از اروپا تا روسیه و چین

رویکرد و انگیزه های قدرت‌های بزرگ به منازعه حاد کنونی ایران و امریکا

۰۱ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۴:۰۰ کد : ۲۰۳۷۷۷۵ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: سید محمد حسینی
سید محمد حسینی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: موضوع اصلی این یادداشت نگاهی گذرا به رویکرد و انگیزه‌های اتحادیه اروپا، چین و روسیه به منازعه حاد شده ایران و امریکا است.
رویکرد و انگیزه های قدرت‌های بزرگ به منازعه حاد کنونی ایران و امریکا

دیپلماسی ایرانی: تعارض ایران و امریکا به «نقطه حاد» رسیده است. در آن سو، امریکا با ارسال ناوهای جنگی و تهدید نظامی ایران؛ دیپلماسیِ اجبار را دنبال می‌کند تا در سایه تهدید نظامی، خواسته‌های خود را به ایران تحمیل کند. در این سو، جمهوری اسلامی ایران، تاکنون تهدیدات نظامی را با تهدید متقابل و مانور نظامی پاسخ داده و ضمن رد هر گونه دیپلماسی اجبار، خواهان رسیدن به توافقی عادلانه در سایه دیپلماسی عادلانه، عزت‌مندانه و البته مصلحت‌اندیش است. دو رویکرد متفاوت با خواسته‌های حداکثری از هر دو سو؛ آیا توافق در چنین معادله‌ای ممکن است؟ به نظر می‌رسد قضاوت در این باب زود است و باید منتظر علائم جدیدی بود که از مذاکرات وین طی روزهای آتی نمایان خواهد شد. آنچه مسلم است کنشگران اصلی توافق، ایران و امریکا خواهند بود اما نمی‌توان نقش سایر قدرت‌های بزرگ را در این بحران نادیده انگاشت. اتحادیه اروپا (با تأکید بر آلمان، فرانسه، انگلیس) روسیه و چین، سه ضلع اصلی از کنشگران قدرتمند بین‌المللی هستند که هر کدام در بحران حاد ایجاد شده، نقش سلبی و ایجابی دارند. موضوع اصلی این یادداشت نگاهی گذرا به رویکرد و انگیزه‌های اتحادیه اروپا، چین و روسیه به منازعه حاد شده ایران و امریکا است.

اتحادیه اروپا؛ همراهِ همراه با امریکا

اتحادیه اروپا راهبرد «بند واگنینگ» Bandwagoning یا سیاست پیروی از امریکا را در قبال ایران دنبال می‌کند. رویکرد کمیسیون اروپا پس از جنگ اروپا، نعل به نعل همراستا با رویکرد مقامات کاخ سفید تنظیم می‌شود فقط لحن آنها کمی دیپلماتیک و با بهره‌مندیِ گزینشی از مفاهیم حقوقی است. اتحادیه اروپا بیش از امریکا از جنگ با ایران اکراه دارد. هراس اروپا از موشک‌های ایران، اسلام‌گرایان طرفدار ایران در اروپا و سیل پناهندگان احتمالی به این کشورها (در صورت وقوع جنگ) باعث شده است تا اتحادیه اروپا، در این مرحله دیپلماسی (اجبار) را بر جنگ ترجیح دهد. در عین حال نباید دچار اشتباه شد و تصور کرد اتحادیه اروپا مانند گذشته در مذاکرات نقش مثبت و فعالی را ایفاء خواهد کرد. اتحادیه اروپا طی یک دهه گذشته نقش «پلیس خوب» را در قبال ایران ایفاء می‌کرد. این تقش به خصوص پس از خروج امریکا از برجام در دولت اول ترامپ بیشتر به چشم آمد. آنها همچنین در دوره بایدن، نقش فعال‌تری را برای بازگشت امریکا به برجام ایفاء کرد. اما متعاقب  جنگ 12 روزه اتحادیه اروپا این نقش را واگذاشت. اکنون هم اتحادیه اروپا و هم امریکا هر دو نقش «پلیس بد» را به عهده دارند. اروپا نیز مانند امریکا اکنون دیپلماسی اجبار را دنبال می‌کند. رخداد دی ماه در ایران باعث شده تا اتحادیه اروپا بیش از گذشته بر دیپلماسی اجبار اصرار کند. مواضع رادیکال آلمان و فرانسه در قبال مسائل داخلی و خارجی ایران، شاهدی بر این مدعاست. در این میان اما انگلستان محافظه‌کارانه‌تر رفتار می‌کند. تردیدی نیست که انگلستان در صورت وقوع جنگ همدوش با امریکا مشارکت نظامی خواهد داشت و بی‌تردید یکی از مشاوران امین امریکا در قبال تغییر تحولات احتمالی مسائل داخلی ایران خواهد بود. بر این اساس اتحادیه اروپا در قبال مسئله ایران با امریکا «همراهِ همراه» خواهد بود.

روسیه؛ همراهی کلامی با ایران

روسیه مخالف جنگ است و سیاست‌های اعلانی خود را نیز کاملأ با جمهوری اسلامی ایران تنظیم می‌کند.

روس‌ها در شورای امنیت از تصویب هر گونه قطعنامه‌ای علیه ایران مانع خواهند شد و در آژانس‌بین‌الملی اتمی نیز از سیاست‌ها و مواضع ایران حمایت می‌کنند. آنها مخالف دیپلماسی اجبار و خواهان توافقی عادلانه میان ایران و امریکا هستند. ابهام بزرگ در قبال روسیه در دو مسئله است. در صورت شکست مذاکرات و حمله احتمالی امریکا به ایران، آیا روس‌ها به نفع ایران وارد منازعه می‌شوند؟ پاسخ کاملا منفی است. انفعال روس‌ها در جنگ ۱۲ روزه و نیز بی‌عملی آنها در قبال لشگرکشی این روزهای امریکا به خلیج‌فارس نشان می‌دهد، روس‌ها در صورت وقوع جنگ میان ایران و امریکا، فقط به محکومیت امریکا خواهند پرداخت و طرفین را به آتش‌بس و خویشتنداری دعوت خواهند کرد. علاوه بر این؛ تاریخ به ایرانیان بیم دیگری را نیز می‌دهد. «بیمِ وجه‌المصالحه شدن ایران» توسط روس‌ها در قبال گفت‌وگوهای صلح اوکراین با امریکا نیز سناریویی محتمل است. بنابراین چنانچه مذاکرات شکست بخورد و جنگ آغاز شود؛ «ایران را به خیر روسیه امیدی نیست، امید که شر نرساند.»

چین؛ همراهِ مشروط با ایران

منافع و انگیزه‌های چین برای توافق ایران و امریکا و ممانعت از جنگ بسیار زیاد است. منافع اقتصادی چین در خلیج‌فارس بسیار گسترده‌تر از منافع اتحادیه اروپا و روسیه در این منطقه است. جنگ فرسایشی، چین را بسیار متضرر  و تبعات سیاسی برای چین خواهد داشت. ضمن آنکه چین مسئله ایران را در نقشه جهانی رقابت پکن – واشگنتن جانمایی کرده است و شکست ایران؛ ژئوپلتیک در غرب آسیا را به نفع امریکا تغییر خواهد داد. چین مخالف دیپلماسی اجبار است اما در عین حال دیپلماسی اجبار را بر جنگ ترجیح می‌دهد. با این همه تجربه عملی جنگ ۱۲ روزه نشان می‌دهد، چین نیز مانند روسیه در صورت بروز جنگ وارد تقابل با امریکا نمی‌شود و صرفأ به محکومیت جنگ و ضرورت آتش‌بس بسنده خواهد کرد اما دیپلماسی ضد جنگ چین موثرتر  از روسیه و اتحادیه اروپا عمل خواهد کرد. بنابراین چین در منازعه کنونی ایران و امریکا؛ همراه مشروط با ایران خواهد بود و تا شروع جنگ در کنار ایران خواهد ایستاد اما در صورت شروع جنگ به آرامی از کنار ایران جدا خواهد شد. بر این اساس؛ شایسته است تا دستگاه دیپلماسی ایران نهایت تلاش  خود را بر فعال کردن لابی ضد جنگ چین معطوف کنند.

سید محمد حسینی

نویسنده خبر

سفیر اسبق ایران در عربستان و کارشناس ارشد مطالعات منطقه 

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا ایران و روسیه ایران و چین ایران و اروپا ایران و امریکا و اروپا ایران و امریکا و روسیه ایران و امریکا و روسیه و چین جنگ با ایران سید محمد حسینی


( ۱ )

نظر شما :