بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنُم جنگ
الگوی همسازی میدان و خیابان در فرهنگ ایرانی
دیپلماسی ایرانی: جهان واقعیت را نمیتوان جدا از دنیای ذهن و انگارههایی دانست که گاه غیرممکن یا غیرواقعی قلمداد میشوند. دنیای ذهن و انگاره فکری را باید بخشی از جهان واقعی دانست که نقش پشتیبان و بلکه زیربنایی در زندگی بشر و الگوهای رفتاری و گفتاری انسان دارند.
انگارههای ذهنی که گاه در ادبیات ملی و محلی نمود یافته و مسیر تاریخ یک ملت را دگرگون میکنند، توان برسازی فرهنگی و تمدنی را برای سیاستگذاران و رهبران بزرگ فراهم میکنند و بیشتر در نبرد تبلیغاتی و رسانه مورد استفاده قرار میگیرند.
تاریخ ادبیات ایران در سه گستره تمدن جهان زبان فارسی، جغرافیای ملی ایران و پهنه محلی یا فولکلوریک دارای گنجینههای سرشار از انگاره، توصیه، راهبرد، سیاست، تاکتیک و ابزارهایی است که نهتنها بر تبلیغات و جنگ رسانه، بلکه بر میدان جنگ نیز اثرگذارند. ادبیات پربار فارسی، اقیانوسی از منابع سیاستگذاری تبلیغات و جنگ رسانه است.
ادبیات محلی یا فولکلور ایران نیز دریایی بیکران از منابع ناب و حماسی در حنگ رسانه است که بر میدان جنگ اثرگذاری فراگیر دارد، اکنون نیز کارایی دارند و باید مورد توجه سیاستگذاران ایرانی قرار گیرد.
قطرهای کوچک اما راهبردی از جهان بیکران ادبیات فولکلور ایران را میتوان این تک بیت شعر حماسی لری دید که میگوید:
بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنم جنگ
این بیت از ترانه حماسی و بسیار معروف "شیر علی مردون" که در تمام پهنه جغرافیایی زاگرس بهویژه لرنشین ایران قابل فهم است، نشان میدهد که سیاستها و ابزارهای تبلیغات و جنگ رسانهای به عنوان پشتیبان جنگاوران مورد توجه و کاربرد قوم لر بوده است.
پیروزی نسبی ایران در جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ اسرائیل و ایالات متحده امریکا را میتوان در چارچوب همین تک بیت حماسی و راهبرد همسازی میدان و خیابان با نقش آفرینی زنان ایرانی بررسی کرد. مؤلفههای این راهبرد جنگ شناختی دو ماه گذشته را میتوان چنین برشمرد:
یکم – نقش زنان ایرانی در جنگ و حماسه: ادبیات فارسی ایران زمین، سرشار از داستانهایی است که نقش زنان ایرانی در جنگ و حماسه را برجسته میسازند. ادبیات حماسی که زنان را دوشادوش مردان در میدان نبرد نمایش داده و گاه آنان را جنگجویان بارز کارزار نشان میدهد.
زنان دلیر و جنگاوری که در تاریخ ایران فراوانند و در جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران جلوههای عصر کنونی آن بر همگان آشکار شد که برخی زنان ایران در نقش رزمنده و بلکه فرمانده جنگ نیز نقش آفرینی داشتند.
بدون نام بردن از این زنان دلیر ایرانی در ادوار تاریخ ایران، میتوان ادعا کرد که زنان ایرانی نهتنها پشتیبان جبهه و جنگ، بلکه بخشی از میدان جنگ و حماسه بودهاند. این الگو در حوزه زاگرس بزرگ بهویژه میان اقوام لر و کرد، کاربردهای فراگیر داشته است که در این پهنه جغرافیایی میتوان زنانی را دید که افزون بر آماده کردن فرزندان و شوهران خود برای میدان جنگ، با خواندن شعرها و ترانههای حماسی نیز به تحریک و تشویق جنگاوران خود پرداختهاند.
بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنم جنگ
این بیت از ترانه مشهور لری به معنی:" عروس خانم! تو فریاد بزن و شورانگیزی کن تا من بجنگم" نشان میدهد که زنان ایرانی میتوانند نقش مهم در جنگها داشته باشند، اینگونه که یک جنگاور لر از عروس خود میخواهد با خواندن حماسه و شورانگیزی، مرد را در جنگ همراهی و تشویق کند.
دوم - پذیرش اثرگذاری تبلیغات از سوی حکمرانی: فرآیند شکلگیری جنگ ۴۰ روزه علیه ایران نشان داد که رسانه و تبلیغات در چارچوب جنگ شناختی از جایگاه ویژه در سیاست دفاعی و نظامی برخوردار است. از دومین روز جنگ ۴۰ روزه یعنی ۱۰ اسفند و انتشار خبر شهادت رهبر ایران، حضرت آیت الله سید علی خامنهای، بستر آشوبزای سپهر اجتماعی و سیاسی ایران در چرخشی مهم به بستر مشروعیتزا بر پایه ملی گرایی ایرانی دگرگون شد.
حضور فراگیر و سراسری شهروندان ایرانی از همه سلایق و اقشار سیاسی، اجتماعی، قومی و... در خیابان ها و میدانهای سراسر کشور در حمایت از سیاست تهاجمی ایران مقابل دشمنان و محکومیت اقدام اسرائیل و امریکا در شهادت شهروندان و رهبر ایران که از سوی مدیران ارشد نظام تشویق شده را میتوان پذیرش اثرگذاری تبلیغات و مشارکت میدانی شهروندان از سوی حکمرانی دانست.
اصرار سیاستمداران و مدیران ارشد ایران برای حضور همشیگی و فراگیر شهروندان در خیابان که تاکنون ادامه داشته و از سوی رهبر سوم انقلاب، حضرت آیت الله سید مجتبی خامنهای نیز توصیه شده، نشان میدهد حکمرانی ایران از کارایی و اثربخشی تبلیغات میدانی آگاه شده است.
کارایی و اثربخشی تبلیغات و جنگ روایت که در چارچوب حضور و فریاد زنان ایرانی در دفاع از نظام و رزمندگان ایران در خیابانهای سراسر کشور نمود یافته است.
سوم – میدان و خیابان در اتحاد فراگیر: ترانه زیبا و اثرگذار شیر علی مردون که رویکردی حماسی دارد بر نقش زنان دلیر و شیرزنان لر در روند جنگ بنیان شده و مرد جنگاور را نیازمند حمایت تبلیغاتی و رسانهای عروس خانمی نشان میدهد که باید فریاد و تشویق (کل زدن) کند تا مرد رزمنده لر به جنگ برود.
بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنم جنگ
نمادی از فرآیند اتحاد و انسجام میدان و خیابان در دو ماه گذشته ایران است. فرآیندی که زنان و دختران ایرانی از همه اقشار و سلایق پابهپای مردان در خیابان حضور دارند و بلکه با مشارکت بیشتر از مردان، حمایت خویش از رزمندگان کشور در نیروهای مسلح ایران را اعلام و خواهان پاسخ شدید و نهایی جنگجویان ایرانی به تهاجم دشمن میشوند.
کنش فراگیر و مداوم زنان ایرانی که حضور و مشارکت خود را همانند یک جنبش انقلابی در خیابانها و میدانهای ایران در دو ماه اخیر برساختند، قیام بخش مهمی از شهروندان کشور است که پرچم جنگ رسانهای و برسازی روایت اول را در دستان زنان ایران قرار داده است. زنان ایرانی که بسیار بیشتر از مردان در خیابانها حضور دارند و ناسیونالیسم ایرانی را بازآفرینی میکنند، از مردان میدان و رزمندگان خود میخواهند تا سختترین پاسخهای ممکن را به دشمنان ایران بدهند. این زنان با فریادهای خود (کِل زدن) اتحادی متقابل با میدان جنگ و دفاع برقرار کردهاند.
*
جهان آشوبناک کنونی، همچنان همان دهکده جهانی است که ارتباطات و رسانه به عنوان ابزارهای بقا و اقتدار بازیگران کاربرد داشته، قدرت بازیگران نظام جهانی بر ایجاد انگارهها و شکلگیری روایت اول در جنگ روایتها استوار است.
جنگ روایتها، زمانی کارایی و اثربخشی خواهد داشت که دو محور اصلی آن یعنی قدرت نظامی و تهاجی بازیگر با قدرت نرم و رسانه، همساز و همتراز باشد. موازنه و بلکه برتری توان نرم بر توان نظامی بازیگران که در تبلیغات و رسانه نمود مییابد، بازیگر سرآمد را مشخص میکند. در روند کنونی جنگ روایتها در ژئوپلیتیک جهانی، زنان دارای نقشی برجسته هستند که پیدایش و تقویت میدانهای جنگ را از خیابانها و خانههای خود مدیریت میکنند.
پیشینه ایران زمین، سرشار از قدرتنمایی زنان ایرانی در میدانهای مبارزه است. نقش این زنان در سیاستهای دفاعی و جنگی به گونهای است که ادبیات ایران نیز اقتدار زنان را پاس میدارد، همانگونه که ترانه لری حماسی میگوید:
بی عروس تو کِل بزن تا مو کُنم جنگ
اکنون زنان ایران زمین بسیار فراتر از انگارههای سنتی و تجددگرای فمینیستی، جنبش ملی گرایی فراگیری در دفاع از خاک ایران را مدیریت میکنند که پشتیبان اصلی رزمندگان و مرزداران اقتدار ایران در میدانهای جنگ هستند.
الگوی کنونی قیام زنان ایرانی در دفاع از وطن و حمایت از نیروهای مسلح که مصداق همین بیت از ترانه حماسی است، همسازی میدان و خیابان در فرهنگ ایران را نشان میدهد. این الگو که باید در گذار حکمرانی پساجنگ نیز دنبال شود، ظرفیت بسیج شهروندان به ویژه بسیج زنان ایرانی و برسازی یک حکمرانی مطلوب را نمایان کرده است.



نظر شما :