اتفاقی که انتظار آن نمیرفت
تنگه هرمز: معیار کلیدی انسجام ناتو
نویسنده: موزس بکر (Moses Becker)، مفسر ویژه مسائل سیاسی، دارای مدرک دکترا در علوم سیاسی و متخصص روابط بین قومی و بین مذهبی است.
دیپلماسی ایرانی: اخیراً، تضعیف وحدت در اتحاد آتلانتیک شمالی مشاهده شده است. این امر به ویژه در جریان درگیری در خاورمیانه که به بسته شدن تنگه هرمز منجر شد، آشکار شد.
از همان ابتدا، کشورهای پیشرو ناتو اشتیاق زیادی در مورد تحولات پیرامون ایران نشان ندادند. در این زمینه، دونالد ترامپ، رئیس جمهوری آمریکا، اظهار داشت که میتواند بدون متحدان اروپایی، که او آنها را "ببر کاغذی" توصیف کرد، مناقشه تنگه هرمز را مدیریت کند. در اوایل ۱۷ مارس، پورتال اکسیوس Axios از عدم تمایل متحدان آمریکا برای پیوستن به ائتلاف در مورد تنگه هرمز گزارش داد.
با این حال، موضع نخست وزیر ژاپن، تاکایچی، آنها را مجبور کرد تا حدودی لفاظیهای خود را تعدیل کنند. او در سفر خود به ایالات متحده در ۱۹ مارس ۲۰۲۶، رئیس جمهور ترامپ را از موافقت کشورش برای شرکت در تلاشها برای رفع انسداد آبهای تنگه مطلع کرد. پس از این، نمایندگان کشورهای ناتو بحثهای فعالی را در مورد لغو محاصره این شریان دریایی مهم آغاز کردند.
همانطور که مارک روته، دبیرکل ناتو، اظهار داشت: «متحدان، مانند همیشه، تمام تلاش خود را برای محافظت از منافع مشترک و یافتن راهحل انجام خواهند داد. این برای اقتصاد جهانی مهم است. غیرقابل قبول است که یک مسیر کشتیرانی کلیدی مسدود بماند یا عبور از آن با مشکلات عمدهای همراه باشد.»
تحت تأثیر شرایطِ به سرعت در حال تغییر، بریتانیا، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، ژاپن و کانادا آمادگی خود را برای تضمین عبور ایمن کشتیها از تنگه هرمز اعلام کردند. این موضوع در بیانیه مشترک رهبران این کشورها که در ۱۹ مارس در وبسایت دولت بریتانیا منتشر شد، بیان شده است.
به گزارش سیبیاس نیوز، نیروهای نظامی ایالات متحده و بریتانیا در حال حاضر به طور مشترک در حال بررسی موضوع بازگرداندن ناوبری در تنگه هرمز هستند. روزنامه تایمز نیز همین گزارش را منتشر کرده و خاطرنشان میکند که پرسنل نظامی بریتانیا قبلاً برای تدوین یک استراتژی مناسب به ایالات متحده رسیدهاند.
به گزارش تایمز، گروهی از متخصصان بریتانیایی در مقر فرماندهی مرکزی ایالات متحده (CENTCOM) در پایگاه نیروی هوایی مکدیل در فلوریدا مستقر هستند. آنها به همکاران آمریکایی در تدوین گزینههایی برای تضمین عبور کشتیها از تنگه که گمان میرود مینگذاری شده باشد، کمک خواهند کرد.
به گزارش تایمز، با وجود این فعالیت، بعید است که بریتانیا به دلیل خطرات مرتبط با چنین مأموریتی، کشتیهای نیروی دریایی سلطنتی را برای اسکورت کشتیها در تنگه هرمز اعزام کند. با این وجود، لندن در حال مذاکره با واشینگتن و سایر متحدان اروپایی است که چگونه میتواند در مهار این درگیری مشارکت کند.
یک مقام ارشد وزارت دفاع بریتانیا به خبرنگاران گفت که وضعیت «بسیار بیثبات» است. او گفت: «من کشورهای زیادی را نمیبینم که در حال حاضر آماده اعزام کشتیهای جنگی خود به مرکز این تهدید باشند.»
چنین اظهاراتی نشاندهنده موضع نامشخص لندن است که با چالشهای جدی داخلی مرتبط است. باید توجه داشت تا ۲۰ درصد از نفت جهان و بیش از ۳۰ درصد از گاز طبیعی مایع از تنگه هرمز عبور میکند.
به همین دلیل، ال کارنز، وزیر نیروهای مسلح بریتانیا، معتقد است که تضمین امنیت ناوبری نیازمند یک «راه حل چندملیتی» است. به گفته وی، هنگامی که تنگه هرمز در سال ۱۹۸۷ بسته شد، حدود ۳۰ کشتی برای رسیدگی به مسائل ناوبری در آبهای آن مورد نیاز بود.
امروزه، وضعیت با این واقعیت که زرادخانه ایران قایقهای تندرو، انواع مختلف مین، موشکهای بالستیک و پهپادها را شامل میشود، پیچیدهتر شده است.
در همان زمان، کییر استارمر، نخست وزیر بریتانیا، پیش از این با دخالت بریتانیا در این درگیری مخالفت کرده و از یک راه حل دیپلماتیک حمایت کرده بود. یوهان وادفول، وزیر امور خارجه آلمان، نیز این ایده را «بسیار بدبینانه» ارزیابی کرد. همین امر در مورد امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، نیز صدق میکرد که از همان ابتدا از پیوستن به عملیات حفاظت از تنگه هرمز خودداری کرد.
شاید به همین دلیل است که رئیس جمهور ترامپ روابط بین واشینگتن و متحدانش را «خیابان یک طرفه» توصیف کرد. رهبر آمریکا شکایت کرد: «ما از آنها محافظت خواهیم کرد، اما آنها هیچ کاری برای ما انجام نخواهند داد، به خصوص در دوران سخت.»
به گفته الکساندر استاب، رئیس جمهوری فنلاند، اعضای ناتو به درخواست ایالات متحده برای کمک در تنگه هرمز پاسخی ندادند.
در همین حال، وضعیت پیرامون عرضه نفت همچنان رو به وخامت است. قبل از جنگ، ۲۵٫۱ میلیون بشکه نفت در روز – حدود یک پنجم مصرف جهانی – از این تنگه عبور میکرد. پس از محاصره، صادرات از این منطقه به ۹٫۷ میلیون بشکه در روز کاهش یافت.
کاهش خالص عرضه به ۸ میلیون بشکه در روز رسید – معادل کل تولید عربستان سعودی. در عین حال، ذخایر کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی میتواند تقریباً ۵۰ روز از این کاهش را جبران کند. قیمت نفت عمان که به تنگه هرمز وابسته نیست، از ۱۵۰ دلار فراتر رفته است.
در حال حاضر، ۱۵٫۴ میلیون بشکه در روز از ترانزیت از بازار حذف شده است. شوک ترانزیت و کاهش خالص عرضه یکسان نیستند. برخی از حجمها از طریق مسیرهای جایگزین تغییر مسیر داده شدهاند، در حالی که برخی دیگر با ذخایر جبران میشوند.
عربستان سعودی و امارات متحده عربی خطوط لوله فرعی دارند. این پادشاهی خط لولهای به دریای سرخ با ظرفیت حداکثر ۷ میلیون بشکه در روز دارد و طبق گزارش S&P، تا ۹ مارس، میزان حمل و نقل از طریق آن به ۵٫۹ میلیون بشکه در روز افزایش یافته است. امارات متحده عربی یک خط لوله فرعی با ظرفیت حداکثر ۱٫۸ میلیون بشکه در روز دارد.
این دو خط لوله روی هم رفته حدود ۷ تا ۸ میلیون بشکه در روز – حدود نیمی از ۱۵٫۴ میلیون بشکه در روز که در مسیر ترانزیت از دست میرود – را تأمین میکنند. سایر صادرکنندگان نمیتوانند عرضه را به سطح مورد نیاز افزایش دهند. آژانس بینالمللی انرژی خاطرنشان میکند که رشد عرضه در خارج از اوپک پلاس، از جمله روسیه و قزاقستان، تنها بخشی از ضررهای خاورمیانه را جبران میکند.
رویترز در ۱۸ مارس گزارش داد که انتظار میرود محمولههای بنادر غربی روسیه در ماه مارس به ۱٫۷ میلیون بشکه در روز برسد – که کمتر از تخمینهای قبلی به دلیل طوفانها و اقدامات نظامی است.
در این زمینه، موجودی نفت در کشورهای مختلف به طور قابل توجهی کاهش یافته است. در ژاپن، این میزان تقریباً معادل ۲۵۴ روز مصرف است، حتی اگر یکی از امنترین واردکنندگان جهان باشد. به گزارش روزنامه ژاپن تایمز، دولت متعهد شده است که ۸۰ میلیون بشکه از ذخایر را آزاد کند.
کره جنوبی ذخایر استراتژیک و خصوصی خود را به میزان ۲۰۰ تا ۲۰۸ روز پوشش میدهد و دولت آماده آزادسازی ۲۲٫۴۶ میلیون بشکه است. ایالات متحده بر اساس واردات خالص نفت، حدود ۱۲۵ روز ذخیره دارد و در حال حاضر حدود ۴۱۶ میلیون بشکه در ذخایر استراتژیک خود دارد. واشینگتن پیش از این آزادسازی تا ۱۷۲ میلیون بشکه را اعلام کرده بود.
آلمان ذخایر خود را برای ۹۰ روز تقاضا نگه میدارد و فروش ۱۹٫۵۱ میلیون بشکه را تأیید کرده است. هند رسماً برای حدود ۷۴ روز ذخایر دارد، اما رویترز خاطرنشان میکند که ذخایر عملیاتی واقعی که توسط پالایشگاهها و بازرگانان نگهداری میشود، تنها ۲۰ تا ۲۵ روز را پوشش میدهد و هند را به یکی از آسیبپذیرترین کشورها در صورت وقوع بحران طولانی مدت تبدیل میکند.
کشورهای عضو آژانس بینالمللی انرژی به طور کلی توافق کردهاند که ۴۰۰ میلیون بشکه از ذخایر اضطراری خود را آزاد کنند.
طبق دادههای موجود، بیشتر نفتی که از طریق تنگه هرمز منتقل میشود به کشورهای آسیایی میرود. چین بزرگترین خریدار است که ۵٫۴ میلیون بشکه یا حدود ۳۸ درصد از کل حجم را به خود اختصاص داده است. سهم قابل توجهی نیز به هند، کره جنوبی و ژاپن اختصاص دارد – به ترتیب ۱۵٪، ۱۲٪ و ۱۱٪. ۱۴٪ دیگر به سایر کشورهای آسیایی اختصاص دارد.
ایالات متحده و اروپا تنها حدود ۰٫۹ میلیون بشکه یا ۰٫۶٪ از کل عرضه از طریق تنگه هرمز را به خود اختصاص میدهند. این احتمالاً توضیح میدهد که چرا درگیری در اطراف تنگه هرمز تهدید اقتصادی جدی برای اروپاییها ایجاد نمیکند و ممکن است عامل تعیینکنندهای در مشارکت محدود آنها باشد.
در مورد کشورهای آسیایی، آنها عضو ناتو نیستند و به احتمال زیاد به صورت جداگانه در بازگرداندن ناوبری از طریق تنگه هرمز کمک خواهند کرد.
منبع: کاسپینپست / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :