مفهوم جنگ ایران برای قدرت‌های جهانی:

نظم جدید جهانی در راه است؟ (بخش ۲)

۱۸ فروردین ۱۴۰۵ | ۱۲:۰۰ کد : ۲۰۳۸۴۴۶ اخبار اصلی خاورمیانه
امیرحسین عسگری و سارگل قنبری در یادداشت مشترکی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسند: درگیری میان ایران از یک سو و ائتلافی شامل ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، حتی اگر محدود و کوتاه‌مدت (طبق موازین قانون اساسی آمریکا) باشد، پیامدهایی فراتر از خاورمیانه دارد که با توجه به وضعیت انسداد تنگه هرمز، چنین امری را شاهد هستیم.
نظم جدید جهانی در راه است؟ (بخش ۲)

نویسندگان: امیرحسین عسگری، دانشجوی دکتری حقوق بین‌الملل عمومی دانشگاه تهران و سارگل قنبری، دانشجوی کارشناسی ارشد روابط بین‌الملل دانشگاه تربیت مدرس

دیپلماسی ایرانی: جنگ‌های بزرگ در نظام بین‌الملل معمولاً تنها به تغییرات نظامی محدود نمی‌شوند، بلکه می‌توانند ساختار قدرت جهانی را نیز دگرگون کنند. درگیری میان ایران از یک سو و ائتلافی شامل ایالات متحده و اسرائیل از سوی دیگر، حتی اگر محدود و کوتاه‌مدت (طبق موازین قانون اساسی آمریکا) باشد، پیامدهایی فراتر از خاورمیانه دارد که با توجه به وضعیت انسداد تنگه هرمز، چنین امری را شاهد هستیم. چنین جنگی نه تنها توازن قدرت منطقه‌ای را تغییر می‌دهد، بلکه جایگاه بازیگران نظام بین‌الملل از جمله دولت‌های متخاصم ایالات متحده آمریکا، اسرائیل و در پی آن‌ها دولت‌های بی‌طرف نظیر روسیه، بریتانیا و ژاپن را نیز تحت تأثیر قرار خواهد داد. در عین حال، موقعیت ایران پس از جنگ به یکی از مهم‌ترین عوامل شکل‌دهنده نظم امنیتی جدید در منطقه تبدیل می‌شود.

ایالات متحده در چنین سناریویی، همچنان مهم‌ترین قدرت نظامی در سطح جهانی باقی خواهد ماند. برتری فناورانه، شبکه گسترده پایگاه‌های نظامی و توانایی عملیات فرامنطقه‌ای همچنان مزیت اصلی واشینگتن محسوب می‌شود. در ابتدای جنگ با ایران، آمریکا با ایراد ضربات و شوک اطلاعاتی و نظامی از طریق نیروی دریایی، توان موشکی و ظرفیت‌های اطلاعاتی فشار قابل توجهی ایجاد کرد. با این حال تجربه جنگ‌های عراق و افغانستان نشان داده است که پیروزی نظامی لزوماً به معنای تثبیت نفوذ سیاسی نیست، با وجود آن‌که آمریکا  به برخی اهداف نظامی خود دست یافته اما هزینه‌های اقتصادی و سیاسی چنین جنگی به فرسایش قدرت نرم و مشروعیت بین‌المللی این کشور منجر شده است؛ چنان‌که ریزش حدود 5 تریلیون دلاری بورس آمریکا، افزایش قیمت سوخت در آمریکا (سوخت عادی و دیزل)، افزایش قیمت نفت خام، برنت و ذغال سنگ از جمله نشانه‌های فرسایش قدرت نرم آمریکا به‌شمار می‌روند. همچنین، فشار اقشار مختلف جامعه آمریکایی از جمله اعضای حزب دموکرات، سیاه‌پوستان، فعالان رسانه‌ای که اخیراً در تظاهرات «No Kings» که در بوستون نیز با حضور 180000 نفر برگزار شد، چالش مشروعیت در قوه مجریه آمریکا و احتمال استیضاح ترامپ را افزایش می‌دهد. البته ترامپ سابقه دو بار استیضاح را دارد که در سال‌های 2019 به اتهام سوء استفاده از قدرت و اختیارات قانونی و 2021 به اتهام باطل دانستن انتخابات 2020 و تبانی و شوراندن طرفداران حزب جمهوری‌خواه علیه کنگره در 6 ژانویه 2021 صورت گرفت ولیکن هر دوبار توسط حزب جمهوری‌خواه تبرئه شد. لذا سناریوی استیضاح ترامپ در زمره سناریوهای بعید قرار می‌گیرد. باری، درگیر شدن طولانی‌مدت آمریکا در یک بحران در خاورمیانه می‌تواند توجه راهبردی واشینگتن را از رقابت با قدرت‌های بزرگ دیگر، به‌ویژه چین و روسیه، منحرف کند.

در نظر اسرائیل، جنگ با ایران ماهیتی کاملاً راهبردی و تا حد بسیاری وجودی دارد. هدف اصلی اسرائیل در چنین درگیری تضعیف ظرفیت‌های نظامی و به‌ویژه برنامه‌های موشکی و هسته‌ای ایران است که ذیل سناریوی ایران تضعیف‌شده – به‌ویژه در دوسال اخیر – به‌‌شدت قابل توجه اندیشکدگان آمریکایی قرار گرفته است. در کوتاه‌مدت ممکن است اسرائیل با اتکا به توان اطلاعاتی، حملات دقیق و حمایت آمریکا به برخی موفقیت‌های نظامی دست یافته باشد، اما حضور گروه هکتیویستی حنظله فضای اطلاعاتی و نظامی اسرائیل را هدف قرار داده و برتری اسرائیل را مورد چالش قرار می‌دهد. پیامدهای بلندمدت چنین جنگی لزوماً به سود اسرائیل نخواهد بود، چنان‌که پیمان دفاع مشترک اسرائیل-فرانسه در پی رد درخواست ترامپ برای ورود به جنگ توسط اسرائیل به‌صورت یکجانبه ملغی شد. تشدید رقابت تسلیحاتی در منطقه، افزایش انگیزه بازیگران غیردولتی برای مقابله با اسرائیل و وابستگی بیشتر امنیتی به ایالات متحده می‌تواند این کشور را وارد مرحله‌ای از نااطمینانی راهبردی کند. در نتیجه حتی یک پیروزی نظامی نیز نمی‌تواند تهدیدات امنیتی اسرائیل را به طور پایدار کاهش دهد.

روسیه از جمله بازیگرانی است که بدون مشارکت مستقیم در جنگ از پیامدهای ژئوپلیتیک آن نفع می‌برد. یکی از نتایج معمول درگیری‌های بزرگ در خاورمیانه افزایش قیمت انرژی در بازارهای جهانی است؛ وضعیتی که می‌تواند درآمدهای نفت و گاز روسیه را تقویت کند. این امر در بحبوحه جنگ و با تعلیق تحریم فروش نفت روسیه به قیمت بازار جهانی تصدیق شده است. همچنین شرکت اورال‌کالی (Uralkali) روسیه که بزرگترین صادرکننده کود شیمیایی در جهان (14% ) به‌شمار می‌رود نیز با محدود کردن صادرات کود شیمیایی در آینده‌ی تولید محصولات کشاورزی، قیمت جهانی محصولات و صادرات آن تأثیرگذار خواهد بود و نقش تعیین‌کننده روسیه در تولید محصولات کشاورزی و قدرت قیمت‌گذاری را نشان می‌دهد. افزون بر این، درگیر شدن آمریکا در یک بحران جدید فضای بیشتری برای تحرک ژئوپلیتیک روسیه در مناطق دیگر، از جمله اروپای شرقی، قفقاز و آسیای مرکزی فراهم کرده است. این امر با کاهش توجه رسانه‌های غربی از جنگ اوکراین و حمله پهپادی ارتش روسیه به زیرساخت‌های اوکراین در پی جنگ ایران، تصدیق می‌شود. با این حال روسیه نیز با نوعی دوگانگی مواجه خواهد بود؛ چراکه بی‌ثباتی در ایران یا فروپاشی نظم منطقه‌ای می‌تواند پیامدهایی برای امنیت مرزهای جنوبی روسیه و حوزه نفوذ این کشور در قفقاز داشته باشد. بنابراین مسکو احتمالاً تلاش خواهد کرد از یک سو از مزایای ژئوپلیتیک جنگ بهره ببرد و از سوی دیگر از گسترش بی‌ثباتی جلوگیری کند.

بریتانیا در چنین جنگی انتظار می‌رفت نقش همراه و پشتیبان ایالات متحده را در چارچوب ناتو ایفا کند که برخلاف پیش‌بینی‌ها این امر تاکنون میسر نشده است. پر واضح است که به‌دلیل کج‌رفتاری‌های ترامپ در روابط با کی‌یِر استارمر، نخست‌وزیر بریتانیا، که نمونه آن را در کنفرانس شرم‌الشیخ و نشست اوت 2025 در کاخ سفید می‌توان مشاهده کرد، بریتانیا را به تنبیه شریک راهبردی خود مجاب کرده است. با این حال بریتانیا توانایی چشم‌گیری در شکل‌دهی مستقل به نظم امنیتی خاورمیانه را ندارد. نقش این کشور بیشتر در حوزه‌های اطلاعاتی، دیپلماتیک و پشتیبانی نظامی محدود خواهد شد. بنابراین در نظم پس از جنگ نیز بریتانیا احتمالاً به عنوان یک قدرت مکمل در چارچوب اتحاد غربی باقی خواهد ماند.

ژاپن نیز از جمله کشورهایی است که به شدت به ثبات خاورمیانه وابسته است. اقتصاد ژاپن به واردات انرژی متکی است و بخش قابل توجهی از نفت مورد نیاز این کشور از منطقه خلیج فارس تأمین می‌شود. هرگونه جنگ گسترده در منطقه می‌تواند امنیت مسیرهای کشتیرانی و عرضه انرژی را تهدید کند. 


 میزان وابستگی ژاپن به انرژی صادر شده از خاورمیانه (مبنع: CSIS)

در چنین شرایطی ژاپن تلاش‌های دیپلماتیک و میانجی‌گرانه را بر می‌گزیند با وجود آن‌که دکترین امنیتی-دفاعی ژاپن در دوران نخست‌وزیری سانائه تاکایچی تمایل به حضور نظامی خارج از قلمرو کشور دارد. ژاپن به‌دلایل اتحاد امنیتی که با آمریکا دارد، گمان می‌رفت که وارد عملیات نظامی که به ظاهر برای بازگشایی و رفع انسداد تنگه هرمز است وارد عملیات نظامی شود، لیکن دور زدن بحران انرژی از طریق اندونزی برای ژاپن چاره‌ساز شده است و محتمل است که همکاری ژاپن و ایران پس از جنگ در حوزه انرژی به‌طور چشم‌گیری افزایش یابد.

کلید واژه ها: نظم جدید نظم جدید جهانی امیرحسین عسگری سارگل قنبری ایران و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران جمهوری اسلامی ایران تنگه هرمز


( ۷ )

نظر شما :