رویارویی تل‌آویو با تهران و آنکارا آغاز شده است

کریدور داوود اسرائیل در مسیر پیچیده رقابت‌های ژئواکونومیک

۰۸ آبان ۱۴۰۵ | ۱۷:۰۰ کد : ۲۰۴۱۰۱۱ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی خاورمیانه
مریم وریج کاظمی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: شاید چنین به نظر می رسد اسرائیل در احیای روابط با کشورهای عربی (از مراکش تا کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس)، برای حفظ یک سیاست خارجی متعادل با اولویت حفظ منافع اقتصادی – تجاری موفق عمل کند اما کماکان رویارویی با دو رقیب از جهان اسلام غیر عرب یعنی ترکیه و ایران برای این رژیم چالش های نوظهوری ایجاد خواهد کرد.
کریدور داوود اسرائیل در مسیر پیچیده رقابت‌های ژئواکونومیک

نویسنده: مریم وریج کاظمی، پژوهشگر ژئوپلیتیک

دیپلماسی ایرانی:

مقدمه

اگرچه به لطف حمایت های ایالات متحده آمریکا و شرکایش، نیروهای دفاعی رژیم اسرائیل قدرتمند شدند و توانستند برای ایجاد ائتلاف منطقه‌ای اقداماتی را انجام دهند تا امنیت خود را حفظ و تقویت کنند اما فشار ژئوپلیتیکی ناشی از جبر جغرافیا، تهدیدات بی‌سابقه‌ای را برای موجودیت اش فراهم کرده است به طوری که افزایش بودجه دفاعی – امنیتی هم نمی تواند مانع از پیامدهای ناشی از آن شود. در این راستا، وابستگی به گلوگاه های راهبردی از جمله تنگه های باب المندب، جبل الطارق و کانال سوئز (نقاط فشار ژئواستراتژیک)، که تحت نفوذ گروههای مانند جنبش انصاراله، جبهه پولیساریو و دیگر گروه‌های ضد صیهونی قرار دارند برای ثبات سیاسی و اقتصادی – تجاری اسرائیل یک معضل عمده در نظر گرفته می شود، و باعث شده تا این رژیم پروژه های متنوعی مانند ایجاد کانال های آبی داخلی( مثلا کانال بن گوریون) و کریدورهای فراملی همچنین نفوذ در نواحی پیرامونی گلوگاه ها را برای برون رفت از این بحران در دستور کار خود قرار داد. 

طی سال های اخیر اسرائیل به این درک رسید که قابلیت های عملیاتی مبتنی بر ملزومات اقتصادی – تجاری بسیار بیشتر از تسلیحات نظامی می تواند علاوه بر ارتقاء وزن ژئوپلیتیکی و عمق استراتژیک اش، به تقویت امنیت منطقه‌ای و دفاع منطقه‌ای در برابر اقدامات بی‌ثبات‌کننده رقبایش کمک کند. بدین ترتیب این رژیم تلاش‌های برای نزدیک‌تر شدن به کشورهای منطقه را در اولویت قرار داد و روابط دیپلماتیک، اقتصادی و نظامی – اطلاعاتی با بعضی از کشورهای خاص برقرار کرد که می توان به پایه ریزی بلوک نوظهور عربی – اسرائیلی (تحت پیمان ابراهیم) اشاره کرد.

از این رو اقتصاد و تجارت، مهم ترین دلایل گرانش ژئوپلیتیک اخیر اسرائیل به سمت کشورهای این بلوک در نظر گرفته می شود و در این راستا فراهم کردن مسیرهای جایگزین برای مسیرهای مختل شده توسط تنش‌های ژئوپلیتیکی از طریق کریدورهای ترانزیتی (زمینی) سرآغاز یک رقابت ژئواکونومیک منطقه ای به عنوان وزنه تعادل که متمرکز بر ادغام منطقه ای و توسعه پایدار در صحنه عملیاتی اوراسیاست، مدنظر قرار می گیرد. بدین ترتیب تغییر رویکرد اسرائیل به سمت کریدورهای زمینی بخشی از یک استراتژی گسترده‌تر برای تنوع‌بخشی به مسیرهای دریایی از طریق گلوگاه های مورد اشاره است که خطرات ژئوپلیتیکی را به همراه دارد. با توجه به اینکه تغییرات در مسیرهای تجارت جهانی توسط کشورهای همسایه (از جمله مصر و عربستان سعودی) می تواند اتصال و ارتباطات منطقه ای اسرائیل را مختل و محدود کند، این رژیم برای کاهش خطرات بی‌ثباتی ژئوپلیتیکی ناشی از آن، برنامه های رقابتی را مدنظر قرار داد که مهمترین آن تلاش جاه طلبانه اش برای عملیاتی کردن پروژه کریدور داوود است.

کریدور داوود

از آنجائی که موقعیت ژئوپلیتیک سوریه به عنوان یک ابزار موثر توسط اسرائیل برای پیگیری سیاست‌های همه جانبه اش در منطقه مورد استفاده قرار می گیرد، کریدور داوود به عنوان یک پروژه اسرائیلی که از مسیر سوریه عبور می کند به عنوان یک مسیر ترانزیتی برای تجارت با کشورهای منطقه تعبیر شده است. کریدور داوود که با اولویت های راهبردی اسرائیل مطابقت دارد، اهداف بلندپروازانه‌ای را برای تبدیل شدن به یک کریدور ترانزیت فراملی، از جمله اتصال به کشورهای حوضه دریای کاسپین(خزر) همچنین مناطق پیرامونی ترکیه و ایران، و در مجموع اوراسیا در بر می گیرد.

برخی از تحلیلگران، این کریدور را بخشی از پروژه قدیمی «اسرائیل بزرگ» می‌دانند که توسط «تئودور هرتسل»، بنیانگذار صهیونیسم، مطرح شده بود. این ایده شامل گسترش قلمرو اسرائیل از رود نیل تا رود فرات است که با کنترل مناطق استراتژیک در جنوب و شرق سوریه و حتی بخش‌هایی از عراق همراه خواهد بود. این کریدور بلندی‌های جولان را از طریق منطقه سویدای سوریه که تحت کنترل دروزی‌ها است، به منطقه ای که پایگاه آمریکایی در «التنف»،(در امتداد مرز سوریه و ترکیه( قلمرو کُردها)،- در آن واقع است، متصل می نماید.

به طور کلی پیامدهای امنیتی کریدور داوود برای منطقه غرب آسیا شامل تهدید برای تمامیت ارضی سوریه، ایران و عراق؛ کنترل منابع استراتژیک انرژی، آب و گندم غرب آسیا؛ تشدید تنش‌های اسرائیل و ترکیه و از بین بردن محور مقاومت و تغییر توازن قدرت منطقه‌ای می شود. با توجه به این مسئله در صورت اجرای شدن این پروژه خطر تشدید تنش‌های قومی و فرقه‌ای در منطقه بسیار بالا خواهد بود. (۱)

مسئله بلندی های جولان 

شاید در ابتدا چنین به نظر برسد که تعارضات ایدئولوژیک میان تهران و تل آویو و توقف جریان تسلیحات از طریق زمینی به لبنان به عنوان قدیمی ترین جبهه نبرد میان دو کشور همچنین فشار بر ترکیه منجر به آن شد تا اسرائیل برای به حداقل رساندن نفوذ رقبایش در منطقه بخواهد کریدور داوود را عملیاتی کند. اما با نگاهی دقیق تر می توان درک کرد که علاوه بر این موضوع اسرائیل تلاش دارد تا الحاق بلندی های جولان به قلمروی تحت کنترل اش را که هرگز در سطح بین المللی پذیرفته نشد و تاکنون هیچ کشوری ادعاهای اسرائیل در مورد این سرزمین را به رسمیت نشناخته است را از طریق کریدور داوود مفصل بندی کند.

ارتفاعات جولان به دلیل ارزش استراتژیکی و نظامی همچنین داشتن منابع آبی و زمین حاصلخیز یک دارایی استراتژیک برای اسرائیل محسوب می شود. اسرائیل یک سوم آب خود را از ارتفاعات جولان استخراج می کند. ارتفاعات جولان حوضه زهکشی رود اردن، دریاچه طبریه (جلیل)، رودخانه یرموک و سفره های زیرزمینی را در خود جای داده است. شکی نیست در یک منطقه نسبتاً خشک شده از جهان، کنترل منابع آب جولان بسیار حیاتی باشد. از سوی دیگر منابع غیررسمی معتقدند طبق حفاری اکتشافی؛ منطقه جولان می تواند میلیاردها بشکه ذخایر هیدروکربنی را در خود جای داده باشد. 

از این رو اسرائیل مبدا کریدور داوود را بلندی های جولان در نظر گرفت تا با استفاده از موقعیت ژئوپلیتیک منطقه برای برتری هژمونی اش بر روی توانمندی ژئواکونومیک هم تمرکز کند تا علاوه بر رقابت ژئوپلیتیک عرصه رقابت ژئواکونومیک را آغاز کند تا به یک ائتلاف اقتصادی منطقه ای دست پیدا کند و مشخصا به حضور خود در جولان وجهه قانونی ببخشد.

رقابت ایران و اسرائیل

کریدور داوود با هدف دستیابی به دسترسی بیشتر به بازارهای منطقه، تقویت روابط دیپلماتیک، گسترش فرصت‌های تجاری و صادراتی،کاهش وابستگی به مسیرهای تجاری ایران، و افزایش همکاری منطقه‌ای با همسایگان ایران ساختار بندی شد. این شرایط باعث می شود تا ایران تهدیدها برای زنجیره‌های تامین را اولویت قرار دهد. این وضعیت الگوهای پیچیده ای از رقابت و درگیری، ایجاد خواهد کرد که  به یک کشمکش دائمی برای افزایش نفوذ تهران و تل آویو خواهد انجامید. این وضعیت برای اسرائیل که می خواهد ایران و نیروهای تحت حمایت آن را از مرزهای خود دور نگه دارد اهرمی سیستماتیک برای گسترش منطقه امن در محیط پیرامون خود به وجود می آورد. محور استراتژیک این سیستم جمهوری آذربایجان و کُردهای مستقر در سه کشور سوریه، عراق و ترکیه و حتی ایران است که از طریق آنها تمایل دارد تا سیاست های خود را پیگیری کند.

برای اسرائیل، کریدور داوود یک تغییر پارادایم استراتژیک با پیامدهای ژئوپلیتیکی عمده است که هم می تواند نقش آن را در نظم ژئواکونومیک اوراسیا تغییر دهد و همچنین ترتیبات امنیتی ناشی از تفاوت‌های سیاسی و ایدئولوژیک با ایران را به نفع خود متمایل کند. به دلیل تغییر واقعیت‌های ژئوپلیتیکی چه در سطح منطقه‌ای و چه در سطح جهانی، الگوی ساختاری کریدور داوود نشان می دهد که در صورت عملیاتی شدن این کریدور، از یک سو ایران موفقیت محدودی برای ادامه نفوذ منطقه ای خواهد داشت و از سوی دیگر اسرائیل قادر به ایجاد و حفظ پایگاه‌های نظامی همچنین نفوذ سیاسی – اقتصادی در پیرامون مرزهای ایران خواهد بود. تحت این شرایط ایران تلاش می کند تا ضمن تمرکز بر امنیت مرزهای غربی خود، جهت تضعیف ائتلاف های منطقه ای ضد ایرانی اقدامات تدافعی انجام دهد.

چالش پُل موسی

ابرپروژه پُل موسی – که نام خود را از داستان شکافتن دریای سرخ توسط حضرت موسی گرفته است – یک گذرگاه حدودا سی و دو کیلومتری بر فراز تنگه تیران است که ساحل راس حمید عربستان (منطقه تبوک) را به شبه جزیره سینای مصر در شرم الشیخ متصل می‌کند. عربستان سعودی و مصر، طرح‌های نهایی پُل موسی را اعلام کرده‌اند که با هدف اتصال آسیا و آفریقا، تقویت مسیرهای تجاری، گردشگری و زیارتی بین خلیج فارس و شمال آفریقا طراحی شده است.

از منظر لجستیکی، پُل موسی پتانسیل آن را دارد که فرآیند تجارت و تردد منطقه‌ای را به شکل چشمگیری تسهیل و روان‌سازی کند. این پُل که برای پشتیبانی از تردد جاده‌ای و احتمالاً ریلی طراحی شده، قرار است به شبکه ریلی عربستان و زیرساخت‌های در حال توسعه مصر در منطقه سینا متصل شود. همچنین، این پُل از پروژه کلان‌شهر «نئوم» عربستان (که در نزدیکی نقطه اتصال این پل در خاک عربستان واقع شده) پشتیبانی خواهد کرد. پیش بینی ها حاکی از آن است که این پُل بتواند سالانه به بیش از یک میلیون مسافر، از جمله زائرانی که مستقیماً از شمال آفریقا عازم شهرهای مقدس عربستان سعودی هستند، خدمات‌رسانی کند. پُل موسی با ارائه یک جایگزین زمینی می‌تواند فشار بر گلوگاه‌های دریایی را کاهش داده و به کوتاه شدن زمان ترانزیت و کاهش هزینه‌های حمل‌ونقل کمک کند؛ موضوعی که به‌ویژه با توجه به فشارهای اخیر بر کانال سوئز ناشی از اختلالات ایجادشده توسط انصارالله یمن در دریای سرخ، اهمیت دوچندانی پیدا کرده است.

این پروژه پیامدهای ژئوپلیتیکی و اقتصادی مهمی برای منطقه دارد. در حالی که این پُل نویدبخش دستاوردهای لجستیکی و ادغام عمیق‌تر منطقه خلیج فارس و آفریقا است، چالش‌های راهبردی را برای اسرائیل ایجاد می‌کند. پُل موسی می‌تواند برنامه‌های ژئواکونومیک اسرائیل به ویژه کریدور داوود را دگرگون سازد. این ارتباط زمینی جدید، اسرائیل را به طور کامل دور می‌زند و جایگزینی برای کریدور اقتصادی پیشنهادی «هند – خاورمیانه – اروپا» ایجاد می‌کند که در آن انتظار می‌رود اسرائیل به عنوان کانون کلیدی ترانزیت عمل کند. این کریدور تجاری پیشنهادی که بنادر هند را از طریق خلیج فارس و اسرائیل به اروپا متصل می‌کند شامل دو بخش است: یک مسیر دریایی از اقیانوس هند به شبه‌جزیره عربستان، و یک مسیر زمینی شمالی که از امارات، عربستان سعودی، اردن و اسرائیل عبور می‌کند و به بنادر مدیترانه می‌رسد. با این حال، این پروژه با موانعی روبه‌روست. وقوع جنگ در غزه و جنگ با ایران، شور و شوق منطقه‌ای را کاهش داد و مذاکرات عادی‌سازی روابط عربستان و اسرائیل را به حالت تعلیق درآورد. در همین حال، بازیگران منطقه‌ای شروع به تنوع بخشیدن به گزینه‌های خود کردند.

بدین ترتیب، پُل موسی، همراه با کریدورهای زمینی نوظهور از طریق سوریه و عراق (بازسازی‌شده)، آینده‌ای احتمالی را نشان می دهد که در صورت تداوم تنش‌های سیاسی، اسرائیل از ادغام منطقه‌ای کنار گذاشته می‌شود. مجموع این تحولات که به وجود چندین جایگزین زمینی اشاره دارد می‌تواند ضرورت راهبردی اسرائیل به‌عنوان یک مرکز ترانزیتی را کاهش دهد. از این رو، پُل موسی چیزی فراتر از یک اتصال فیزیکی است؛ چراکه پیامی راهبردی در بر دارد.

به طور کلی، عربستان و مصر در حال ساخت زیرساخت‌های خاورمیانه‌ای پس از دوران مناقشه هستند که ممکن است دیگر به اسرائیل وابسته نباشند. برای ایالات متحده، این تغییر می‌تواند یکی از کانال‌های کلیدی و بالقوه نفوذ این کشور در منطقه یعنی اسرائیل را تضعیف کند. در حالی که دیگر بازیگران منطقه‌ای، از جمله سوریه، عراق و ترکیه، دوباره به گفتگوهای اقتصادی می‌پیوندند و شرکای عرب نسبت به بررسی مسیرهای دیگر بی‌تفاوت به نظر می‌رسند، اسرائیل درصدد است تا برای بازگرداندن مزیت ژئوپلیتیکی خود اقدام کند (2).

جمع بندی

شاید چنین به نظر می رسد اسرائیل در احیای روابط با کشورهای عربی (از مراکش تا کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس)، برای حفظ یک سیاست خارجی متعادل با اولویت حفظ منافع اقتصادی – تجاری موفق عمل کند اما کماکان رویارویی با دو رقیب از جهان اسلام غیر عرب یعنی ترکیه و ایران برای این رژیم چالش های نوظهوری ایجاد خواهد کرد. به طور مثال جنگ اخیر با ایران ثابت کرد که این جنگ تا چه اندازه می تواند با سایر درگیری ها در سراسر منطقه و حتی جهان تلاقی پیدا کند و نظم موجود را برهم بزند.

حتی اگر اسرائیل بتواند خود را با پروژه های جذاب اقتصادی جهان عرب هماهنگ کند یا خود را در آن ادغام کند اما به نظر هیچ ابتکار و یا گام بزرگی وجود نخواهد داشت تا به کمک آن بتواند ترکیه و ایران را با خود همراه کند. با توجه به اینکه اسرائیل عنصری از همکاری برد – برد در منافع خود می خواهد، تنها می تواند با حمایت شرکایش هدف مشترکی برای تضعیف نفوذ ترکیه و ایران پیدا کند، و البته از آن سو این دو کشور نیز ملاحضات امنیتی خود را پیگیری می کنند. 

بی شک در عصر رقابت ژئواکونومیک، فضای مانور در خاورمیانه بزرگ قابل توجه و وسوسه برانگیز است و از آنجائی که اسرائیل تمایل دارد یک چارچوب غیرنظامی از اعتماد راهبردی را تحت فضای ژئواکونومیک ایجاد کند، باید مشارکت با دولت ‌های منطقه‌ و سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌ها به نفع تمامی کشورهای آن منطقه باشد به غیر از این تشدید جنگ نفوذ بر سر کریدورها و مسیرهای ترانزیتی اجتناب ناپذیر خواهد بود.

از این رو همزیستی ژئواکونومیک بین اسرائیل و شرکای منطقه‌ای‌اش که ضمن یک اتحاد ژئوپلیتیکی جدید به ایجاد یک کریدور چندوجهی متمایل‌اند، رویکردی متزلزل را نوید می‌دهد که از توان برهم زدن نظم اقتصادی منطقه ای برخوردار است، چراکه فضای جغرافیایی تحت پوشش پروژه مورد نظر رژیم اسرائیل مملو از اختلافات حل نشده از جمله مناطق قومی محصور، کمبود آب، اختلافات مرزی و تنش بر سر منابع است و هر یک از این مسائل به خودی خود برای درگیر کردن این رژیم و بحرانی فراگیر کافی هستند.

منابع:

1- https://www.specialeurasia.com/2025/08/25/israel-davids-corridor/

2-Yarom, Amit (2025) Moses parts the Red Sea: Israel’s strategic challenges as new routes emerge,,https://www.atlanticcouncil.org/blogs/menasource/moses-parts-the-red-sea-israels-strategic-challenges-as-new-routes-emerge/

کلید واژه ها: پل موسی ایران و اسرائیل کریدور داوود ایران و ترکیه کریدورها کریدورهای خاورمیانه منطقه کشورهای منطقه اسرائیل کریدور ایران ترکیه ایران


( ۱ )

نظر شما :