افزایش رشد اقتصادی با وجود فشار حداکثری
نه، ایرانی ها از جایگاه ضعف اقتصادی گفت وگو نمی کنند
نویسنده: جواد صالحی اصفهانی
دیپلماسی ایرانی: عنوان مقاله بلومبرگ در 25 اوت با عنوان: اقتصاد بیمار، دست تهران را در گفت وگوهای هسته ای می بندد، خلاصهای از تفکر مخالفان توافق هستهای با ایران موسوم به برجام است.
منتقدان داخلی دولتِ بایدن ادعا می کنند که اقتصاد ایران در حال غرق شدن است، بنابراین واشنگتن باید منتظر ایران ضعیفتر برای ارائه امتیازات بیشتر باشد. همین تفکر خروج دونالد ترامپ از برجام را رقم زد و حالا پس از سه سال ایران بیش از گذشته در آستانه هسته ای شدن است که خود نشان دهنده اشتباه بودن این طرز تفکر است.
سال گذشته اقتصاد ایران 4.3 درصد رشد کرد و صندوق بینالمللی پول و بانک جهانی رشد سالانه حدود 3 درصد را در سالهای آینده پیشبینی کردند. از سال 2012، تحت تحریم ها، تولید ناخالص داخلی غیرنفتی 2.9 درصد در سال رشد کرده است.
یک کارشناس در بنیاد دفاع از دموکراسی روشی هوشمندانه را برای جلوگیری از زنده کردن برجام انتخاب کرده است: "بهجای مردم، ذینفعان احتمالی رشد، مقامات فاسد و دستگاههای امنیتی هستند که با جنگ های نیابتی در خارج از کشور مسئول فقر مردم ایران هستند. در ادامه این استدلال می آید که آزادسازی پول های بلوکه شده ایران به نفع طبقه متوسط نخواهد بود."
اگر تحریم ها به گونه ای طراحی نشده بودند که شورش های مردمی رهبران آنها را تحت فشار قرار نمی داد، این نگرانی ها قابل لمس بود. داده های هزینه خانوارهای ایرانی این استدلال که منابع آزاد شده به طبقه متوسط نمی رسد را رد می کند. سال گذشته، درآمد شخصی بیش از سه برابر سریعتر از تولید ناخالص داخلی سرانه افزایش یافت. تورم در سال 42 درصد بود اما درآمدها و هزینه ها با حاشیه قابل توجهی از تورم پیشی گرفت و حدود 53 درصد افزایش یافت. در نتیجه، با تعدیل تورم، درآمدها در سطح ملی 11.5 درصد، در مناطق شهری 12.1 درصد و در مناطق روستایی 7 درصد افزایش یافت.
این ادعا که آزاد شدن پول های ایران به طبقه متوسط نمی رسد ناشی از درک نادرست از اقتصاد ایران است. ایرانی های طبقه متوسط از رفع تحریم ها حمایت می کنند همانطور که در انتخاب قاطعانه خود از حسن روحانی و حمایت گسترده از ابراهیم رئیسی نشان دادند.
برخی از تندروهای ایرانی از دولت رئیسی خواسته اند تا هر گونه توافق هسته ای را به تاخیر اندازد. انتظار می رود که زمستان و نارضایتی اروپایی ها موضع آنها در مورد هرگونه توافق با ایران را نرمتر کند. بنابراین، اخبار مثبت اقتصادی به احتمال زیاد دلیل اصلی فشار برای تاخیر از سمت دولت رئیسی است. دولت رئیسی بهتر است در برابر چنین فشاری مقاومت کند. هدف دولت برای رسیدن به رشد 8 درصدی در سال در دوره اول، همراه با ایجاد یک میلیون شغل و ساخت یک میلیون خانه در سال، به منابع سرمایه گذاری بسیار بیشتری نسبت به آنچه در حال حاضر نیاز است، نیاز دارد. کمبود منابع سرمایه گذاری بحرانی ترین عامل است. در سه سال گذشته، سرمایه گذاری ثابت ناخالص حدود 13 درصدِ تولید ناخالص داخلی بوده که برای حفظ موجودی سرمایه در سطح فعلی کافی نیست، چه رسد به ایجاد رشد قوی. این نسبت از بیش از 30 درصد در دهه 1990 و 25 درصد در اواخر سال 2011 کاهش یافته است. صادرات نفت منبع اصلی منابع سرمایه گذاری است، اما برای حفظ تولید نفت و گاز، بخش نفت و گاز به تنهایی به سرمایه گذاری نزدیک به یک سوم تولید ناخالص داخلی نیاز دارد.
به نوبه خود، ایالات متحده باید ثبات اقتصادی ایران را دلیلی برای خوش بین بودن نسبت به دستیابی به یک توافق پایدار با ایران بداند. محافظهکارانی که اکنون در قدرت هستند به شدت از توافق هستهای 2015 مورد مذاکره روحانی انتقاد کردند، زیرا معتقدند که ایران از موضع ضعف به مذاکرات نزدیک شده است.
وعده رئیسی مبنی بر گره نزدن معیشت مردم به توافق هسته ای، بر این نکته تاکید دارد که ایران می تواند در شرایط تحریم اگر خوب عمل نکند زنده بماند و نیازی به عقب نشینی از هدف راهبردی خود برای به چالش کشیدن هژمونی ایالات متحده در ازای رفع تحریم ها ندارد.
واشنگتن باید توانایی ایران برای تثبیت اقتصاد خود تحت تحریمها را فرصتی برای دستیابی به یک توافق هستهای بادوام با دولت محافظهکاران در ایران ببیند. در نهایت، برخلاف عقل رایج، ایران که به توانایی خود برای مقاومت در برابر فشار حداکثری اطمینان دارد، در حالی که جایگاه دشمنگونه خود را در برابر ایالات متحده حفظ می کند، دلایل کمتری برای تضعیف مفاد توافق برجام خواهد داشت.
منبع: موسسه کوئینسی / تحریریه دیپلماسی ایرانی/11
نظر شما :