درآمدی بر یک چالش ملی و فرا-حکمرانی (بخش ششم)
اثرات کاهش برد موشکی بر امنیت ملی، انسجام داخلی و ادراک تهدید در محیط داخلی
نویسندگان: فریدون علیمازندرانی، حسن فتاحی، مصطفی روستایی
دیپلماسی ایرانی: بحث دربارهی برد موشکی معمولاً در سطح منطقهای و ژئوپلیتیکی مطرح میشود، اما واقعیت آن است که پیامدهای این تغییر نهفقط بیرون از مرزها، بلکه در داخل کشور نیز عمیق و دامنهدار هستند. کاهش برد موشکی به ۵۰۰ کیلومتر، بهظاهر یک محدودیت تکنیکی است، اما در عمل، ساختار امنیت ملی ایران، نحوهی توزیع قدرت، احساس امنیت مردم و حتی انسجام سیاسی داخلی را تحت تأثیر قرار میدهد. این بخش بهصورت منسجم به این ابعاد میپردازد؛ زیرا امنیت یک مفهوم تکلایه نیست و هر ضربه به مؤلفههای بازدارندگی خارجی، مستقیم بر پایداری داخلی اثر میگذارد.
۱. تضعیف لایههای دفاعی و افزایش تهدیدات مستقیم علیه زیرساختهای حیاتی کشور
ایران بهدلیل قرار گرفتن در محیطی پرتنش، همواره به نوعی «چندلایگی دفاعی» نیاز داشته است. این چندلایگی ترکیبی است از:
• ژئوگرافیای گسترده و عمیق؛
• شبکهی پدافند غیرعامل؛
• توان توپخانهای و پدافندی؛
• و البته قدرت موشکی که لایهی بیرونی دفاع را تشکیل میدهد.
موشکهای میانبرد و دوربرد در واقع «خط دفاع بیرونی» ایران هستند. هرچه برد موشکها بیشتر باشد، دشمن مجبور است از فاصلهی دورتری محاسبه کند و وارد لایههای دفاعی شود. اما اگر برد به ۵۰۰ کیلومتر کاهش یابد، این لایهی بیرونی تقریباً حذف میشود و دشمن میتواند در فاصلهای بسیار نزدیکتر به مرزهای ایران برنامهریزی نظامی انجام دهد. نتیجهی این حذف، «افزایش آسیبپذیری زیرساختهای حیاتی داخلی» است؛ زیرساختهایی مانند:
• پالایشگاهها و پتروشیمیها؛
• سدها و نیروگاهها؛
• مراکز صنعتی و نظامی؛
• و مراکز فرماندهی اضطراری.
در شرایطی که کشور لایهی بیرونی کمتری برای حفاظت دارد، دشمن راههای بیشتری برای نفوذ و ضربه پیدا میکند. یعنی کاهش برد نهفقط توان تهاجمی را میکاهد، بلکه توان دفاعی کشور را نیز با خطر جدی روبهرو میکند.
۲. افزایش احساس آسیبپذیری و اثر روانی بر جامعه
یکی از مهمترین عناصر امنیت ملی، «احساس امنیت» در میان مردم است. جامعهای که احساس کند در برابر تهدیدات خارجی بیدفاع است، به اضطراب سیاسی، بیاعتمادی و تضعیف همبستگی داخلی دچار میشود. این پدیده در ادبیات امنیتی با عنوان Security Perception Gap شناخته میشود: «شکاف بین آنچه مردم از امنیت تصور میکنند و آنچه واقعاً وجود دارد».
قدرت موشکی ایران در دو دههٔ اخیر تبدیل به نماد نوعی «هزینهسازی برای دشمن» شده بود. حملهی موشکی ایران به پایگاه عینالاسد- هرچند نمادین و هماهنگشده- نمونهای از همین اثر روانی بود؛ مردم دیدند که ایران توان پاسخ دارد و همین امر نوعی اعتماد ملی و آرامش نسبی ایجاد کرد. اگر برد موشکها کاهش یابد و ایران دیگر نتواند خارج از مرزهای خود پاسخ بدهد، احساس امنیت جامعه بهشدت آسیب خواهد دید.
در جهان امروز، جنگ فقط فیزیکی نیست؛ جنگ روانی بخش اعظم میدان است. دشمنان ایران در چنین شرایطی احتمالاً از ضعف برد موشکی برای ایجاد یک کمپین روانی استفاده خواهند کرد؛ کمپینی مبنی بر اینکه «ایران دیگر توان پاسخ ندارد»، «امنیت کشور شکننده شده» یا «دشمن هر زمان بخواهد میتواند ضربه بزند». چنین ادعاهایی، حتی اگر دقیق نباشند، بر ذهنیت عمومی اثر میگذارند. به همین دلیل، کاهش برد موشکی نه فقط یک تهدید عملیاتی، بلکه «یک تهدید روانی علیه جامعه» است.
۳. تضعیف انسجام سیاسی و افزایش اختلافات داخلی
توان بازدارندگی، صرفاً یک ابزار دفاعی نیست؛ یک «سرمایهی سیاسی» نیز هست. در هر کشوری، سیاستمداران فارغ از اختلافات داخلی، در برابر تهدید خارجی معمولاً بر سر خطوط کلی دفاع توافق دارند. در ایران نیز توان موشکی یکی از معدود حوزههایی بوده که جناحهای مختلف، در سطح کلان با آن اختلاف اساسی نداشتهاند. دلیل این توافق، ماهیت حیاتی این توان بوده است.
اما اگر برد موشکی کاهش یابد، بخشی از جریانهای سیاسی داخلی ممکن است این مسئله را بهعنوان شکست، ضعف یا عقبنشینی تفسیر کنند. در مقابل، بخشی دیگر ممکن است آن را تاکتیکی یا لازم برای تعاملات بینالمللی جلوه دهند. این دوگانهسازی، فضای سیاسی داخل را دچار شکاف میکند و «همبستگی داخلی را تضعیف میسازد». تجربهی لیبی، عراق و حتی اوکراین نشان داده که هرگاه توان بازدارندگی کشوری تخریب شود، اختلافات سیاسی آن کشور شدیدتر میگردد؛ زیرا هر جناح تلاش میکند دیگری را مسئول ضعف امنیتی معرفی کند. این تنش سیاسی داخلی میتواند به سردرگمی افکار عمومی منجر شود و از همه بدتر، پیام انسجامزدایی را به دشمن منتقل کند. دشمنی که احساس کند در داخل کشور، بر سر موضوعی حیاتی شکاف وجود دارد، احتمالاً رفتار تهاجمیتری اتخاذ خواهد کرد.
۴. افزایش تهدیدات هستهای و سایبری علیه قلمرو ایران
یکی از پیامدهای کمتر دیدهشدهی کاهش برد موشکی، افزایش احتمال عملیات سایبری و خرابکاریهای هدفمند علیه زیرساختهای داخلی است. دشمن امروز فقط به موشک و هواپیما تکیه نمیکند؛ بخش مهمی از جنگ مدرن در فضای سایبر و عملیاتهای ویژه انجام میشود. وقتی ایران برد بلند داشته باشد، دشمن میداند که در صورت یک عملیات خرابکارانه یا سایبری گسترده، احتمالاً با ضربهی متقابل روبهرو میشود. اما اگر این بازدارندگی از میان برود، دشمن با اعتمادبهنفس بیشتری میتواند:
• شبکههای برق و آب را هدف قرار دهد؛
• حملات سایبری علیه تأسیسات انرژی و حملونقل انجام دهد؛
• یا از طریق عوامل نفوذی عملیات میدانی ترتیب دهد.
به بیان سادهتر، «کاهش برد، درها را بهسوی تهدیدات کمهزینهتر و چندلایه باز میکند»؛ تهدیداتی که مستقیم امنیت داخلی و زندگی روزمره مردم را هدف میگیرند.
۵. بازشدن مسیر برای فشارهای سیاسی–اجتماعی خارجی
کشورهایی که از توان بازدارندگی جدی برخوردار نیستند، معمولاً هدف فشارهای سیاسی بیشتری قرار میگیرند؛ چون دشمن میداند کشور هدف گزینهای برای واکنش سخت ندارد. اگر ایران برد موشکی خود را از دست بدهد، احتمالاً شاهد افزایش:
• تحریمهای هوشمند،
• فشارهای حقوق بشری بهعنوان ابزار سیاسی،
• دخالتهای رسانهای سازمانیافته،
• و حتی تهدیدات رسمی یا غیررسمی نظامی
خواهد بود. این پدیده در علوم سیاسی با عنوان Coercive Diplomacy شناخته میشود؛ «دیپلماسیِ تحمیلی» که به کشور هدف فشار میآورد تا تصمیماتی برخلاف امنیت و منافع خود اتخاذ کند. بدون بازدارندگی موشکی، ایران در برابر چنین فشارهایی «آسیبپذیرتر از همیشه» خواهد شد. جان کلام اینکه کاهش برد موشکی ایران به ۵۰۰ کیلومتر نهفقط تهدیدی برای جایگاه منطقهای کشور است، بلکه «امنیت داخلی، احساس امنیت مردم، ساختار سیاسی و انسجام اجتماعی» را نیز تضعیف میکند. ایران کشوری است که در محیطی پرمناقشه و بدون اتحادهای رسمی زندگی میکند؛ بنابراین هر ضربهای به توان بازدارندگی، بلافاصله در داخل کشور بازتاب پیدا میکند.
این تغییر، یک زنجیره از مشکلات داخلی ایجاد میکند:
• تضعیف لایههای دفاعی؛
• افزایش آسیبپذیری جامعه؛
• تشدید اختلافات سیاسی؛
• افزایش حملات سایبری و خرابکارانه؛
• و بالا رفتن فشارهای بینالمللی.
به همین دلیل است که برد موشکی نهفقط یک موضوع نظامی، بلکه یک «مؤلفهٔ بنیادی امنیت ملی و ثبات داخلی» محسوب میشود.


نظر شما :