کدام الگوی بازسازی و نوسازی؟
مدیریت بحران پساجنگ برای رستاخیز ایران
دیپلماسی ایرانی: الگوهای مدیریت بحران در جهان آشوبناک کنونی را باید ازجمله ضرورتهای حکمرانی مطلوب دانست که همه جنبههای زندگی و حکمرانی را دربرمیگیرد. بحران زیست محیطی، ناترازی انرژی، بحران اجتماعی و فرهنگی تا پیامدهای آشوب و جنگ که همگی شکنندگی دولتها و تهدید بقای بشر را سبب شدهاند را تنها میتوان در چارچوب الگوهای مدیریت بحران کنترل کرد.
انتخاب الگوی مدیریت بحران بسیار فراتر از الگوی مقابله با بحران است، زیرا مقابله با بحران به بستر پیشابحران و ابزارها، تاکتیکها و سیاستهای بیشماری میپردازد که منابع فراوان در دسترس است و میتوانند شکلگیری بحران را کاهش یا برطرف سازند، اما الگوهای مدیریت بحران به شرایط درون بحران و پسابحران یا همان فاجعه میپردازد که سیاستگذاری را بسیار سخت و بسیاری از ابزارها و منابع را نابود کرده است.
وضعیت کنونی ایران پس از ۴۰ روز جنگ فراگیر و جهانی با ایالات متحده امریکا، اسرائیل و برخی متحدین منطقهای آنها، در چارچوب الگوهای مدیریت بحران قابل بررسی است. رویکردی از مدیریت بحران که باید منابع اقتصادی و مالی محدود ایران در شرایط کنونی را برای بازسازی یا نوسازی کشور و بازآفرینی ایران به عنوان یک قدرت منطقهای و جهانی، گردآوری و مدیریت کند.
انتخاب الگوی بازسازی ایران پساجنگ ۴۰ روزه را نمیتوان با الگوی جنگ ۸ ساله ایران و عراق، یکسان بشمریم و سیاست بازسازی ایران ۱۴۰۵ را بر سیاست بازسازی سال ۱۳۶۷ بنیان ساخت. پایان جنگ تحمیلی ۸ ساله در سال ۱۳۶۷ در چارچوب یک صلح درازمدت و همیشگی قابل فهم بود، اما شرایط کنونی به عنوان آتشبس موقت یا شکننده مانند آنچه پس از جنگ ۱۲ روزه تابستان ۱۴۰۴ رخ داد، ابهام دارد و انگاره صلح درازمدت میان ایران با اسرائیل و امریکا قابل اعتماد نیست.
اگرچه چشمانداز آتشبس کنونی نیز تاریک است و تهاجم دوباره اسرائیل و امریکا به ایران در روزها یا هفتههای آینده ممکن و صلح درازمدت را غیرممکن نشان میدهد، نوسازی اقتصادی و بازسازی ویرانیهای جنگ را میتوان یک ضرورت دانست که بقای ایران در نظام جهانی به آن وابستگی شدیدی دارد. الگوها و مؤلفههای ضرورت نوسازی اقتصادی و بازسازی ویرانی های جنگ را میتوان در محورهای زیر کنکاش کرد:
یکم – بازسازی ویرانی: انگاره و سیاست بازسازی ویرانیها و مناطق جنگزده که در بسیاری از کشورهای جهان بهویژه در آسیا و آفریقا دنبال شده، الگویی است که بیشتر بر بازسازی ساختمانها و سازههای مسکونی، تجاری، فرهنگی و... اصرار دارد و چندان بر ارزش افزوده بازسازی به عنوان ابزار رشد و توسعه تمرکز ندارد. ستاد بازسازی مناطق جنگزده ایران پساجنگ هشت ساله با عراق در همین چارچوب قرار داشت اما در اجرا به نوسازی و سیاستگذاری اقتصادی گرایش داشت.
بازسازی ویرانیها و مناطق جنگزده که درخواست نخست شهروندان برای رهایی از بحران زیستی است، خود میتواند زیربنای نوسازی اقتصادی، رشد و توسعه پایدار باشد.
در شرایط کنونی ایران و فراگیری مناطق جنگزده از جنگ ۴۰ روزه، سیاست بازسازی ویرانیها باید بر جبران خسارت شهروندان و بنگاههای عمومی و خصوص استوار شود تا شهروندان و سرمایهگذاران بتوانند در فرایند نوسازی اقتصادی مشارکت کنند.
دوم – نوسازی اقتصادی: شدت و فراگیری خسارت جنگ ۴۰ روزه اسرائیل و امریکا علیه ایران که بر خسارت جنگ ۱۲ روزه تابستان ۱۴۰۴ نیز افزوده شده است، سیاستگذاران ایرانی را با این پرسش روبهرو میکند که کدام سیاست یا الگوی بازآفرینی را در پیش بگیرند؟
الگویی که در پایان جنگ ۸ ساله عراق علیه ایران پدیدار شد در چارچوب عنوان "ستاد بازسازی مناطق جنگزده" طراحی شد و بیشتر بر راهبرد نوسازی استوار بود، یکی از الگوهایی است که نهتنها بازسازی بافت شهری، صنعتی و... را دنبال کرد، بلکه راهبردی برای دگرگونی اقتصاد کلان کشور و دراندازی طرحی نو برای رشد اقتصادی و توسعه ایران شد.
در چارچوب الگوی نوسازی اقتصادی که آنرا میتوان راهبرد توسعه دانست، سیاستها و ابزارهای موجود برای یک رستاخیز و نوزایی اقتصادی، طرحریزی و اجرایی شدند به گونهای که ستاد بازسازی مناطق جنگزده ایران در راستای نوسازی اقتصادی کشور و شکوفایی اقتصادی ایران عمل کرد.
اکنون نیز همین الگوی مدیریت بحران پساجنگ میتواند برای بازسازی و نوسازی ایران مورد استفاده قرار گیرد، الگویی که بر بازسازی ویرانیها و جهش شاخصهای اقتصادی و اجتماعی در کمترین زمان ممکن و با منابع محدود تمرکز داشته باشد. روندی که بیشتر در صنعت نفت، گاز و پتروشیمی ایران بسیار ضروری نشان میدهد.
صنعت نفت، گاز و پتروشیمی ایران به عنوان قلب اقتصاد و تجارت ایران که منبع اصلی درآمد کشور و ابزار توانمند مناسبات قدرت در نظام جهانی برای ایران قلمداد میشوند در جنگ ۴۰ روزه چندین بار مورد تهاجم دشمن قرار گرفت و حدود ۲۰ میلیارد دلار خسارت مستقیم داشته است که نوسازی فوری این صنعت میتواند در چارچوب شکلگیری ستاد بازسازی وزارت نفت با تکیه بر فناوریهای نوین و در چشم انداز رستاخیز قدرت تهاجمی ایران پساجنگ، به عنوان پیشران بازسازی اقتصادی ایران قلمداد شود.
*
دو تهاجم بزرگ علیه ایران در سال ۱۴۰۴ از سوی اسرائیل و ایالات متحده امریکا با پشتیبانی برخی کشورهای عربی و... بروز ویرانی سهمگین در بخشهای مسکونی، صنعتی، آموزشی و زیرساخت ایران را سبب شده است. ویرانیهایی که میزان خسارت مالی برآورد شده آن از سوی دولت ایران بیش از ۲۷۰ میلیارد دلار اعلام و حدود ۲۰ میلیارد دلار آن در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی است.1
رستاخیز ایران از آتش دو جنگ ویرانگر جهانی ۱۲ روزه تابستان ۱۴۰۴ و جنگ ۴۰ روزه اسفند ۱۴۰۴ نیازمند سیاستگذاری فراگیر و کارآمدی است که بتواند افزون بر برآوردن رضایت شهروندان، افزایش مشروعت نظام و بقای ایران در نظام جهانی، بستری برای اقتدار ایران در هندسه نوین قدرت جهانی فراهم کند. این سیاستگذاری به ساختار و کارگزارانی توانمند و کارآمد نیازمند است که هرگز نمیتواند با الگوی ستاد بازسازی مناطق جنگزده پساجنگ ۸ ساله یکسان قلمداد شود. ساختار و کارگزارن ستاد رستاخیز ایران در قالب الگوی نوسازی باید مؤلفههای زیر را دارا باشند:
۱- ساختار فرابخشی و فرا قوهای با اختیارات کامل
۲- چارچوب قانونی و حقوقی شفاف در طرح و اجرای سیاست
۳- شفافیت در راهبرد، اهداف، سیاستها و ابزارها
۴- تمرکز بر سیاست و مدیریت نوسازی با زیربنای جهش اقتصادی و اجتماعی
۵- نوگرایی و نوآوری در بهرهگیری از فناوریهای نوین مانند هوش مصنوعی و...
۶- استوار بر کار تیمی و همدلی فراگیر نهادی و مشارکت شهروندان
۷- بهرهگیری از توان دانشی و مالی ایرانیان خارج از کشور
و...
این فرایند سیاستگذاری و الگوی نوسازی ایران پساجنگی که پایان چرخه جنگ و آتشبس آن مشخص نشده و دورنمای صلح آن چندان امیدوار کننده نیست، بسیار سنگینتر و حساستر از فرایند ستاد بازسازی مناطق جنگزده است، میتواند روندی برای دگرگونی بنیادین در الگوی حکمرانی ایران و بازآفرینی ایران به عنوان یک قدرت بزرگ منطقهای باشد.
منابع:
1- https://irna.ir/xjX5Zg



نظر شما :