کمبودهایی که کار را سخت میکنند
بررسی مهمات کلیدی امریکا در جنگ با ایران
نویسندگان: مارک اف. کانسیان، سرهنگ بازنشسته نیروی ذخیره تفنگداران دریایی ایالات متحده و مشاور ارشد وزارت دفاع و امنیت در مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) در واشنگتن دی سی؛ و کریس اچ. پارک، دستیار پژوهشی کرسی آرلی ای. بورک در استراتژی در CSIS .
دیپلماسی ایرانی: نگرانیها در مورد وضعیت موجودی مهمات ایالات متحده با انتشار گزارشهایی در مورد هزینههای بالای موشکهای تاماهاوک، پاتریوت و سایر موشکها در جنگ ایران تشدید شده است. از آنجایی که عملیات خشم حماسی در یک آتشبس متزلزل متوقف شده است، فرصتی برای ارزیابی این موضوع وجود دارد که آیا ارتش ایالات متحده به نقطه «وینچستر» نزدیک میشود یا مهماتش تمام میشود.
تحلیل هفت مهمات کلیدی نشان میدهد که ایالات متحده موشکهای کافی برای ادامه این جنگ تحت هر سناریوی محتملی دارد. این خطر – که سالها ادامه خواهد داشت – در جنگهای آینده نهفته است.
در ۳۹ روز عملیات هوایی و موشکی قبل از آتشبس، نیروهای آمریکایی به شدت از هفت مهمات تاماهاوک (Tomahawk)، جسم (JASSM )، پیآراسام (PrSM)، اسام۳ (SM-3)، اسام۶ (SM-6)، تاد (THAAD) و پاتریوت (Patriot) استفاده کردند. برای چهار روز از این مدت، ایالات متحده ممکن است بیش از نیمی از موجودی قبل از جنگ را مصرف کرده باشد. بازسازی این هفت نوع مهمات به سطح قبل از جنگ، با تحویل موشکهای در حال ساخت، از یک تا چهار سال طول خواهد کشید. این موشکها همچنین برای یک درگیری احتمالی در غرب اقیانوس آرام حیاتی خواهند بود. حتی قبل از جنگ ایران، ذخایر برای یک نبرد رقیب همتا ناکافی تلقی میشد. این کمبود اکنون حتی حادتر است و ایجاد ذخایر به سطوح کافی برای جنگ با چین زمان بیشتری میبرد.
کاهش موجودیها همچنین بر عرضه پاتریوت، دفاع منطقهای ترمینال ارتفاع بالا (THAAD) و موشکهای تهاجمی دقیق (PrSM) ایالات متحده به اوکراین و سایر متحدان و شرکایی که از آنها استفاده میکنند، تأثیر خواهد گذاشت. ایالات متحده با کشورهایی که میخواهند موجودی خود را دوباره پر کنند و گسترش دهند، رقابت خواهد کرد.
بسیاری از مهمات، موجودی قابل قبولی دارند
قبل از پرداختن به کمبود مهمات، لازم است بدانید که بسیاری از مهمات، موجودی قابل قبولی دارند. بنابراین، حتی اگر مهمات حیاتی کم یا تمام شوند، ایالات متحده به ادامه جنگ قادر خواهد بود.
برای مهمات حمله زمینی، جایگزینهای موجود بسیار ارزانتر هستند اما با همان بازده انفجاری. برای نشان دادن تفاوت هزینه، یک بمب BLU-110 مجهز به کیت هدایت مهمات حمله مستقیم مشترک کمتر از ۱۰۰هزار دلار قیمت دارد در حالی که یک موشک دورایستای هوا به سطح مشترک (JASSM) ۲.۶میلیون دلار قیمت دارد. هر دو محمولههای یکهزار پوندی را با دقت حمل میکنند. با این حال، این مهمات برد کوتاهتری دارند و در نتیجه، سکوهای پرتاب را در معرض خطر بیشتری قرار میدهند. برای استفاده گسترده از آنها، برتری هوایی لازم است. این جایگزینها موارد زیر را شامل میشوند، اما محدود به آنها نیستند:
• مهمات حمله مستقیم مشترک (JDAM) (۶۶هزار دلاری): از یک کیت هدایتشونده برخوردار است که در مقایسه با بمبهای به اصطلاح "کودن"، این قابلیت را دارد که با احتمال خطای دایرهای ۵ تا ۳۰ متر، دقیقاً به اهداف اصابت کند. این کیت به صورت میدانی روی بمبهای چندمنظوره با قدرت انفجاری ۵۰۰، ۱۰۰۰ و ۲۰۰۰ پوند نصب میشود. موجودی این موشکها در طول عملیات ضد داعش کاهش یافت و همین امر افزایش ناگهانی در تدارکات از سال مالی ۲۰۱۶ را باعث شد.
• موشک هوا به زمین مشترک (JAGM) (۲۴۹هزار دلاری): این نوع موشک جایگزین هلفایر به عنوان یک مهمات هواپرتاب برای هلیکوپترهای تهاجمی و پهپادهای شبیه ریپر برای هدف قرار دادن اهداف زمینی میشود. نقش ضد پهپاد آن، در کنار گزینههای پرتاب از کشتی و زمین، در حال بررسی است.
• بمبهای با قطر کوچک (SDB) I (۶۷۰۰۰ دلاری) و SDB II (۲۶۵۰۰۰ دلاری): بمبهای هدایتشونده دقیق و هواپرتاب هستندکه امکان حمله به اهداف متحرک را فراهم میکند.
ارتش ایالات متحده برای مقابله با پهپادها و موشکهای کروز، چندین رهگیر کمهزینه توسعه داده است که در بخش بعدی این تحلیل به تفصیل شرح داده شدهاند. نیروهای آمریکایی همچنین موشکهای هوا به هوای فراوانی – هرچند نه لزوماً ارزان – به عنوان پشتیبان دارند.
• موشک هوا به هوای میانبرد پیشرفته AIM-120 (AMRAAM) (۱.۰۳ میلیون دلاری): یک موشک هوا به هوای هدایتشونده با رادار و پرتابشونده است. نسخه زمینپرتاب آن – که به طور مشترک با نروژ توسعه یافته است – سیستم موشکی پیشرفته سطح به هوای نروژی (NASAM) نامیده میشود. این موشک به طور گسترده به اوکراین عرضه شده، اما ایالات متحده آن را برای استفاده خود نپذیرفته و قابلیت حفاظت غیرمستقیم آتش را انتخاب کرده است.
• موشک سایدوایندر AIM-9X Sidewinder (۴۴۷ هزار دلاری): این نوع موشک برد کمتری نسبت به AMRAAM دارد و از دهه ۱۹۵۰ بارها ارتقا یافته است.
دسته آخر، مقابله با موشکهای بالستیک است. در اینجا، جایگزین خوبی برای موشکهای پاتریوت، تاد و استاندارد وجود ندارد. اینها بخشی از هفت مهمات حیاتی هستند که در زیر مورد بحث قرار گرفتهاند.
هفت مهمات حیاتی
این هفت مهمات در دو گروه قرار میگیرند: (۱) حمله زمینی دوربرد و (۲) دفاع هوایی و موشکی. آنها در این جنگ بسیار مؤثر بودهاند و بر این اساس هزینهها بالا بوده است. تعداد زیادی از آنها نیز برای درگیری آینده در غرب اقیانوس آرام مورد نیاز است. بسیاری از متحدان و شرکا نیز از این سیستمها استفاده میکنند و رقابت برای تولید را ایجاد میکنند.
دولت ترامپ اخیراً مجموعهای از توافقات را با صنعت برای افزایش تولید و قرار دادن موجودی موشکها در "وضعیت جنگی" اعلام کرده است. مقادیر زیاد مهمات در درخواست بودجه سال مالی ۲۰۲۷ رئیس جمهوری، فوریت بازسازی و گسترش موجودی را بیشتر برجسته میکند. با این حال، تحویلهای کوتاه مدت به دلیل سفارشهای کوچک در گذشته نسبتاً کم است. حتی اگر کنگره بودجه درخواستی سال مالی ۲۰۲۷ را اختصاص دهد، تحویل این موشکها سالها طول خواهد کشید. ارقام زیر موجودیها، میزان استفاده عملیاتی در جنگ ایران، تدارکات پیشنهادی سال مالی ۲۰۲۷ و تحویلهای مورد انتظار هفت مهمات حیاتی در سال مالی ۲۰۲۶ را نشان میدهد. یک یادداشت فنی در انتهای این گزارش، روششناسی پشت تخمینها و محاسبات را شرح میدهد.
آتش دقیق برد بلند علیه اهداف زمینی
این مهمات به سکوها اجازه میدهند تا از فاصله دور و دور از پدافند هوایی دشمن شلیک کنند. آنها به ویژه در درگیری با چین که دارای پدافند هوایی قوی و موجودی بزرگی از موشکهای کروز و بالستیک برد بلند است، ارزشمند خواهند بود.
ایالات متحده بیش از ۳۹ روز قبل از شروع آتشبس، بیش از ۱۳هزار هدف را مورد حمله قرار داد. همانطور که در تحلیل قبلی ما مورد بحث قرار گرفت، سهم مهمات تهاجمی نفیس در چند روز اول جنگ بالا بود. همزمان با نابودی پدافند هوایی ایران توسط نیروهای آمریکایی، آنها به استفاده از مهمات کوتاهبرد و فراوانتر رو آوردند. ظاهراً ایالات متحده تا زمان آتشبس به استفاده از برخی مهمات دوربرد برای حمله به اهدافی که بسیار دور یا بسیار مقاوم در برابر سیستمهای جایگزین بودند، ادامه داد.
موشک حمله زمینی تاماهاک
موشک حمله زمینی تاماهاک (TLAM) یک موشک دوربرد است که از دریا به سمت اهداف زمینی شلیک میشود. نسخههای زمینی آن وجود دارد اما در صحنه نبرد نیستند. این نوع موشکها از دهه ۱۹۸۰ در نیروی دریایی ایالات متحده وجود داشتهاند، اما نسخههای اولیه آن از آن زمان بازنشسته شدهاند. تاماهاکها از زمان اولین استفادهشان در عملیات طوفان صحرا به طور گسترده مورد استفاده قرار گرفتهاند: کشتیها میتوانند بدون نیاز به مجوز از کشورهای دیگر در موقعیت شلیک قرار گیرند و همچنین میتوانند برای مدت طولانی آماده بمانند.
واشنگتن پست گزارش داد که داراییهای نیروی دریایی ایالات متحده در ماه اول جنگ ایران بیش از ۸۵۰ TLAM شلیک کردند و این تعداد میتوانست قبل از آتشبس بیش از ۱۰۰ مورد افزایش یابد. این میتواند تقریباً تمام موشکهای تاماهاک موجود در منطقه را شامل شود، با فرض اینکه دو زیردریایی حامل موشکهای هدایتشونده (SSGN) در ایستگاه باشند. موجودی در صحنه نبرد محدود است زیرا کشتیها هنوز نمیتوانند در دریا بارگیری مجدد کنند و باید به بندر برگردند. در حالی که میزان دقیق بارگیری محرمانه است، ۱۰ تا ۵۰ درصد از سلولهای سیستم پرتاب عمودی (VLS) در ناوشکنها و رزمناوها – یا ۱۰ تا ۶۱ موشک – معمولاً با موشکهای تاماهاک بارگذاری میشوند. هر SSGN میتواند تا ۱۵۴ موشک تاماهاک حمل کند.
تعداد کم تحویلهای سال مالی ۲۰۲۶، تا حدودی نشاندهندهی یک برنامهی ارتقاء و افزایش طول عمر نسخههای قدیمیتر TLAM است، اما اینها به عنوان تحویلهای جدید محسوب نمیشوند.آرتیایکس (RTX) اعلام کرد که طبق توافقنامهی چارچوب با دولت ترامپ، تولید سالانهی TLAM را به بیش از یکهزار فروند افزایش خواهد داد.
طبق گزارشها، به ژاپن گفته شده که تحویل ۴۰۰ موشک تاماهاک ممکن است به دلیل جنگ ایران به تأخیر بیفتد. این ضربهای به موقعیت ایالات متحده در غرب اقیانوس آرام است، در زمانی که ژاپن در حال ایجاد یک توانایی نظامی قویتر علیه چین است و برای عملی کردن این سیاست به این موشکها نیاز دارد. یک ناوشکن ژاپنی اخیراً اصلاحاتی را برای پرتاب TLAMها تکمیل کرده است.
موشک دوربرد مشترک هوا به سطح
JASSM یک موشک دوربرد، پنهانکار و هواپرتاب با ظرفیت حمل ۱۰۰۰ پوند است. نسخه فعلی برد توسعهیافته (JASSM-ER) برد بیشتری نسبت به نسخه پایه دارد. یک نسخه حتی برد بلندتر – برد بسیار بالا – از این نوع موشک در حال توسعه است، اما هنوز هیچ کدام تحویل داده نشدهاند. نسخه اولیه، JASSM پایه، در انبار موجود است زیرا عمر مفید آن معمولاً ۲۰ سال است. JASSM ها برای اولین بار در سال ۲۰۱۸ مورد استفاده قرار گرفتند، زمانی که رئیس جمهور دونالد ترامپ دستور حمله به تأسیسات سلاحهای شیمیایی رژیم اسد را صادر کرد.
بلومبرگ گزارش داد که بیش از هزار JASSM در ماه اول عملیات خشم حماسی استفاده شده است. بمب افکنهای B-52 از پایگاههای نیروی هوایی سلطنتی تا زمان آتشبس به پروازهای تهاجمی با JASSM ادامه دادند، بنابراین ممکن است این تعداد قبل از آتشبس شاید ۱۸۰ فروند (با فرض یک بمب افکن B-52 در روز) افزایش یافته باشد.
در حالی که لهستان، استرالیا و فنلاند نیز موشکهای JASSM را در اختیار دارند، زیرا اخیراً از هیچ کدام استفاده نکردهاند، رقابت برای تولید جدید به شدت سیستمهایی مانند پاتریوت یا THAAD نخواهد بود.
موشک تهاجمی دقیق
موشک PrSM توسط واحدهای توپخانه میدانی – سیستم راکتانداز چندگانه (MLRS) یا سیستم راکتانداز توپخانهای با تحرک بالا – (HIMARS) از زمین پرتاب میشود. این موشک جایگزین سیستم موشکی تاکتیکی ارتش (ATACMS) با برد طولانیتر (بیش از ۵۰۰ کیلومتر در مقابل ۳۰۰ کیلومتر) میشود. نیاز به دسترسی به قلمرو خودی در محدوده اهداف، استفاده از آنها را محدود میکند. در درگیری فعلی، این موشکها طیف گستردهای از اهداف – از جمله ظاهراً یک زیردریایی – را هدف قرار دادهاند. ظاهراً یک مقام ارتش اظهار داشت که کل موجودی PrSM"" در جنگ ایران مصرف شده است، اگرچه مقامات دیگر معتقدند که برخی از آنها هنوز در موجودی هستند.
موجودی PrSM محدود است زیرا یک سیستم نسبتاً جدید است و تحویل آن از سال ۲۰۲۳ آغاز شده است. برخی از ATACMS های برد کوتاهتر، شاید تا ۸۰۰ عدد، هنوز در دسترس هستند. لاکهید مارتین در حال افزایش تولید PrSM است و سال گذشته هدف سالانه ۴۰۰ واحد را تعیین کرده و افزایش بیشتر را تحت توافق چارچوب با دولت ترامپ اعلام کرده است. اوکراین ATACMS دریافت کرده است و PrSM ها را میخواهد. کاهش موجودی احتمالاً مانع تحویل بیشتر در آینده نزدیک میشود.
دفاع هوایی و موشکی بسیار مؤثر
این مهمات در غرب اقیانوس آرام مورد نیاز است زیرا چین هزاران موشک دارد که نیروهای ایالات متحده و ائتلاف را در منطقه تهدید میکند. آنها به دلیل هزینه بالا و کمبودشان برای دفاع در برابر هواپیماهای بدون سرنشین مناسب نیستند.
موشک استاندارد ۳
موشک استاندارد 3 (SM-3) یک رهگیر کشتیپرتاب علیه موشکهای بالستیک است. نسخههای ساحلی ("Aegis در ساحل") وجود دارند اما در صحنه نبرد نیستند. Block IIA جدیدترین نوع با پیشرفتهایی در موشک و کلاهک جنبشی است. آژانس دفاع موشکی، علیرغم برنامههای قبلی برای توقف تولید جدید، همچنان به تهیه موشک قبلی Block IB ادامه میدهد. اولین استفاده از آن در نبرد در آوریل ۲۰۲۴ بود که چهار تا هفت فروند از آن برای رهگیری موشکهای بالستیک ایرانی که به سمت اسرائیل شلیک شده بودند، شلیک شد. حدود ۸۰ فروند دیگر نیز در طول جنگ دوازده روزه در سال ۲۰۲۵ شلیک شد. همانند TLAM، موجودی در میدان نبرد به دلیل نیاز به بارگیری مجدد در بندر محدود است.
موشک استاندارد ۶
موشک استاندارد ۶ (SM-6) نیز از کشتی پرتاب میشود و در درجه اول علیه هواپیماها و موشکهای کروز به کار میرود، اما میتواند علیه کشتیها و موشکهای بالستیک نیز استفاده شود. این موشک، دنبالهرو SM-2 است، اما برد بیشتر و مجموعه اهداف وسیعتری دارد. تعدادی از SM-2ها همچنان در انبار موجود هستند. RTX قصد دارد تولید SM-6 را به بیش از ۵۰۰ موشک در سال افزایش دهد.
دفاع منطقهای در ارتفاع بالا (THAAD) از نوع زمینپایه برای مقابله با موشکهای بالستیک است و برد و ارتفاع رهگیری بالاتری نسبت به پاتریوت دارد. تعداد این سامانههای رهگیر از قبل محدود بود، بهویژه پس از آنکه بیش از ۱۵۰ سامانه در طول جنگ دوازده روزه علیه موشکهای بالستیک ایران شلیک شد. ایالات متحده همچنین تنها هشت باتری THAAD دارد. حداقل دو باتری قبل از این جنگ در خارج از خاک ایالات متحده در گوام و کره جنوبی قرار داشتند. چندین باتری از ایالات متحده برای عملیات خشم حماسی به خاورمیانه اعزام شدهاند. امارات متحده عربی نیز دو باتری و عربستان سعودی یک باتری دارند. یک باتری THAAD شامل شش پرتابگر با هشت رهگیر برای هر کدام، یک رادار AN/TPY-2 و سیستمهای مختلف کنترل آتش و ارتباطات است. ایالات متحده ممکن است برخی از اجزای THAAD را در ماه مارس از کره جنوبی به خاورمیانه منتقل کرده باشد تا اجزای تخریب شده را جایگزین کند یا رهگیرهای قدیمی را دوباره پر کند.
درخواست بودجه هنگفت برای سال مالی ۲۰۲۷، نشاندهنده موجودی کم و تقاضای بالاست. از اوت ۲۰۲۳ هیچ تحویل جدیدی از رهگیرهای THAAD انجام نشده است. قرار است تحویلها تا آوریل ۲۰۲۷ از سر گرفته شود. طبق توافقنامه چارچوب ترامپ، لاکهید مارتین اعلام کرد که ظرفیت تولید رهگیرهای THAAD را از ۹۶ فروند در سال فعلی به ۴۰۰ فروند افزایش خواهد داد. از میان هفت مهمات حیاتی، رهگیرهای THAAD به دلیل موجودی کم و عدم وجود جایگزین، حیاتیترین هستند. فراتر از موجودی رهگیرها، آسیب احتمالی یا از بین رفتن چندین رادار AN/TPY-2 که دادههای هدفگیری را برای باتریهای THAAD فراهم میکنند، باعث ایجاد شکاف در قابلیتها شده و جایگزینی آنها زمانبر خواهد بود. تاکنون تنها ۱۳ رادار به ایالات متحده تحویل داده شده است.
پاتریوت
پاتریوت از زمین علیه هواپیما، موشکهای بالستیک و موشکهای کروز پرتاب میشود. نسخه فعلی، پاتریوت Advanced Capability-3 (PAC-3) Missile Segment Enhancement (MSE) با راکتها و فناوری هدایت ارتقا یافته نامیده میشود. رهگیرهای قدیمیتر PAC-3 که در طول دهه ۲۰۰۰ تهیه شدهاند و در موجودی انبار باقی ماندهاند. تا ۴۰۰ موشک قدیمیتر PAC-2 نیز ممکن است هنوز در انبار موجود باشند.
از آنجا که ۱۸ کشور دیگر از پاتریوت استفاده میکنند، این موشکها بسیار مورد توجه هستند. حدود نیمی از تولید سالانه برای حمایت از این متحدان و شرکا صرف میشود. اوکراین نیز یکی از کاربران اصلی است که در طول جنگ بیش از ۶۰۰ فروند از ایالات متحده و سایر متحدان دریافت کرده است.
لاکهید مارتین قصد دارد تولید سالانه PAC-3 MSE را تا سال ۲۰۳۰ به ۲۰۰۰ فروند افزایش دهد – از ۶۰۰ فروند فعلی. تا زمانی که این افزایش تولید در دسترس قرار گیرد، ایالات متحده با گزینههایی برای تخصیص تولید برای برآوردن تقاضاها روبهرو خواهد بود. استراتژیستهای اقیانوس آرام از ایالات متحده میخواهند که تولید پاتریوت و سایر موشکها را برای استفاده در غرب اقیانوس آرام متوقف کند. در همین حال، اوکراین خواهان رهگیرهای بیشتری است. رئیس جمهور ولودیمیر زلنسکی خاطرنشان کرده که هر پاتریوتی که در خاورمیانه شلیک میشود، یکی کمتر از چیزی است که اوکراین میتواند به دست آورد. سوئیسیها پس از اینکه به آنها گفته شد خریدشان ممکن است به تأخیر بیفتد، به خرید یک سیستم جایگزین تهدید کردهاند. سایر متحدان ایالات متحده نیز در صف هستند.
تحویلها سالها طول میکشد
مراحل زیادی وجود دارد تا این پیشنهادهای بودجه سال مالی ۲۰۲۷ به موشکهایی در میدان نبرد و روی کشتیها تبدیل شوند. ابتدا، کنگره باید یک تخصیص بودجه را تصویب کند – که در بهترین زمانها دشوار است و به ویژه امسال که بسیاری از هزینههای تدارکات دفاعی در لایحه تکمیلی سال مالی ۲۰۲۶ و لایحه تطبیق سال مالی ۲۰۲۷ قرار دارد، چالشبرانگیز است.
سپس، زمان تولید برای اولین تحویل وجود دارد. از نظر تاریخی، این زمان حدود ۲۴ ماه بوده، اما از آنجایی که سفارشات مهمات در سالهای اخیر از ظرفیت تولید پیشی گرفتهاند، زمان تولید به ۳۶ ماه یا بیشتر افزایش یافته است. زمان تولید برای کل محموله ۱۲ ماه دیگر است. این در مجموع حدود ۵۲ ماه است – طی چهار سال.
بسیاری از این سیستمها با محدودیت ظرفیت تولید مواجه هستند، بنابراین زمان تولید حتی طولانیتر است. از جنبه مثبت، بودجه قبلی که به دولت بایدن برمیگردد، از گسترش نرخ تولید برای بسیاری از سیستمها حمایت کرده است، بنابراین زمان چرخه کاهش خواهد یافت.
جایگزینهای کمهزینه
پویاییهای پرهزینه/کمهزینه بودن موجودی که در بالا توضیح داده شد، بسیاری از کارشناسان در داخل و خارج از دولت را بر آن داشته است که توصیه کنند ایالات متحده سیستمهای کمهزینهای را برای تکمیل یا حتی جایگزینی سیستمهای پرهزینه بسازد. در واقع، لایحه اصلاح بودجه سال مالی ۲۰۲۶ چندین میلیارد دلار برای این منظور را شامل میشود.
ایالات متحده در حال حاضر سیستمهای ارزان قیمت و کوتاهبرد زیادی برای حمله زمینی دارد. پهپادهای دید اول شخص – که برای جنگ در اوکراین حیاتی هستند – به دلیل برد محدود تقریباً ۲۰ مایلی خود در اینجا مفید نیستند. ایالات متحده برای بهکارگیری یک سیستم ارزان قیمت و دوربرد، از شاهد – ۱۳۶ ایرانی کپیبرداری کرد (همانطور که روسیه نیز این کار را کرد). نتیجه، سیستم حمله رزمی بدون سرنشین کمهزینه LUCAS (با قیمت ۳۵۰۰۰ دلار) بود. این پهپاد روشی مقرونبهصرفه برای انجام حملات دقیق در فواصل دور با برد تقریبی ۵۰۰ مایل فراهم میکند. مزیت این پهپاد این است که یک کلاهک جنگی کوچک ۴۰ پوندی حمل میکند. ایالات متحده از تعدادی از این پهپادها در جنگ ایران استفاده کرد، اما به اندازه کافی برای مقابله با حملات ایران در این جنگ یا روسیه در اوکراین نداشت.
دسته دیگر، سیستمهای هوایی ضد پهپاد (c-UAS) است. وزارت دفاع (DOD) حدود یک دهه پیش کار بر c-UAS را آغاز کرد، اما این کار با سرعت کمی پیش رفت. جنگ در اوکراین نشان داد که چنین سیستمهایی چقدر مهم هستند، بنابراین ایالات متحده چند نمونه اولیه از این سیستمها را برای حمایت از اوکراین ارسال کرد و تلاشهای خود را تسریع بخشید. این تلاشها چندین راه کمهزینه برای رهگیری پهپادهای ارزانقیمت ایرانی ایجاد کرده است:
سیستم ضد راکت، توپخانه و خمپاره (C-RAM): این یک توپ آتش سریع کنترلشده توسط رادار برای محافظت نزدیک است که بر اساس سیستم فالانکس نیروی دریایی ساخته شده است. اگرچه برای محافظت از مکانهای خاص در برابر پهپادها عالی است، اما استفاده از آن در مناطق پرجمعیت به دلیل خسارات جانبی ناشی از پرتابههای فرودآمده محدود است.
به جز در موارد نادر، ایالات متحده از سیستمهای بسیار گرانقیمت (پاتریوت یا SM-6) علیه پهپادهای ارزانقیمت استفاده نکرده است (کشورهای خلیج فارس ممکن است این کار را در روزهای اولیه درگیری انجام داده باشند). همچنین به اندازه کافی رهگیر ارزان نداشته است. در نتیجه، ایالات متحده و کشورهای خلیج فارس از هلیکوپترهای مجهز به توپ، هواپیماهای بال ثابت مجهز به توپ و موشکهای هوا به هوا برای انجام رهگیری استفاده کردهاند. برخی از این موشکهای هوا به هوا (AIM-120) هر کدام یک میلیون دلار قیمت دارند. بهتر است از یکی از آنها استفاده شود تا اینکه اجازه دهیم پهپاد از آنجا عبور کند، اما این یک راه حل بلندمدت نیست.
نتیجهگیری: خطر در جنگ بعدی
اگر موجودیها تا این حد تهی شدهاند، چگونه میتوان نتیجه گرفت که ایالات متحده مهمات کافی برای این جنگ دارد؟ پاسخ در کاهش چشمگیر استفاده از این مهمات از روزهای اولیه جنگ نهفته است. برای حملات زمینی، مهمات ارزانتر و فراوانتر تا حد زیادی جایگزین مهمات دوربرد (TLAM، JASSM و PrSM) شدهاند. هزینههای دفاع هوایی و موشکی کاهش یافت زیرا حملات پهپادی و موشکی ایران پس از چند روز اول بسیار کاهش یافت. در حالی که ایران در چهار روز اول بیش از ۲۰۰۰ پهپاد و ۵۰۰ موشک بالستیک شلیک کرد، پرتابها به ترتیب ۸۳ و ۹۰ درصد پس از یک هفته کاهش یافت.
کاهش ذخایر مهمات، خطری کوتاهمدت ایجاد کرده است. جنگ علیه یک رقیب همتای توانمند مانند چین، مهمات را با نرخ بیشتری نسبت به این جنگ مصرف خواهد کرد. موجودیهای قبل از جنگ از قبل کافی نبودند. سطوح امروز، در صورت بروز درگیری در آینده، عملیات ایالات متحده را محدود خواهد کرد. رئیس جمهور ترامپ این ریسک مهمات را پذیرفته است – در کنار سایر بده بستانها مانند تغییر مسیر نیروها از غرب اقیانوس آرام. به نظر میرسد نظریه در اینجا این است که پیروزی قاطع در جنگ فعلی که در آن هستید، مهمتر از عقبنشینی و حفظ توانایی برای جنگ آیندهای است که ممکن است هرگز اتفاق نیفتد. پس از پایان عملیات خشم حماسی، داراییهای دریایی ارسال شده به خاورمیانه به اقیانوس آرام باز خواهند گشت. موجودی مهمات شروع به بازیابی خواهد کرد، اما بازیابی ذخایر تخلیه شده و سپس دستیابی به سطح موجودی مورد نظر سالها طول خواهد کشید.
منبع: مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS) / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی


نظر شما :