از کنار رفتارهای خصمانه واشنگتن ساده نگذریم

نگاهی دیگر به ضدیت های امریکایی ترامپ با ایران

۲۳ مرداد ۱۳۹۸ | ۱۷:۰۰ کد : ۱۹۸۵۵۴۶ آمریکا نگاه ایرانی خاورمیانه
بهاء الدین بازرگانی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: بدون شک تداوم فشارهای حداکثری و فرساینده آمریکا به ایران، علاوه بر الغای مرحله ای تعهدات برجامی، واکنش های غیرقابل پیش بینی دیگری از سوی کشورمان را به دنبال خواهد آورد که آمریکایی ها آن را به سیاست های مهاجمانه خود پیوند خواهند زد. سرهم بندی میانجی های مختلف از ژاپن و فرانسه و منطقه توسط آمریکا و نیمه کاره رها کردن آنها، همینطور پیشنهاد مذاکره با ایران درحالی که به شدیدترین فشارها ادامه می دهد و در همین اثنا وزیر امور خارجه و عنصر اصلی مذاکره را در محاق تحریم قرارمی دهد، واقعا چه معنایی دارد؟ درآینده نیز شاهد پیچیده ترشدن فشارهای فرسایشی آمریکا علیه ایران و یافتن مبادی دیگر تحریمی خواهیم بود.
نگاهی دیگر به ضدیت های امریکایی ترامپ با ایران

نویسنده: بهاء الدین بازرگانی گیلانی، پژوهشگر و مترجم

دیپلماسی ایرانی: ایالات متحده آمریکا با 700 میلیارد دلار بودجه نظامی و بیش از 600 پایگاه نظامی در سراسر دنیا، قدرت نظامی برتر جهانی است و قدرت های دیگر با فاصله زیادی بعد از آن قرار دارند. راهبرد نظامی این قدرت پس از جنگ های طولانی دهه شصت، در دو دهه اخیر بر اجتناب از جنگ های طویل و عمدتا بر درگیری های محدود و کوبش نظامی به ویژه علیه قدرت های کوچک تر و ضعیف شده، متمرکز شده است. تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان و عراق اینگونه بود. 

راهبرد مذکور پس از انتخاب ترامپ، این بار ظاهرا به سوی کشورمان سمت گیری شده است. منازعه با ایران که نظام به مراتب مقتدرتری است، برخلاف تهاجم به عراق و افغانستان از پیچیدگی های بیشتر و سناریوهای چندوجهی و غیرقابل پیش بینی تری برخوردار است. هر گونه رویکرد نظامی احتمالی علیه کشورمان از قدرتی مانند ایالات متحده با آن پیشینه مهاجمانه را هرگز نمی توان فقط یک بلوف سیاسی شمرد. 

نظامی گری امپریالیستی آمریکا ذاتا جنگ افروز و بحران آفرین است، لذا نتایج فاجعه بار تجاوز به افغانستان و عراق نمی تواند او را تا همیشه از تهاجمات بعدی باز بدارد. با کمی اغراق و طعنه شاید بتوان گفت که منطقه خاورمیانه طی یکصد ساله اخیر همواره منطقه آزمایش های نظامی، تمرین جنگ و مانورهای بحران آفرین ابرقدرت ها بوده و ظاهرا نه تنها چشم اندازی از خاتمه چنین وضعیتی به چشم نمی خورد، بلکه به یمن کژسیاستی حکومت های دست نشانده، مستبد و کوته بین، تشدید هم می شود. 

فرتوتی ظاهری قدرت ایالات متحده و افول ساختارهای بدخیم اقتصادی و اجتماعی آن، برخلاف نظرهای غالب امروزی به ویژه درکشورمان، هرگز احتمال دستیازی مجدد ایالات متحده به جنگ و بحران در منطقه ما را به کلی منتفی نمی کند. 

در یک ارزیابی تاریخمند از سوابق این هژمون نظامی و مداخله جو می توان گفت که مداخله و جنگ در جای خود حتی به عنوان مفری برای برون رفت از تنگناهای اقتصادی و سیاسی این قدرت ینگه دنیایی نیز عمل می کند، آنچه خسارت های هنگفتی اینک برای منطقه و برای حوزه های پیرامونی آن (اروپا) بر جا می گذارد.

با توجه به تشدید تنش ها و رقابت ها و مخصوصا دپوی کم سابقه تسلیحات مدرن در کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس، همینطور دستیابی ایران به توان نظامی قابل توجه، که هردو در یک نگرش بلند مدت، عناصر تهدیدکننده رژیم اسرائیل محسوب می شوند، احتمال بروز جنگ جدید در این منطقه را نمی توان با قطعیت مردود شمرد. ببینید که ارتش های منطقه ایِ: عراق، سوریه، لیبی و حتی ایران که زمانی جزء مقتدرترین ارتش ها، بعضا در سطح جهانی بودند، چگونه و با چه تمهیداتی درهمین اواخر تخریب و نابود شدند.

در حال حاضر نفوذ سیاسی و ایدئولوژیک ایران و افزایش قدرت نظامی پرهیاهوی آن، حوزه وسیعی از منطقه خاورمیانه و نزدیک را تحت الشعاع قرار داده است. در مورد گسترش نفوذ ایران عامدانه اغراق گویی می شود و البته در داخل نیز کنش هایی نظیر اظهار یک مشاور مقام رهبری به اینکه پایتخت های چندین کشور عربی گویا تحت نفوذ مستقیم ایران عمل می کنند، پژواک سیاسی زیادی ایجاد کرد. 

تردیدی نیست که دست ایالات متحده برای انجام تهدیدات نظامی علیه کشورمان چندان باز نیست: عدم همراهی جامعه بین المللی به ویژه قدرت های اروپایی، درگیری های امنیتی و اقتصادی آمریکا در شرق دور، جنبش آمریکایی ضد جنگ، همینطور قدرت مقاومتی و بازدارندگی قابل توجه ایران، عجالتا فقط راه اعمال فشار حداکثری را برای آمریکای دونا لدترامپ بازگذاشته است. 

این هم درست است که ایالات متحده به نفت منطقه وابستگی گذشته را ندارد و ظاهرا انگیزه ای برای حضور سنگین و هزینه مند در منطقه ندارد، اما هرگز نباید این نکته اساسی را نادیده گرفت که حوزه استراتژیکی وسیعی در منطقه از شام و بین النهرین تا آبراهه هرمز گرفته تا به دریای عمان، خلیج عدن و باب المندب، دچار التهاب و بی ثباتی سیاسی و اجتماعی است و این برای ایالات متحده و کلیت دنیای غرب نگران کننده است. این بلوک جهانی نمی خواهد چنین حوزه مهمی را بسادگی زیرنفوذ مستقیم و غیرمستقیم ایران ببیند که به هرحال این به نفع چین و روسیه هم هست.  

در حال حاضر ایالات متحده حجم بزرگ سازوبرگ نظامی را در این منطقه متمرکز کرده و علی رغم اظهارات ضد جنگ ترامپ، لیکن آرام آرام درصدد افزایش حضور در منطقه و آرایش های نظامی برّی و بحری و یارگیری های تدریحی است. هم اکنون ده ها هزار نیروی نظامی آمریکا در بیش از 14 پایگاه نظامی در کشورهای ترکیه، عراق، اردن، امارات، قطر، بحرین و کویت استقرار یافته اند. دونالد ترامپ در رأس گروهی از افراطی ترین دستیاران و مشاوران جنگ طلب در کاخ سفید، نگاه هیستریک خود را انحصارا برکشورمان متمرکز کرده و با حمایت انحصارات تسلیحاتی به طور سیستماتیک سناریوهایی را علیه کشورمان طراحی می کند. 

اینکه ترامپ بی وقفه ایران را تهدید جهانی قلمدادمی کند، امر تازه ای نیست و این تهدیدات ساختگی را ممالک غربی، ظرف چهار دهه گذشته بر افکار عمومی جهانی رسوب داده اند.

پس از آتش تهیه اولیه که معاندان منطقه ای به همراه عمله های ایرانی خارج نشین آنها علیه جمهوری اسلامی ایجادکردند، اینک سکوت اختیار کرده تا متوهمانه گویا خود را از عوارض خطرناک جنگ دور نگه دارند. این تردید و سکوت را فقط و قطعا نباید ناشی از شکست سناریوهای ضدایرانی آمریکا یا هراس عرب های خلیج فارس از قدرتمندی ایران دانست. همینطور نباید ازکنارِ عدم واکنش مبهم آمریکا به سرنگونی پهباد پیشرفته اش درخلیج فارس گذشت و آن را دربست به اقتدار نظامی بازدارنده کشور تعبیر کرد. حوادث مشکوک انفجار نفتکش ها و سپس زورآزمایی توقیف نفتکش انگلیسی در خلیج فارس که منجر به تکاپوی آمریکا برای ایجاد ائتلاف جهانیِ محافظت از ناوگان های نفتی شد، با تلاش های مضاعف آمریکا برای تهدید جهانی نشان دادن ایران همراه است. 

بدون شک تداوم فشارهای حداکثری و فرساینده آمریکا به ایران، علاوه بر الغای مرحله ای تعهدات برجامی، واکنش های غیرقابل پیش بینی دیگری از سوی کشورمان را به دنبال خواهد آورد که آمریکایی ها آن را به سیاست های مهاجمانه خود پیوند خواهند زد. سرهم بندی میانجی های مختلف از ژاپن و فرانسه و منطقه توسط آمریکا و نیمه کاره رها کردن آنها، همینطور پیشنهاد مذاکره با ایران درحالی که به شدیدترین فشارها ادامه می دهد و در همین اثنا وزیر امور خارجه و عنصر اصلی مذاکره را در محاق تحریم قرارمی دهد، واقعا چه معنایی دارد؟ درآینده نیز شاهد پیچیده ترشدن فشارهای فرسایشی آمریکا علیه ایران و یافتن مبادی دیگر تحریمی خواهیم بود.

 اینگونه ارزیابی های حداکثری و شاید بدبینانه را نادیده گرفتن و شرایط خطیر موجود را سهل شمردن البته شرط تدبیر نیست، بلکه تمهید اقدامات تقابلی و خنثی کننده، عین خردمندی است. نمی توان فقط به اقتدار بازدارندگی و دفاعی کشور تکیه کرد و بیش از اندازه پیرامون آثار منفی و مخاطره آمیز آن برای منطقه و فرامنطقه داد سخن داد. در عرصه نفت و انرژی نیز زمانی نسبت به آثار منفی قطع صادرات نفت ایران برای اقتصاد جهانی تصورات خارج از اندازه ای داشتیم. اما شاهد بودیم که ممالک غربی چگونه آرام آرام به تهیدست کردن ایران از اهرم نفت، بدون باقی گذاشتن آثارِ حاد جهانی آن پرداختند و این اهرم اینک تقریبا به طور کامل از دست کشورمان خارج شده است. طنز قضیه، همراهی عملیِ همراهان ظاهری ایران، به ویژه روسیه در چنین مقوله ای است!

برای خنثی کردن بداندیشی های دشمن علیه کیان مملکت که حتی در وجهی محدود و مهارشده می تواند به از بین رفتن ساختارها و زیربناهای عظیمی منجر شود که ظرف 110 سال در کشور متداوما استوار شده، باید در حالتی فوق العاده در همه زمینه های اقتصادی و سیاسی و نظامی دست به اقدامات بازدارنده سطوح ملی و همگانی زد و پیرامون هرگونه تعاملات بین المللی و دیپلماسیِ برون رفت از چنین فرآیندی تصمیمات راهبردی اتخاذکرد. 

دستگاه دیپلماسی کشور عجالتا باید نقش فعال تری در عرصه میدانی و درمقابله با آزارها و ضدیت های رنگارنگ و روزانه آمریکایی ها برعهده بگیرد. رئیس دستگاه دیپلماسی کشور در محاق تحریم قرار گرفته و با تشدید احتمالی این محدودیت ها، که متاسفانه با تضعیف های نابه جای داخلی نیز همراه بوده، از تحرکات خارجی موثر و پویای ایشان، تاحد زیادی کاسته شده است. ناگفته نماند که دستگاه دیپلماسی کشور ظرف چهاردهه گذشته اساسا ساختاری خمود و محافظه کار پیدا کرده و قید و بندهای بوروکراتیک و روابطی، همینطور تضعیف های داخلی، انگیزه و سرزندگی لازم را از آن سلب کرده، لذا از بنیه لازم برای همآوردی با حجم سنگین ضدیت ها و ترفندهای روانی و تبلیغاتی آمریکا و متحدانش در این شرایط خطیر و تاریخی برخوردار نیست. باید در ارکان آن بازنگری اضطراری صورت گیرد و با تشکیل یک حوزه چابکِ "واکنش سریع" با در اختیار گرفتن تمام ابزارهای کارآمد ذیل هدایت وزیر امور خارجه دست به تهاجمات دیپلماتیک، رسانه ای، روانی و تبلیغی زد و عملیات پیش دستانه و فعالی را به مرحله اجرا درآورد.

کلید واژه ها: ایران و امریکاجنگ با ایرانسقوط پهپاد امریکاییدونالد ترامپکاخ سفیدتحریم ایران


( ۱۰ )

نظر شما :

Ali ۲۵ مرداد ۱۳۹۸ | ۰۷:۰۶
It is a "MUST" for Iran to follow the North Korean path. that is the only language that "west" understands.