حمله به نفتکش های عربستان و تغییر زمین بازی ایران

بسته شدن تنگه باب المندب به رویارویی جدی واشنگتن و تهران می انجامد

محسن جلیلوند در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که اگر آمریکا به این نتیجه برسد که ادامه جنگ یمن وضعیت ریاض را دستخوش ناپایداری می کند، آن گاه رویارویی اصلی دیگر بین تهران و ریاض نیست، بلکه رویارویی اصلی و جدی بین ایران و آمریکا است. با توجه به سخنان دیروز سردار سلیمانی هم تنش به این سمت کشیده خواهد شد.
بسته شدن تنگه باب المندب به رویارویی جدی واشنگتن و تهران می انجامد

عبدالرحمن فتح الهی –  بعد از حمله موشکی حوثی ها (انصارالله) به دو فروند نفتکش این عربستان با محوله بیش از دو میلیون بشکه نفت خالد الفالح، وزیر نفت عربستان دیروز پنج شنبه در اظهارتی اعلام کرد که عبور نفتکش های خود در تنگه باب المندب را فوری و به صورت موقت به حالت تعلیق درمی آورد. در آن سو یگان های موشکی ارتش یمن و کمیته های مردمی این کشور در اطلاعیه ای اعلام کردند حمله موشکی آنها به ناو جنگی مدرن "الدمام'" بوده است. حال با بسته شدن تنگه باب المندب اما و اگرهای جدی بر صنعت نفت عربستان سایه انداخته و می تواند نقطه عطفی در تحولات جنگ یمن باشد. ضمن این که مساله ایران هم می تواند در این رابطه به یک نقطه چالش با کشورهای منطقه وامریکا بدل شود. از این رو دیپلماسی ایرانی برای تحلیل این شرایط گفت وگویی را با محسن جلیلوند، کارشناس مسائل بین الملل صورت داده است که در ادامه می خوانید:

در پی هدف قرار گرفتن دومین کشتی عربستانی در کمتر از 24 ساعت در سواحل غربی یمن به نظر جنگ با ریاض به فاز جدیدی کشیده شده است. در این راستا نیز دیروز (پنج شنبه) خالد الفالح، وزیر نفت عربستان از توقف حرکت نفتکش‌های عربستانی در آب راه مهم بین المللی باب المندب خبر داد. با توجه به این که سیبل تحریم های ایران، تحریم های صنعت نفت است و ریاض هم تقریبا مهم ترین مهره برای ایجاد فشار بر این تحریم ها از طریق عرضه نفت خود به جای ایران در بازار است، با بسته شدن تنگه باب المندب چه وضعیتی برای بازار نفتی عربستان و برنامه تحریم های نفتی ایران پیش خواهد امد؟

ابتدا به ساکن یقینا این حمله موشکی و بسته شدن تنگه باب المندب حتی به صورت موقت و کوتاه مدت در بازار جهانی نفت تاثیرات خود را خواهد داشت و سبب افزایش قیمت ها خواهد شد. ببینید عربستان در راستای بازگشت تحریم ها تقریبا مهم ترین بازیگر مکمل برنامه های ترامپ در تحریم نفتی ایران به شمار می آید. اما امروز می توان در خصوص حضور قدرتمند ریاض در همراهی با آمریکا اما و اگرهای جدی دید. در این خصوص عربستان تصور می کرد که تهران زمانی که از بستن تنگه حرف می زد، فرضش را روی تنگه هرمز گذاشته بود. اما می بینید که در سخنان آقای روحانی به صراحت از تنگه های دیگر هم سخن گفته شد. البته این سخن من دال بر برنامه ریزی و یا دست داشتن ایران در این حمله موشکی به نفتکش های عربستان نیست. اما با توجه به سخنان رئیس جمهور می توان این گونه برداشت که در خصوص مساله کشتیرانی و صادرات نفت چشم ایران تنها به تنگه هرمز دوخته نشده است. این مساله نشان از آسیب پذیری طرف مقابل هم دارد. لذا زمانی که مساله تنگه هرمز مطرح می شود، تهران نیز به نقطه حساس طرف مقابل هم نگاه دارد. از این رو مساله اکنون فراتر از خلیج فارس است. پس ادامه این شرایط می تواند به صورت جدی نه حضور سوء ریاض در همکاری با واشنگتن در تحریم نفتی ایران که حتی مساله صادرات نفتی خود عربستان برای امرار معاشش هم به شکل جدی مورد خطر قرار گیرد. بنابراین در دراز مدت بازار جهانی نفت هم ملتهب خواهد شد.

به سخنان روحانی در خصوص تنگه هرمز و دیگر تنگه ها اشاره  داشتید. در همان سخنان رئیس جمهوری به ضرورت اصلاح روابط با کشورهای عربی مانند عربستان، امارات متحده عربی و بحرین اشاره داشت. آیا آن سخنان و این رفتار نوعی تضاد و تناقض گویی نیست؟

 خیر. هیچ تناقضی در کار نیست. این تضاد همان سیاست چماق و هویج است. از منظر رئالیستی و در روابط بین الملل اکنون مساله و سیاست تهران در قبال کشورهای عربی منطقه خلیج فارس را در همین سیاست چماق و هویج می توان خلاصه کرد. در واقع مساله تنگه هرمز و دیگر تنگه ها چماقی بود که روحانی با آن هویج احترام متقابل و ضرورت نگاه جدید و اصلاح در روابط تهران با ریاض و ابوظبی را مطرح کرد.

با توجه به این که جامعه جهانی و به ویژه ریاض و واشنگتن اقدامات حوثی های یمن و انصارالله را از تهران جدا نمی دانند؛ با حساس شدن تنگه باب المندب در کنار تنگه هرمز چه آینده ای برای ایران رقم خواهد خورد؛ واکنش ریاض در خصوص سیاست چماق و هویج تهران چه خواهد بود؟

پیشتر از این که بفهمیم که واکنش عربستان در این خصوص چیست؛ باید ببینیم که کاخ سفید چه موضعی را در این رابطه خواهد گرفت؟ همین دیروز هم جلسه شورای امنیت ملی آمریکا تشکیل شد و از آن طرف پمپئو هم در جلسه سنا حضور داشت. لذا اگر تحولات همین گونه شتاب بگیرد؛ رفتار واشنگتن قطعا تغییر خواهد کرد.

از چه بعد؟

از این بعد که فاز جدید اقدامات ایالات متحده با تدوام این شرایط شکل خواهد گرفت. به هر حال ریاض نقطه کانونی در تحریم های نفتی ایران است و آمریکا از این مساله چشم پوشی نمی کند.

پس تنش فراتر از ریاض – تهران خواهد بود؟

یقینا. اگر آمریکا به این نتیجه برسد که ادامه این شرایط وضعیت ریاض را دستخوش ناپایداری می کند، آن گاه رویارویی اصلی دیگر بین تهران و ریاض نیست، چرا که عربستان نه توان و نه قابلیت مقابله با ایران را دارد. بلکه رویارویی اصلی و جدی بین ایران و آمریکا است. با توجه به سخنان دیروز سردار سلیمانی هم تنش به این سمت کشیده خواهد شد.

به نظر شما این رویارویی نظامی خواهد بود؟

 خیر. حداقل در کوتاه مدت تنش نظامی وجود ندارد. ترامپ بدون شلیک یک گلوله می خواهد شرایط را به سمت خود تغییر دهد. کاخ سفید می داند جنگ با ایران یعنی از بین رفتن تمام نقاط برتری آمریکا؛ چرا جنگ با ایران هم انسجام داخلی ایجاد می کند. هم تمام برنامه های ترامپ در خصوص سیاست ناسیونالیسم اقتصادیش برای داخل آمریکا را دچار توقف جدی خواهد کرد. اما علیرغم این مساله یقینا واشنگتن چینش نیروهای نظامی اش در خاورمیانه و به خصوص در خلیج فارس را تغییر خواهد داد. در این راستا اخیرا آمریکا یک ناوشکن هم به دریای سرخ روانه کرده است که نشان از آغاز این تغییر در آرایش نیروهای نظامی در منطقه دارد. اگر حضور نهایی نیروهای نظامی و دریایی آمریکا در دریای سرخ منجر به باز شدن تنگه باب المندب شود، وضعیت در منطقه به سمت حادتر شدن پیش خواهد رفت.

این مساله چه سودی برای ایران خواهد داشت؟

 ببینید ایران این هوشمندی را داشته که تنش را در زمین دیگری انجام دهد. یعنی هومشندی ایران در اینجا است که زمین بازی را تغییر داده و آن را به شمال آفریقا منتقل کند. لذا با دور کردن بحران از مرزهای کشور می تواند شرایط را بهتر مدیریت کند. چرا که در این صورت توان نظامی آمریکا در سایه تغییر زمین بازی ایران توزیع خواهد شد. در این صورت واشنگتن نمی تواند با تمام نیرو در یک نقطه خاص مانند تنگه هرمز ایران را به چالش بکشد. مضافا با توزیع قدرت آمریکا هم توان و هم نفوذ نیروها در مناطق مختلف کاهش خواهد یافت. در ادامه نیز با کاهش توان و نفوذ نیروها نیز شرایط برای عدم فشار تحریم های نفتی به ایران هم کم رنگ خواهد شد. البته حضور فشار و تحریم ها وجود دارد. اما تغییر زمین بازی می تواند تا اندازه ای کاهش فشار بر ایران را در پی داشته باشد. اما باید گفت که علیرغم این مساله در میان مدت تغییر چندانی برای ایران رخ نخواهد داد. ولی ایران با توجه به این که اواسط ماه جاری (مرداد) به دور اول تحریم ها باز خواهد گشت، خواسته است به آمریکا ضربه شستی نشان دهد.

این جمله پایانی شما در تضاد با تحلیل سوال اولتان نیست؛ اگر حمله به دو نفتکش عربستانی ربطی به ایران ندارد؛ معنی ضربه شست چیست؟

ضربه شست به معنای سایه سنگین تهران بر سر حریف در منطقه است. همان طوری که ما حزب الله را در کنار مرزهای اسرائیل داریم؛ انصارالله و حوثی ها را هم در کنار مرزهای عربستان داریم. این یک امر طبیعی است و ربطی هم به جمهوری اسلامی ندارد. در دوره قبل از انقلاب هم تهران از شیعیان یمن حمایت های خود را داشته است. به تبع این نکته ما شاهدیم که اکنون بیشتر فرمانده های ارتش یمن به زبان فارسی تکلم می کنند. این مساله نشان از حمایت جدی پهلوی در آن زمان دارد. تفاوت اینجا است که در آن زمان دو یمن وجود داشت، اکنون یک یمن؛ اما تغییر سیاستی در مواضع تهران روی نداده است. پس اقدامات حوثی ها و انصارالله را نمی توان به گردن جمهوری اسلامی اندخت. شاید حمایت هایی وجود داشته باشد. اما این به معنای این نیست که یمنی ها نعل به نعل با ایران هماهنگ هستند. کما این که هم در آن زمان و هم اکنون هم برخی رفتارها از جانب یمنی ها با مواضع ایران در مغایرت است. از این رو یمنی ها به فراخور حال خود عمل می کنند. مساله دیگر هم به عدم تغییر استراتژی ایران در طول تاریخ باز می گردد. در همین رابطه مثلا پرونده هسته ای ایران هم ربطی به جمهوری اسلامی ندارد، بلکه سنگ بنای آن از زمان هویدا نهاد شده است. اما برخورد با این مساله در دو زمان دو تعریف متفاوت را ایجاد کرده است. اما باز نگاه ها یکسان است. به عبارت ساده تر جمهوری اسلامی نمی آید برای خود این گونه تعریف کند که چون برنامه هسته ای و حمایت از لبنان و یمن مربوط به دوره پهلوی است، آن را کنار بگذارید. بلکه با تغییر در برخی از موارد معتقد است که کماکان باید آن را ادامه داد. پس ایران باید در کنار مرزهای عربستان حضور داشته باشد. این یک اصل خدشه ناپذیر از دوره پهلوی تا کنون است.

چرا؟

 به هر حال رقابت دیرینه و کهنه ای بین ایران و عربستان بر سر کسب قدرت اول خاورمیانه بوده است. لذا مدیریت و کنترل ریاض در اولویت و صدر سیاست خارجی ما بوده و هست. در دوره پهلوی با حمایت آمریکا و اکنون با ورژن جمهوری اسلامی ایران.

این ورژن رفتاری در سایه بازگشت تحریم می تواند دایره فشارها را از این هم که هست برای ایران تنگ تر کند. دلیل تهران برای تشدید این دور فشارها در سایه رفتارهای اخیرش چیست؟

 من معتقدم که این ورژن رفتاری باید صورت گیرد. زمانی که طرف مقابل به فکر حمله است، باید شما هم به فکر حمله باشید. پاپس کشیدن از تقابل سبب می شود تا حریف چند قدم جلوتر بیاید. لذا اگر مماشاتی در رفتاری تهران مشاهد شود، عربستان و آمریکا دست برتر را در میدان خواهند داشت. در نتیجه ایران در مذاکره با طرف خودش قدرت مانور ندارد. اگر ایران به دنبال امتیاز است باید در میدان تحولات هم پای رقبا را از خود قدرت نشان دهد تا بتواند در صحنه دیپلماسی هم از موضع قدرت سخن بگوید، نه از موضع ضعف.

کلید واژه ها: یمنایرانتحریمعربستانآمریکانفتتنگه هرمزمحسن جلیلوندتنگه باب المندبانصارالله یمن


( ۱۵ )

نظر شما :

saeed ۰۵ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۵۷
عجب . به نظر من پر از تناقض بود.
کیارش ۰۵ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۵:۱۹
آگر اینجور است ورژن حمایت امریکایی برای برخورد با سعودی بهتر نبوده؟ کم هزینه تر و بی دردسر تر بوده که
د ۰۶ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۶:۳۳
بزرگترین نفت کش ها ظرفیتی در حدود 560هزار تن دارند عربستان از کجا نفت کش دو ملیون بشکه اورده ایا به یاد جنگ خلیج ونفت کش های کویت در صدد کشیدن پای امریکا به موضوع را دارند
جواد ۰۷ مرداد ۱۳۹۷ | ۰۳:۲۱
هم محله ای من جوان بُوکسُری است،من باریک و ترکه ای،اما همیشه اورا تهدید می کنم که اگر بامن دربیفتی از این محله بیرونت می کنم.