دومینوی تکراری روابط در روندهای تاریخی (بخش پانزدهم)

بازار انرژی؛ از محبوبیت اروپا تا محرومیت ایران

۱۶ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۹۵۰۲۸ اروپا نگاه ایرانی
نویسنده خبر: علی بمان اقبالی زارچ
علی بمان اقبالی زارچ در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: ایران با جغرافیای چندین برابری بسیاری از کشورهای اروپایی بیش از ۶۵ برابر اتحادیه اروپایی منابع سوخت های فسیلی دارد و در قرن بیستم از تامین کنندگان شاخص انرژی اروپا بوده ولی از ابتدای هزاره سوم اتحادیه به بهانه های چندگانه حقوق بشری، برنامه صلح آمیز هسته ای، صنایع دفاعی و موشکی و محور مقاومت و بویژه تبعیت از آمریکا همکاری انرژی با کشورمان را محدود کرده و اگر چه در اسناد خود از الجزایر، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، خاورمیانه و برخی کشورهای آفریقایی نام برده و در نسخه قدیمی سند نیز از ایران نیز به عنوان یک طرف بالقوه راهبردی در تامین انرژی اروپا نام برده شده بود، اما در سند جدید نام کشورمان حذف شده و تنها عبارت "برخی تامین‌کنندگان بالقوه دیگر انرژی" قید شده است.
بازار انرژی؛ از محبوبیت اروپا تا محرومیت ایران

دیپلماسی ایرانی: اتحادیه اروپا به عنوان بزرگترین مجموعه اقتصادی و تجاری عرصه گیتی از اواخر هزاره دوم تلاش مضاعفی را برای ارتقاء نقش بین المللی خود آغاز کرده و انرژی شاهرگ حیاتی این نهاد مهم است و رفاه مردم، صنعت و اقتصاد وابسته به منابع انرژی امن، مطمئن و پایدار است. در همین راستا منشور انرژی را در سال 1994 تصویب و اجرای آن از سال 1998 شروع شده است؛ بنابراین موضوع انرژی یکی از بزرگ‌ترین چالش‌هایی است که اروپا در هزاره سوم میلادی با  آن مواجه است و  چند دهه طول خواهد کشید تا سیستم‌های انرژی در مسیر امن و مطمئن قرار گیرد؛ در عین حال که در دهه های آینده بخش انرژی اروپا به حدود بیش از یکهزار میلیارد دلار سرمایه‌گذاری نیازمند است. این سرمایه‌گذاری نیز هم جهت متنوع کردن منابع موجود و همچنین جایگزین کردن تجهیزات این بخش برای کاهش قابل توجه آلایندگی های زیست محیطی و تمرکز بیشتر بر انرژی های پاک است. اتحادیه اروپا امروز در وضعیتی است که باید سیاست‌های انرژی را  توسعه دهد و  تصمیماتی که در بخش سیاست‌های انرژی توسط اعضا گرفته می‌شود بر دیگر اعضا اثرگذار خواهد بود. ترکیب بهینه انرژی که شامل توسعه سریع بخش انرژی‌های جایگزین نیز هست؛ حداقل نیازمند بازارهای قاره‌ای است.

اتحادیه اروپا از طرفی همچنان تا 2030 مجبور است روند صعودی وارادات انرژی را دنبال کند و سه راهبرد اساسی در برنامه  انرژی دهه های آینده در دستور کار دارد که هدف آن تضمین امنیت انرژی، ارتقاء بهره وری و سازگاری حداکثری با مولفه های زیست محیطی است؛ و جهت موفقیت سیاست‌های انرژی‌اش ضرورت دارد همچنان بازار جذابی برای شرکت‌ها باشد تا در زمانی که رقابت برای منابع انرژی جهانی افزایش یافته است، استراتژی‌های جدید انرژی بادی خط‌ مشی‌های تعیین شده توسط کمیسیون اروپا را تقویت کند. خصوصا تا زمانی که انرژی مهم‌ترین بخش از هزینه‌های صنایع را تشکیل می‌دهد. از طرف دیگر اتحادیه اروپا تاکنون با وجود اینکه حدود ۲۰ درصد کل انرژی مصرفی را به خود اختصاص داده نتوانسته به میزان قدرت اقتصادی‌اش، در بازارهای جهانی انرژی اثرگذار باشد و با توجه به این که بزرگ‌ترین وارد‌کننده انرژی در جهان است در مقابل عواملی که عرضه انرژی را تهدید می‌کنند بسیار آسیب‌پذیر بوده و منابع و ذخایر نفت منطقه اتحادیه اروپا محدود و به تناسب ذخایر دنیا، در سطح بسیار پایینی قرار گرفته است. به طور کلی میزان ذخایر تثبیت شده نفت اتحادیه کمتر از یک درصد کل ذخایر جهان است و  با توجه اطلاعات منابع مختلف همچون ژورنال‌های گاز و نفت، میزان ذخایر گازی به میزان 4/1 درصد کل ذخایر جهان  است. همچنین منابع ذغال‌سنگ 80 درصد از ذخایر فسیلی اروپا را تشکیل می‌دهد. این ذخایر هرچند در مقایسه با کل منابع جامد و فسیلی جهان سهم کمی را داراست، اما برای اروپا بسیار مهم است. البته با توجه به گسترش اتحادیه به شرق قاره سبز و کشف ذخایر جدید گاز در بستر دریای سیاه و دریای مدیترانه احتمالا تغییراتی در این درصدها بویژه در موضوع گازحاصل خواهد شد.

در خصوص مصرف انرژی همچنان بخش حمل و نقل بزرگترین مصرف‌کننده نهایی انرژی است. کل میزان انرژی نهایی که توسط بخش حمل و نقل استفاده شده، افزون بر میزان استفاده شده توسط دیگر بخش‌های صنعتی است لذا اتحادیه تمرکز جدی بر بخش حمل و نقل بویژه حمل و نقل ریلی و وسایل نقلیه فوق کم مصرف دارد. موضوع مهم اینکه نفت همچنان بیشترین شدت مصرف را در تولیدات اتحادیه اروپا در میان ترکیبات سوخت مصرفی دارد. بطوریکه روزانه 18 میلیون بشکه نفت تامین کننده نیازهای اساسی است و این مقدار به ترتیب 30% از روسیه و کشورهای شوروی سابق؛ 25% از خاورمیانه؛ 20% آفریقا و 5% از آمریکا بوده و مابقی تولید داخلی اتحادیه است. همچنین سهم انرژی هسته‌ای و گاز از هزاره سوم  2 تا 6 درصد افزایش داشته است. در حال حاضر کشورهای اروپایی نوعی وابستگی کشوری و یا منطقه ای در تامین انرژی دارند، برای مثال استونی، لتونی، ایرلند و فنلاند به طور کامل تنها به یک عرضه کننده گاز وابسته هستند در حالی که یونان و اتریش حدود 80 درصد به همان عرضه‌کننده انحصاری گاز وابستگی دارند و آلمان به عنوان قدرت فاخر و یکه تاز صنعتی اروپا بیشترین وابستگی نفتی و گازی به روسیه دارد. به طور کلی اتحادیه سیاست همکاری انرژی خود با مناطق جغرافیایی جهان طبق میزان وابستگی تعریف کرده و روسیه در جایگاه الویتی بوده و منطقه خاورمیانه در جایگاه بعدی قرار دارد که در این منطقه توجه ویژه ای به کشورهای حاشیه خلیج فارس به دلیل موقعیت راهبردی، بازار صدور کالا و تجهیزات نظامی و وجود ذخایر عظیم نفت و گاز هست. در عین حال که خلیج فارس همچنین نقطه پیوند سه قاره اروپا، آسیا و افریقا محسوب شده و نزدیک به 65 درصد از ذخایر نفتی جهان در این منطقه واقع است. نیاز روزافزون کشورهای صنعتی به انرژی و به‌ویژه نفت، این منطقه را همچنان کانون توجهات قدرت‌های بزرگ قرار داده است. دنیای صنعتی امروز بیش از هر زمان دیگری به منابع گوناگون انرژی نیازمند است و در این میان نفت خام و گاز طبیعی از جایگاه ویژه ای برخوردارند. 

در مورد همکاری های ایران به عنوان یکی از غنی ترین کشورهای جهان از لحاظ ذخایر نفت و گاز و اتحادیه اروپا به عنوان یکی از بزرگترین قطب های صنعتی در جهان که وابستگی شدیدی به واردات منابع انرژی دارد؛ باید اذعان کرد که شرایط موجود امیدوارکننده نیست و از طرفی نفت، گاز و سایر مشتقات بخش عمده ای از بازار صادرات کشورمان را به خود اختصاص داده و این موضوع باعث وابستگی شدید ایران به درآمدهای ارزی حاصل از فروش این محصولات شده است و از طرف دیگر با وجود ذخایر عظیم ایران و نزدیکی جغرافیایی به اتحادیه اروپا، مبادلات طرفین در زمینه انرژی در سطح مناسبی قرار ندارد. ایران با جغرافیای چندین برابری بسیاری از کشورهای اروپایی بیش از 65 برابر اتحادیه اروپایی منابع سوخت های فسیلی دارد و در قرن بیستم از تامین کنندگان شاخص انرژی اروپا بوده ولی از ابتدای هزاره سوم اتحادیه به بهانه های چندگانه حقوق بشری، برنامه صلح آمیز هسته ای، صنایع دفاعی و موشکی و محور مقاومت و بویژه تبعیت از آمریکا همکاری انرژی با کشورمان را محدود کرده و اگر چه در اسناد خود از الجزایر، ترکیه، آذربایجان، ترکمنستان، خاورمیانه و برخی کشورهای آفریقایی نام برده و در نسخه قدیمی سند نیز از ایران نیز به عنوان یک طرف بالقوه راهبردی در تامین انرژی اروپا نام برده شده بود، اما در سند جدید نام کشورمان حذف شده و تنها عبارت "برخی تامین‌کنندگان بالقوه دیگر انرژی" قید شده است. طبق همین راهبرد بوده که نقش کشورمان در طرح ها و برنامه های تامین انرژی بویژه خطوط لوله تقریبا به هیچ رسیده است موضوعی که در بخش بعدی به آن می پردازیم.

دیپلمات و کارشناس ارشد یورآسیا

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: ایران و اروپا انرژی نفت و گاز علی بمان اقبالی زارچ ایران و اتحادیه اروپا


( ۲ )

نظر شما :

ایرج ۱۶ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۸:۴۰
صادرات گاز به اروپا جز ضرر میچ عابدی ندارد به جز برای ترکیه که تخفیف و هزینه ترانزیت میگیرد رقبای زیادی در بازار گازی اروپا است ایران باید چین قانع کند در پروژه جاده ابریشم پاکستان وادار به تکمیل به لوله گاز صلح کند و هند باید از طریق عمان یا پاکستان لوله گاز کشیده و وارد کند جمیع بازار هند و چین و پاکستان ۲۰برابر اروپا است و بازارهای همسایه مثل عراق و سوریه
كامران ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۶:۰۲
اولا که فروش گاز و خطوط لوله صرفا بحث عایدی نیست بلکه ایجاد قدرت در معادلات ژئوپولتیک هم مطرح است و به نوعی به کشور صادر کننده گارانتی امنیتی از جانب کشورهای بازار میدهد در ثانی اروپا با ۳۰ تریلیون دلار تولید ناخالص داخلی را با هند مقایسه میکنی!! وعدد بیست برابری بازار گاز هند را نسبت به اروپا از کجا اوردی!!! جل الخالق . بازار هند هم میتواند به عنوان یکی از بازارهای هدف مطرح باشی که ان هم نیازمند جلب همکاری پاکستان است و به دلیل مشکلات این دو کشور فعلا چشم انداز روشنی ندارد.
كامران ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۶:۲۴
میزان مصرف گاز در هند سالیانه ۶۰ میلیارد متر مکعب و در اروپا ۵۰۰ میلیارد متر مکعب است
كامران ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۶:۳۳
ودر مورد بازار چین هم اصولا انتقال گاز با خط اوله صرفه اقتصادی ندارد
ایرج ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۸:۴۷
قدرتهای آینده و جمعیت آسیا و هند و چین خواهد بود اروپا با توجه به رقبای خارجی و...دلایلی که در پیام بالا گفتم اصولاً اقتصادی نیست و بیشتر مصرف آن در زمستان بدلیل برودت هوا و سردی است اما در باره چین چرا صادرات گاز صرفه ندارد مگر جریان گازی قطب روسیه با توجه به فاصله و افت فشار در سرما سیبری توجیه داشته ولی ایران میتواند با انتقال به پاکستان و ورود از طریق ارومچی هزینه و آن پایین و انتقال بهتر از خط جریان روسیه داشته باشد بعد مسافت کمتر اما این عدد گفته شده سمبولیک بوده و شمارشی نبوده
كامران ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۲:۰۴
به دلیل مشغله کاری نتوانستم جواب شمارا جامع و غیرمنقطع بیان کنم . ببینید دوست عزیز مجبور نیستید در هر زمینه ای اظهار نظر کنید، مجموع مصرف گاز کشور هند۶۰ میلیارد متر مکعب در سال ومجموع مصرف گاز چین ۲۸۰ میلیارد متر مکعب است و اصولا پاکستان در تامین گاز خود کفاست، مجموع اینها کمتر از ۶۰ درصد بازار اروپاست، در حالی که طبق گفته جنابعالی بازار انها ۲۰ برابر اروپاست؟!! در ثانی خط لوله از شرق ایران به چین حداقل دو برابر مسافت اروپاست، ثالثا توپوگرافی بین هند و چین باوجود سلسله جبال هیمالیا اجازه این انتقال را نمیدهد، رابعا تنها راه انقال گاز به چین Lng است که فعلا زیر ساخت ان در ایران فراهم نیست و اصولا برای مصرف کننده به دلیل قیمت بالاتر جذاب نیست. در نهایت اینکه رشداقتصادی چین به شدت کاهش یافته و این ادامه دار خواهد بود و در مورد هند هم شاید در ۲۰ سال اینده افزایش شدید تقاضا رخ بدهد، فعلا در دسترس ترین بازار و بزرگترین ان اروپاست.
كامران ۱۷ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۲:۴۷
تنها مسئله ای که من از پیام های شما در این زمینه استنباط کردم ، بخل شما از حق ترانزیتی است که شامل ترکیه میشود!!!! اگر تو ایرانی هستی و دوستدار وطن مگر میشود راضی به این شوی که ما به فلان کس نفروشیم که فلان کس منتفع نشود، مگر اینکه ایرانی نباشی و سعادت این مملکت را نخواهی.
ایرج ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۱:۲۷
کامران جان من ایرانی هستم و سعادت این مملکت میخواهم اما چرا لوله گاز خود را فقط از ترکیه به اروپا برسانیم ؟؟؟؟!!!! نیاز اروپا در حالت اشباع شدن است نگاهی بینداز در مدیترانه اسراییل بزرگترین منابع گازی مدیترانه اکتشاف میکند و صادرات آینده او اروپاست مصر و الجزایر حتی لیبی و یونان در آینده جایی برای ایران نیست چرا باید لوله گاز ایران با تخفیف و هزینه ترانزیت به سود ترکیه باشد و عدم حفاظت آن با بمب گذاری همراه است و اهرم فشار بر ایران برای حمایت از سیاست اخوانی نو عثمانی ترکی در منطقه چرررراااا؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!
كامران ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۴:۴۹
اگر مسیر خط لوله از جای دیگری به اروپا با هزینه معقول میرسد بسم الله ، طرحهایی قبلا در این زمینه ارائه شد که همگی به دلایل عدم صرفه اقتصادی بر روی کاغذ مانده است.
ایرج ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۵:۲۷
کامران جان منظورم از عراق به سوریه و سپس مدیترانه هم هزینه ها ترانزیت با خرید گاز مورد نظر سوریه و عراق در می آید هم میتوان آن را مستقیما بدون دخالت ترکیه صادر کرد که این طرح در همان زمان تا فاز اجرایی داشت پیش می‌رفت اما از آنجایی که ترکیه برای خود هاب انرژی پیش بینی کرده و روی پول حق ترانزیت حساب کرده و همچنین به عنوان اهرم فشار بر اروپا برای همراه کردن اروپا با سیاست و خواسته هایش مثل روسیه که با تهدید و قطع گاز به اوکراین اروپا در سرمای سوزناک وادار به همراهی خواسته هایش کرد و جلوگیری قطر برای بوجود آمدن یک رقیب گازی در بازار اروپا باعث حمایت از داعش شده کامران عزیزم توجیه اقتصادی و عملیاتی دارد
كامران ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۶:۵۰
این خط لوله تا سوریه توجیه اقتصادی دارد بعد از ان انتقال از کف دریا تا یونان هزینه های چند برابری دارد! در ثانی برای انتقال از کف دریا شما باید نظر مثبت کشورهای ذینفع که که مالک کف دریا تا ۲۰۰ مایلی خود هستند را جلب کنید که در این مورد دوباره باید به ترکیه رجوع کنید. یک طرح مشابه این که تا همین اواخر مطرح بود انتقال گاز از حوضه تازه کشف شده اسرائیل در مدیترانه از طریق دریا به قبرس و سپس یونان بود که با توجه به مخالفت ترکیه از خیرش گذشتند . هم اینک این دعوا که در مدیترانه بین ترکیه و یونان و کشورهای اروپایی در جریان است سر همین مرزبندی کف دریای مدیترانه است . و با قاطعیت ترکیه در این زمینه ،.اختلاف در نهایت به دیوان بین المللی خواهد رفت و با توجه به حقوق بین الملل و موارد مشابه در سایر نقاط ترکیه برنده حقوقی ان خواهد بود.
ایرج ۱۸ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۰:۲۰
کامران جان ترکیه به کنوانسیون دریا ها نپیوسته است که ادعای آن مورد قبول باشد و عملا قرارداد با یونان در خصوص حوزه مدیترانه برای کشوری که عضو کنوانسیون دریاها نیست غیر قانونی است و حمایت غرب و روسیه از یونان به همان قوانین و کنوانسیون دریاها باز میگردد و پشتوانه قانونی برای اکتشاف و استخراج از دریا ها است ولی یونان و سایر کشورها به آن پیوسته اند فکر می‌کنی به فکر ترکیه نرسیده شکایت کند و اگر هم شکایت کند محکوم به شکست است برای همین با لیبی توافق کرده است و دنبال جلب نظر و تفاهم با مصر و یونان است این گفته من نیست گفته حقوقدان‌های و سیاستمداران ترکیه است گره حقوقی مدیترانه کلاف سردر گم است سعی دارد با تهدید و ترس حرف خود را به کرسی بنشاند ترکیه اما در خصوص لوله گذاری در کف بستر دریا ایران الان در حال لوله گذاری در کف دریا تا عمان و ترانزیت آن به هند بدون عبور از خاک پاکستان است
كامران ۱۹ شهریور ۱۳۹۹ | ۱۳:۵۵
با شما دیگر بحثی ندارم کلا به عمد یا از روی نااگاهی در حال دادن اطلاعات غلط و برعکس هستی، همان اول که گفتی بازار هند و چین ۲۰ برابر اروپاست نباید با شما بحث میکردم توصیه من به شما سکوت است.
ایرج ۱۹ شهریور ۱۳۹۹ | ۲۲:۴۳
کامران جان اطلاعات من نه ناقص و نه بر عکس است اما وقتی شما و خسرو جان و...بحث را قومیتی و نژادی میکنید و در تمام آرشیو اخبار موجود است و قصد دارید اهداف مخصوص خود را واقعیت جلوه دهید چه کاری از من بر میآید و عدد ۲۰گفتم سمبولیک است