
داستان تلاش برای ترور احمد چلبی
احمد چلبی می گوید: صدام گفت: دردسری به اسم احمد چلبی دارم مرا از دست او خلاص کن.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: صدام گفت: دردسری به اسم احمد چلبی دارم مرا از دست او خلاص کن.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: 12روز مقاومت کردیم و این مساله نگرانی جدی برای امریکایی ها به وجود آورد. آنها شروع کردند شایعه پراکنی کردن، و به صدام ابلاغ کردند که توطئه ای برای ترور او وجود دارد.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: ایرانی ها میان خودشان پیام رد و بدل می کردند بدون این که رمزگذاری شده باشد. امریکایی ها از تماس ها باخبر شدند.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: «سی آی ای» هیئتی را به کردستان فرستاد. مدت کوتاهی در آن جا ماند سپس در مدت عید شکرگزاری به امریکا برگشت، و بعد از کمتر از یک ماه دوباره جنگ میان حزب دموکراتیک و اتحاد میهنی کردستان از سر گرفته شد.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: روزی از روزها بیانیه ای صادر کردیم که خبرگزاری رویترز آن را منتشر کرد در آن گفتیم که صدام به سمت کویت پیش می رود و نیروهای زرهی گارد جمهوری به 30 کیلومتری مرز کویت رسیده اند.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: به وقتش افسر مسئولی از «سی آی ای» با من تماس گرفت. از من پرسید: چه کار می کنی؟ جواب دادم: بر روی توقف جنگ کار می کنم. گفت: این به طور مربوط نیست. به او گفتم: به من مربوط است.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: از دولت امریکا خواستیم که کار ارتباط با کشورهای عربی را برای ما تسهیل کند، برای همین با سفیر عربستان در واشنگتن، امیر بندر بن سلطان، تشکیل جلسه دادیم، که جلسه واقعا خوبی بود.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: کلینتون معتقد بود که مشکلات عراق به ارث رسیده از زمان ریاست جمهوری بوش پدر است و می خواست که از آن خلاص شود.
ادامه مطلباحمد چلبی می گوید: پیامی را زرقاوی به الظواهری فرستاد که در آن آمده تنها امیدشان در عراق این است که موفق به زیاده روی در کشتار شیعیان شوند تا به انتقام از سنی ها برخیزند تا سنی ها به القاعده پناه ببرند تا در برابر شیعیان از آنها حمایت کنند.
ادامه مطلباحمد چلبی می نویسد: کسانی که عراق را غارت کردند مفسدان عراقی ای بودند که با خارجی ها همکاری می کردند اما بخشی از امریکایی ها هم فاسد بودند. که به دیگران اجازه می دادند که آنها هم فساد کنند.
ادامه مطلب