تحلیلی مبتنی بر عدالت انتقالی، امنیت ملی و حافظه تاریخی

مطالبه جامعه از حاکمیت در شرایط گذار و تنش‌زدایی خارجی

۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۸۹۱۳ اخبار داخلی خاورمیانه انتخاب سردبیر
سید حجت سیداسماعیلی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اکثریت جامعه در سال‌های اخیر بر این باور است که هرگونه توافق یا کاهش تنش میان ایران و آمریکا باید همراه با بازخوانی مسئولیت‌ها، شفاف‌سازی تاریخی و پاسخ‌گویی افرادی باشد که طی دهه‌ها با منافع ملی زاویه داشته‌اند.
مطالبه جامعه از حاکمیت در شرایط گذار و تنش‌زدایی خارجی

نویسنده: سیدحجت سیداسماعیلی، کارشناس ارشد علوم سیاسی

دیپلماسی ایرانی: در طول تاریخ معاصر ایران، امنیت ملی همواره در معرض تهدیدهای متعدد قرار داشته است؛ از جنگ سخت گرفته تا جنگ نرم، عملیات رسانه‌ای، شبکه‌های برون‌مرزی و جریان‌هایی که در بزنگاه‌های تاریخی نقش‌آفرینی کرده‌اند. بنابراین اکثریت جامعه در سال‌های اخیر بر این باور است که هرگونه توافق یا کاهش تنش میان ایران و آمریکا باید همراه با بازخوانی مسئولیت‌ها، شفاف‌سازی تاریخی و پاسخ‌گویی افرادی باشد که طی دهه‌ها با منافع ملی زاویه داشته‌اند. این مطالبهٔ عمومی در ادبیات علوم سیاسی با عنوان «عدالت انتقالی» شناخته می‌شود: فرایندی که ملت‌ها پس از دوره‌های تنش، جنگ یا فشار خارجی برای شفاف‌سازی و جلوگیری از تکرار آسیب‌ها دنبال می‌کنند.

۲. امنیت ملی و مفهوم کنش ضدملی

در مطالعات امنیت ملی، «کنش ضدملی» به رفتارهایی اطلاق می‌شود که به‌صورت مستقیم یا غیرمستقیم موجب تضعیف:
- حاکمیت سرزمینی  
- انسجام اجتماعی  
- امنیت روانی جامعه  
- توان دفاعی یا اقتصادی کشور  
می‌شود. این تعریف ماهیتی کارکردی و حقوقی دارد و وابسته به داوری سیاسی نیست. در بسیاری از نظام‌های حقوقی، همکاری با بازیگران متخاصم خارجی، مشارکت در جنگ اطلاعاتی یا تحریک خشونت داخلی، در این چارچوب تحلیل می‌شود. به عبارتی در نگاه حقوق عمومی، هرگونه همکاری با دشمن خارجی، مشارکت در عملیات اطلاعاتی علیه کشور، تحریک خشونت یا همراهی با پروژه‌های تجزیه‌طلبانه، ذیل عنوان «رفتار ضدملی» تعریف می‌شود.  

از نظر مردم، هر توافق یا صلح پایدار با دشمن باید همراه باشد با:  

- شفاف‌سازی درباره عملکرد جریان‌های ضدملی نظیر؛ گروه تروریستی مجاهدین، گروه‌های تجزیه‌طلب و بقایای سلطنت‌طلبان و عوامل رسانه‌ای دشمن که خسارات مادی و انسانی زیادی به مردم در طول دهه‌های گذشته به‌ویژه در جنگ اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی بر مردم وارد ساخته اند.
- تعیین تکلیف حقوقی رفتارهایی که به آسیب‌های انسانی و اقتصادی منجر شده است.
- بازخوانی تاریخی برای جلوگیری از تکرار.
- و نهایتا استرداد جدی سران گروه‌های ضد ملی که در سرزمین دشمنان مردم ایران پناه گرفته اند.

۳. سوابق تاریخی کنش‌های ضدملی در ایران 

طی یک قرن گذشته، ایران بارها ظهور جریان‌هایی را شاهد‍ بوده که به‌دلایل مختلف، از جمله وابستگی خارجی، اختلافات ایدئولوژیک یا منفعت‌طلبی سیاسی، در مسیر تضاد با منافع ملی قرار گرفته‌اند. بررسی اجمالی سوابق گذشته این جریانات نشان می‌دهد که آنان اقدامات زیر را به نفع دشمن انجام داده اند:

- همکاری علنی با دشمن در تجاوز به خاک ایران
- همکاری اطلاعاتی با دشمنان خارجی در دوره‌های تنش 
- حمایت رسانه‌ای از تحریم‌ها یا اقدامات نظامی علیه مردم ایران 
- تشویق خشونت داخلی در دوره‌های اعتراضات و انجام جنایات متعدد
- مشارکت در پروژه‌های تجزیه‌طلبانه یا تحریک قومیتی 
- اقدامات عملی منجر به خشونت، خسارت یا ناامنی

این موارد در ایران با عنوان «خیانت»، «همکاری با دشمن» یا «اقدام علیه امنیت ملی» مطرح شده و بخش قابل توجهی از جامعه نیز همین برداشت را نسبت به آنها دارد.

۴. خسارت‌های مادی، انسانی و روانی ناشی از این فعالیت‌ها 

تحلیل‌های اجتماعی و امنیتی، سه نوع خسارت را برجسته می‌کنند:

۱. خسارت مادی 

- ایجاد ناامنی و بی‌ثباتی که هزینه‌های اقتصادی سنگینی به کشور تحمیل کرده  
- مختل شدن سرمایه‌گذاری داخلی و خارجی  
- آسیب به زیرساخت‌ها در دوره‌های تشدید آشوب

۲. خسارت انسانی 

- جان‌باختن مردم و نیروهای نظامی و انتظامی در آشوب‌ها  
- افزایش خشونت خیابانی و گسترش تنش اجتماعی  
- ایجاد شکاف‌های قومیتی، مذهبی یا ایدئولوژیک

۳. خسارت معنوی و روانی  

- ضربه به اعتماد عمومی  
- تشدید احساس ناامنی در افکار عمومی  
- مختل شدن انسجام ملی و اجتماعی

۵. نقش جریان‌های ضدملی در رخدادهای اخیر 

گروه‌های تروریستی و ضد ملی نظیر مجاهدین، سلطنت طلبان و گروههای تجزیه طلب و برخی دیگر از  جریان‌های خارج‌نشین علاوه بر سوابق ننگین گذشته در خیانت و جنایت بر علیه مردم ایران در رخدادهایی اخیر چون:
- عملیات رسانه ای در جنگ  ۱۲ روزه 
- راه اندازی آشوب‌های دی‌ماه ۱۴۰۴
- فعالیت های رسانه ای، اطلاعاتی و ضد ملی در جنگ ۴۰ روزه
نقش تحریک‌آمیز و تهییجی نیز دست داشته‌اند.  

در فعالیت این گروه‌ها موارد زیر دیده می‌شد: 

- تولید محتوا برای تشدید خشونت  
- آموزش روش‌های درگیری و عملیات شهری و کشتار مردم
- کمک مالی یا رسانه‌ای به گروه‌های خشونت‌محور  
- بزرگ‌نمایی اختلافات داخلی  
- همکاری با سرویس‌های بیگانه
این فعالیت‌ها در ادبیات امنیت ملی «جنگ ترکیبی» تعریف می‌شود.

۶. وضعیت فعلی و انزوای جریان‌های ضدملی 

تحلیلگران علوم سیاسی دلایل زیر را برای انزوای این جریان‌ها مطرح می‌کنند:

- نبود پایگاه اجتماعی واقعی در داخل کشور 
- اختلافات درونی و تجزیه تشکیلاتی  
- تکیه بر منابع مالی و رسانه‌ای خارجی 
- گفتمان خشونت‌محور و غیرقابل پذیرش برای جامعه ایران 
- ناکامی در ارائه چشم‌انداز ملی، دموکراتیک و غیرمتکی به بیگانه
نتیجه اینکه این جریان‌ها بیشتر در «حاشیهٔ رسانه‌ای» فعالیت دارند و نه در «عرصهٔ واقعی سیاست داخلی ایران».

۷. انزوای کنشگران فاقد پایگاه اجتماعی و ضد مردمی

مطالعات تطبیقی نشان می‌دهد که جریان‌هایی مانند بقایای سلطنت طلبان، گروه ترورییستی مجاهدین، تجزیه طلبان و عوامل فعال در جنگ رسانه ای علیه مردم مثل شبکه تروریستی اینترنشال که:
- فاقد ریشه اجتماعی پایدار هستند،
- به منابع خارجی متکی‌اند،
- و از گفتمان خشونت‌محور استفاده می‌کنند،
در بلندمدت حاشیه‌نشینی سیاسی را دچار می‌شوند و معمولاً در حافظه جمعی ملت‌ها جایگاه ماندگاری پیدا نمی‌کنند و نهایتا هم به حاشیه تاریخ رانده می شوند. جایی که ملت‌ها کنش‌های ضدملی را به‌عنوان درس عبرت برای نسل‌های آینده ثبت می‌کنند.
این پدیده نه نتیجه حذف، بلکه حاصل قطع ارتباط ارگانیک با جامعه و عمل ضد آن است. چنین جریان‌هایی معمولاً در فضای رسانه‌ای همچنان علیه مردم فعال‌اند، اما در عرصه واقعی سیاست داخلی تأثیرگذاری ندارند.

۸. حافظه تاریخی و نقش عبرت‌آموزی

در تاریخ‌نگاری مدرن، «حافظه تاریخی» نقش کلیدی در پیشگیری از تکرار بحران‌ها دارد. ثبت و تحلیل علمی کنش‌های مخرب، مستقل از مجازات آنها برای:
- آموزش نسل‌های آینده  
- تقویت خودآگاهی ملی  
- جلوگیری از بازتولید الگوهای وابستگی  
نیز انجام می‌شود. ملت‌ها از طریق این حافظه، مرز میان «کنش ملی» و «کنش ضدملی» را بازتعریف می‌کنند.

۹. نتیجه‌گیری: عدالت، حافظه تاریخی و مطالبه مردم 

اکثریت جامعه ایران انتظار دارد که هرگونه صلح یا توافق احتمالی با آمریکا باید همراه باشد با:
- شفاف‌سازی پروندهٔ جریان‌های ضدملی نظیر؛ گروه تروریستی مجاهدین، سلطنت طلبان، گروه‌های تجزیه‌طلب و عوامل رسانه‌ای دشمن و استرداد رهبران آنها برای یک محاکمه عادلانه در دادگاه‌های ایران و حتی بین المللی. 
- پاسخ‌گویی حقوقی و تاریخی  
- جلوگیری از تطهیر نقش افراد یا گروه‌هایی که در آسیب‌های گذشته مشارکت داشته‌اند  
- مستندسازی این وقایع برای نسل‌های آینده  
در نگاه اجتماعی، این فرآیند نه انتقام، بلکه  حفظ حافظهٔ ملی برای جلوگیری از تکرار خطاهاست.  

از منظر اخلاقی نیز این پیام تقویت می‌شود که: «هیچ فرد یا گروهی با خیانت به مردم و همکاری با دشمن، به جایگاهی پایدار در تاریخ نخواهد رسید و اجرای عدالت در انتظار آنهاست.»

کلید واژه ها: جمهوری اسلامی ایران ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا سید حجت سیداسماعیلی امنیت ملی ضد ملی ایران رسانه کنش ضدملی گروه تروریستی جنگ


( ۶ )

نظر شما :

علی روا ۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۳:۵۶
سلام مکاتب اطلاعاتی امنیت ملی را خصوصی تعریف نمی‌کنند چند دیدگاه مطرح هستش امنیت ملی نظامی امنیت ملی سیاسی اگر جنگ تمام شود احتمالات اینگونه که اگر جنگ تمام شود،فلان و.... باید جواب گو باشند و....اینها رد میشه از منظر هنر جنگ علت تام جنگ اینها نیست که بگردیم تقصیر به گردن همدیگر اندازیم این معنی تفرقه میدهد باید عرض کرد انشااا جنگ تمام بشه باید روایت صحیح درست بشه نباید به گروه یا شخص تهمت زد بلکه کسی که مسول قرار میشه باید کوهی باشه مقاوم و استوار این طوفان حوادث و اتفاقات بلا اثر بر او باشه تقصیر به گردن کسی نیست چه مخالف چه موافق هیچ کدام تقصیر ندارند باید روش‌ها را اصولی و علمی مهندسی کرد باید جامعه سیاسی امنیتی به سوی علم مدرن حرکت کند با روش‌های قدیم جامعه سازگاری ندارد اختلافات پیش میاد باید علما و دانشمندان مسلط به علم سیاست روز برنامه مدیریتی کشور را سازماندهی کنند تا پیشرفت حاصل از اختلافات و تفرقه و چند دستگی در جامعه بصورت موافق و مخالف به سوی سوق یک واحد و متحد حرکت کند