عمران خان آغازگر دوران جدید جنگ سرد با واشنگتن خواهد بود

رابطه با ایران به جای امریکا اولویت دولت جدید پاکستان

۰۵ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۵:۴۰ کد : ۱۹۷۸۰۶۷ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
پیرمحمد ملازهی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که که ارتش پاکستان در راستای سیاست اعلامی عمران خان به دنبال کاهش تنش مرزی با ایران پیش رود. اما آی.اس.آی با تجهیز و حمایت از گروه های مسلح ضد ایرانی از مرزهای افغانستان و از طریق مرز زابل و نیم روز به تقابل با تهران وارد عمل شود.
رابطه با ایران به جای امریکا اولویت دولت جدید پاکستان

عبدالرحمن فتح الهی – ساعاتی پیش کمیته نظارت بر انتخابات پاکستان، نتایج رسمی ۹۵ درصد از حوزه های انتخاباتی ۴ ایالت این کشور را منتشر کرد. بر اساس این نتایج حزب "تحریک انصاف" به رهبری "عمران خان" با به دست آوردن ۱۱۰ کرسی در مجلس ملی پاکستان، از سایر احزاب پیشی گرفت و برنده انتخابات ۲۰۱۸ پاکستان شد. حزب "مسلم لیگ شاخه نواز شریف" هم با کسب 63 کرسی مجلس ملی پاکستان بعد از تحریک انصاف دومین رتبه را در انتخابات پاکستان به خود اختصاص داد. پس از مسلم لیگ، حزب "مردم" به رهبری "بلاول بوتو زرداری" با کسب 42 کرسی سومین رتبه را در انتخابات پاکستان به دست آورد. در سایه این نتایج دولت آتی پاکستان را عمران خان و حزب انصاف تشکیل خواهد داد. کسی که شعار تغییر در روابط پاکستان با ایران را از اولویت های سیاست خارجی خود اعلام کرده است. از این رو دیپلماسی ایرانی بررسی تاثیرات پیروزی حزب انصاف و نیز به قدرت رسیدن عمران خان در آینده روابط تهران – اسلام آباد را در گفت وگویی با پیرمحمد ملازهی، کارشناس مسائل غرب آسیا و شبه قاره پی گرفته است که در ادامه می خوانید:

 با توجه به نتایج انتخابات پارلمانی پاکستان و پیروزی حزب "تحریک انصاف" به رهبری "عمران خان" آینده روابط اسلام آباد – تهران چه سمت و سویی پیدا خواهد کرد؛ چرا که عمران خان اولویت سیاست خارجی خود را بهبود روابط با ایران تعریف کرده است؟

چنان که به درستی اشاره داشتید اکنون سیاست خارجی اعلامی عمران خان با حزب "مردم" و حزب "مسلم لیگ شاخه نواز" تفاوت بسیاری دارد. این تفاوت رفتار در دیپلماسی نه فقط در خصوص ایران که در کل سیاست خارجی پاکستان شکل خواهد گرفت. البته این مساله به معنای تغیرات بنیادین و اساسی در سیاست خارجی پاکستان نیست. اما اسلام آباد در آینده نگاه متفاوت تری به مسائل منطقه ای و بین المللی خواهد داشت. اکنون در سایه رقابت تهران و ریاض عمران خان سعی دارد نوعی توازن را میان دو کشور ایجاد کند. لذا دولت آتی پاکستان به سمت نگاه مثبت تر و سازنده تری از مسلم لیگ نواز با ایران گام بر خواهد داشت.

در خصوص هند وافغانستان روابط پاکستان دچار چه تحولاتی خواهد شد؟

با توجه به این که اکنون این مساله مطرح است که پیروزی حزب انصاف و عمران خان به دلیل حمایت و مهندسی انتخاباتی ارتش پاکستان بوده، شرایط هم برای دهلی نو و هم برای کابل نگران کننده است. ارتش به این نتیجه رسیده بود که توان همکاری با احزاب بزرگی نظیر مسلم لیگ نواز شریف و نیز حزب مردم متعلق به خانواده بوتو را ندارد. لذا حمایت ارتش از حزب انصاف و نیز نزدیکی مواضع عمران خان به آنها مبین این نکته است که سیاست خارجی پاکستان مبتنی بر همکاری برای حل مشکلات با هند از جانب نواز شریف در آینده تغییر پیدا خواهد کرد. در سایه این نکته می توان این گونه گفت که در آینده خط فکری ارتش در سیاست خارجی عمران خان به خصوص در مساله کشمیر علیه هند تبلور خواهد یافت. در این رابطه احزاب استقلال طلب کشمیر نظیر "لشکر طیبه" و "جیش محمد" هم در قالب تشکیل یک حزب سیاسی جدید از انصاف و عمران خان حمایت های جدی داشتند. لذا روابط اسلام آباد و دهلی نو در آینده به سمت جناح نظامی پاکستان تغییر خواهد یافت. در خصوص روابط اسلام آباد و کابل نیز مشابه همین وضعیت قابل پیش بینی است. به این معنا که حضور حزب انصاف و عمران خان به معنای قدرت گیری ارتش در رسیدن به اهداف راهبردی اسلام آباد در افغانستان است. لذا حضور پررنگ ارتش پاکستان می تواند در روابط دو کشور افغانستان و پاکستان در آینده تاثیرات منفی داشته باشد.

حمایت ارتش پاکستان و آی.اس.آی از گروه های مسلح که در دشمنی با ایران قرار دارند و هر از گاهی مرزهای شرقی کشور را نا امن می کنند، به موازات این نکته که دولت عمران خان ‌با حمایت ارتش پاکستان سیاست نزدیکی با ایران را در پیش گرفته است، نوعی تناقض را به وجود نمی آورد. آیا این دوگانگی می تواند روابط تهران و اسلام آباد را در آینده دچار تنش کند؟

واقعیت این است که ارتش پاکستان از گذشته تا کنون سیاستی دوگانه را در پیش گرفته است. در این راستا ارتش یک سیاست اعلامی دارد و بر اساس آن در ظاهر به روابط و مناسبات خود دست می زند. اما در سیاست های پنهانی و پشت پرده ارتش پاکستان، شرایط به طور کلی متفاوت است. در این خصوص آی.اس.آی حمایت های جدی خود را از جیش العدل و جندالله در ایجاد تنش در مرزهای ایران داشته است. لذا سوال اینجا است که حتی در سایه شعار عمران خان در نزدیکی اسلام آباد به تهران می توان به به پاکستان و ارتش این کشور اعتماد کرد یا خیر؟ آیا ارتش پاکستان که به راحتی می تواند این گروه ها را شناسایی و جمع کند، دست به این کار خواهد زد؟ تجربه تاریخی که گویای این مساله نیست. نکته دیگر توانایی ارتش پاکستان در جابه جایی گروه های مسلح و رادیکال در خاک پاکستان است. در همین دوران تبلیغات انتخاباتی عمده حملات تروریستی به کمپین های ناسیونالیست در منطقه "بلوچستان" و "خیبر پختونخواه" بود. مناطقی که معتقدند اکنون داعش پاکستان شکل جدید گروه های مسلح مورد حمایت ارتش پاکستان خواهد بود. گروه هایی که اکنون از دید آی.اس.آی دیگر تاریخ مصرف آنها به پایان رسیده است. چرا که عامل همین حملات تروریستی به کمپین های انتخاباتی به صورت رسمی داعش عنوان شد. اگر این تحلیل درست باشد، یقینا نمی توان به تغییر سیاست ارتش پاکستان و به خصوص آی.اس.آی در مدیریت گروه های معارض مسلح با ایران در کاهش نا امنی مرزی امید داشت. البته این امکان هم وجود دارد که ارتش پاکستان در راستای سیاست اعلامی عمران خان به دنبال کاهش تنش مرزی با ایران پیش رود. اما آی.اس.آی با تجهیز و حمایت از گروه های مسلح ضد ایرانی از مرزهای افغانستان و از طریق مرز زابل و نیم روز به تقابل با تهران وارد عمل شوند. البته این یک تحلیل است.          

با توجه به این که واشنگتن حملات تندی را به اسلام آباد به دلیل حمایت آی.اس.آی از طالبان افغانستان و طالبان پاکستان و نقش مخربش در ناامنی های افغانستان و نیز پررنگ کردن تنش در کشمیر داشته و در نظر داشتن این نکته که حمایت ارتش از عمران خان سبب پیروزی او شده است؛ آیا اسلام آباد در آینده روابط خود با ایالات متحده را قربانی سیاست نگاه به شرق خواهد کرد. چرا که اکنون عمران خان مساله نزدیکی روابط با پکن و مسکو را در دستور کار سیاست خارجی خود دارد؟

یک واقعیت را باید در نظر داشت. این که ساختار ارتش پاکستان غربی است. در این راستا حتی سلاح های مورد استفاده هم غربی است. این مساله به خودی خود تاثیر گذار خواهد بود. منتهی حقیقت این است که اکنون سیاست ایالات متحده درباره مذاکره مستقیم با طالبان افغانستان سبب شده تا ارتش پاکستان به یک ارزیابی کلی و نهایی در خصوص ادامه همکاری با واشنگتن دست بزند. اگر سیاست مذاکره ترامپ با طالبان به نتیجه برسد، یقینا ارتش پاکستان تغییرات جدی را در دستور کار قرار خواهد داد. از هم اکنون هم این تغییرات مشهود است. چنان که اشاره داشتید ارتش پاکستان روابطی را با چین و روسیه آغاز کرده است. لذا دولت مورد حمایت ارتش یعنی عمران خان و حزب انصاف نگاه جدی به نزدیکی با ایران، چین و روسیه خواهد داشت. از این رو اگر ترامپ به دنبال مذاکره باشد و به موازاتش فشارهای خود را بر ارتش پاکستان داشته باشد و در ادامه هم میان هند و پاکستان انتخاب کاخ سفید دهلی نو باشد، مطمئنا روابط واشنگتن و اسلام آباد به نقطه حساس و شکننده ای نزدیک خواهد شد. در نتیجه به نظر اسلام آباد در آینده تهران، پکن و مسکو را جایگزین واشنگتن خواهند کرد.

اگر تهران، مسکو، پکن و اسلام آباد در یک جبهه حضور داشته باشند و در جبهه دیگر دهلی نو، واشنگتن، کابل و ریاض حضور داشته باشند منطقه غرب آسیا در تقابل این دو گروه چه اقتضائاتی را در آینده پیدا خواهد کرد؟

یقینا اگر این جبهه بندی ها شکل بگیرد تحولات جدی در غرب آسیا را موجب خواهد شد. تحولاتی که پا را فراتر از غرب آسیا می گذارد و احتمال دارد که این سیاست های رقابتی به آسیای میانه و شرقی هم کشیده شود. نتایج انتخابات پاکستان هم همین دورنما را نشان می دهد. لذا شکل گیری دولت در پاکستان می تواند نقطه آغاز دوران جنگ سرد جدید هم تلقی شود.

کلید واژه ها: افغانستانایرانعربستانآمریکاچینروسیهارتش پاکستانپیرمحمد ملازهیعمران خانداعشحزب تحریک انصافآی. اس.آی


( ۱ )

نظر شما :