با تشدید تنش همه درگیر می‌شوند

تب بالای هرمز برای اقتصاد جهانی

۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۸۷۲۱ اخبار اصلی اقتصاد و انرژی
تنگه هرمز صرفاً یک مسیر دریایی دیگر نیست، بلکه یک شریان حیاتی برای جریان‌های انرژی جهانی است. تقریباً ۲۰درصد از عرضه نفت جهان، یا حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز، از این گذرگاه باریک که خلیج فارس را به دریای عرب متصل می‌کند، عبور می‌کند. هرگونه اختلال، حتی موقت، عواقب فوری و گسترده‌ای برای بازارهای جهانی دارد.
تب بالای هرمز برای اقتصاد جهانی

دیپلماسی ایرانی: تنش‌ها بین ایالات متحده و ایران در تنگه هرمز به شدت افزایش یافته و یکی از مهم‌ترین کریدورهای انرژی جهان را به منطقه‌ای از اصطکاک نظامی شدید تبدیل کرده و نگرانی‌هایی را در مورد تشدید تنش‌های منطقه‌ای گسترده‌تر ایجاد کرده است.

واشینگتن عملیات دریایی خود را در منطقه به طور قابل توجهی گسترش داده و این نشان دهنده تغییر از بازدارندگی به سمت اختلال فعال‌تر است. نیروهای آمریکایی گشت‌زنی‌ها را در سراسر خلیج فارس افزایش داده‌اند، کشتی‌هایی را که مظنون به حمل نفت ایران در نقض تحریم‌ها هستند، رهگیری کرده‌اند و عملیات ورود به کشتی‌ها را با هدف قرار دادن کشتی‌های مرتبط با به اصطلاح "ناوگان سایه" تهران انجام داده‌اند. این تانکرها که اغلب تحت پرچم‌های مصلحتی و ساختارهای مالکیت مبهم فعالیت می‌کنند، مدت‌هاست که توسط ایران برای دور زدن محدودیت‌های غرب بر صادرات انرژی خود استفاده می‌شوند.

طبق برآوردهای موجود، از زمان شروع آخرین مرحله تشدید تنش‌ها، بیش از ۳۰ کشتی رهگیری شده و چندین فروند از آنها به طور کامل توقیف شده‌اند. نیروی دریایی ایالات متحده همچنین عملیات نظارتی را تشدید کرده و تجهیزات شناسایی بیشتری را مستقر کرده و در کنار شرکای منطقه‌ای برای نظارت بر خطوط کشتیرانی و شناسایی جریان‌های مشکوک محموله همکاری می‌کند. به موازات این، گزارش‌ها حاکی از آن است که به فرماندهان آمریکایی اجازه داده شده است تا علیه قایق‌های کوچک ایرانی که مظنون به مین‌گذاری دریایی هستند، مستقیماً اقدام کنند – تحولی که خطر فزاینده رویارویی مستقیم را برجسته می‌کند.

سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در روزهای اخیر مجموعه‌ای از عملیات دریایی مهم، از جمله توقیف حداقل دو کشتی کانتینری در تنگه هرمز، را انجام داده است. نیروهای ایرانی همچنین به کشتی‌هایی که به نقض مقررات دریایی متهم هستند، آتش گشوده‌اند و این نشان می‌دهد که تهران آماده است تا کنترل یکی از مهمترین آبراه‌های استراتژیک جهان را در دست بگیرد.

در واقع، به نظر می‌رسد ایران به دنبال اهرم فشار بیشتری بر تنگه است. مقامات تهران اعلام کرده‌اند که ممکن است ترافیک کشتی‌ها را با شدت بیشتری تنظیم کنند و حتی احتمال اعمال شرایط ترانزیت یا محدودیت‌های غیررسمی بر کشتی‌هایی که از این کریدور عبور می‌کنند را مطرح کرده‌اند. در حالی که چنین اقداماتی احتمالاً ناقض هنجارهای بین‌المللی است، اما منعکس کننده استراتژی گسترده‌تر ایران در استفاده از جغرافیا به عنوان یک ابزار ژئوپلیتیکی است.

تنگه هرمز صرفاً یک مسیر دریایی دیگر نیست، بلکه یک شریان حیاتی برای جریان‌های انرژی جهانی است. تقریباً ۲۰درصد از عرضه نفت جهان، یا حدود ۲۰ تا ۲۱ میلیون بشکه در روز، از این گذرگاه باریک که خلیج فارس را به دریای عرب متصل می‌کند، عبور می‌کند. هرگونه اختلال، حتی موقت، عواقب فوری و گسترده‌ای برای بازارهای جهانی دارد.

این عواقب از قبل قابل مشاهده هستند.

با افزایش ریسک حمل و نقل دریایی و افزایش شدید حق بیمه، بخش‌هایی از ناوگان نفتکش‌ها به اجتناب کامل از این منطقه شروع کرده‌اند. این امر ظرفیت حمل و نقل موجود را کاهش داده و تنگناهایی را در زنجیره‌های تأمین ایجاد کرده است. در نتیجه، قیمت نفت افزایش یافته و نفت خام برنت در بحبوحه نگرانی‌های فزاینده در مورد اختلال طولانی مدت، به بالای ۱۰۰ تا ۱۰۷ دلار در هر بشکه رسیده است.

نوسانات بازار نیز تشدید شده است. تحلیلگران هشدار می‌دهند تا ۱۴ تا ۱۵ میلیون بشکه در روز از تولید می‌تواند به طور غیرمستقیم تحت تأثیر بحران قرار گیرد، زیرا صادرکنندگان محموله‌ها را کاهش می‌دهند یا مسیر محموله‌ها را تغییر می‌دهند تا از حملات احتمالی جلوگیری کنند. حتی کشورهایی که مستقیماً درگیر این رویارویی نیستند، شروع به احساس تأثیر کرده‌اند، زیرا هزینه‌های بالاتر انرژی به تورم دامن می‌زند و برنامه‌ریزی اقتصادی را مختل می‌کند.

بازارهای مالی نیز بر این اساس واکنش نشان می‌دهند. شاخص‌های سهام در سراسر آسیا و اقتصادهای نوظهور، نوسانات بیشتری را نشان داده‌اند، در حالی که سرمایه‌گذاران در حال انتقال سرمایه به سمت دارایی‌های امن سنتی مانند طلا و اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده هستند. عدم قطعیت پیرامون تنگه هرمز به عنوان یک عامل خطر کلیدی در شکل‌دهی به احساسات سرمایه‌گذاران جهانی ظاهر شده است.

فراتر از واکنش‌های فوری بازار، پیامدهای ژئوپلیتیکی قابل توجه هستند.

بن‌بست فعلی به طور فزاینده‌ای به عنوان مرحله جدیدی از به اصطلاح «جنگ نفتکش‌ها» توصیف می‌شود که یادآور رویارویی‌های اواخر دهه ۱۹۸۰ اما در مقیاسی بالقوه بزرگتر است. با این حال، برخلاف دوره‌های قبلی، بحران امروز در یک اقتصاد جهانی به هم پیوسته‌تر در حال وقوع است، جایی که اختلال در زنجیره‌های تأمین انرژی می‌تواند اثرات آبشاری را در صنایع و مناطق ایجاد کند.

کارشناسان انرژی هشدار می‌دهند که این وضعیت می‌تواند به یکی از مهمترین شوک‌های تأمین در دهه‌های اخیر تبدیل شود، که از نظر مقیاس با بحران‌های نفتی دهه ۱۹۷۰ قابل مقایسه است. در چنین سناریویی، قیمت‌های بالای پایدار می‌تواند رشد اقتصادی جهانی را کُند کند، هزینه‌های تولید را افزایش دهد و فشار بیشتری بر بازارهای نوظهور که از قبل با محدودیت‌های مالی روبه‌رو هستند، وارد کند.

در عین حال، خطرات استراتژیک برای هر دو طرف همچنان بسیار بالاست.

برای ایالات متحده، حفظ آزادی ناوبری از طریق تنگه هرمز یک هدف استراتژیک اصلی است که با هدف تثبیت بازارهای جهانی و اطمینان خاطر متحدان خلیج فارس انجام می‌شود. برای ایران، این تنگه یکی از معدود نقاط اهرمی باقی مانده در بحبوحه تحریم‌ها و انزوای بین‌المللی است. تهران با نشان دادن توانایی خود در مختل کردن یا تأثیرگذاری بر این گلوگاه، به دنبال تقویت موقعیت مذاکره خود و جلوگیری از فشار بیشتر است.

با این حال، خطر در محاسبه اشتباه نهفته است.

با توجه به اینکه هر دو طرف در نزدیکی یکدیگر فعالیت می‌کنند و تاکتیک‌های قاطعانه‌تری را اتخاذ می‌کنند، احتمال وقوع حادثه رو به افزایش است. یک مانور، شلیک هشدار یا درگیری در دریا که به اشتباه تفسیر شود، می‌تواند به یک رویارویی نظامی گسترده‌تر تبدیل شود و بازیگران منطقه‌ای را درگیر کند و نه تنها جریان نفت، بلکه مسیرهای تجارت جهانی را به طور بالقوه مختل کند.

اگر تنش‌ها همچنان افزایش یابد، تنگه هرمز با خطر تغییر از یک منطقه مورد مناقشه به یک گلوگاه به شدت نظامی مواجه خواهد شد – با پیامدهای بلندمدت برای امنیت انرژی، کشتیرانی بین‌المللی و ثبات ژئوپلیتیک.

در این مرحله، به نظر می‌رسد واشنگتن و تهران هر دو برای تشدید بیشتر تنش آماده هستند و عملاً خلیج فارس را به صحنه اصلی رویارویی ژئوپلیتیکی در سال ۲۰۲۶ تبدیل می‌کنند.

منبع: کاسپین پست / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: تنگه هرمز ایران و امریکا حمله امریکا حمله اسرائیل به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران حمله امریکا به ایران جنگ نفتکش ها جنگ نفتی عواقب بسته شدن تنگه هرمز بسته شدن تنگه هرمز بستن تنگه بستن تنگه هرمز


( ۲ )

نظر شما :

علی روا ۰۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۳۹
سلام اگر اخبار رسانه های چند روز اخیر را دنبال کنیم خبرها حاکی از آرایش نظامی جنگی طرفین در دو سوی تنگه میباشد یکی از حریم دفاع می‌کند دیگری قصد حمله به موقعیت جغرافیا دارد اگر قرار به جنگ باشد در نوک پیکان حمله ابتدا چند ناو حمله را آغاز خواهند کرد سپس نیروی پیاده در این میان وارد سرزمین شده و حمایت جنگنده ها ولی این نوع حمله تداعی طبس است موقعیت بر استراتژی پیروز میگردد شاید اظهارات دخیل در حمله را و عدم ورود به مذاکره بیانگر نوع آغاز نبرد و گمراهی جبهه باشد که طبق قانون آمریکا تا ۶۰ روز و بعد آن جنگ اجازه کنگره ولی قواعد نشانگر عدم تمکین به قانون توسط ترامپ و قصد حمله در پایان ۶۰ است این رصد شمول پیاده و هوابرد هم خواهد شد ولی نیروهای آمریکا در حالت زوال روانی اند و بی انگیزه،شاید فقط ترامپ احساس جوانی می‌کند که قصد این عملیات محیر العقول را دارد که می‌خواهد نیروهای آمریکا را به قتل گاه بفرستد این قمار قمار بزرگ در قانون جنگ ایستایی نامیده می‌شود و صبر تثبیت شده با آهنگ رزم آوران ایرانی خوانا خواهد شد که به باتلاق خوش آمدید اگر کسی واقعا یکبار به قواعد جنگ آشنایی یابد پرهیز از این را عاقلانه خواهد یافت وغیر این هیچ