ائتلافهای ضدایرانی تسریع شده است؟
پیمان دفاعی مکه؛ نظم امنیتی جدید منطقه
نویسنده: مسعد سلیتی، وکیل دادگستری
دیپلماسی ایرانی: امضای «پیمان دفاعی مشترک مکه» میان عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۱۶ مرداد ۱۴۰۵، یکی از مهمترین تحولات امنیتی سالهای اخیر در خاورمیانه به شمار میرود. بر اساس مفاد اعلامشده این توافق، حمله مسلحانه به هر یک از سه کشور، به منزله حمله به تمامی اعضا تلقی شده و زمینه همکاری دفاعی، امنیتی و هماهنگی نظامی میان آنان را فراهم میکند. این توافق که با حضور محمد بن سلمان، رجب طیب اردوغان و شهباز شریف در مکه مکرمه به امضا رسید، بر پایه همکاریهای پیشین عربستان و پاکستان شکل گرفته و پس از ماهها مذاکره، در شرایطی نهایی شده که منطقه همچنان با پیامدهای جنگ اخیر و بیثباتیهای امنیتی گسترده روبهروست.
زمینه شکلگیری پیمان هیچ پیمان امنیتی در خلأ شکل نمیگیرد. طی سالهای اخیر، افزایش تنشهای منطقهای، حملات متقابل، تهدید مسیرهای انتقال انرژی و گسترش فعالیت بازیگران غیردولتی، نگرانی کشورهای منطقه را نسبت به امنیت ملی خود افزایش داده است.
جنگ اخیر میان ایران، آمریکا و اسرائیل و گسترش دامنه درگیریها به نقاط مختلف منطقه، موجب شد بسیاری از دولتهای خاورمیانه ضرورت ایجاد سازوکارهای دفاعی مشترک را بیش از گذشته احساس کنند. حملات موشکی و پهپادی، تهدید تأسیسات انرژی، اختلال در کشتیرانی و ناامنی در تنگه هرمز و دریای سرخ، از جمله عواملی بودند که نگرانی کشورهای منطقه را تشدید کردند.
از نگاه بسیاری از تحلیلگران، بخشی از این نگرانیها به حملات ایران به کشورهای منطق و نقش گروههای مسلح همسو با ایران در یمن، عراق و سایر نقاط منطقه بازمیگردد. اقداماتی، که حتی پس از برخی توافقهای موقت ادامه یافت و تضعیف اعتماد همسایگان به تعهدات ایران را باعث شد. صرفنظر از میزان مسئولیت هر یک از بازیگران، نتیجه عملی این وضعیت آن بوده است که برخی دولتهای منطقه برای افزایش بازدارندگی و کاهش آسیبپذیری خود به سمت ایجاد ائتلافهای امنیتی جدید حرکت کردهاند.
سیاستمداران ایرانی باید به این واقعیت توجه کنند، که حملات به کشورهای منطقه و حمایت از گروههای مسلح فرامرزی و تهدید زیرساختهای حیاتی همسایگان، بهجای ایجاد امنیت، ائتلافهای ضدایرانی را تسریع کرده است.
عربستان که پیشتر نیز هدف حملات حوثیها بود، اکنون از سه جبهه تحت فشار قرار گرفته و به دنبال تضمینهای قویتر رفته است.
ظرفیتهای پیمان و تغییر موازنه قدرت
اهمیت این پیمان بیش از هر چیز به ظرفیتهای مکمل اعضای آن بازمیگردد. عربستان سعودی از توان مالی، نفوذ سیاسی و جایگاه ژئوپلیتیکی قابل توجهی برخوردار است. ترکیه یکی از بزرگترین ارتشهای عضو ناتو و دارای صنعت دفاعی پیشرفته، بهویژه در حوزه پهپادها و صنایع نظامی بومی است. پاکستان نیز با برخورداری از توان هستهای و تجربه عملیاتی گسترده، یکی از مهمترین قدرتهای نظامی جهان اسلام محسوب میشود. ترکیب این ظرفیتها میتواند سطح بازدارندگی جمعی این سه کشور را به شکل محسوسی افزایش دهد و زمینه توسعه همکاریهای اطلاعاتی، آموزشی، رزمایشهای مشترک و تولید تجهیزات دفاعی را تقویت کند و آسیبپذیری خلیج فارس در برابر حملات نامتقارن را کاهش دهد.
نمادگرایی امضا در مکه نیز بر بعد همبستگی این کشورهای اسلامی تأکید دارد.
در شرایطی که اعتماد به تضمینهای امنیتی خارجی پس از جنگ اخیر کاهش یافته، کشورهای منطقه به تنوعبخشی ائتلافها روی آوردهاند. این توافق میتواند همکاری در مانورهای مشترک، اشتراک اطلاعات و تولید تسلیحات را تقویت کند و آسیبپذیری خلیج فارس در برابر حملات نامتقارن را کاهش دهد.
برخی ناظران بینالمللی این پیمان را گامی در جهت شکلگیری یک معماری امنیتی جدید در خاورمیانه ارزیابی کردهاند؛ هرچند مقامات ترکیه و سایر اعضا تأکید کردهاند که این توافق ماهیتی دفاعی دارد و علیه کشور مشخصی تنظیم نشده است. با وجود این، واقعیت استراتژیک روشن است: هزینه هرگونه حمله و درگیری احتمالی با عربستان و سایر اعضای پیمان اکنون بسیار بالاتر رفته است و همین امر میتواند نقش مهمی در بازدارندگی منطقهای ایفا کند.
پیامدهای احتمالی برای ایران
برای ایران، این تحول میتواند حامل پیامهای مهمی باشد. ایجاد سازوکار دفاعی میان سه قدرت مهم منطقه و بازدارندگی جمعی، بیتردید در محاسبات امنیتی تهران تأثیرگذار خواهد بود و استراتژی سنتی مبتنی بر نیروهای نیابتی را تضعیف میکند. حوثیها و گروههای عراقی که اخیراً حملات را تشدید کردهاند، اکنون با ائتلافی روبهرو هستند که میتواند پاسخ هماهنگ بدهد. این وضعیت میتواند فضای مانور تهران را محدود کند و فشار بر گروههای وابسته را افزایش دهد.
از سوی دیگر، شکلگیری چنین ائتلافهایی نشان میدهد که بخشی از همسایگان ایران، تهدیدات امنیتی خود را به صورت جمعی تعریف میکنند و تلاش دارند با افزایش هماهنگی دفاعی، احتمال آسیبپذیری خود را کاهش دهند.
برخی تحلیلگران مهم ترین پیامدهای این پیمان در سطح منطقهای را، تغییر موازنه قدرت به سود این کشورها، مهار نفوذ ایران و ثبات نسبی بیشتر برای مسیرهای انرژی میدانند.
ضرورت بازاندیشی در سیاست منطقهای
پیمان دفاعی مکه را نباید صرفاً یک توافق نظامی میان سه کشور دانست؛ بلکه این پیمان نشانهای از تحول در معماری امنیتی خاورمیانه و بازتعریف موازنه قدرت در منطقه است. صرفنظر از اینکه این پیمان در آینده تا چه اندازه عملیاتی و مؤثر خواهد بود، نفس شکلگیری آن پیامی روشن دارد: کشورهای منطقه بیش از گذشته به دنبال ایجاد سازوکارهای دفاع جمعی هستند و این تحول میتواند بر محاسبات راهبردی تمامی بازیگران، از جمله ایران، اثرگذار باشد. شناخت دقیق این تغییرات و بازنگری مستمر در سیاستهای منطقهای، ضرورتی است که میتواند به حفظ منافع ملی، کاهش تنشها و دستیابی به امنیتی پایدارتر برای همه کشورهای منطقه کمک کند. شهروندان ایرانی حق دارند بدانند که امنیت ملی تنها از طریق قدرت نظامی یا نفوذ منطقهای تأمین نمیشود. همسایگان در حال ساختن ساختارهای بازدارنده علیه تهدیدات ادراکشده از سوی ایران هستند. این تحول هشداری روشن است: سیاستهایی که همسایگان را به سوی ائتلافهای ضدایرانی سوق میدهد، در نهایت به زیان مردم ایران تمام میشود. سیاستمداران باید واقعبینانه ارزیابی کنند. دیپلماسی متقابل، احترام به حاکمیت کشورها و کاهش اتکا به نیروهای نیابتی میتواند فضای تنش را کاهش دهد و فرصتهایی برای بازتعریف روابط منطقهای بر پایه منافع مشترک ایجاد کند. ادامه مسیر فعلی، در شرایطی که کشور با هزینههای سنگین جنگ، اختلال اقتصادی و فشارهای داخلی روبهروست، میتواند هزینههای بیشتری بر دوش ملت بگذارد.


نظر شما :