جمع تضادها در شورای همکاری خلیج فارس

اگر اخوان به ایران پشت نکرده بود

۰۲ فروردین ۱۳۹۳ | ۱۶:۴۷ کد : ۱۹۲۹۹۵۸ ترجمه برگزیده خاورمیانه
اخوانی‌ها تصور کردند که با جدا شدن از ایران، این هم‌پیمان قدیمی‌شان می‌توانند راه سیاسی مذهبی متفاوتی ایجاد کنند و افکار عمومی جهان اسلام سنی را به سوی خود جلب کنند.
اگر اخوان به ایران پشت نکرده بود

دیپلماسی ایرانی: وزیدن بهار عربی در تونس و مصر و لیبی و سوریه و یمن و بحرین توانست تغییراتی را در بعضی از این کشورها ایجاد کند، به استثنای سوریه که شبه جنگ جهانی ای را شاهد است و بحرین که عربستان آن را به آغوش خود کشید و مانع از ایجاد هر گونه تغییری در آن هر چند کوچک شد. بارزترین شعار بهار عربی "ملت تغییر نظام را می خواهد" و بارزترین خواست مردم آزادی و دموکراسی بود. اما از بهار عربی در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس خبری نبود. بسیاری از تحلیلگران خارجی بر این اعتقادند که آزادی ها در این کشورها به اندازه ای وجود دارد که این کشورها اعتماد به نفس خود را از دست ندهند و بتوانند در سرنگونی حکومت دیگر کشورها مثل سرنگونی حکومت "طاغوتی" قذافی و تبدیل آن به حکومتی که مطالبات آزادیخواهانه مردم لیبی را بدهد، سهیم شوند. همچنین در جنگ سوریه با امکانات توهم گونه شان برای سرنگونی حکومت سوریه مشارکت کنند.   

اگر مواضع کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در برابر کشورهای متاثر از بهار عربی را بررسی کنیم تناقضات عجیب و غریبی را مشاهده می کنیم. بعد از حکومت اخوان المسلمین در مصر و تونس و کسب جایگاهی قابل توجه در حکومت لیبی و تشکیل اکثریتی اساسی در میان مخالفان سوری که منتظر سقوط حکومت سوریه هستند، سازمان جهانی اخوان المسلمین به سمتی رفت که کشوری بزرگ در شمال آفریقا ایجاد کند و حزب عدالت و توسعه ترکیه که شاخه ای از اخوان المسلمین محسوب می شود حکومت سوریه را به دست گیرد و شاید به دنبال آن نقشه هایی برای استیلا بر لبنان و اردن و غزه نیز داشت. ناقوس خطر تسلط اخوان به صدا در آمد. کجا؟ در شورای همکاری خلیج فارس به ویژه در عربستان سعودی که از اساس موافق سرنگونی حکومت مبارک نبود و همچنان بن علی را در خاک خود میزبانی می کرد. این کشورها دریافتند که خطر اول آن طور که در رسانه ها گفته می شود، ایران نیست بلکه سازمان جهانی اخوان المسلمین است. سازمانی که طرح اسلام سنی را با خود حمل می کند و نمی توان به آن تهمت صفوی گری یا شیعه گری زد و می تواند بسیاری از جوانان متدین را به سمت خود جذب کند و حکومت های پادشاهی و امیرنشین ها را سرنگون کند.

هجوم امارات به اخوان المسلمین روشن بود، در حالی که مشابه همین جنگ را عربستان در مصر دنبال می کرد. اما در این میان اخوان المسلمین توجهی به اشاره های ایران نکردند، زمانی که آیت الله سید علی خامنه ای، رهبر معظم انقلاب در ایران بهار عربی را بیداری اسلامی توصیف کرد و هنگامی که رئیس جمهور محمود احمدی نژاد از مصر دیدن کرد، آنها با پیشنهادهای کمک ایران تعاملی نکردند. اخوانی ها تصور کردند که با جدا شدن از ایران، این هم پیمان قدیمی شان می توانند راه سیاسی مذهبی متفاوتی ایجاد کنند و افکار عمومی جهان اسلام سنی را به سوی خود جلب کنند. رئیس جمهور مرسی در برابر کشورهای عضو جنبش عدم تعهد در تهران از دشنام به صحابه سخن گفت و در مصر اخوانی ها سفر رئیس جمهور احمدی نژاد را به سخره گرفتند و دعوت او از مصری ها را رد کردند، همچنین حکومت اخوان در برابر فعال شیعی و کشاندن جسد او در خیابان ها نیز سکوت اختیار کرد. مرسی از عربستان دیدار کرد در حالی که تصویر اهانت آمیزی که یکی از روزنامه های عربستان از شیخ حسن البنا، موسس اخوان المسلمین در حال بوسیدن دست ملک عبدالعزیز، موسس کشور عربستان سعودی منتشر کرد را درک نکرد. اخوانی ها گمان می کردند به این شکل می توانند در دل حکومت های خلیج فارس جا باز کنند و به این ترتیب این کشورها به آنها گواهی حسن رفتار علیه ایران می دهند. اخوانی ها فراموش کردند که همه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس روابط دیپلماتیک با ایران دارند و مانع بازگشت روابط مصر با ایران می شوند. شاید هم قدرت چنان دیدگان سیاسی آنها را کور کرد که نتوانستند تحرکاتی که علیه آنها در کشورهای عربی رخ می دهد را ببینند. به آن پترسون، سفیر امریکا در مصر که سیلی از اظهارات حمایت آمیز از آنها و حکومت آنها می زد، اعتماد کرده بودند در حالی که فکر نمی کردند که عربستان و هم پیمانانش می توانند فرش را زیر پای آنها به رغم حمایت امریکایی ها از آنها بکشند.

کشورهای عضو شورای همکاری بر سر مصر اختلاف دارند اما بر سر سوریه و عراق با هم موافقند، همچنین در کنار داعش در عراق هستند در حالی که علیه داعش در سوریه ایستاده اند، در سوریه کنار اخوان قرار گرفته اند در حالی که در مصر علیه اخوان هستند.

فقط قطر راه خود را از شورای همکاری خلیج فارس جدا کرد و به حمایت از اخوان المسلمین پرداخت. قطر با دیگر کشورهای عضو شورای همکاری توافق کرد که مواضعی یکسان در قبال سوریه داشته باشند و همگی یک پارچه علیه حکومت سوریه بتازند و آن را دعوت به سرنگونی کنند. همچنین در عراق نیز توافق کردند که به دولت مالکی بتازند و برای سرنگونی دولت او به هر وسیله ای که شده کار کنند. جدای از این که هفت سال است از خودروهای بمب گذاری شده در این کشور بی وقفه حمایت می کنند، انفجارهایی که سبب شده اند تا بازسازی این کشور با چالشی جدی مواجه شود.

وقتی که مالکی تصمیم به برخورد با دولت اسلامی در عراق و شام (داعش) در الانبار گرفت کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در برابر او ایستادند و در کنار داعش تحت عنوان عشایر قرار گرفتند. هنگامی که اختلاف ها در سوریه میان داعش از یک سو و جبهه اسلامی و جبهه النصره از سوی دیگر آغاز شد، مواضعی ضد داعش اتخاذ کردند و آن را متهم کردند که ساخته و پرداخته ایران و حکومت سوریه است! وقتی که داعش به رویارویی با ارتش عراق برخواست، رسانه های سازمان یافته کشورهای حوزه خلیج فارس ارتش عراق را کتائب مالکی مثل ارتش سوریه که آن را کتائب بشار اسد می نامیدند، نامیدند تا به این ترتیب بتوانند سرنوشتی مثل کتائب قذافی رقم بزنند. همه اینها در حالی است که داعش همان داعش است و از کرانه های فرات تا الرقه و دیر الزور و المیادین و البوکمال در سوریه تا ورودی النهر و رمادی و فلوجه در عراق گسترده است.

در مصر حمایت کشورهای عربی خلیج فارس در سرنگونی حکومت اخوان المسلمین روشن بود. وقتی که جنبش تمرد که رئیس جمهور مرسی آنها را "بالعیال" توصیف می کرد، تشکیل دادند، اما همین ها بزرگترین حرکت مردمی در تاریخ مصر را که مورد حمایت شبکه های ماهواره ای مختلف بودند به همراه سازمان های امنیتی ای که فراتر از توانایی های تشکل های سازمان یافته بودند، رقم زدند. بی درنگ عربستان و امارات کمک های مالی ای به ارزش 12 میلیارد دلار به مصر کردند تا انقلاب جدید به چالش اقتصادی بر نخورد. تنها قطر از جمع کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس بود که انقلاب 30 ژوئن را کودتا خواند و به حمایت از اخوان المسلمین پرداخت.

کشورهای عضو شورای همکاری بر سر مصر اختلاف دارند اما بر سر سوریه و عراق با هم موافقند، همچنین در کنار داعش در عراق هستند در حالی که علیه داعش در سوریه ایستاده اند، در سوریه کنار اخوان قرار گرفته اند در حالی که در مصر علیه اخوان هستند.

در مرحله ای که به نظر می رسد نهایی باشد، عربستان موفق شده است تا از شر اخوان المسلمین در مصر و تونس و تا اندازه بسیاری در لیبی خلاص شود و تا اندازه بسیاری نیز آنها را در جمع ائتلاف مخالفان سوری تضعیف کند و حماس اخوانی را در فلسطین منزوی کند. صعود اخوان به قدرت به شکل تاسف باری به پایان رسیده است، اعضای مکتب ارشاد به زندان افتاده اند، همان هایی که می خواستند رهبری کامل امت اسلامی را به دست بگیرند در حالی که فکر نمی کردند چه جایگزینی به جایشان می تواند باشد، آنها اگر دوباره به آغوش ایران باز گردند حرفی برای گفتن ندارند در حالی که تمامی طرح هایشان در تناقض و تعارض با آن چیزی است که درباره صفوی گری و شیعه گرایی می زدند. اما ترکیه و قطر هیچ پیشرفتی جز خروج از تبعید نداشته اند. در سوریه شبکه القاعده در مناطقی که در دست مخالفان است مسلط میدان است و در فلسطین نیز حماس فرصت ها را یکی پس از دیگری از دست می دهد در حالی که دیگر نه عضو مقاومت است و نه جایی در قدرت دارد و نه می خواهد مذاکره کند و نه می خواهد بجنگد و نمی داند که سرانجامش به کجا خواهد رسید. سرنوشت اخوان در دیگر کشورها نیز قابل درک است، مثلا در لبنان به جمع هم پیمانان طبیعی عربستان می پیوندند در حالی که عربستان ناگهان به دشمت اخوان و مکتب ارشادشان تبدیل شده است، آنها اکنون سرگردان هستند و فرصت را از دست رفته می بینند و از این نگرانند که سلفی ها طرفداران آنها را ببلعند. به این ترتیب فعلا پایانی تاسف بار برای آنها رقم خورده است.
 منبع: پایگاه خبری لبنانی خبر

انتشار اولیه: یکشنبه 25 اسفند 1392 / باز انتشار : شنبه 3 فروردین 1393

کلید واژه ها: مصراخوان المسلمینخلیج فارسداعششورای همکاری خلیج فارسبهار عربیقطر


نظر شما :