پیامدهای خطرناک در پی هر گونه اشتباه تاکتیک

تغییر حوزه نفوذ ایران از خاورمیانه به دیگر مناطق جایز نیست

۱۵ دی ۱۳۹۷ | ۱۳:۰۰ کد : ۱۹۸۰۹۵۱ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
احمد بخشایش اردستانی در گفت‌وگو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: کاهش بودجه نظامی می‌تواند خود را در حوزه های مانند دستمزد کارمندان و نظامیان نشان دهد، ولی حوزه پیشران و صنایع نظامی و دفاعی ایران در سایه کاهش بودجه مشکلی پیدا نخواهد کرد. از این رو نمی‌توان در سایه این مسائل عنوان داشت که ما ناچاریم نفوذ منطقه خود را در خاورمیانه، به خصوص خاورمیانه عربی کاهش دهیم.
تغییر حوزه نفوذ ایران از خاورمیانه به دیگر مناطق جایز نیست

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – با توجه به این که شرایط منطقه ای خاورمیانه در حال یک گذار جدی است و به واسطه تلاش های سیاسی، دیپلماتیک، نظامی و امنیتی ایران پرونده‌هایی مانند یمن، عراق و سوریه تقریباً از آن حالت بحرانی خارج شده است، برخی معتقدند که ایران باید حوزه نفوذ خود را از خاورمیانه عربی به برخی مناطق دیگر تغییر دهد. اما این که چنین راهکاری از اساس تا چه اندازه می‌تواند به سود ایران باشد؟ این پروسه آیا می تواند در دستور کار مقامات جمهوری اسلامی ایران قرار بگیرد و از همه مهمتر، آیا شرایط منطقه ای خاورمیانه اجازه چنین تغییر راهبردی را به تهران خواهد داد؟! در گفت وگوی دیپلماسی ایرانی با احمد بخشایش اردستانی، دکترای علوم سیاسی دانشگاه "نیو ساوت ولز" استرالیا، نماینده مجلس نهم و عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس و کارشناس مسائل بین الملل و پژوهشگر حوزه امنیت به آن پراخته شده است که در ادامه می خوانید:

به واسطه شرایط و فشارهای اقتصادی ناشی از تحریم های ایالات متحده آمریکا و نیز اقتضائات میدانی و سیاسی منطقه غرب آسیا به واسطه به گوش رسیدن زمزمه های پایان یافتن بحران در برخی تنش های مهم منطقه ای از سوریه گرفته تا یمن، برخی معتقدند که نفوذ منطقه ای ایران در غرب آسیا و خاورمیانه عربی به اندازه کافی شکل گرفته است و اکنون نیاز به یک پوست اندازی جدید در تعیین حوزه نفوذ دیگری مانند آسیای میانه در سیاست خارجی جمهوری اسلامی وجود دارد. از نگاه شما آیا اساسا می توان چنین تلقی را درست دانست؟ 

جمهوری اسلامی ایران از آغاز شکل‌گیری خود تا به امروز برنامه های جدی برای گسترش نفوذ معنوی خود در غرب آسیا و خاورمیانه داشته است، چرا که هر چه نفوذ ما در خاورمیانه بیشتر و پررنگ تر شود، قدرت چانه زنی ایران در مناسبات جهانی و منطقه ای بیشتر خواهد شد. لذا من معتقد نیستم که ایران در این شرایط باید به فکر تغییر حوزه نفوذ خود و تعریف مناطق دیگر جهان برای خود باشد. ببینید اکنون شرایطی که در منطقه خاورمیانه شکل گرفته است، سبب شده تا کوچکترین تصمیم اشتباه، تمام مناسبات منطقه غرب آسیا را در خصوص نفوذ منطقه ای را به هم بزند و تمام تلاش هاس چند ساله ایران بر باد رود. ما بعد از تعریف ماهیت جمهوری اسلامی ایران در نظام بین الملل به جایی رسیدیم که توانستیم شرایط را برای ظهور قدرت جدید در خود در غرب آسیا به وجود آوریم. اکنون ایران توانسته است در سایه فعالیت های خود از فلسطین، لبنان تا سوریه، یمن و عراق یک نفوذ جدی را برای خود شکل دهد؛ نفوذی که سبب شده تا دونالد ترامپ دست به یک تغییر و تحولات در سوریه و منطقه بزند. لذا در این موقعیت حساس اساساً نمی‌توان و جایز نیست که ما شرایط را برای تغییر حوزه نفوذ خود شکل دهیم. نکته مهم دیگر به این باز می‌گردد که اساساً تعریف حوزه نفوذ جدید لزوماً به معنای نادیده گرفتن نفوذ منطقه ایران در غرب آسیا و خاورمیانه عربی نیست. ما می‌توانیم ذیل همین نفوذ منطقه ای خود در خاورمیانه عربی، مناسبات اقتصادی را با کشورهای غرب آسیا شکل دهیم و از آن سو تلاش‌های دیپلماتیک جدی هم در سایه دیپلماسی اقتصادی برای پررنگ کردن مناسبات تجاری و اقتصادی خود با کشورهای آسیای میانه و هر منطقه از جهان داشته باشیم. لذا نباید در یک سطح و در یک بُعد شرایط سنجیده و بررسی شود. باید ما در چندین میدان و حوزه نفوذ جدی را برای خود تعریف کنیم.
اتفاقا من معتقدم که علاوه بر نفوذ در خاورمیانه، باید بسترها برای نفوذ در منطقه شبه قاره و آسیای میانه که اشتراکات فرهنگی و تاریخی بسیار جدی هم با ما دارند، شکل گیرد. زمانی که ما توانستیم در دورانی که از ۱۹۴۴ تا ۱۹۶۲ میلادی که نظام دو قطبی منعطف در جهان حکم فرما بود و بعد از ۱۹۶۲ میلادی با وقوع حادثه خلیج خوک ها، نظام دو قطبی غیر منعطف شکل گیرد، بستری برای ظهور یک قدرت منطقه ای به نام جمهوری اسلامی ایران شکل دهیم، یقیناً می‌توانیم در آینده کوتاه، شرایط نفوذ خود را در دیگر مناطق جهان نیز سامان دهیم. فقط این کار نیاز به یک برنامه ریزی و تلاشی جدی و مضاعف دارد.
از طرف دیگر همان گونه که اشاره داشتم اگر نفوذ منطقه ای ایران در خاورمیانه بیشتر و پررنگ تر شود، یقینا توان ایران برای گسترش نفوذ در سایر مناطق بیشتر خواهد شد، به گونه‌ای که همین کشورهای آسیای میانه اشتیاق بیشتری برای گسترش مناسبات سیاسی، دیپلماتیک و خصوصا اقتصادی با ایران را پیدا خواهند کرد. پس ما باید تا جایی که امکان دارد اقتدار خود را در منطقه نشان دهیم. مثلاً زمانی که مایک پمپئو، وزیر امور خارجه از متحده آمریکا مواضع جدی در خصوص پرتاب آتی ماهواره های ایران از خود نشان می دهد و آن را مغایر با قطعنامه های شورای امنیت و برجام می‌داند، سبب شده تا موفقیت ایران در جهان پررنگ تر جلوه کند. در صورتی که اگر این مخالفت واشنگتن صورت نمی گرفت، شاید نمی توانستیم توجهات را به سمت خود جلب کنیم. پس باید شرایط تا جایی که امکان دارد برای گسترش نفوذ منطقه ای ایران مهیا شود.

اما این سیاست از یک سو سبب شده تا برخی از مخالفت های جدی جهانی و حتی منطقه ای در برخی از کشورهای منطقه مانند عراق علیه ایران شکل بگیرد و از طرف دیگر مشکات اقتصادی را برای کشور شکل دهد. آیا واقعا شرایط اقتصادی داخلی به خصوص در سایه تحریم ها اجازه تداوم این نفوذ را به ایران خواهد داد؟

نکته مهمی که در این رابطه باید به آن توجه شود این است که جمهوری اسلامی ایران از سال ۱۳۵۷ تا به اکنون هیچ نگاه استعماری به هیچ کشوری نداشته است، حتی کشورهایی که نفوذ منطقه ای ایران در آن شکل گرفته است. اگر در این مصاحبه و در مواضع برخی مقامات سخن از نفوذ وجود دارد، به معنای نفوذ معنوی جمهوری اسلامی ایران است. 

پس حضور مستشاران نظامی ایران در سوریه و عراق چگونه تعبیر می شود؟ 

بعد از سال ۲۰۱۲ میلادی در سوریه و سال ۲۰۱۴ میلادی در عراق، شرایط امنیتی و نظامی به گونه ای رقم خورد که نیاز بود ایران حضور نظامی و امنیتی جدی در عراق و سوریه پیدا کند، چرا که در غیر این صورت وضعیت برای خود ایران بغرنج تر می شد. البته این مسئله به معنای نفوذ ایران نیست، بلکه خود دولت های بغداد و دمشق با درخواست رسمی از تهران دعوت کردند تا در این مبارزه با تروریسم حضور جدی داشته باشد. اما با این نکته شما بسیار موافقم که متاسفانه جمهوری اسلامی ایران هیچ گاه برنامه جدی، دقیق، مدون، به روز و کارایی را برای گسترش نفوذ اقتصادی بعد از حل بحران ها و هزینه کرد نظامی و امنیتی نداشته است. این مسئله از همان کمک ایران به بوسنی هرزگوین تا سوریه و عراق را شامل می شود. ولی اتفاقا در آن سو ایالات متحده آمریکا همواره سعی کرده اگر نفوذ خود را در کشوری گسترش داد و در دوره ای که تنش های نظامی و امنیتی حل شد، پایه های اقتصادی آن کشور را به شدت به خود وابسته کند، چنان که اکنون این مسئله در خصوص عراق به وضوح قابل مشاهده است و این ایرادی است که می توان به عملکرد ایران داشت. در واقع یکی از مشکلات اساسی ما این است که هیچ گاه توان اقتصادی ما، به خصوص شرکت های خصوصی هم پای نهادهای امنیتی و نظامی نتوانستند در توسعه نفوذ منطقه ای ایران وارد عمل شوند، که اگر چنین می شد، وضعیت کشور به مراتب بهتر از امروز بود و می‌توان عنوان کرد که اگر نفوذ اقتصادی ما در کنار نفوذ منطقه ای ایران شکل می گرفت، به راحتی می‌توانستیم تحریم های امروز آمریکا را بی اثر کنیم.

با این وصف آیا کاهش بودجه نظامی کشور به واسطه شرایط تحریمی می تواند بسترساز کاهش نفوذ ما در خاورمیانه باشد؟ 

اگرچه در ظاهر و با توجه به آمار و ارقام می توان عنوان داشت تا حدودی ای نرخ رشد بودجه نظامی و دفاعی کشور به واسطه شرایط تحریم کاهش پیدا کرده است، اما امکان دارد این مسئله در چکش زنی مجلس اصلاح شود. از آن طرف حتی اگر مجلس هم با این مسئله موافقت داشته باشد، یقیناً تأثیری بر مسائل نظامی و دفاعی مانند صنایع موشکی نخواهد داشت، چرا که بودجه این مسائل کاملاً جداگانه و محفوظ است. لذا کاهش بودجه نظامی می‌تواند خود را در حوزه های مانند دستمزد کارمندان و نظامیان نشان دهد، ولی حوزه پیشران و صنایع نظامی و دفاعی ایران در سایه کاهش بودجه مشکلی پیدا نخواهد کرد. از این رو نمی‌توان درسایه این مسائل عنوان داشت که ما ناچاریم نفوذ منطقه ای خود را در خاورمیانه، به خصوص خاورمیانه عربی کاهش دهیم.

کلید واژه ها: عراقسوریهیمنخاورمیانهجمهوری اسلامی ایرانآسیای میانهاحمد بخشایش اردستانیحوزه نفوذ منطقه ای


( ۴ )

نظر شما :

خسرو ۱۵ دی ۱۳۹۷ | ۱۹:۵۱
حوزه نفوذ معنوی؟