرد. در سایه این مسائل آیا هنوز به نظر شما تصویب این لوایح می تواند عامل فشار مضاعف باشد؟

در این مسئله شک نکنید. 

ولی چطور؛ ابزار طرف مقابل برای افزایش فشار چیست؟

ببینید این لوایح به صراحت خبر از شفاف سازی مالی و پولی بانکی می‌دهد. شفاف‌سازی در یک معنا یعنی قرار دادن اطلاعات پولی، بانکی و حتی امنیتی کشور به طرف های مقابل؛ ضمن این که باید اشاره داشت در آینده احتمالا مسئله تعریف تروریسم، گروه های تروریستی و تروریست ها با چیزی که امروز مطرح است، متفاوت باشد؛ چه تضمینی وجود دارد که فردا ایران به دلیل حمایت از حماس، حزب الله، جنبش جهاد اسلامی و پشتیبانی از مردم مظلوم یمن ذیل اتهام حمایت از تروریسم از نگاه گروه FATF قرار نگیرد. همان طور که امروز در بعد دیپلماتیک و سیاسی ما به دلیل همین رفتارها به حمایت از تروریسم در منطقه مواجهیم. این یعنی ابزار جدید برای فشار. 

برخلاف گفته های شما این لوایح به صورت روشن مصادیق گروه‌های تروریستی، اشخاص  و اقدامات مشکوک پولی و بانکی را ذیل اقدامات پولشویی، تامین مالی تروریسم و قاچاق مطرح کرده است. آیا نگاه شما مانند برخی از طیف هایی‌ که دیروز در مجلس حواشی را ایحاد کردند بدبینانه نیست؟

خیر نگاه بدبینانه وجود ندارد. اتفاقا این نگاه، نگاه واقع بینانه است. اما در مقابل من معتقدم که نگاه شما نگاه نزدیک به طیف دولت است. بگذارید برای تشریح و تبیین نگاه خودم طور دیگری به لوایح نگاه کنیم. در گذشته کشورهای غربی با محوریت آمریکا استعمار سنتی و کلاسیکی داشتند. یعنی این کشورها با حضور مستقیم و نظامی در برخی از مناطق جهان دیگر کشور ها را استثمار می‌کردند. اما در استعمار نوین دیگر خبری از حضور نیروهای نظامی به صورت مستقیم در این کشورها نبود، بلکه در این دوره استعماری جدید افراد بومی از همان کشورها به عنوان نمایندگان دول استعمارگر و در راستای منافع آنان بر کشور حکم رانی می کنند تا اهداف استعمارگران را برآورده کنند که مثال بارز آن حکومت شاهنشاهی ایران بود. اما در دوره پسااستعمار نوین دیگر خبری از حضور نیروها و نمایندگان بومی دولت های استعمارگر در خاک کشورها هم وجود ندارد، بلکه اکنون غرب با ابزارهای قانونی مانند توافق نامه ها، لوایح و معاهدات به دنبال برآورده کردن منافع خود به منظور استثمار دیگر کشورها است. اینجا دیگر مهم نیست که روحانی رئیس جمهور است و یا شخص دیگری. یعنی برجام، NPT و یا لوایح FATF ابزارهای پسا استعمار نوین برای متر و محدویت کشورهایی نظیر ایران در راستای منافع غرب خواهد بود. به عبارت دیگر همین قوانین و لوایح جای نمایندگان بومی کشورهای استعمارگر را در استثمار دیگر کشورها گرفته است. 

ولی این را هم در نظر داشته باشید که این قوانین و لوایح تنها مختص ایران نیست، بلکه همه کشورهای جهان حتی خود غربی‌ها هم ملزم به رعایت آن هستند؟

اتفاقا به نکته خوبی اشاره کردید. به نظر من این لوایح و قوانین در حقوق بین الملل بیشتر برای مدیریت کشورهای مانند ایران است، چرا که بیشتر کشورهای دیگر مانند همین عربستان و امارات در دوره استعمار نوین زندگی می‌کنند، یعنی با نمایندگان بومی، غرب این کشورها را اداره می‌کند، ولی برای ایران که در دوره استعمار نوین نشان داد با انقلاب مردمی این نوع استثمار هم کاربرد ندارد به دنبال شیوه های پس از استعمار نوین هستند، یعنی همین قوانینی که از طریق آن بتوان ایران را ملزم به رعایت برخی اقدامات و رفتارها در راستای منافع خود بکنند. ما باید این مسئله را گوشزد کنیم تا متوجه شویم که خطر و تهدید لوایح FATF برای ایران کجاست؟ البته برخی مخالفت‌ها و یا تندی های صورت گرفته برای ممانعت از تصویب این لوایح در مجلس و یا حتی بیرون از آن برای تبیین و تشریح این تهدیدات را تایید نمی کنم. منطق ما منطق روشن و شفافی است و اتفاقا با روشنگری می توانستیم حرف خود را به کرسی بنشانیم، ولی برخی جریان سازی مانع شد. اما در برآیند معتقدم که با هوشیاری بیشتری در قبال این نوع رفتارها می شد طور دیگری عمل کنیم. لذا من معتقدم که تصویب این لوایح نه تنها باعث تعدیل فشار نخواهد شد، بلکه ابزاری برای سرنگونی و تغییر نظام در ایران خواهد بود. تنها چیزی که آمریکا ندارد یافتن بهانه برای فشار بر ایران است. در این ۴۰ سال آمریکا به کرات این مسئله را نشان داده است. پس باید رفتار ایران با قدرت عمل بیشتری توأم می بود. 

آیا نگاه شما به دولت حداقل در این بخش کمی به دور از واقعیت نیست؟

به هیچ وجه. به نظر من اتفاقاً دولت با نفاق بیشتری به دنبال منافع خود ذیل همسویی با منافع غرب است. در این راستا من بر این باورم که در دوره استعمار نوین نمایندگان دولت های استعمارگر حداقل با نفاق کمتری سیاست های غرب را پیش می بردند، چرا که به صراحت خود را تابع نعل به نعل سیاست های آمریکا می دانستند. ولی اکنون برخی مانند همین آقای روحانی شبه لیبرال با شعار حفظ عزت و پیگیری سیاست‌های جمهوری اسلامی ایران به دنبال برآورده کردن اهداف و منافع غرب به خصوص آمریکا است. لذا به نظر من اصرار دولت بر تصویب این لوایح در همین راستا تعبیر و تفسیر می شود، چرا که این لوایح می‌تواند تاثیر سوء ولو اندک را بر سیاست های منطقه ای ایران داشته باشد؛ چیزی که در این سی سال اخیر انقلاب اسلامی برخی ها به صورت آشکار و پنهان منتقد آن بودند. در این راستا اکنون این طیف به نام قانون باوری، قانون محوری و پیوستن به برخی معاهدات و کنوانسیون ها مانند CFT به بهانه عدم افزایش فشار بر جمهوری اسلامی همان برنامه کاهش نفوذ منطقه ای ایران را پی گرفته اند، همان طوری که به دنبال کاهش جدی توانایی های ما در حوزه هسته ای بودند که اتفاقا با برجام و مذاکره با آمریکا این مهم نیز محقق شد. 

در کنار نگاه بدبینانه شما در خصوص لوایح FATF دو حوزه نگرانی وجود دارد، یکی مسئله گروه‌های مورد حمایت ایران است که احتمالا با تغییر رویه گروه FATF آنها نیز ذیل عنوان گروه تروریستی تعریف شوند اگر چه تا کنون داعش، جبهه النصره، طالبان والقاعده جزء گروه های تروریستی معرفی شده اند. نگرانی مهمتر در حوزه مسائل داخلی ایران تحت عنوان خود تحریمی است که احتمال دارد برخی از نیروها، ارگان ها و حتی شخصیت های داخلی هم ذیل گروه ها و اشخاص تروریستی معرفی شوند. اما در سایه این مسائل و نگرانی ها حق شرط های ایران برای پیوستن به CFT و دیگر لوایح نمی‌تواند مانع جدی برای تحقق این اهداف طرف مقابل داشته باشد؟

ابتدا به ساکن باز تاکید دارم نگاه بدبینانه ای وجود ندارد. شما اصرار دارید آن را نگاه بدبینانه بنامید. در ثانی از شما می‌پرسم آیا این حق شرط های لوایح تصویبی ایران می تواند مانع افزایش فشار شود؟ خیر. مثال بارز آن برجام است. مگر ما به صورت رسمی و آشکار زیر نظر همه دوربین‌ها، خبرنگاران و افکار عمومی جهان با آمریکا و پنج کشور دیگر روی میز ننشستیم و در مورد مسئله هسته ای ایران توافق نکردیم؟! مگر عکس های یادگاری خود را نگرفتیم؟!  آخر آن همه تعهد به کجا کشیده شد؟! آیا آمریکا هنوز به تعهدات خود پابرجاست؟! لذا به نظر من حق شرط چیز کودکانه ای است. در منطق حقوق بین الملل این رفتار تهران اصلا توجیه قانونی و حقوقی ندارد. دنیا اصلا این گونه عمل نمی کند. لوایح به صورت کامل، شفاف و روشن برای کشورها به صورت یکسان تعیین و تبیین شده است پس نمی توان آن را با شرط بپذیریم. اینها همه یک بازی کودکانه برای سرگرم کردن جامعه است. تنها راهی برای نگران کردن خودمان است و در نهایت انحراف جدی افکار عمومی است. مطمئن باشید اگر ما لوایح را به صورت قانونی تصویب کنیم، FATF هیچ گاه حق شرط های ایران را برای پذیرشش مشروع نمی داند، همان طور که تا کنون برای هیچ کشوری حق شرطی را مشروع ندانسته است.

کلید واژه ها: آمریکااتحادیه اروپاروحانیمعاهده nptمحمد جواد ظریفبرجاممقررات fatfcftدکتر فواد ایزدی


۴ رای

نظر شما :

سلاح ۱۶ مهر ۱۳۹۷ | ۱۲:۱۴
از روز اول مذاکرات نقشه و تله این بوده که به هر طریقی شده ایران را خلع سلاح و خلع قدرت منطقه ایش کنند و پرو بال ایران را قیچی کنند. برجام اولین گام این نقشه و تله بود که استکبار به سرکردگی آمریکا موفق شد سر سیاست مدارانمان کلاه بزرگی بگذارند بعد قبول این محدودیت هسته ای از طرف ایران چاله چوله های برجام از را رسیدن که شد fatf این و وادادن ها دنباله دار خواهد بود و باید منتظر ماند و دید درخواست دیگر کدخداها امریکا و اروپا چه خواهد بود.این برجام از چاله به چاه افتادن بود ضرب المثل عامیانه میگوید رفت ریش دربیاورد سبیلش را هم باخت.
ایرانی ۱۶ مهر ۱۳۹۷ | ۱۳:۰۵
این کارشناس اکه از دست روزگار مهمان همیشگی صداوسیما هم هست!!! همه دستاوردهای دولتی را که دولت جناح او نیست ,نیست و نابود میکند در حالیکه اگر یکدهم این دستاوردهایی که اینگونه کودکانه !! کم ارزش و بی ارزش میداند را دولت محبوبشان داشت دربوق و کرنا میکردند و اگراندیسمانش هم می نمودند !! درپایان این کارشناس پاسخ نداد که چرا برای کنوانسیونی که همه جهان جز کشوری که برآنند و آرزو دارند که ایران را به آن تبدیل کنند(کره شمالی) انرا پذیرفته اند (با نگاه به همه ی تیوری توطیه و تیوریهای دایی جان ناپلیونی این گروه) در زمان دولت محبوبشان مقدمه های پیوستن ایران به آن آغاز شد چرا آن هنگام این توطیه ها و استعمار گریها وجود نداشت و هیچ دم برنیاوردن این آقایان استعمارشناس!!!؟؟؟
هومن ۱۶ مهر ۱۳۹۷ | ۱۹:۱۳
چند نکته: اول: باید به خواست اکثریت احترام گذاشت و رای مردم به دولت روحانی مشخص کرده جامعه چی میخواهد. دوم:در دنیای امروز نمیشه با کشیدن دیوار دور کشور و تعریف افراطی از استقلال کشور اداره کرد. باید پرسید ایا همه کشور های دنیا بدبخت وابسته هستند و فقط ما استقلال داریم و شکوفا هستمی؟ سوم: با تهدید به جایی نمیشه رسید طی این سالها این همه تهدید کردیم به کجا رسیدیم؟ ایا غیر از این بوده که از رفاه اسایش مردم هزینه شده ؟ چهارم و مهم تر تضعیف و سنگ اندازی در راه دولت قانونی و اکثریت نه تنها هنر نیست بلکه خیانت به کشور و مردم است
فدوی ۱۶ مهر ۱۳۹۷ | ۲۰:۲۰
دست دادن با دست قویتر یعنی شکستن دست ضعیفتر . حالا هی فلسفه ببافیم و ... آمریکا به کمتر از تجزیه ایران راضی نیست و این رو با بحرین و در زمان حکومت غرب پرست ایران ، نشان داد . خوش خیال ها تصور می کنند اگر مانند عربستان و قطر و ... با آمریکا راه بیاییم رفاه و ... خواهیم یافت در حالی که اساسا چیزی به نام توسعه برای ایران در هر وضعیتی برای غربی ها معنی ، مفهوم و پذیرش ندارد . حالا در ایران شاه حکومت کند یا رهبر . یه سری به تارخ بزنید .
رحمان محمدی اصل ۳۰ آبان ۱۳۹۷ | ۱۵:۵۸
پولشویی در سطح بسیار گسترده از طریق نفت خواری، زمین خواری، رشوه خواری، بانک خواری، رانت خواری و ... در ایران وجود داشت که دولت آقای روحانی با پرداخت حقوق های نجومی به مدیران خود توانست آمار و ارقام فسادهای قبلی را بزرگتر و حساب های نجومی، املاک نجومی و... را به لیست قبلی بیفزاید و به بهانۀ بر چیدن تحریم ها کشور را به رکود مطلق کشاندند تا با اعمال فشار بر مردم بتوانند برجام را منعقد و به بهانه خروج از رکود خزانه کشور را غارت و با پرداخت وام بانکی خودروهای بی کیفیت داخلی را به قیمت گزاف به ملت فروخته و جیب سهامداران آن شرکتها را پر از پول نمایند و سپس به بهانۀ ساماندهی، مؤسسات را غیرمجاز اعلام نمودند تا با تضییع حقوق سپرده گذاران بتوانند بدون رعایت هیچ گونه تشریفات قانونی به کاسپین مجوز صادر کرده و اینبار خزانه کشور را غارت و به جیب کاسپینی ها ریختند و در ادامه به بهانۀ خروج آمریکا از برجام ، مجوز غیر قانونی واردات چند هزار خودرو لوکس خارجی را صادر و بدنبال آن ذخایر ارزی و ذخایر طلای کشور را نیز غارت و به جیب چند رانت خوار ریختند تا ملت ایران را فلج و کشور را دچار بحران اقتصادی نموده و خود رو سازان بتوانند خودروهای بی کیفیت خود را بیش از دو برابر گران نموده و از هر دو روی برجام نهایت بهره را ببرند و حال آقای ظریف می خواهد با فرافکنی و دادن آدرس غلط حقیقت را تحریف و با اعمال فشار FATF را به تصویب برساند