فردای بعد از کووید - ۱۹

کرونا می میرد، با دولتمردان خرافی و مستبد چه کنیم؟

۰۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۱۰:۰۰ کد : ۱۹۹۰۸۶۵ آمریکا آسیا و آفریقا نگاه ایرانی
محمد مهدی مظاهری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: در حالی که دولت ایران که طی سالهای اخیر همواره با بحرانهای ساختگی پشت سر هم مواجه بوده، سریع  توانست برای مقابله با بحران کرونا نیز آماده شود و بخشهای مختلف بهداشت و درمان، آموزشی، نظامی و امنیتی را برای کنترل این اپیدمی زیر یک چتر درآورد و از بروز فاجعه جلوگیری کند، دولتهای پر مدعایی چون آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی در مقابله با این بحران اوج ناکارامدی خود را نشان دادند. آمار بالای  تلفات کرونا، در کنار صحنه های دردناکی همچون گزینش بیماران برای معالجه، درمان مبتلایان در راهروی بیمارستانها و پیاده روی خیابانها، کمبود مواد غذایی و لوازم بهداشتی در آغازین روزهای این بحران و بالا رفتن نا امنی اجتماعی در این کشورها به همه جهان ثابت کرد هر چند در کنار گود ایستادن، شعار دادن و بقیه را باد انتقاد گرفتن کار راحتی است، اما اثبات کارامدی در عمل و مدیریت واقعی و به موقع بحران کار چندان آسانی هم نیست. 
کرونا می میرد، با دولتمردان خرافی و مستبد چه کنیم؟

دکتر محمد مهدی مظاهری، استاد دانشگاه

دیپلماسی ایرانی: سال 1398 برای ملت ایران سال چندان خوب و خاطره انگیزی نبود؛ سالی پر از بحران های سیاسی، افزایش تحریمها، اعتراضات مردمی، گرانی، ترور دردناک و فراموش ناشدنی سردار قاسم سلیمانی، نگرانی از آغاز جنگ، سقوط هواپیما و مشکلاتی از این دست! هر چند ملت ایران آرزو می کرد با پایان سال 98، پرونده این بحرانهای مکرر نیز بسته شود، اما واپسین ماههای سال 98 نیز با شیوع ویروس جدید و کشنده ای همراه شد تا جامعه ایرانی شاهد سبک جدیدی از بحران باشد؛ البته این بار بحرانی که نه فقط کشور ایران، بلکه همه دنیا با آن دست و پنجه نرم می کنند و دولتهای ملی در سراسر کره خاکی در موقعیتی قرار گرفته اند که باید کارامدی و قدرت مدیریت بحران خود را نشان دهند. 

اینجا بود که دولتهای مدعی، به ویژه دولتمردان کشورهای توسعه یافته که همواره با نگاهی از بالا به پایین به سایر دولتها می نگرند و خود را در جایگاه رهبری و سروری جهانی می بینند، به تدریج از ژستهای سیاسی همیشگی فاصله گرفتند و رسانه های مورد حمایت آنها نیز که مدتهاست پروژه ناکارمد نشان دادن دولت ایران و نا امید و جدا کردن ملت از دولت را کلید زده اند، یکی پس از دیگری  صدای خود را پایین آوردند و ناچار به پذیرش واقعیت‌ها شدند.

در حالی که دولت ایران که طی سالهای اخیر همواره با بحرانهای ساختگی پشت سر هم مواجه بوده، سریع  توانست برای مقابله با بحران کرونا نیز آماده شود و بخشهای مختلف بهداشت و درمان، آموزشی، نظامی و امنیتی را برای کنترل این اپیدمی زیر یک چتر درآورد و از بروز فاجعه جلوگیری کند، دولتهای پر مدعایی چون آمریکا و بسیاری از کشورهای اروپایی در مقابله با این بحران اوج ناکارامدی خود را نشان دادند. آمار بالای  تلفات کرونا، در کنار صحنه های دردناکی همچون گزینش بیماران برای معالجه، درمان مبتلایان در راهروی بیمارستانها و پیاده روی خیابانها، کمبود مواد غذایی و لوازم بهداشتی در آغازین روزهای این بحران و بالا رفتن نا امنی اجتماعی در این کشورها به همه جهان ثابت کرد هر چند در کنار گود ایستادن، شعار دادن و بقیه را باد انتقاد گرفتن کار راحتی است، اما اثبات کارامدی در عمل و مدیریت واقعی و به موقع بحران کار چندان آسانی هم نیست. 

البته بحران کرونا تنها ضعف و ناکارامدی کشورهای اروپایی و آمریکایی  را اثبات نکرد، کمبود تابوت برای دفن قربانیان کرونا در اکوادور، ضرب شتم و توهین به مردم در هند و افغانستان به دلیل رعایت نکردن اصول قرنطینه، دستور رئیس جمهور فیلیپین برای شلیک پلیس به ناقضان اصول قرنطینه، بی تفاوتی رئیس جمهور بلاروس به بحران کرونا و توصیه وی به مردم کشورش به جدی نگرفتن این بحران و به ویژه تصمیم مقامات دولتی ترکمنستان برای بازداشت کردن افرادی که ماسک بزنند یا در مورد ویروس کرونا حرف بزنند، ابعاد جدیدی از نقصان و کمبود دولتهای ملی را به رخ جهانیان کشید. 

در واقع برای مردم جهان آشکار شد که در همین برهه از تاریخ که ارتباطات و اقتصاد جهانی شده و نوآوری های علمی و فناورانه به طرز شگفت انگیزی در حال پیشرفت است، بسیاری از دولتهای ملی در شرایط بحرانی از تأمین نیازهای اولیه شهروندان خود نیز عاجزند، ذخایر کالاهای استراتژیک آنها به شدت ضعیف است و البته بسیاری از این دولتمردان در قرن بیست و یکم نیز همچنان خرافی، مستبد و غیر مردمی هستند و برای مقابله با بحرانهای فراگیر، روشهای فردی و سرکوبگرانه را ترجیح می دهند. وجود چنین نقایصی سوای از موج بدبینی و بی اعتمادی به سران دولتها است که همگی از غرب تا شرق متهم به پنهان کاری و عدم اطلاع رسانی شفاف در مورد زمان آغاز و نحوه شیوع ویروس کرونا در کشورهایشان شده اند. 

از این رو به نظر می رسد بحران کرونا در کنار همه آسیب‌هایی که به سلامت اجتماعی، اقتصاد، امنیت و رفاه جوامع مختلف زد و همچنان نیز می زند، پرده هایی را نیز از پیش چشم ما برداشت و برخی حقایق را برایمان روشن ساخت؛ نخست اینکه ناکارامدی و سوء مدیریت در زمان بحرانها مسأله ای فراگیر است و دولت ایران هر چند همواره با انتقادات زیادی در این زمینه مواجه است، اما حداقل در این بحران جهانی از بسیاری کشورهای پیشرفته و مدعی بهتر عمل کرده و رمز این موفقیت نیز همبستگی و همراهی ملت با دولت و پرهیز جناحها و گروههای سیاسی از کارشکنی و در عوض همکاری آنها با دولت برای دستیابی به هدف واحد یعنی «شکست کرونا» بوده است؛ الگویی که می تواند در موارد دیگر نیز عملیاتی شود. البته باید تأکید کرد تأثیر تحریمهای ظالمانه آمریکا بر کاهش توان مالی کشورمان و ناتوانی دولت برای ادامه شرایط قرنطینه و حمایت مالی از اقشار ضعیف، می تواند به روند مدیریت این بحران لطمه زده و بار دیگر شیوع این ویروس در کشور را افزایش دهد. 

نکته دیگر اینکه برخلاف شعارها و تلاشهای دولت دونالد ترامپ در آمریکا و برخی دولتهای راست گرا در اروپا و آمریکای لاتین، در عصر کنونی کشورهای جهان همچون قطعات یک بازی دومینو به هم پیوسته اند و سرنوشت آنها به هم گره خورده است، از این رو دیگر ناسیونالیسم افراطی و سیاستهای خودمحورانه ملی نمی تواند پاسخگوی نیازهای بشر و تأمین کننده امنیت، سلامت و رفاه آن باشد؛ بحرانهای جهانی جز با همکاری جهانی قابل حل و فصل نیست. 

در نهایت نکته آخر که سازمان هایی در مقیاس جهانی همچون سازمان ملل باید به آن توجه و در دوران بعد از کرونا با همفکری سران کشورها و نخبگان سیاسی راه حلی برای آن پیدا کنند، بحران ناکارمدی، سوء مدیریت، سیاستهای تک روانه و منفعت جویانه دولتهای ملی است. بحران کویید 19 به احتمال زیاد در ماههای آینده به نحوی کنترل و مهار می شود، اما مشکلات جهانی با دولتمردانی که برای فرار از پذیرش مسئولیت خود در شرایط بحرانی فرافکنی می کنند، تقصیرها را به گردن دیگری می اندازند، نجات مردم خود را در دزدی محموله های بهداشتی و ضربه به سلامت دیگر ملتها می دانند، دولتمردانی که با خرافه گرایی باعث افزایش دامنه بحران می شوند، آنها که با مردم صادق و شفاف نیستند و حین مقابله با بحرانها نیز شأن و حقوق شهروندی ملت خود را حفظ نمی کنند، به این زودیها حل نمی شود؛ اینها خطرات و بحرانهایی مزمن و کشنده  هستند که باید برای رهایی جهان از آنها چاره ای جدی اندیشید. 

کلید واژه ها: ویروس کروناشیوع ویروس کرونا در ایتالیاشیوع ویروس کرونا در ایرانشیوع ویروس کرونا در امریکاشیوع ویروس کرونا در اروپاشیوع ویروس کرونا در خاورمیانهشیوع ویروس کرونا در جهانتحریم داروایران و امریکادونالد ترامپ


( ۲ )

نظر شما :

ابراهیم قدیمی ۰۴ اردیبهشت ۱۳۹۹ | ۲۰:۵۵
مطمئنا همه گیری کرونا یک ضایعه عظیم برای بشریت بوده است و ضایعات این حادثه مرگبار مرز جغرافیائی ندارد.این صحیح که این ویروس اولین بار در چین تشخیص داده شد ولی همه کشورها نسبت به تذکرات واماده سازی قبلی کسریهای زیادی از خود نشان دادند.کشورهای پیشرفته جهان میلیاردها دلار هزینه نظامی میکنند تا در زمان لازم توانائی دفاع نظامی در مقابل تهاجمات خیالی را داشته باشند ولی در اینگونه فعالیتها بهداشتی واموزشی و...که همواره مورد نیاز است وحتی احتمال نیاز به توجه بیشتر انها در برخی زمانها بیشتر از درگیری نظامی است و نیازها شدیدتر هم میشود پیش بینی های انها وامکانات انها در مقابل نظامیگری در جهان بسیار ناکارامد بوده است.کشورهای اروپائی عنوان میکنند که نیمی از فوت شدگان افراد سالمند خانه سالمندان بوده اند.در برخی ازگزارش ها دیده میشود که پرستاران اینگونه مراکز بنا بر عللی توجیح پذیر از حضور خود داری میکنند.همه گونه سلاح وتحقیقات در مورد مسائل نظامی در زرادخانه ها ومراکز تحقیقات وتوتسعه اینگونه ابزار موجود؟ست ولی برای نیاز عامه عمومی واینکه همه روزی پیر میشوند امکانات بسیارمحدود است ودر موقع خطر بنا بر اجبار رها میشوند..امروز روزی است که به نحوه مدیریت اجتماعی واقتصادی جوامع پیشرفه ودر دنباله انها کشورهای با نام در حال پیشرفت توسط دولتها وسیستم های اجتماعی مردم باید نمره بدهند.فیلمی ژاپنی دیدم در کذشته های بسیاردور بنام هفت سامورائی که هرکدام در تصورات خود را قهرمان ستم دیدگان میدانستند ولی در عمل ودر صحنه واقعی همه کاری کردند که نباید میکردند.سیستم های اجتماعی واقتصادی جهان با این شکست نیاز به بازنگری دقیق وعمیقی دارد.. جهان بنابر خواسته قدرت ها وارتقا دهندگان ادوات نظامی دنیای نظامیان است واین ویروس نظامیگری در جهان همانند ویروس کرونا توسعه یافته است.ایا نباید با نظامیگری درسطح جهان مبارزه کرد ومنابع را به خدمات موردنیاز همیشگی وهمواره مردم جهت داد. اگر چنین نیازی است از کجا باید شروع شود.