عمران خان بازیگر سناریوی I.S.I

نمایش نزدیکی به ایران، بستری برای امتیازگیری پاکستان از عربستان و آمریکاست

۰۲ مهر ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۹۱۲۰ آسیا و آفریقا انتخاب سردبیر
عبدالمحمد طاهری در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که عمران خان به دنبال یک نمایش سیاسی بوده که در سایه آن رقبای منطقه ای یعنی عربستان و ایران را متوجه قدرت پاکستان کند؛ لذا اسلام آباد، هم با واشنگتن، هم با ایران و هم با ریاض و ابوظبی یک بازی سیاسی را آغاز کرده که از دل آن به دنبال امتیازگیری از همه بازیگران دخیل در آن است. پس سفر عمران خان نوعی گروکشی سیاسی و دیپلماتیک عربستان برای ایران و ایران برای عربستان، از جانب پاکستان است.
نمایش نزدیکی به ایران، بستری برای امتیازگیری پاکستان از عربستان و آمریکاست

عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی

دیپلماسی ایرانی – تنها یک ماه پس از ادای سوگند، عمران خان به عنوان نخست وزیر جدید پاکستان اولین دور از سفرهای خارجی خود را به مقصد عربستان سعودی و امارات متحده عربی چهارشنبه هفته گذشته 19 سپتامبر(28 شهریورماه) انجام داد. در این خصوص شنبه هفته جاری نخست‌وزیر پاکستان در سفر خود به امارات متحده عربی، با شیخ محمد بن زاید، ولیعهد ابوظبی دیدار و درباره روابط دوجانبه گفت‌ و گو کرد. پیش از سفر به امارات متحده عربی، عمران خان در عربستان سعودی دیدارهایی با سلمان، شاه، محمد، ولیعهد، خالد فالح، وزیر انرژی و یاسر رمیان، رئیس صندوق سرمایه گذاری عمومی عربستان داشت و در ادامه نیز عمران خان با یوسف عثیمین، دبیرکل سازمان همکاری اسلامی دیدار و گفت وگو کرد. اما اهمیت این سفر و تاثیر آن بر سیاست و برنامه های نخست وزیر پاکستان چیست؟ به خصوص که وی شعار نزدیکی به ایران را در دوران تبلیغات انتخاباتی خود سر می داد و پس از روی کار‌آمدنش نیز محمد جواد ظریف به عنوان اولین مقام سیاسی میهمان در دولت جدید پاکستان به این کشور سفر کرد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی این مساله گفت وگویی را با دکتر عبدالمحمد طاهری، کاردار و اولین مستشار و رایزن فرهنگی وزارت امور خارجه ایران در وزارت معارف افغانستان، کارشناس ارشد مسائل غرب آسیا و تحلیلگر ویژه حوزه افغانستان و پاکستان انجام داده است که در ادامه می خوانید: 

در روزهای اخیر شاهد اولین دور از سفرهای خارجی عمران خان، نخست وزیر پاکستان به کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با محوریت عربستان سعودی و امارات متحده عربی بودیم. با توجه به این که در عرف دیپلماتیک اولین سفر خارجی یک مقام می تواند نشانی از اولویت های سیاست خارجی او باشد، اهداف و برنامه های عمران خان در سفر به عربستان و امارات چیست، آیا نخست وزیر پاکستان هم به سیاق راهبرد سنتی اسلام آباد بنای ایجاد روابط محکمی با ریاض و ابوظبی را در آینده خواهد داشت یا به باور برخی از کارشناسان در سایه شعارهای انتخاباتی عمران خان، فصل متفاوتی از روابط پاکستان با کشورهای عربی را به دلیل نزدیکی احتمالی تهران و اسلام آباد شاهد خواهیم بود؟ 

اگر چه عمران خان در شعارهای انتخاباتی خود داعیه ایجاد روابط گسترده تر با ایران را در دوران نخست وزیریش مطرح کرده است، اما باید به اقتضائات و واقعیات حاضر در میدان دیپلماسی و سیاست داخلی پاکستان هم نظر داشت. در این راستا ارتش پاکستان و  I.S.I  تعیین کننده استراتژی بیرونی این کشور به خصوص در امر دیپلماسی و سیاست خارجی هستند. عمران خان هم مانند مانند اسلاف خود از این قاعده مستثنی نیست، همان طور که هیچ نخست وزیر پاکستانی از آن مستثنی نبوده است. بگذارید این گونه بحث را آغاز کنم، از اواخر دولت اوباما تا کنون آمریکا در غرب آسیا دچار بحران های جدی شده است؛ از جمله رفتارها و اقدامات طالبان، ظهور داعش و نیر برخی مسائل سیاسی در افغانستان و پاکستان. همین مساله هم سبب شده تا سیبل برخی حملات در دولت تازه آمریکا به سمت اسلام آباد و ارتش پاکستان به دلیل حمایت از طالبان نشانه رود. از این رو اسلام آباد با تغییر روش خود اکنون چند سیاست را به صورت موازی و هم زمان دنبال می کند. در یک سیاست حمایت ارتش پاکستان از عمران خان با سیاست نزدیکی به تهران به این دلیل بوده است تا هشدار و چراغ قرمزی برای کاخ سفید روشن کند که اگر واشنگتن به دنبال جولان در غرب آسیاست باید همراهی اسلام آباد را داشته باشد و حمایت های خود را از این کشور قطع نکند. سیاست موازی با آن که در سفر عمران خان به عربستان و امارات متحده عربی که نیروهای آمریکا در منطقه در آن جا هستند، این است که ریاض و ابوظبی را به عنوان رقبای منطقه ای تهران نسبت به همراهی پاکستان با ایران تحریک کند. به عبارت دیگر عمران خان به دنبال یک نمایش سیاسی است که در سایه آن رقبای منطقه ای خاورمیانه و غرب آسیایی یعنی عربستان و ایران را متوجه قدرت پاکستان کند. لذا اسلام آباد، هم با واشنگتن هم با تهران و هم با ریاض و ابوظبی یک بازی سیاسی را آغاز کرده که از دل آن به دنبال امتیازگیری از همه بازیگران دخیل در آن است. پس در سایه این تحلیل باید گفت که اساسا عمران خان، نه به عنوان یک سیاستمدار مستقل آن چنان که سعی دارد خود را نشان دهد، بلکه بازیگر نمایشی است که I.S.I سناریوی آن را نوشته است. به هرحال نخست وزیر تازه کار پاکستان از آن چنان سابقه سیاسی هم برخوردار نیست که بتواند توان تقابل با سیاست های I.S.I را داشته باشد، به خصوص که عمران خان خود با حمایت مستقیم ارتش روی کار آمده است. لذا شاید بتوان در رفتار و شعارهای عمران خان نسبت به بهبود روابط با تهران حسن نیت دید، اما باید دید این حسن نیت در آینده می تواند کارساز باشد و یا این که میدان سیاست اجازه عملی شدن برنامه های عمران خان را به او نمی دهد. البته در این روند به نظر می آید که اقتضائات پاکستان برای آینده هم چندان روشن نیست. از زمان کاهش کمک های نظامی آمریکا به پاکستان و نیز تنش سیاسی ناشی از اختلاف نظر در خصوص تحولات افغانستان که به نزدیکی هند، افغانستان و آمریکا انجامیده سبب شده است تا پاکستان نسبت به تحولات آتی منطقه نگران باشد. مضافا این که شرایط مطرح شده بستر شکل گیری مشکلات عدیده ای از اقتصادی تا امنیتی را در داخل این کشور به وجود آورده است. از آن طرف چند روز دیگر شاهد برگزاری انتخابات پارلمانی افغانستان هستیم و سال آینده هم انتخابات ریاست جمهوری در این کشور برگزار خواهد شد. لذا باید در این فرصت پاکستان نسبت به رویه ای که ایجاد شده و چندان هم به سود I.S.I  نیست، تحرکاتی را انجام دهد که روی کار آوردن عمران خان برگ اول این سیاست و سفر او به عربستان و امارات متحده غربی برگ دیگری است تا بتوان با تحریک امریکا، عربستان و امارات نسبت به نزدیکی پاکستان به ایران برگ برنده خود را از همه بگیرد. 

پس نگاه به شرق از دید اسلام آباد با محوریت چین و روسیه هم می تواند در این قالب دیده شود؟

البته.I.S.I در حال تست همه بازیگران و کارت های بازی است. لذا ایران، چین، روسیه و دیگر مهره های اسلام آباد تنها اهرم فشار برای امتیازگیری به شمار می روند. 

پتانسیل موفقیت پاکستان برای انجام این بازی چیست؛ آیا دومین کشور مسلمان پرجمعیت جهان و تنها کشور اسلامی دارای سلاح اتمی به او این توان را خواهد داد که تهران، واشنگتن، پکن، مسکو و ریاض را به برگ بازی خود بدل کند؟

یقینا پاکستان پتانسیل های بالایی دارد. البته نه این که کل شعار عمران خان در خصوص نزدیکی به ایران یک سیاست و برنامه ای برای امتیازگیری باشد، نه. چرا که مرز مشترک دو کشور و نیز قدرت و اقتدار تهران در منطقه سبب شده تا اسلام آباد برای افزایش توان سیاسی خود هم که شده با قدرت های منطقه ای مانند ایران وارد تعامل بیشتری شود. اما به هر حال پشت تمام این برنامه ها I.S.I قرار دارد. 

در این میان عمران خان در سفر به عربستان نسبت به درخواست مکرر ریاض مبنی بر حضور قوی و موثر ارتش پاکستان در حمله به یمن واکنش منفی نشان داد. آیا این مساله هم در راستای سناریوی I.S.I ارزیابی می شود؟

سوال مهمی را مطرح کردید، چرا که در سایه نکاتی که در سوال قبل هم به آن اشاره داشتید پاکستان یقینا یک پای مهم قدرت اهل سنت در جهان اسلام و منطقه به شمار می رود. لذا پاکستان اساسا علاقه ای ندارد که اهل سنت را زیر چتر و هیمنه عربستان قرار دهد. به خصوص که اسلام آباد از هر حیثی که شما تصور کنید بر ریاض برتری دارد. جمعیت مسلمان، قدرت و ارتش، توان اتمی، ابزار و امکانات و پتانسیل لجستیکی و دیگر موارد. لذا پاکستان حاضر به اطاعت پذیری از عربستان نخواهد بود، حداقل به صورت محض و صرف نیست. اساسا پاکستان با این گونه رویه ها استقلال و توان خود را زیر سوال می بینید. لذا نه نتها عمران خان، بلکه دولت مردان قبلی این کشور هم در قبال درخواست عربستان و امارات متحده عربی برای حضور در تجاوز یمن نه گفته اند. البته این نه هم چندان دور از انتظار نبوده و نیست. در سایه این نکته با تمام تلاش های چند ساله کشورهای عربی منطقه تنها بخش کوچکی از ارتش پاکستان حاضر به کمک  و حضور مقطعی کم رنگی در یمن شده است. پس می بینید که عربستان سعودی و امارات متحده عربی بیشتر به کمک پاکستان نیاز دارند تا اسلام آباد به کمک ریاض و ابوظبی. لذا این عربستان است که باید به سمت جلب نظر پاکستان گام بردارد؛ اینجا است که می توان گفت که بله، پاکستان توان و پتانسیل بازی با برگ هایی مانند عربستان و آمریکا را در بازی I.S.I خواهد داشت. از این زوایه اگر حضور کم رنگی از پاکستان هم در مساله یمن وجود دارد، نه به دلیل درخواست ریاض که پیگیری همان برنامه و سیاست ارتش پاکستان است.  

در این میان برخی از کارشناسان بر این باورند که عمران خان به دنبال بالانس روابط میان تهران و ریاض در منطقه است. ارزیابی شما ذیل تحلیلتان در این خصوص چیست؟ 

قبل از پاسخ به این سوال باید بگویم که اطلاعات میدانی من در کنار تجربیات دیپلماتیکم به من این اصل را یادآوردی می کند که هم کابل و هم اسلام آباد به خوبی می دانند که ایجاد ارتباط در هر زمینه ای با تهران به عنوان قدرت بلامنازع خاورمیانه می تواند نقش این کشور ها را در غرب آسیا از هر حیثی که فکرش را بکنید، پررنگ کند. چه بعد سیاسی و دیپلماتیک و چه بعد اقتصادی و تجاری؛ چرا که ایران در منتهی الیه مرز شرقی خود با منطقه غرب آسیا در ارتباط است و از سوی دیگر خود جزء قدرت های خاورمیانه به شمار می رود. حال این که چقدر این روابط محقق شده و یا نشده و یا افغانستان و پاکستان در مناسبات با ایران موافق بوده یا نبوده اند، مساله دیگری است. اما پاکستان در سایه مرزهای مشترک طولانی خود با ایران ناچار به همکاری امنیتی با تهران است. این مساله را باید جدای از مناسبات عربستان و پاکستان دید، چرا که این دو کشور همسایه هم نیستند و حتی پاکستان در خاورمیانه هم قرار ندارد. در سایه این مساله در خصوص سیاست بالانس قدرتی که شما به آن اشاره داشتید هم باید گفت که اکنون برخی معتقدند که عمران خان و اسلام آباد در منگنه و بالانس روابط ریاض – تهران گرفتار آمده اند؛ اما در سایه نکاتی که به آن اشاره داشتم به نظر می آید که بالانس قدرتی وجود ندارد، بلکه هر چه هست نوعی گروکشی سیاسی و دیپلماتیک عربستان برای ایران و ایران برای عربستان، از جانب پاکستان است. با این نگاه پاکستان با برجام همراهی می کند، سیاست تعامل بیشتر با ایران را در آینده وعده می دهد و به درخواست عربستان برای حضور در یمن واکنش منفی دارد تا برگ ایران را به عنوان هشداری برای عربستان و آمریکا نشان دهد و بالعکس.

کلید واژه ها: افغانستانپاکستانایرانعربستانآمریکاهنداماراتعمران خانسازمان اطلاعات ارتش پاکستانعبدالمحمد طاهری


( ۲ )

نظر شما :