فراتر از مرزها و بمب‌ها؛

چرا ایران به «عصر حجر» باز نمی‌گردد

۱۷ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۸۴۴۲ اخبار اصلی اخبار داخلی خاورمیانه
ناصرالدین حیدری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: این تصور که یک «دولت – تمدن» را می‌توان با بمباران به عصر حجر بازگرداند، نادیده گرفتن پنج هزار سال تاب ‌آوری است؛ تمدنی که از فجایعی به مراتب بزرگ‌‌تر از مهمات مدرن جان سالم به در برده است.
چرا ایران به «عصر حجر» باز نمی‌گردد

نویسنده: ناصرالدین حیدری، سفیر جمهوری اسلامی ایران در تایلند

دیپلماسی ایرانی: در سال‌‌های اخیر، لفاظی‌‌های سیاسی واشینگتن گاه به اوج خود رسیده و با تهدیدهایی مبنی بر «محو کردن» یا «بازگرداندن ایران به عصر حجر» همراه بوده است. اگرچه این عبارات اغلب با هدف نمایش قدرت نظامی به کار می ‌روند، اما از دیدگاه مورخ، جامعه‌شناس و مردم ایران، این سخنان نشان ‌دهنده درک نادرست عمیق از ماهیت ایران است.

این تصور که یک «دولت – تمدن» را می‌توان با بمباران به عصر حجر بازگرداند، نادیده گرفتن پنج هزار سال تاب ‌آوری است؛ تمدنی که از فجایعی به مراتب بزرگ‌‌تر از مهمات مدرن جان سالم به در برده است.

«دولت – تمدن» چیست؟

بسیاری از آمریکایی‌ها جهان را از دریچه «دولت – ملت» می ‌بینند؛ مفهومی برخاسته از اروپای قرن نوزدهم که در آن یک حکومت بر قلمرویی مشخص و گروه قومی خاصی حکمرانی می‌کند. اما ایران در طبقه نادری به نام «دولت – تمدن» جای می ‌گیرد (اصطلاحی که برای چین و هند نیز به کار می‌رود). برخلاف دولت – ملت، دولت – تمدن نمایانگر یک فرهنگ منحصر‌به‌فرد و مستمر است که قدمت آن بیش از مرزها یا سیستم‌های سیاسی فعلی‌اش است.

● تداوم تاریخی: دولت‌مداری ایران به تمدن عیلام (۳۰۰۰ پیش از میلاد) و امپراتوری هخامنشی (۵۵۰ پیش از میلاد) بازمی‌گردد.

● جذب فرهنگی: ایران در پی یورش اسکندر مقدونی، مغول ‌ها یا اعراب، ناپدید نشد. در عوض، فرهنگ «ایرانی ‌مآب»، فاتحان خود را در خود حل کرد. مغول‌ها حامی هنر ایرانی شدند و خلافت عباسی نظام اداری ایران را پذیرفت.

● گستره فکری: برای قرن‌ها، زبان فارسی زبان میانجی (Lingua Franca) دنیای روشنفکری از بالکان تا هند بود.

مغالطه «عصر حجر»: چرا این تهدید پوچ است؟

وقتی رهبری تهدید می‌کند که کشوری را به عصر حجر بازمی‌گرداند، تلویحاً می‌گوید که ارزش و هستی یک ملت صرفاً به زیرساخت‌های مدرن آن وابسته است. اما جوهر ایران در یک «DNA تمدنی» نهفته که از فروپاشی کامل امپراتوری ‌ها جان سالم به در برده است.

۱. تاب‌آوری از طریق حافظه نهادی: زیرساخت ‌های ایران شامل سنت‌های عمیق اجتماعی و فکری است که هزاران سال پیش از ایالات متحده وجود داشته است. ایرانیان نوادگان کسانی هستند که نخستین نظام پستی (راه شاهی)، نخستین منشور حقوق بشر (استوانه کوروش) و سیستم‌های پیشرفته آبیاری (قنات) را ابداع کردند. شما نمی‌توانید دانش سازماندهی یک جامعه یا حافظه جمعی مردمی را که بارها در تاریخ خود از «پایان جهان» جان سالم به در برده‌اند، بمباران کنید.

۲. هویت فرهنگی غیرمتمرکز: یک دولت – ملت ممکن است با سقوط پایتختش فرو بپاشد، اما دولت – تمدن متفاوت است؛ هویت آن در تار و پود زبان، شعر و فلسفه مردمش بافته شده است.

۳. ماهیت معکوس توهین: تهدید به بازگشت به عصر حجر، برای یک ایرانی فراتر از تهدید نظامی، توهینی عمیق به سهم آن‌ها در پیشرفت بشریت است. ایرانیان خود را پیشگامان پزشکی (ابن ‌سینا)، ریاضیات (خوارزمی) و جبر می‌دانند.

چرا لفاظی‌های ویرانگر علیه ایران شکست می‌خورد؟

تهدیدهای اخیر از سرخوردگی استراتژیک ناشی است. واشینگتن می‌بیند که علی‌رغم دهه‌ها تحریم، ایران از «نبوغ تمدنی» خود برای ایجاد واقعیت نظامی جدیدی استفاده کرده است که انتظارات مرسوم را به چالش می‌کشد.

● نبوغ نامتقارن: ایران با بهره‌گیری از پیشینه عمیق خود در مهندسی، موشک‌های نقطه‌زن و فناوری پهپادی پیشرفت‌های را توسعه داده است.

● چالش برای ابرقدرت‌ها: این فناوری بومی، برنامه‌های استراتژیک قدرتمندترین ارتش‌های جهان را با ناکامی مواجه کرده است. همین امتناع از تسلیم – این مقاومت تمدنی – است که به فوران خشم رهبرانی منجر می‌شود که انتظار فروپاشی سریع را داشتند.

● ایستادگی ملی: علاوه بر این، این ایستادگی تنها محدود به نخبگان نظامی نیست؛ بلکه ملت ایران در تمام شهرها و استان‌ها، به‌صورت شبانه‌روزی از این دفاع جانانه حمایت می‌کنند و خودکفایی تکنولوژیک خود را مسئله‌‌ای مربوط به غرور تمدنی‌شان می‌دانند. این قدرت نامتقارن، تمام معادلات قدرت‌های بزرگ را به هم زده و باعث شده است که آن‌ها از سر استیصال به توهین متوسل شوند.

آینده‌ای مشترک، نه گذشته ‌ای ویران

مردم آمریکا مستحق سیاست خارجی مبتنی بر واقعیت هستند. ایران کشوری با بیش از ۸۵ میلیون نفر جمعیت، نرخ سواد بالا و جامعه علمی پیچیده است. استفاده از استعاره «عصر حجر» این حقیقت را نادیده می‌گیرد که وقتی اجداد اکثر غربی‌ها در سکونتگاه‌های قبیله‌ای زندگی می‌کردند، ایران مرکز تمدن جهانی بود.

کلید واژه ها: عصر حجر ایران جمهوری اسلامی ایران مردم ایران تمدن تمدن ایران دونالد ترامپ تهدید ترامپ تهدید ترامپ علیه ایران جنگ امریکا حمله امریکا حمله اسرائیل حمله امریکا به ایران حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران


( ۸ )

نظر شما :

علی روا ۱۸ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۶
سلام مرز بین علم سیاست و علم جنگ روانی یک مرز نامشخص و غیر قابل تعریف است ولی تفاوتی که ایجاد می‌کند هولناکی بالای برخوردار هست تا جایی که جنگ روانی را دارای ابعاد پیچیده از ریسک پذیری می‌دانند حمله زیرساختی منافع را محدود نمی‌کند سیاست علمی هست که باعث میشه یک کشور اداره علمی بشه ولی جنگ روانی یک کشور را زیر ساختی ویران می‌کند جنگ روانی گاهی بالعکس زیر ساخت خود مهاجم را مورد حمله قرار می‌دهد علم سیاست علم پیش بینی است علم مدیریت هست سیاست نبرد علم ایجابی هست بخاطر همین موضوع کشورها از دخالت در جنگ زیر ساختی دوری می‌کنند بالاخص که جریانات محدویت منطقه ای بهمراه داشته باشد هزینه صد عبور به یک حمله حساب شده قابل محاسبه سیاسی نیست این خطر در جنگ منطقه ای است هزینه یک حمله زمینی به یک مخاطره هولناک سیاسی قابل محاسبه نیست جنگاوری یعنی سیاستمداری و مدیریت با درایت مشکل جنگاوری با درایت حل مسئله می‌شود نه با حمله پیاده و زیر ساخت‌ها اینها،بحران زا هست