ضربه عکس مشترک روحانی و ترامپ به اندازه بمباران اتمی ایران است

تحوبل ۵ فروند ATR و پایانی بر برجام؟

۱۵ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۸۲۶۱ پرونده هسته ای اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
محسن جلیلوند در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که تحویل ۵ فروند ATR بیش از آن که گامی در جهت ادامه همکاری های برجامی با ایران تلقی شود، به صدقه ای می ماند تا کام ایران برای از میان رفتن برجام در روزهای پایانی تلخ نشود. هر چند که تحویل ۵ فروند هواپیما هم چندان تحریم شکن نیست که بتوان آن را نقطه عطف و یا افق روشن همکاری برجامی ایران با ۱+ ۴ تلقی کرد.
تحوبل ۵ فروند ATR و پایانی بر برجام؟

عبدالرحمن فتح الهی – صبح دیروز (یکشنبه 14 مرداد) پنج فروند هواپیمای جدید ۷۲-۶۰۰ خریداری شده از شرکت‌ ای تی آر (ATR)وارد فرودگاه مهرآباد تهران شد. آن هم درست یک روز قبل از آغاز دور اول تحریم های آمریکا علیه ایران. در سایه این مساله بسیاری معتقدند که تحویل این ینج فروند هواپیما را می توان حسن ختام همکاری های برجامی ایران با 1+4 دانست؛ اما در مقابل برخی هم معتقدند که این اقدام می تواند پالس های مثبت طرف های برجامی برای ادامه توافق هسته ای باشد. از این رو دیپلماسی ایرانی در خصوص بررسی این مساله گفت وگویی را با محسن جلیلوند، کارشناس مسائل بین الملل صورت داده است که در ادامه می خوانید:

در سایه تحویل پنج فروند هواپیمای جدید ۷۲-۶۰0خریداری شده از شرکت‌ ای تی آر (ATR) به ایران بسیاری آن را یک خداحافظی شیرین طرفهای برجامی با توافق هسته ای تلقی می کنند. برخی هم معتقدند که این اقدام می تواند افق های روشنی را در ادامه همکاری های تهران با 1+4 در خصوص برجام داشته باشد؛ ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

در کمال تاسف باور دارم که این اقدام بیش از آن که گامی در جهت ادامه همکاری های برجامی با ایران تلقی شود، به صدقه ای می ماند تا کام ایران برای از میان رفتن برجام در روزهای پایانی تلخ نشود. اتفاقا این تحویل هواپیماها درست یک روز قبل از آغاز دور اول تحریم های آمریکا صورت گرفته است که می تواند به نوعی تصدیق کننده این ارزیابی من باشد. از سوی دیگر تحویل 5 فروند هواپیمای (ATR) چندان تحریم شکن نیست که بتوان آن را نقطه عطف و یا افق روشن همکاری برجامی ایران با 1+ 4 تلقی کرد. لذا آن چه بیش از پیش در حال ظهور است، بازگشت سایه سنگین تحریم ها بر روابط ایران به صحنه بین الملل است. هند، چین، کره جنوبی و دیگر مشتریان نفتی و یا شرکت های و تجاری بین المللی سرمایه های خود را از ایران خارج کرده اند. وضعیت مناسبی برای کشور در آینده همکاری برجامی را نمی توان متصور بود.   

اما با توجه به این که از امروز دور اول تحریم های آمریکا علیه ایران آغاز شده است، می توانیم مرثیه ای برای برجام خواند و یا این که تا شروع تحریم های اصلی یا همان تحریم های ثانویه در آبان ماه می توان چشم امیدی به حفظ توافق هسته ای داشت که در سایه بسته پیشنهادی اروپا بتوان حیات برجام را ادامه داد؛ چیزی که شخص ظریف هم بر آن تاکید دارد؟

 ببینید در بستر تحولات یقینا بسته پیشنهادی تنها می تواند شرایط مذاکره برای مذاکره با ایران را داشته باشد. به واقع حتی اگر اروپا بخواهد از برجام هم دفاع کند توان آن را ندارد. نه اروپا بلکه هیچ کشوری. از سوی دیگر تمام آن امتیازاتی که ایالات متحده برای مذاکره با ایران می خواهد در لیست درخواست های اروپا هم وجود دارد. لذا اروپا هم می تواند به نوعی ورژن دیگر آمریکا باشد. مساله توان دفاعی، دیپلماسی منطقه ای، FATF، حقوق بشر و دیگر مسائل. لذا اروپا هم نمی تواند کمتر از آمریکا خواسته ای داشته باشد. از این رو حفظ اروپا برای ایران به اندازه آمریکا هزینه بردار است. پس این سوال مطرح می شود که با این شرایط چرا تهران با خود آمریکا مذاکره های خود را نداشته باشد؟ تنها تفاوت اروپا و آمریکا در برخورد با ایران در صبر سیاسی و برخورد نرم آنها خلاصه می شود و گرنه هر دو در قبال ایران یک چیز می خواهند. لذا اروپا بنا دارد تا تحریم های ثانویه با برخی اقدامات نظیر همین تحویل هواپیما، ایران را سرگرم کند که برجام از جانب ایران هم ملغی نشود. به هر حال در صورت لغو برجام اروپا به مراتب نگران تر از ترامپ خواهد بود.

دلیل این کشاندن ایران در برجام تا آبان ماه به چه دلیل است؟  

مساله مهم تاثیر بیشتر تحریم ها است. بسته پیشنهادی و اقداماتی نظیر دیروز فقط به انحراف کشاندن ایران را به دنبال دارد تا با سنگین تر شدن فضا بتوان شرایط را برای گرفتن امتیاز بیشتر از تهران کسب کرد. تقسیم وظایف پلیس خوب و پلیس بد از قبل انجام شده است. به عبارت دیگر ایران از دست فشارهای آمریکا به دامان اروپا پناه برده است. این همان چیزی است که امریکا به دنبال آن است.

اما مساله مهمی که در فضای چند وقت اخیر مطرح شده است بحث درخواست مذاکره ترامپ با ایران است. بسیاری این درخواست را تلاش کاخ سفید برای پیروزی در انتخابات میان دوره ای کنگره می دانند. برخی هم تنها و تنها دلیل ترامپ را برای مذاکره ترتیب دادن یک شوی سیاسی می دانند و گرنه هیچ برنامه و استراتژی برای مذاکره و دوران بعد از آن، از سوی ترامپ طرح ریزی نشده است. مدلی مانند کره شمالی؛ تحلیل شما در این رابطه چیست؟

من چنین اعتقادی ندارم. اتفاقا ترامپ با برنامه دقیق ایران را به سمت دو گزینه نهایی "مذاکره" و "جنگ" سوق داده است. پس حد وسطی وجود ندارد. این تحویل هواپیما و بسته اروپایی هم دقیق به حاشیه بردن ایران است تا به ناگاه ایران تنها بر سر یک دوراهی باقی بماند؛ یا جنگ و یا مذاکره. لذا ترامپ بدون برنامه عمل نکرده است. شوی سیاسی هم در کار نیست. در دوره اوباما 5 شرط مذاکره با ایران مطرح بود. ترامپ در زمان خروج از برجام 4 شرط تعیین کرد. اکنون هم پمپئو 12 شرط را برای ایران گذاشته است. تعیین این شروط 12 گانه بدون فکر و استراتژی نیست. همین توئیت دو روز پیش ترامپ را نگاه کنید. هر روز و هر ساعت کاخ سفید اتفاقات و التهابات اقتصادی و اجتماعی کشور را رصد می کند. ترامپ به دنبال شوی سیاسی و چند عکس با روحانی نیست. آمریکا به این نتیجه رسیده که بعد از 40 سال باید یک بار برای همیشه سنگ خود را با ایران وابکند. حتی اگر هم این برنامه مذکور در سوال شما درست هم باشد، ضربه همان عکس ترامپ با روحانی به اندازه بمباران اتمی ایران است. از سوی دیگر هیچ گاه پرونده ایران را با کره شمالی یکی نکنید. ایران هیچ سنخیتی با کره شمالی ندارد. مردمش، فرهنگش، حکومتش، بینش سیاسی اش. تهران و ملت ایران تعامل خاص، عمیق و در عین حال گسترده ای با کل جهان دارد. ایران یک جهان متفاوت از کره شمالی دارد. مضافا این که یاید این نکته را هم یادآور شد که مساله تنگه باب المندب هم اکنون به عنوان کاتالیزور این فشار آمریکا عمل کرده است. چرا که کاخ سفید اعتقاد دارد باید آمریکا بر چهار منطقه تنگه باب المندب، تنگه هرمز، تنگه مالاگا و جبل الطارق مسلط شود. چون هر بازیگری که بتواند این 4 نقطه را زیر کنترل خود درآورد، می تواند بر آب های جهان حکومت کند. پس التهاب در هر کدام از این 4 منطقه می تواند حساسیت آمریکا را به وجود اورد. حساسیتی که تا آستانه وقوع جنگ هم احتمالا پیش می رود. لذا پرونده یمن تشدید کننده این فشارها بوده است.

پس اصرار ترامپ برای مذاکره بدون پیش شرط با ایران در آستانه انتخابات کنگره را چندان جدی نمی دانید؟

اولا که دیگاه کلان و راهبردی آمریکا با حضور چند نماینده جمهوری خواه و یا دموکرات در خصوص ایران تغییری جدی پیدا نمی کند. نکته ظریفی هم که در میان وجود دارد این است که بعد از اجلاس سازمان ملل متحد انتخابات کنگره برگزار خواهد شد. لذا ترامپ اصرار دارد در این نشست سران سازمان ملل آن نمایش سیاسی که در سوال قبل تر مطرح کردید را در قالب چند عکس با روحانی داشته باشد. البته نه به خاطر نمایش سیاسی و یا پیروزی در انتخابات، بلکه این نمایش بیشتر به دلیل شکستن هیمنه ایران است. اگر عکس مشترک ترامپ و روحانی گرفته شود، جهان ایران را به چشم دیگری خواهد دید. حال این که ایران دست پر باشد و یا خیر، آن مساله دیگری است، اما خود نفس این شو بیشتر به دلیل خرد کردن ایران و تغییر نگاه جهان به تهران است.

کلید واژه ها: ایرانآمریکااتحادیه اروپاتنگه هرمزتنگه مالاگامحسن جلیلوندتنگه باب المندببرجامترامپجبل الطارق


۳ رای

نظر شما :

مهدی ۱۵ مرداد ۱۳۹۷ | ۱۲:۵۶
محسن جان چقدر سیاه به موضوع نگاه میکنی هیمنه سیخی چند به نظر خیلی دلت برای جنگ و ویرانی تنگ شده هیمنه ایران رو از اقتصاد ورشکسته اش میتوان فهمید افغانی ها هم از این کشور ورشکسته دارن فرار میکنند
سحر ۱۶ مرداد ۱۳۹۷ | ۰۵:۵۹
جناب محسن جلیلوند کارشناس مسایل بین الملل پیش از این هم پیش بینی کرده بودند که آمریکا و یا ترامپ از برجام خارج نخواهد شد !؟