از کییف تا تهران:
آیا دریای خزر عرصه جدیدی برای جنگ روسیه و اوکراین است؟
نویسنده: ایلکین قلییف (Ilkin Guliyev)، پژوهشگر مرکز تحقیقات «کرسنت» است. او فارغالتحصیل دانشکده تاریخ دانشگاه دولتی باکو است. در حال حاضر، او در دانشگاه تارتو استونی در مقطع کارشناسی ارشد علوم مرکزی، شرقی، روسی و اوراسیا در چارچوب برنامه «IMCEERES» مشغول به تحصیل است. در چارچوب این برنامه، او تحصیلات خود را در دانشگاه گلاسکو در بریتانیا و دانشگاه کوروینوس در مجارستان ادامه میدهد. حوزه تحقیقاتی او کشورهای اروپای مرکزی و شرقی، به ویژه مجارستان است.
دیپلماسی ایرانی: در پس زمینه جنگ روسیه و اوکراین که اکنون بیش از چهار سال است ادامه دارد، روابط تهران – کییف که با اتهامات متقابل و تنشهای دیپلماتیک کشیده شده است، روزهای گذشته با یک حادثه جدید روبهرو شد. مرگ یک ملوان ایرانی و مجروح شدن چند نفر دیگر در نتیجه حملات هواپیماهای بدون سرنشین اوکراینی به سواحل دریای خزر، روابط دوجانبه را که سالها بر اساس بیاعتمادی متقابل بنا شده بود، در معرض آزمون جدی دیگری قرار داده است. این حادثه در سواحل خزر اولین اتفاقی نیست که دو طرف با آن روبهرو میشوند. در ژانویه ۲۰۲۰، سرنگونی هواپیمای مسافربری اوکراینی که بر فراز آسمان تهران توسط نیروهای ایرانی در پرواز بود، به کشته شدن همه ۱۷۶ مسافر آن منجر شد و تهران رسماً اعلام کرد که این اتفاق "به اشتباه" در بحبوحه حمله به نیروهای آمریکایی در عراق رخ داده است. این حادثه و پذیرش تاخیر تهران نقش مهمی در ایجاد بی اعتمادی متقابل بین دو کشور ایفا کرد، بی اعتمادی که با شروع تهاجم تمام عیار روسیه به اوکراین بیشتر شد.
از همان روزهای اول مناقشه روسیه و اوکراین، موضع ایران در شکل دادن به روابط دوجانبه نسبتاً تعیین کننده بود. دولت ایران با انتقاد از سیاست توسعه ناتو به سمت شرق در اروپا به عنوان عامل اصلی درگیری اوکراین، حمایت غیرمستقیم خود را از موضع روسیه نشان داد. اگرچه موضع ایران یکی از عوامل بی اعتمادی متقابل در روابط رسمی بود، اما مانع بزرگی برای توسعه روابط دوجانبه ایجاد نکرد. در واقع، ارقام تنها یک سال قبل از شروع تهاجم تمام عیار روسیه نشان می دهد که حجم کل تجارت دوجانبه به ۶۸۰ میلیون رسیده است. با این حال، جنگی که در فوریه ۲۰۲۲ آغاز شد، زمینه را برای مرحله کاملاً جدیدی در روابط تهران – کییف فراهم کرد.
از همان روزهای اولیه جنگ، حملات موفق پهپادهای اوکراین ضعف آشکاری را در تواناییهای جنگ هوایی روسیه آشکار کرد. از این رو مسکو برای تقویت دست خود در جنگ پهپادی به پهپادهای ساخت ایران رو آورد. این امر به ناچار به تنش در محور تهران – کییف منجر شد. اوکراین با محکوم کردن ارسال پهپادهای دوربرد ایران به روسیه، تصمیم به لغو اعتبارنامه سفیر ایران در این کشور و کاهش تعداد کارکنان سفارت گرفت. ایران نیز به نوبه خود با بیان اینکه فروش پهپاد به روسیه قبل از جنگ توافق شده بود، از موضع خود دفاع کرد. با این وجود، این روابط پس از راهاندازی صنایع نظامی -صنعتی روسیه که به تولید پهپادهای کامیکاز از نوع «شاهد» ایران در تعداد زیادی قادر بود، تیرهتر شد.
حمله پهپادی اوکراین در ۲۵ ژوئیه به یک کشتی ایرانی که در سواحل دریای خزر در حرکت بود، دو طرف را برای اولین بار وارد درگیری مستقیم کرد. دولت اوکراین در رابطه با این حمله که در آن یک ملوان ایرانی کشته و چند ملوان دیگر زخمی شدند، بیانیهای صادر کرد و گفت: این کشتی هدف مشروعی است زیرا محمولههای نظامی بین روسیه و ایران را حمل میکرد. ایران با تکذیب این موضوع، این اقدام را حمله به کشتی تجاری خود و نقض آشکار منشور سازمان ملل متحد دانست. ابراهیم عزیزی، رئیس کمیته امنیت ملی ایران گفت که این حمله بی پاسخ نخواهد ماند.
در مورد علل این حمله که به تیرهتر شدن روابط نسبت به سالهای گذشته منجر شده است، میتوان سه سناریوی مختلف را مورد بحث قرار داد. سناریوی اول که حدسیترین سناریو است، این است که در نتیجه ماهها حملات مداوم آمریکا و اسرائیل و محاصره هرمز، اهمیت استراتژیک دریای خزر برای ایران به طور قابل توجهی افزایش یافته است. این "انزوا" که کشتیهای ایرانی در آبهای بینالمللی با آن مواجه هستند، دریای خزر را به یک مسیر لجستیکی قابل اعتماد برای آنها تبدیل کرده است. با این حال، به نظر میرسد که این دو کشور آمریکا و اسرائیل، این پهنه آبی را به هدفی برای محدود کردن قابلیتهای لجستیکی ایران نیز تبدیل کردهاند. این فرضیه که میتوان آن را "ادغام" جنگها نیز توصیف کرد، یکی از دلایل این حمله است. اظهارات سید عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، مبنی بر اینکه تحریکات اسرائیل پشت این حمله بوده و این حمله فشار بیشتری بر قابلیتهای لجستیکی ایران وارد کرده، در کنار این واقعیت که قابلیتهای لجستیکی ایران در دریای خزر مورد تهدید قرار گرفته، از جمله عواملی است که این سناریو را تقویت میکند. واقعیت دیگری که این سناریو را تأیید میکند، اظهارات سفیر اوکراین در اسرائیل است. سفیر یوگن کورنیچوک در بیانیه خود گفت که کشتی مورد اصابت قرار گرفته، قطعات پهپاد و موشک را به روسیه حمل میکرد و تأکید کرد که اوکراین و اسرائیل در جبهههای مختلف علیه «محور شرارت یکسان» میجنگند.
سناریوی دوم این است که این حمله با هدف تقویت موضع مذاکرهای زلنسکی پیش از دیدار او با ترامپ در جریان سفرش به واشینگتن انجام شده بود. این سناریو حقایق ضمنی و واقعی دارد، اما قرار دادن آن به عنوان علت اصلی حمله چندان دقیق نیست. این واقعیت که حادثه در دریای خزر تنها چند روز قبل از این دیدار رخ داد، میتواند نه به عنوان یک تصادف، بلکه به عنوان زمانبندی هوشمندانه تفسیر شود. اوکراین که همکاری فشردهای را با کشورهای خلیج فارس با هدف افزایش مقاومت در برابر حملات پهپادی ایران آغاز کرده بود، قبل از این دیدار گام دیگری برداشت و اطلاعات مربوط به اطلاعات را فاش کرد. در واقع، اوکراین ضمن گسترش همکاری نظامی خود با متحدان ایالات متحده در خلیج فارس، فاش کرد که حملات ایران به تأسیسات ایالات متحده در خاورمیانه بر اساس دادههای اطلاعاتی روسیه انجام میشود. این واقعیت که این وقایع در عرض یک هفته رخ داده است، سفر زلنسکی به واشنگتن را کاملاً قانعکننده میداند. در مقایسه با دیدار زلنسکی با مقامات آمریکایی در اوایل سال ۲۰۲۵، این دیدار به طور قابل توجهی موفقتر بود و اینکه ترکیب عوامل ذکر شده در بالا، به موازات تغییر وضع موجود، تا چه حد در این نتیجه نقش داشته، قابل بحث است. در کنار همه این موارد، این احتمال نیز منتفی نیست که کییف قصد دارد اسرائیل را که از همان روزهای اول موضع بیطرفی در درگیری با روسیه داشته است، به اتخاذ سیاستی فعالتر به نفع کییف سوق دهد.
در آخرین و محتملترین سناریو در مورد حمله اوکراین، احتمال اینکه اوکراین قصد درگیری مستقیم با ایران را داشته باشد، میتواند مورد تردید قرار گیرد. برخی از کارشناسان خاطرنشان میکنند که پشت این حمله اوکراین، قصد درگیری مستقیم با ایران یا سایر برنامههای استراتژیک وجود ندارد، بلکه صرفاً قصد وارد کردن بیشترین آسیب ممکن به روسیه و به خطر انداختن خطوط تدارکاتی روسیه است. همچنین اشاره شده که این حمله به جای گشودن جبههای جدید علیه ایران، بخشی از عملیات کییف با هدف تضعیف قابلیتهای جنگی روسیه است. بدیهی است که با توجه به اینکه اوکراین امروز فاقد تواناییهای دفاعی کافی در برابر موشکهای روسیه است، گشودن جبههای جدید و مصرف منابع محدود موجود، تصمیم چندان منطقیای نیست.
با وجود بیانیههای تنشزای منتشر شده توسط هر دو طرف پس از حمله که به پیشبینیهایی مبنی بر تشدید بیشتر درگیری منجر شد، در روزهای بعد خلاف آن اتفاق افتاد. وزیر امور خارجه ایران در یکی از پستهای خود در پلتفرم X نوشت که آندری سیبیها، وزیر امور خارجه اوکراین، گفته است که حمله به کشتی ایرانی عمدی نبوده و اوکراین قصد تشدید تنش را ندارد. از سوی دیگر، سید عباس عراقچی اظهار داشت که ایران نیز چنین قصدی ندارد. در حالی که به نظر میرسد تنشی که پس از حمله پهپادی بین دو طرف رخ داده، در حال حاضر در حال محو شدن است، اما با توجه به منافع استراتژیک و مواضع سیاسی دو طرف، این سناریو دور از ذهن نیست که آنها بتوانند در آینده نزدیک دوباره خود را رو در رو ببینند.
منبع: کرسنت ریسرچ سنتر / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱


نظر شما :