پروسه صلح امریکا برای افغانستان به هیچ وجه به سود تهران نیست

نگرانی مشترک روسیه و ایران، عامل تقویت همکاری های دو کشور در افغانستان

۱۰ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۷۸۷۰۸ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
پیرمحمد ملازهی در کفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که به دلیل شرایطی که برای برجام روی داده و بروز تنش جدی در روابط تهران – واشنگتن، یقینا ایران نمی توان در پروسه صلح آمریکا نقش آفرین باشد. لذا ایران می تواند در پروسه روسیه حضور جدی پیدا کند.
نگرانی مشترک روسیه و ایران، عامل تقویت همکاری های دو کشور در افغانستان

عبدالرحمن فتح الهی؛ تیم تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – به نقل از خبرگزاری رویترز، قرار است که چهارم سپتامبر (۱۳ شهریور) کنفرانس صلحی با هدف کشاندن نمایندگان طالبان به پای میز مذاکره در مسکو انجام شود. روسیه از ۱۲ کشور از جمله ایالات متحده برای مذاکرات مسکو دعوت به عمل آورده است. دعوتی که از سوی واشنگتن و دولت مرکزی کابل رد شده است. دیپلماسی ایرانی برای بررسی این کنفرانس و تاثیر آن بر شرایط کنونی افغانستان گفت وگویی را با پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل غرب آسیا و شبه قاره ترتیب داده است که در ادامه می خوانید: 

چهارم سپتامبر (13 شهریور) قرار است کنفرانسی چند ملیتی برای پیگیری مساله صلح در افغانستان با هدف کشاندن نمایندگان طالبان به پای میز مذاکره در مسکو برگزار شود. در این خصوص روسیه از ۱۲ کشور از جمله ایالات متحده برای حضور در مذاکرات مسکو دعوت به عمل آورده است. از دید شما آیا این کنفرانس صلح افغانستان از جانب روسیه همان برنامه مذاکره کاخ سفید و دولت مرکزی کابل با طالبان است؟

 قطعا خیر. چرا که رقابت های سیاسی میان مسکو و واشنگتن در مساله افغانستان رفته رفته شکل روشن تری به خود گرفته است. اتفاقا دلیل این که ایالات متحده حاضر به شرکت در این کنفرانس مسکو نشد، همین جدی شدن رقابت های سیاسی بود. در این راستا دولت مرکزی کابل همپای کاخ سفید حاضر به حضور در این کنفرانس نیست. لذا این مساله به وضوح نشان از این دارد که آمریکا خط مستقل خود را در افغانستان دنبال کرده و از امتیاز همراهی دولت کابل هم برخوردار است. در چند وقت اخیر هم آقای خلیل زاد به عنوان نماینده ویژه ترامپ در امور افغانستان انتخاب شد. این مساله نشان می دهد که پروسه صلح ترامپ با طالبان با همراهی کابل، اسلام آباد، دهلی نو و ریاض خواهد بود. پروسه صلحی که به نظر می آید حداقل با آن بخشی از طالبان که حرف شنوی از پاکستان دارند، انجام شود. خوب با حضور آقای خلیل زاد هم که قبلا سفیر آمریکا در افغانستان بوده و یکی از نئوکان های موثر در ساختار قدرت ایالات متحده به شمار می رود به نظر می آید که کاخ سفید از حضور روسیه در صحنه افغانستان و به دست گرفتن ابتکار عمل کرملین به هیچ وجه راضی نیست. از این رو کاخ سفید از هر راهی استفاده می کند تا نقشه های روسیه در افغانستان را به شکست بکشاند. لذا دو طرح صلح، یکی در مسکو و دیگری در واشنگتن، اساسا هیچ ارتباط و هم پوشانی با هم نداشته و اتفاقا در تقابل با هم قرار دارند. این مساله به نبرد دو ابر قدرت در صحنه جهانی باز می گردد که یکی از بخش های آن صحنه افغانستان است.

اما مسکو توان تکرار موفقیت خود را در صحنه افغانستان مانند سوریه خواهد داشت، به خصوص که در ذهن جامعه و سیاسیون افغانستانی خاطره خوبی از روس ها وجود ندارد؟

ابتدا به ساکن باید گفت که شرایط و اقتضائات سوریه با افغانستان کاملا متفاوت است. روس ها در سوریه پایگاه نظامی دارند. حضور سیاسی و دیپلماتیک جدی در صحنه سوریه دارند و در این راستا نیز توافقنامه های مهمی هم با دولت دمشق به امضاء رسانده اند. حتی پیش از این هم سوریه در دوران جنگ سرد در چارچوب و موازین روسیه حرکت کرده است. پس سابقه روابط دمشق – مسکو بسیار جدی و طولانی است. اما در خصوص افغانستان شرایط کاملا عکس است. همان طور که شما هم به درستی اشاره کردید مردم و جامعه افغانستان از روس ها هیچ دل خوشی ندارند. اکنون هم روسیه با آگاهی به این مساله به دنبال حضور به عنوان میانجی گر است، نه نیروی جدی حاضر در تحولات افغانستان. 

اما دلیل این میانجی گری مسکو چیست؟

به سوال مهمی اشاره داشتید. یقینا روس های اکنون به واسطه جدی شدن مساله ناامنی در افغانستان نگران تعمیم این ناامنی به آسیای میانه هستند. با توجه به شکست داعش در عراق و سوریه اکنون مهاجرت این گروه به افغانستان در چندسال اخیر به شکل جدی صورت گرفته است. تلقی روس ها حداقل در سطح کارشناسی امنیتی این است که در آینده کوتاه این مساله می تواند سبب ناامنی در کنار مزرهای این کشور شود. به خصوص که این مهاجرت بدون هماهنگنی با کاخ سفید امکان پذیر نیست. لذا مسکو معتقد است که واشنگتن به دنبال ایجاد ناامنی در کنار مرزهای روسیه از طریق داعش خواهد بود. چرا که داعش با فراموش کردن خلافت عراق و شام به دنبال خلافت جدید خود یعنی خلافت خراسانی در شمال افغانستان است و می خواهد حضور جدی تری در این جا پیدا کند. این حضور می تواند باعث درگیر شدن مناطقی از آسیای مرکزی، چچن، ایالت سین کانگ چین و اینگوش شود. از این زاویه نگاه، روسیه سعی دارد با نزدیک شدن به جامعه افغانستان و صلح با بخشی از طالبان از اهرم این گروه برای عدم حضور داعش در ناامنی های آتی استفاده کند. لذا روسیه به دنبال حضور و دخالت مستقیم در امور افغانستان نیست، بلکه کرملین بر این باور است که در صورت یافتن راه حل سیاسی برای برون رفت از مشکلات کنونی افغانستان می توان طالبان را در برابر داعش قرار داد. به خصوص که داعش یک نیروی بین المللی است، اما طالبان یک گروه محلی در افغانستان به شمار می رود و این مساله هم می تواند در نبرد قدرت آنها دخیل باشد.

با توجه به این که در میان مدعوین کنفرانس مسکو نام ایران هم دیده می شود؛ اساسا نگاه تهران به صلح طالبان چگونه است، آن هم ذیل اتهاماتی که به تهران در خصوص همکاری و همراهی با طالبان در سال های اخیر مطرح شده است؟

در این رابطه باید گفت که بر اساس یک اصل مسلم در روابط بین الملل حضور یک دولت قدرتمند می تواند باعث افزایش ثبات و امنیت برای همسایگان آن کشور شود. لذا حضور دولت مرکزی قدرتمند در افغانستان یقینا به سود امنیت ایران است. اما با توجه به این که اکنون دو پروسه صلح با طالبان، یکی از جانب روسیه و دیگری از جانب آمریکا دنبال می شود، به دلیل شرایطی که برای برجام روی داده و بروز تنش جدی در روابط تهران – واشنگتن، یقینا ایران نمی توان در پروسه صلح آمریکا نقش آفرین باشد. لذا ایران می تواند در پروسه روسیه حضور جدی پیدا کند. از سوی دیگر در هر سناریویی آمریکا برای صلح کاخ سفید سعی دارد تا نیروهای نظامی خود را در افغانستان حفظ کند و آن را هم افزایش دهد. اکنون 5 پایگاه نظامی آمریکایی در افغانستان وجود دارد. از این رو این پروسه صلح آمریکا هیچ گاه به سود ایران نبوده و نخواهد بود. لذا نگرانی مشترک روسیه و ایران می تواند باعث تقویت همکاری دو کشور در تسریع روند صلح در افغانستان شود؛ اما این که دو کشور در این مساله تا چه اندازه موفق هستند، مساله دیگری است. 

در این شرایط وضعیت انتخابات آتی افغانستان را چگونه ارزیابی می کنید؟ 

در این خصوص ما با دو انتخابات روبه روییم. یکی انتخابات مجلس ملی و دیگری انتخابات شوراهای محلی در افغانستان. واقعیت این است که دوره مجلس ملی پیشتر خاتمه پیدا کرده است، اما به دلیل حکم اشرف غنی این دوره تمدید شد. اما اکنون دیگر شرایط برای تمدید مجدد همین مجلس فراهم نیست. لذا دولت مصمم است که این انتخابات را برگزار کند. از آن سو هم طالبان و هم دیگر گروه های تندرو به دنبال به شکست کشاندن انتخابات هستند. اما با تمامی مشکلات کنونی و حتی مساله ای که در درون دولت در خصوص استعفای چهار وزیر پیش آمد، سبب نمی شود تا این انتخابات برگزار نشود. به خصوص که دو جریان حاضر در دولت وحدت ملی (جریان عبدالله عبدالله و جریان اشرف غنی) در آستانه برگزاری این انتخابات رقابت جدی تری را برای کسب کرسی بیشتر در پارلمان از هم اکنون آغاز کرده اند. مضافا حضور کسانی چون عبدالرشید دوستم، محقق، ربانی و عطامحمد نور ائتلاف بزرگ ملی را تشکیل داده اند که رقیب جدی برای دولت خواهد بود. این ائتلاف زمانی جدی تر هم خواهد شد که علاوه بر این شخصیت ها و جریان های حاضر در آن، آنها به دنبال مشارکت و همراهی دیگر شوراها مانند شورای قندهار، جلال آباد و جریانات پشتون هم هستند. این مساله یقینا تنور انتخابات را داغ تر خواهد کرد. لذا علیرغم تمامی مشکلاتی که وجود دارد به نظر این انتخابات برگزار خواهد شد. اما در کل به نظر می رسد که انتخابات آتی افغانستان دوباره رنگ قومیتی به خود بگیرد. لذا پشتون ها در یک سو  و هزاره ها، ازبک ها و تاجیک ها در طرف دیگر قرار خواهند داشت. اکنون تمام ناکامی های دولت وحدت ملی در تغییر قانون اساسی، تغییر نظام سیاسی افغانستان از ریاستی به پارلمانی و احیای پست نخست وزیری و نیز احیای لویی جرگه به عنوان شعارهای گروه های رقیب بدل شده است. اما مساله اینجاست که با توجه به اختلافات سیاسیون، تلاش طالبان در عدم برگزاری انتخابات و نیز تششت در جامعه افغانستان باعث حضور کم رنگ مردم در این انتخابات خواهد بود. در این صورت مجلس آینده افغانستان از آن مشروعیت لازم برخوردار نخواهد بود تا بتواند به دنبال برنامه های جدی برود. پس باید منتظر تحولات ناشی از دو پروسه صلح با طالبان از سوی آمریکا و روسیه بود و دید که کدام یک به ثمر خواهد نشست. 

کلید واژه ها: افغانستان ایران آمریکا روسیه طالبان پیرمحمد ملازهی داعش


نظر شما :