زیرزمین، بستنی و انتخابات ۲۰۲۰

دونالد ترامپ و جدال سخت رسیدن دوباره به کاخ سفید

۲۷ مرداد ۱۳۹۹ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۹۴۴۴۵ آمریکا انتخاب سردبیر
جلال ملکوتی فر در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: شخصیت ترامپ را به عنوان "کارت وحشی" و "بمب انداز"  ارزیابی کرده اند؛ غیرقابل پیش بینی است و چندان روی خوش به قواعد بازی نشان نمی دهد، اصلا جایگاه خود را با کمک همین خصیصه خود بدست آورد. در سال ۲۰۱۶، طبقه یقه آبی و کسانی که از مجموعه های حاکمیتی هر دو حزب ناامید شده بودند و گفتمان نئولیبرال حاکم هم دیگر نمی توانست این قشر را با خود همراه کند، از وی حمایت کرده بودند. مشخص شده بود که جهانی شدن یک پروسه یکطرفه رو به پیشرفت نیست، بلکه برندگان و بازندگانی دارند و از بخت بد آن ها در طرف بازنده قرار گرفته اند.
دونالد ترامپ و جدال سخت رسیدن دوباره به کاخ سفید

نویسنده: جلال ملکوتی فر، دانش آموخته کارشناسی ارشد علوم سیاسی و روابط بین الملل از دانشگاه وین و استاد فعلی علوم سیاسی و منطقه ای دانشگاه یسه نوف کاسپین قزاقستان

دیپلماسی ایرانی: دونالد ترامپ تا همین چند ماه پیش به نظر می رسید که تمام زمینه ها برای دوباره انتخاب شدن به سمت ریاست جمهوری ایالات متحده را دارد: تا سی و سومین ماه زمامداری اش نزدیک به پنج میلیون شغل ایجاد کرده بود، در حالی که در زمان مشابه، در میان اسلاف او از زمان ریگان، فقط کلینتون از او پیش بود و مخصوصا باراک اوباما در همین مدت به عدد یک میلیون شغل هم نرسیده بود ( البته باید مد نظر داشت که آمریکا در آن زمان تازه بحران اقتصادی 2007-8 را پشت سر گذاشته بود). در انتخابات مقدماتی حزب دموکرات، ترس او از به قدرت رسیدن برنی سندرز که (به اعتراف خودش) می توانست یک رقیب سرسخت برای او باشد، هم برطرف شد. جریان اصلی حزب دموکرات توانست این نامزد تجدید نظر طلب را به لطایف الحیل کنار زده و جو بایدن را که کاملا یک کورپوراتیست (وابسته و طرفدار شرکت ها و کارتل های بزرگ) است، به عنوان نامزد حزب معرفی کند. جو بایدن رقیب سرسختی به حساب نمی آمد؛ اتهامات زوال عقل او دیگر کتمان ناپذیر شده اند؛  در چند گرد هم آیی از پس سر هم کردن چند جمله پشت سر هم برنیامد و؛ درفساد اخلاقی، اقتصادی و خویشاوند گرایی دست کمی از ترامپ ندارد. 

در دور مقدماتی تمام تلاش مشاوران بایدن در این جهت بود که برای جلوگیری از رزش آراء، او را از انظار عموم دور نگه دارند و حضور او در شبکه های تلویزیونی غیرچالشی و کنترل شده باشد. در این مدت ترقی خواهان به مزاح می¬گفتند که "جو بایدن الان چه میکند؟ در زیرزمین خانه نشسته و بستنی اش را می خورد".  این راهکار در برابر سندرز پاسخ داد چون بایدن می بایست پس از پیشتازی در یک ایالت،  در زمان کوتاهی در این حالت دوام می آورد تا آراء قابل توجهی به دست آید (از طریق اتحاد تمام نامزدهای کورپورات پشت سر بایدن) و پس از آن فشارها بر برنی سندرز برای کناره گیری از رقابت ها افزایش یابد. اما کارشناسان راهکار دور ماندن از انظار را برای انتخابات عمومی در ماه نوامبر چندان عملی نمی دانستند چون: نخست آن که تا آن موقع، زمان زیادی باقی مانده بود،  دوم آنکه بالاخره چون او تنها نامزد حزب دموکرات در یک مسابقه دو اسبه بود، نمی شد او را از مرکز توجه دور نگه داشت و بالاخره می بایست در رسانه ها ظاهر می شد وگرنه می بایست عرصه رسانه را به ترامپ واگذار می کرد  و سوم آن که به عنوان نامزد چالشگر در برابر رئیس جمهور مستقر، این بایدن بود که می بایست در محافل عمومی ظاهر شود و افکار را به این اقناع برساند که رئیس جمهور حاضر در کاخ سفید را کنار بگذارند و نامزد چالشگر را به این منصب برسانند. ترامپ و طرفدارانش اسم تمسخر آمیز او را هم پیدا کرده بودند : "جو بایدنِ خواب آلود". یک عنوان هم برای پسرش هانتر پیدا کردند: "هانتر کجاست؟" این کار ، هر چند بچگانه و دور از اخلاق بود، اما در دور پیشین ریاست جمهوری در سال 2016 جواب داده بود. هنوز هم منتقدان تد کروز را به لقب "تدِ دروغگو" صدا می زنند، مارکو روبیو را "مارکو کوچولو" می¬خوانند و بالاتر از همه: "هیلاریِ خلافکار". 

پیش از پرداختن به ادله، این باید گفته شودکه هنوز تا پایان پروسه انتخابات راه باقیست و هر اتفاقی ممکن است بیافتد مخصوصا این که مناظرات هنوز برگزار نشده اند. اگر چیزی از انتخابات پیشین ریاست جمهوری آمریکا و وقایع چند ماه اخیر آموخته باشیم، آن این است که قطعیتی وجود ندارد و دژهای شنی را هر موجی در لحظه ای نابود می کند. مخصوصا با انتخاب اخیر خانم کامالا هریس (یک کورپورات دیگر) که مهره هیلاری کلینتون دانسته می شود و خواهرش هم در ستاد خانم کلینتون دستیار او بوده، اوضاع هنوز پیچیده تر هم می شود (این خود بحث جداگانه ای را می طلبد).  چیزی که ترامپ و شاید هیچ کس دیگر فکرش را هم نمی کرد این بود که در میانه کارزار ناگهان بازی عوض شود. آن هم به گونه ای که تمام آن چه پیش از این نقطه قوت او بود، تبدیل به نقطه ضعف و نقاط ضعف حریفش، به نفعش عمل کنند. شاخص ایجاد شغل به یکباره به منفی ده درصد سقوط کرد(22 میلیون شغل در مارس و آوریل از دست رفت)، در ماه ژوئن بیست درصد مردم از پس پرداخت اجاره خود برنخواهند آمد ( طبق آمار شورای ملی چند-خانواری مسکن)، پنجاه و چهار درصد از مردم در همین ماه کنونی از وضعیت شغلی رضایت ندارند، در بیشتر نظرسنجی های معتبر دو ماه اخیر بالای شصت درصد پاسخ دهندگان فکر می کنند که کشور در مسیر نادرستی قرار دارد. در نظرسنجی های عمومی انتخابات، فعلا بایدن با ده درصد پیشتاز است. در تمامی ایالت های چرخان (سوئینگ استیت) که سرنوشت انتخابات را تعیین می کنند، اگرچه با افت بین دو تا چهار درصد در برخی از آنها (فلوریدا، ویسکانسین، میشگان، کارولینای شمالی،و پنسیلوانیا) نسبت به ماه پیش، همچنان نامزد چالشگر در موقعیت خوبی قرار دارد. این وضعیت او را حتی ترغیب کرده است که به دنبال تقویت اردوی انتخاباتی خود در ایالت تگزاس که به طور سنتی جمهوری خواه است، برود. 

شخصیت ترامپ را به عنوان "کارت وحشی" و "بمب انداز"  ارزیابی کرده اند؛ غیرقابل پیش بینی است و چندان روی خوش به قواعد بازی نشان نمی دهد، اصلا جایگاه خود را با کمک همین خصیصه خود بدست آورد. در سال 2016، طبقه یقه آبی و کسانی که از مجموعه های حاکمیتی هر دو حزب ناامید شده بودند و گفتمان نئولیبرال حاکم هم دیگر نمی توانست این قشر را با خود همراه کند، از وی حمایت کرده بودند. مشخص شده بود که جهانی شدن یک پروسه یکطرفه رو به پیشرفت نیست، بلکه برندگان و بازندگانی دارند و از بخت بد آن ها در طرف بازنده قرار گرفته اند. آمریکای کورپورات ثروتمند تر شد ولی آمریکای کارگر و طبقه متوسط، فقیرتر. این شغل های آن ها بود که به چین و کشورهای عضو نفتا می رفت. پروسه ای که از زمان حضور کلینتون ها در کاخ سفید کلید خورد. آنان حس می کردند که اوباما وضع را تغییر خواهد داد اما او نخستین کاری که کرد این بود که بسته های نجات چند صد میلیارد دلاری را به جای مردمی که از بحران 2007- 2008 صدمه دیده بودند، برای بانک ها و شرکت های بزرگ فرستاد. همان هایی که به عقیده این مردم، آمریکا را به این بحران رسانده بودند. برای آن ها اوباما هم یک ابزار مجموعه صنعتی – نظامی شده بود. این حس ناامیدی راه را برای یک فرد از بیرون سیستم باز کرد. کسانی که از بازی خسته شده بودند به یک "بازی به هم زن" یا "زیر میز زن" احتیاج داشتند. این جا بود که دونالد ترامپ وارد شد. به او "آقای تفلون" هم می گفتند چون هر افشاگری که رسانه های جریان اصلی علیه او می کردند به اصطلاح به او نمی چسبید و حتی بر محبوبیت او می افزود و برایش پوشش خبری می آورد. هر قدر رسانه ها علیه او خبر پراکنی می کردند، عده بیشتری از رای دهدنگان خاموش به "بیرون از سیستم" بودن او باورمند می شدند (این که واقعا ترامپ بیرون از سیستم بود یا نه منظور نیست بلکه ایماژ یا تصور آن مهم است). رای به ترامپ بیش از آن که رای به شخص ترامپ باشد، رای منفی به وضع موجود بود. شب 4 نوامبر  2016 نه تنها آرای الکتورال چند ایالت چرخان به ترامپ رسید بلکه "دیوار آبی" دموکرات ها (18 ایالت به اضافه منطقه کلمبیا که از 1992 تا 2012 به منطقه امن دموکرات ها تبدیل شده بودند و آرای الکتورال بالایی هم دارند) هم ترک برداشت (رای الکتورال سه ایالت میشیگان، پنسیلوانیا و ویسکانسین به ترامپ رسید). 

اکنون اما  انگار زمان دیگری شده است. پاندمی کشور را به تعطیلی کشانده، اقتصاد وارد رکود شده، آینده شغلی و سلامت بسیاری از خانوارها در خطر بسیار جدی است و کشور درگیر یک درگیری و نزاع جدی خیابانی است. چیزی که این تیغ را برنده تر می کند، مدیریت ناصحیح یا عدم مدیریت کابینه ترامپ است. مشخص شد که او ماه ها پیش از بروز پاندمی طرحی که در دوره اوباما (در زمان او آنفولانزای خوکی و ابولا یک دوره همه گیری را داشتند) برای رویارویی با پاندمی طراحی شده بود را کنار  گذاشته بود و کاملا در برابر این آسیب، بی دفاع بوده است. او حتی تا دو ماه بعد از بروز این ویروس در چین همچنان آن را انکار می کرد و برخی مقامات آمریکایی هم، انگار بی خبر از این که این ویروس پاسپورت و ویزا نمی خواهدو به زودی پایش به نیمکره غربی خواهد رسید، از این که چینی ها به درد سر افتاده اند ابراز خرسندی می کردند. اظهار نظرهای عجیب و غریب ترامپ و سخنان مرزشکنش هم به نظر کمکی به بهبود این وضعیت نمی کند، اگر آن را بدتر نکند. در زمانه بحران، مردم بیشتر گرایش به کسی پیدا می کنند که نماد وضعیت نرمال و "دستِ ثابتِ آرامش" باشد نه کسی که "بمب انداز" باشد. چیزی که بسیار دور از انتظار بود و اکنون به لطف پاندمی شاهدش هستیم، این است که در زیرزمین خانه نشستن، بستنی خوردن و کار خاصی نکردن هم می تواند یک تاکتیک انتخاباتی باشد. آمریکا درگیر چند بحران است و الان بحث های انتخاباتی به آن داغی که باید باشد نیست و تیم بایدن تا به حال یک انتخاب درست داشته اند: نگذارند بایدن زیاد حرف بزند و گاف بدهد. 

کلید واژه ها: ایالات متحده امریکا دونالد ترامپ انتخابات ریاست جمهوری امریکا


( ۷ )

نظر شما :