غرب تعمدا خود را فریب می دهد

اول پاکستان هسته ای شد بعد ایران

۲۶ دی ۱۴۰۰ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۰۹۱۳۸ اخبار اصلی پرونده هسته ای
کمک های اولیه سرنوشت ساز برای برنامه هسته ای ایران از طرف آلمان و سوئیس بود. آمریکا و احتمالا اسرائیل بیهوده علیه آن مبارزه کردند.
اول پاکستان هسته ای شد بعد ایران

نویسنده: مارسل گور

دیپلماسی ایرانی: جرقه اولیه شروع برنامه هسته ای ایران که سال هاست در خط مقدم سیاست جهانی قرار دارد، در سال 1987 در زوریخ زده شد. آن زمان هیئتی از سازمان انرژی اتمی ایران و برخی از نمایندگان اروپایی از شبکه عبدالقدیر خان، دانشمند پاکستانی با یکدیگر دیدار کردند. این نکته که ایران در اواسط دهه 1980 برنامه هسته ای خود را آغاز کرد، تا حد زیادی به جنگ با عراق در آن زمان و این فرض معقول مبنی بر اینکه عراق قصد دارد بمب اتمی خود را توسعه دهد، مربوط می شود. 

نزدیکی حیرت انگیز شرکت های جمهوری فدرال آلمان و سوئیس به برنامه هسته ای ایران به خوبی مورد تحقیق قرار گرفته است. اسناد جدید و قبلا ناشناخته ای از آرشیوهای برن و واشنگتن نیز این تصویر را واضح تر می کند. برنامه هسته ای ایران همچنین ارتباط تنگاتنگی با برنامه هسته ای پاکستان دارد. دولت ایران از کارهای زیرساختی خان که قبلا طی سالیان متمادی انجام شده بود، بهره برده است.

خان پس از سال ها کار در کنسرسیوم اورنکو، دانش ویژه فناوری هسته ای را به دست آورد. اورنکو مخفف Uranium Enrichment Company است: شرکتی که در هلند مستقر بوده و امروز هم به غنی‌سازی اورانیوم برای استفاده غیرنظامی می پردازد. خان در سال 1975 به میهن خود بازگشت و به نخست وزیر وقت پیشنهاد داد تا برنامه تسلیحات هسته ای داخلی را رهبری کند. خان نه تنها برنامه هایی برای ساخت سانتریفیوژهایی را داشت که از محل کار سابقش به صورت قاچاقی خارج کرده بود، بلکه تمام تامین کنندگانی را که به طور قانونی تجهیزات با دقت بالا را به اورنکو تحویل داده بودند، می شناخت. بسیاری از این تامین کنندگان، عمدتا از آلمان و سوئیس، خیلی زود وارد معاملات چند میلیون دلاری با پاکستان شدند.

چند ماه پس از اولین جلسه در زوریخ، شرکای تجاری جدید برای بار دوم در سال 1987 و در دبی مذاکره کردند. در این جلسه مخفیانه، نمایندگان شبکه خان نوعی «کیت استارتر» را به هیئت ایرانی پیشنهاد کردند که شامل همه چیزهایی بود که برای تولید اورانیوم بسیار غنی شده مورد نیاز بود. اما پس از ساعت‌ها بحث و بررسی، هیئت ایرانی از بسته همه جانبه چشم پوشی کرده و در عوض، فقط نسخه‌هایی از نقشه‌های دزدیده شده برای اولتراسانتریفیوژهای گازی را خریدند. ایرانی ها می خواستند قطعات آن را از بازار آزاد تهیه کنند، به این امید که کمی ارزان تر باشند. قیمتی که ایران برای طرح های اورنکو پرداخت کرده، بین 5 تا 10 میلیون دلار متغیر است. 

گفته می شود که در نهایت چند میلیون دلار از طرف ایران و پاکستان به جیب شرکت های اروپایی سرازیر شد. این فعالیت های تجاری مورد توجه سرویس‌های اطلاعاتی غربی قرار گرفت. اما در مورد پاکستان، آمریکا بر سر یک دوراهی بود: هند تحت نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بود، بنابراین آمریکا نمی خواست پاکستان را به عنوان یک شریک استراتژیک از دست بدهد.

برای اینکه روابط با اسلام آباد خدشه دار نشود، دولت جیمی کارتر تصمیم گرفت مستقیماً مداخله نکند. به جای بمباران تاسیسات هسته ای در پاکستان باید با مشکل ریشه ای، یعنی تامین کنندگان اروپایی، در درجه اول در آلمان و سوئیس مبارزه کرد.

چند ماه پس از مداخله ناموفق وزارت امور خارجه آمریکا در بن و برن، عاملانی ناشناس حملات انفجاری را در سه شرکت از این شرکت ها انجام دادند. این حملات با چندین تماس تلفنی همراه بود که طی آن افراد ناشناس سایر شرکت های تحویل دهنده را به زبان انگلیسی یا آلمانی شکسته تهدید می کردند. این سوءظن که موساد ممکن است پشت این حملات و تهدیدها باشد، به زودی ایجاد شد. برای اسرائیل، این چشم انداز که پاکستان می تواند با بمب اتمی به اولین کشور هسته ای اسلامی تبدیل شود، یک تهدید وجودی به شمار می رفت. با این حال، سازمانی ناشناخته با نام "سازمان منع گسترش سلاح های هسته ای در جنوب آسیا" رسما به این حملات اعتراف کرد و بعد از آن دیگر ناپدید شد.

برای آدریان هانی، مورخ معاصر و کارشناس سرویس های اطلاعاتی، دخالت موساد بسیار محتمل است. اگرچه شواهد قطعی وجود ندارد، اما این حملات دارای امضای سرویس مخفی هستند. هانی می‌گوید، برای مثال، آنچه قابل توجه است، مطابقت آنها با الگوی حملاتی است که سرویس مخفی اسرائیل دو سال قبل تر در اروپای غربی در ارتباط با برنامه هسته‌ای عراق انجام داد.

منبع: نویه زوریشر سایتونگ (سوئیس) / تحریریه دیپلماسی ایرانی

کلید واژه ها: ایران و امریکا ایران و اروپا ایران و پاکستان ایران هسته ای عبدالقدیر خان ایران و اسرائیل


( ۴۱ )

نظر شما :

فدوی ۲۶ دی ۱۴۰۰ | ۱۰:۳۰
ذهنیت غالب در پایتختهای اروپایی و آمریکا در مورد سایر کشورها ، ریشه در دوران استعمار کلاسیک ( در مقابل استعمار مدرن فعلی ) دارد . نگاه آنها به ملتها و کشورها تحت تاثیر نوع تعامل ها طی قرون 15 تا اواخر نوزده میلادی می باشد ( دوران استعمار کلاسیک ) . پاکستان در نگاه آنها از آن دسته از کشورها است که اساسا نمی تواند دردسری برای غرب باشد ( لااقل تاریخ گذشته این را می گوید ) و ایران از آندسته از کشورهایی است که همواره برای غرب دردسر داشته است حتی در زمان اوج ضعف خود ( نیمۀ دوم دوران قاجار ) . نگاه تاریخی ملتها و به تبع آن دولتها موضوعی مهم در تصمیم گیری آنها است . به عنوان مثال : ترکمنچای و اشغال چندین بارۀ جنوب ایران به ترتیب توسط روسیه و انگلیس نگاهی همواره منفی را نزد ما ایرانیها از این دو کشور سبب شده در حالی که این نگاه را به آمریکا نداریم چون در خاطرۀ تاریخی مان حداکثر شیطنت آمریکاییها را از رویدادهای زمان مصدق به یاد می آوریم .هر چند نفرت زیاد ما از روسیه و انگلیس افراطی و نگاه بیش از حد مثبت ما به آمریکا ، ساده لوحانه است اما یادمان باشد که " با وجود آنکه نگاه ها به سوی آینده است اما دلها همواره در گرو گذشته می باشد " .
محمد ۲۶ دی ۱۴۰۰ | ۱۳:۳۴
سیاست غربی ها در این دوگانه سازی ها برای ایجاد شکاف بین صفوف دشمنان است . اما وظیفه ما در مقابله با این ماجرا چیست ؟ ایجاد اتحاد با کشورهای همسایه . تصور کنید که سه کشور ایران ، عراق و ترکیه با هم به یک اتحاد استراتژیک می رسیدند ، آیا جز این است که می توانستند انحصار ترانزیت کالا و انرژی را از آسیا به اروپا را به دست بگیرند؟