جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران

هلیوم و آینده هوش مصنوعی

۰۷ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۵:۰۰ کد : ۲۰۳۹۱۵۱ اقتصاد و انرژی خاورمیانه انتخاب سردبیر
نادیا ملانسب در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: تهران نشان داد چگونه یک نقطه گلوگاه جغرافیایی مانند تنگه هرمز می‌تواند نه فقط جریان نفت که جریان عناصر حیاتی عصر دیجیتال را مختل کند. از این زاویه، این جنگ صرفاً یک درگیری نظامی نبود، بلکه نمایشی از قدرت بازدارندگی نامتقارن ایران در برابر قلب وابستگی‌های تکنولوژیک غرب بود.
هلیوم و آینده هوش مصنوعی

نویسنده: نادیا ملانسب، پژوهشگر حقوق بین‌الملل

دیپلماسی ایرانی: وقتی در روزهای پایانی فوریه ۲۰۲۶ جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران آغاز شد، بسیاری از ناظران بین‌المللی تصور می‌کردند که تنها قیمت نفت است که بالا خواهد رفت اما آنچه در هفته‌های بعد رخ داد، نشان داد که این درگیری برخلاف تمام جنگ‌های پیشین خاورمیانه مستقیماً به مغز متفکر اقتصاد آینده یعنی صنعت هوش مصنوعی ضربه زده است. درک این مسئله از آن جهت اهمیت دارد که تهران نشان داد چگونه یک نقطه گلوگاه جغرافیایی مانند تنگه هرمز می‌تواند نه فقط جریان نفت که جریان عناصر حیاتی عصر دیجیتال را مختل کند. از این زاویه، این جنگ صرفاً یک درگیری نظامی نبود، بلکه نمایشی از قدرت بازدارندگی نامتقارن ایران در برابر قلب وابستگی‌های تکنولوژیک غرب بود.

هلیوم؛ گازی که اقتصاد هوش مصنوعی بر آن استوار است

برای عموم مردم، کاربرد گاز هلیوم صرفا به بادکنک‌های جشن تولد خلاصه می‌شود اما برای کسانی که در صنعت نیمه‌هادی کار می‌کنند، هلیوم همانند خون در رگ‌های تولید تراشه جریان دارد. این گاز بی‌رنگ و بی‌بو، طی میلیون‌ها سال در دل زمین از طریق واپاشی رادیواکتیو شکل می‌گیرد و تنها به عنوان محصول جانبی فرآوری گاز طبیعی قابل استحصال است. به عبارت دیگر، نمی‌توان آن را سنتز کرد و هیچ جایگزین صنعتی مؤثری برای آن وجود ندارد.

در فرایند ساخت تراشه‌های هوش مصنوعی از هلیوم برای خنک‌کردن ویفرهای سیلیکونی در حین حکاکی استفاده می‌شود. رسانایی حرارتی این گاز امکان کنترل دما را با دقتی بی‌نظیر فراهم می‌آورد. استفاده از گازهای جایگزین مانند آرگون یا نیتروژن نه تنها کیفیت نهایی تراشه را کاهش می‌دهد، بلکه تعداد ویفرهای قابل پردازش در هر ساعت را به شدت کم می‌کند. در صنعتی که هزینه احداث یک کارخانه پیشرفته تراشه به ده‌ها میلیارد دلار می‌رسد، هیچ مدیری نمی‌تواند چنین کاهش بازدهی را بپذیرد.

این وابستگی حیاتی، قطر را به یکی از کلیدی‌ترین بازیگران زنجیره تأمین هوش مصنوعی تبدیل کرده است. مجتمع صنعتی راس‌لفان در قطر، چیزی حدود ۳۰ تا ۳۸ درصد از هلیوم جهان را تولید می‌کند. وقتی در روزهای نخست مارس ۲۰۲۶، در نتیجه جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و بی‌ثباتی در منطقه خاورمیانه، تولید هلیوم در این مجتمع متوقف شد و متعاقباً بسته شدن تنگه هرمز امکان خروج محموله‌های باقی‌مانده را از میان برد، بازار جهانی هلیوم با شوکی بی‌سابقه مواجه گردید. شرکت قطر انرژی وضعیت اضطراری اعلام کرد و هنوز هیچ جدول زمانی دقیقی برای از سرگیری فعالیت ارائه نداده است. برخی کارشناسان تعمیرات اساسی را تا پنج سال تخمین می‌زنند.

آسیا در مرکز طوفان؛ وابستگی کره و تایوان به هلیوم قطری

آسیای شرقی جایی است که قلب تپنده تولید نیمه‌هادی جهان در آن قرار دارد. هر تراشه پیشرفته هوش مصنوعی که در سیلیکون ولی طراحی می‌شود، در نهایت در کارخانه‌های تایوان (TSMC) و کره جنوبی (سامسونگ و SK Hynix) متولد می‌شود اما همین کارخانه‌های عظیم، به طرز شگفت‌آوری به هلیوم قطر وابسته‌اند.

گزارش‌های منتشرشده نشان می‌دهد که کره جنوبی در سال ۲۰۲۵ نزدیک به ۶۵ درصد از هلیوم مورد نیاز خود را مستقیماً از قطر تأمین می‌کرده است. تایوان نیز وضعیت مشابهی دارد و صنعت ریخته‌گری این جزیره که تحت رهبری TSMC پیشرفته‌ترین تراشه‌های جهان را می‌سازد، برای ادامه عملیات خود به شدت به واردات از خلیج فارس متکی است. حتی کشورهایی مانند ژاپن که تا حدودی زنجیره تأمین متنوع‌تری دارند، از آسیب‌پذیری سیستمی این منطقه در امان نمانده‌اند.

با اینکه مدیران ارشد سامسونگ و SK Hynix در مصاحبه‌های خود تأیید کرده‌اند که ذخیره هلیوم کافی برای تأمین نیازهای خود  دارند اما همین ذخیره نیز با یک مشکل فیزیکی اساسی روبروست: هلیوم مایع را نمی‌توان برای مدت طولانی انبار کرد. بسته به کیفیت واشرها و اتصالات، این گاز به طور مداوم بین ۰.۱ تا ۱ درصد در ماه نشت می‌کند. هرچه زمان بگذرد، حجم هلیوم قابل استفاده در مخازن کاهش می‌یابد. از سوی دیگر، بسیاری از کانتینرهای مخصوص حمل هلیوم که ارزش هر یک از آنها بسیار بالاست، اکنون یا در قطر گیر افتاده‌اند و یا در مسیر کشتی‌هایی قرار دارند که به دلیل بسته شدن تنگه هرمز مجبور به تغییر مسیر به سمت دماغه امید نیک شده‌اند. این تغییر مسیر نه تنها زمان سفر را ۱۰ تا ۱۴ روز افزایش می‌دهد، بلکه به دلیل تبخیر تدریجی هلیوم در طول مسیر، حجم محصول قابل استفاده را نیز کاهش می‌دهد.

جنگ انرژی و هزینه‌های سرسام‌آور مراکز داده

بحران هلیوم تنها یک روی سکه است. روی دیگر این درگیری، شوک عظیم انرژی ناشی از بسته شدن تنگه هرمز است. روزانه حدود ۲۰ درصد از گاز طبیعی مایع جهان از این تنگه عبور می‌کند و در نتیجه، قیمت گاز طبیعی در اروپا و آسیا تا ۷۰ درصد جهش داشته است.

برای مراکز داده عظیم هوش مصنوعی که برای تأمین برق خود به شدت به گاز طبیعی متکی‌اند، این افزایش قیمت یک فاجعه تدریجی است. برق حدود نیمی از هزینه‌های عملیاتی یک مرکز داده را تشکیل می‌دهد و هر افزایش ۱۰ تا ۲۰ درصدی در هزینه‌های کل برای منتفی کردن یک پروژه جدید مرکز داده در مناطق حاشیه‌ای سودآوری کافی است. شرکت‌های کوچک‌تر و به اصطلاح نئوکلاودها که حاشیه سود چندانی ندارند، در برابر این شوک بسیار آسیب‌پذیرند.

در این میان، تایوان و کره جنوبی بدترین وضعیت را دارند. هر دو کشور برای تأمین برق کارخانه‌های تراشه‌سازی خود که مصرفی عظیم دارند، به واردات گاز طبیعی وابسته‌اند. تایوان ۹۷.۷ درصد انرژی خود را وارد می‌کند و هرچند که کره جنوبی وضعیت بهتری در این خصوص دارد اما همچنان در معرض ریسک بالایی قرار دارد. تنها دلیلی که تاکنون خط تولید تراشه در این کشورها متوقف نشده، حاشیه سود بسیار بالای صنعت نیمه‌هادی است. کارخانه‌هایی مانند TSMC و سامسونگ حاشیه سود عملیاتی بیش از ۵۰ درصد دارند و می‌توانند افزایش قیمت انرژی را تا مدتی تحمل کنند اما این تحمل نامحدود نیست.

نکته جالب توجه اینکه ایالات متحده به دلیل تولید داخلی گاز طبیعی تا حد زیادی از این شوک مصون مانده است. این مزیت رقابتی می‌تواند در ماه‌های آینده به عاملی تعیین‌کننده در جذب سرمایه‌گذاری‌های جدید هوش مصنوعی تبدیل شود. تحلیلگران پیش‌بینی می‌کنند که ایالات متحده به تدریج نقش جذب‌کننده نهایی مراکز داده را که به دلیل بحران انرژی از اروپا و آسیا خارج می‌شوند، ایفا کند.

خاورمیانه؛ رویای قطب هوش مصنوعی در آتش

شاید تلخ‌ترین بخش این بحران برای سرمایه‌گذاران غربی، سرنوشت صدها میلیارد دلاری باشد که در چند سال اخیر برای تبدیل کشورهای حاشیه خلیج فارس به قطب سوم هوش مصنوعی جهان پس از آمریکا و چین هزینه شده بود. امارات متحده عربی و عربستان سعودی برنامه‌های بلندپروازانه‌ای برای احداث مراکز داده عظیم با ظرفیت گیگاواتی داشتند و شرکت‌هایی مانند  OpenAI، مایکروسافت و گوگل نیز با شور و شوق در این پروژه‌ها شرکت کرده بودند.

اما حملات به زیرساخت‌های فناوری در منطقه، این رویا را به کابوس تبدیل کرد. بر اساس گزارش‌های تأیید شده، سه مرکز داده آمازون وب سرویسز (AWS) در امارات و بحرین مورد اصابت پهپادها قرار گرفته‌اند. خسارت وارده به حدی بوده که سیستم‌های اطفاء حریق فعال شده و آسیب ناشی از آب به تجهیزات نیز به هزینه‌های دیگر اضافه شده است. آمازون وب سرویسز اعلام کرد که بازیابی کامل این مراکز داده ممکن است شش ماه طول بکشد و تا آن زمان، صدور صورتحساب برای مشتریان منطقه را متوقف کرده است. هزینه این تعطیلی تنها برای ماه مارس حدود ۱۵۰ میلیون دلار برآورد می‌شود. علاوه بر این، مرکز داده اوراکل در دبی نیز مورد اصابت ترکش قرار گرفته و تأسیسات شرکت Pure Data Centre  در جزیره یاس ابوظبی آسیب دیده است. 

رخدادهای اخیر، اعتماد سرمایه‌گذاران را به ثبات ژئوپلیتیکی خلیج فارس به شدت خدشه‌دار کرده است. حتی اگر جنگ فردا پایان یابد، خاطره حملات مستقیم به زیرساخت‌های دیجیتال برای سال‌ها در اذهان باقی خواهد ماند و هزینه بیمه تأسیسات جدید در این منطقه را به طور سرسام‌آوری افزایش خواهد داد. 

درس‌هایی برای آینده

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران یک هشدار جدی برای صنعت هوش مصنوعی و کل اقتصاد دیجیتال جهان بود. این جنگ نشان داد که فرض مصون بودن زنجیره‌های تأمین جهانی، فرضی ساده‌انگارانه است. تعهد ۱.۵ تریلیون دلاری شرکت‌های بزرگ فناوری بر روی رشد بی‌وقفه هوش مصنوعی، مبتنی بر این پیش‌فرض بود که حمل مواد اولیه از هر نقطۀ جهان می‌تواند بدون کمترین مانعی انجام شود.

ایران نشان داد که در عصر هوش مصنوعی نیز، کنترل بر نقاط گلوگاه جغرافیایی می‌تواند اهرم فشاری به مراتب قدرتمندتر از بسیاری از فناوری‌های پیشرفته باشد. از این منظر، این جنگ نمایشی از قدرت بازدارندگی مبتنی بر موقعیت استراتژیک بود. از سوی دیگر، این بحران زنگ خطری برای غرب بود تا وابستگی شدید خود به یک منطقه ناپایدار ژئوپلیتیکی را بازبینی کند. در کوتاه‌مدت، انتظار می‌رود سرمایه‌گذاری‌های جدید هوش مصنوعی به سمت ایالات متحده و شاید اروپای شرقی با دور زدن خاورمیانه هدایت شود. در میان‌مدت، فشار برای یافتن جایگزین‌هایی برای هلیوم در فرآیند تولید تراشه و همچنین توسعه سیستم‌های بازیافت هلیوم افزایش خواهد یافت اما واقعیت این است که هیچ یک از این راه‌حل‌ها در کوتاه مدت قابل اجرا نیستند و کارخانه‌های تراشه آسیایی برای ماه‌های آینده در تنگنای شدید هلیوم و انرژی باقی خواهند ماند.

جمع‌بندی

جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران در سال ۲۰۲۶ اگرچه از منظر نظامی ممکن است در مقطعی پایان یابد اما اثرات اقتصادی و تکنولوژیک آن برای سال‌ها باقی خواهد ماند. زنجیره تأمین هوش مصنوعی دیگر هرگز به سادگی و امنیت پیش از این جنگ نخواهد بود. سه تحول اساسی آینده این صنعت را رقم خواهند زد: اول، تمرکززدایی و تنوع‌بخشی به منابع تأمین هلیوم و انرژی با اولویت دادن به تأمین‌کنندگان داخلی یا متحدان نزدیک. دوم، افزایش شدید هزینه‌های بیمه و امنیت برای هر تأسیساتی که در منطقه خلیج فارس ساخته می‌شود. سوم، تغییر نگرش سرمایه‌گذاران از به حداکثر رساندن بازده به کاهش ریسک ژئوپلیتیکی حتی به بهای کاهش سودآوری. این تحولات نشان می‌دهد که جغرافیا همچنان قدرتمندترین برگ برنده در بازی بزرگ قدرت است و آینده نشان خواهد داد که آیا غرب می‌تواند خود را از این وابستگی خطرناک رها کند یا اینکه بار دیگر ناچار خواهد شد با احترام به حقایق ژئوپلیتیکی، برای تداوم حیات فناوری خود، هزینه‌های بسیار بیشتری بپردازد.

کلید واژه ها: ایران و امریکا جنگ با ایران حمله امریکا حمله امریکا به ایران نادیا ملانسب هلیوم هوش مصنوعی تنگه هرمز بستن تنگه هرمز بسته شدن تنگه هرمز توقف صادرات گاز


( ۶ )

نظر شما :

مهدی حسین نیا ۱۰ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۲:۲۴
درود به سرکار خانم ملانسب یکی از بهترین نوشته هایی بود که در چند ماه گذشته خواندم بدلیل آنکه کاملا متکی به اعداد و آمار بود. در دنیای جدید ،مقالاتی که فاقد عدد و آمار باشند چیزی جز اتلاف وقت نخواهند بود.