شش‌ضلعی اتحادها و مهندسی موازنه تهدید؛

تحلیل نظری بر ابتکار امنیتی اسرائیلی

۰۵ اسفند ۱۴۰۴ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۷۸۴۴ اخبار اصلی خاورمیانه
بهرام مرادی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: اسرائیل در این ابتکار تلاش می‌کند «تهدید» را به متغیر پیونددهنده ائتلاف‌ها بدل سازد؛ نه آنکه صرفاً در واکنش به تهدیدهای موجود، به دنبال ائتلاف‌سازی باشد.
تحلیل نظری بر ابتکار امنیتی اسرائیلی

نویسنده: بهرام مرادی، دکترای روابط بین الملل

دیپلماسی ایرانی: اعلام طرح موسوم به شش‌ضلعی اتحادها از سوی بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل را نمی‌توان صرفاً در سطح یک ابتکار دیپلماتیک مقطعی یا تاکتیکی ارزیابی کرد. این طرح را باید در چارچوب بازآرایی راهبرد کلان امنیتی اسرائیل در محیطی دانست که از یک‌سو با فرسایش بازدارندگی سنتی و از سوی دیگر با گذار در نظم منطقه‌ای غرب آسیا مواجه است. در این چارچوب، تل‌آویو می‌کوشد با بازتعریف تهدید و شبکه‌ای‌سازی آن، هندسه جدیدی از همگرایی امنیتی پیرامون خود ایجاد کند.

به بیان دیگر، اسرائیل در این ابتکار تلاش می‌کند «تهدید» را به متغیر پیونددهنده ائتلاف‌ها بدل سازد؛ نه آنکه صرفاً در واکنش به تهدیدهای موجود، به دنبال ائتلاف‌سازی باشد.

چارچوب نظری: از موازنه قدرت تا موازنه تهدید

تحلیل این ابتکار بدون رجوع به نظریه «موازنه تهدید» ناقص خواهد بود. بر اساس دیدگاه استیون والت، دولت‌ها نه در برابر قدرت صرف، بلکه در برابر «ادراک تهدید» ائتلاف می‌کنند. والت چهار مؤلفه اصلی تهدید را چنین برمی‌شمارد:

۱. قدرت تجمیعی  (Aggregate Power)
۲. نزدیکی جغرافیایی
۳. قابلیت تهاجمی
۴. نیت ادراک‌شده تهاجمی

بر این اساس، ائتلاف‌ها محصول برآیند مادی و ذهنی تهدید هستند. آنچه در طرح «شش‌ضلعی اتحادها» اهمیت دارد، دقیقاً همین بُعد ادراکی است: همگن‌سازی تهدیدات ناهمگون و بازتعریف آن‌ها در قالب یک روایت امنیتی واحد.

اسرائیل می‌کوشد با قرار دادن ایران، گروه‌های مقاومت و جریان‌های رادیکال سنی در یک چارچوب مفهومی مشترک، تصویری از «تهدید شبکه‌ای فرامنطقه‌ای» خلق کند. این بازنمایی، دامنه تهدید را از جغرافیای محدود غرب آسیا به حوزه‌هایی چون مدیترانه شرقی، آفریقا و جنوب آسیا تسری می‌دهد.

ائتلاف شبکه‌ای و منطق امنیت کارکردی

ویژگی متمایز این طرح، عبور از الگوی پیمان‌های دفاع جمعی سخت و حرکت به‌سوی الگوی «ائتلاف شبکه‌ای کارکردمحور» است. حضور هم‌زمان بازیگرانی از جنوب آسیا، مدیترانه شرقی و برخی کشورهای عربی نشان می‌دهد که هدف اصلی، ایجاد هم‌راستاسازی‌های منعطف در حوزه‌هایی چون:

•    امنیت دریایی 
•    تبادل اطلاعات
•    فناوری‌های پیشرفته
•    انرژی و زیرساخت
است.

این ساختار سیال، سه مزیت راهبردی برای اسرائیل ایجاد می‌کند:

۱. کاهش هزینه پیوستن برای شرکا (عدم تعهد نظامی الزام‌آور)
۲. حداقلی بودن هزینه خروج
۳. تثبیت روایت تهدید اسرائیل بدون نیاز به نهادسازی رسمی پیچیده

در ادبیات روابط بین‌الملل، چنین الگویی را می‌توان ذیل مفاهیم «ائتلاف‌های موضوع‌محور» یا «هم‌ترازی راهبردی انعطاف‌پذیر» تحلیل کرد؛ ساختاری که بیش از آنکه حقوقی و نهادی باشد، گفتمانی و کارکردی است.

امنیتی‌سازی و برساخت تهدید مشترک

از منظر نظریه امنیتی‌سازی (مدرسه کپنهاگ)، تهدیدها صرفاً پدیده‌هایی عینی نیستند، بلکه از طریق گفتار و بازنمایی سیاسی ساخته می‌شوند. در طرح شش‌ضلعی اتحادها، هم‌نشینی «رادیکالیسم شیعه» و «رادیکالیسم سنی» در یک چارچوب واحد، بیش از آنکه بازتاب همگرایی میدانی این بازیگران باشد، یک عمل گفتمانی هدفمند است.

این امنیتی‌سازی چند کارکرد کلیدی دارد:
•    کمرنگ‌سازی شکاف‌های هویتی میان شرکای بالقوه (برای مثال میان هند و برخی کشورهای عربی)
•    مشروعیت‌بخشی به عادی‌سازی روابط برخی دولت‌های عربی با اسرائیل
•    تسهیل حضور فعال‌تر اسرائیل در محیط‌های پیرامونی ایران

در نتیجه، تهدید نه فقط یک متغیر امنیتی، بلکه ابزار مهندسی نظم منطقه‌ای می‌شود.

پیامدهای ژئوپلیتیکی برای ایران

برای ایران، اهمیت این ابتکار در سطح نظامی مستقیم محدود است؛ زیرا هنوز نشانه‌ای از تبدیل این شبکه به یک پیمان دفاعی منسجم وجود ندارد. با این حال، در سطح ادراکی و دیپلماتیک، پیامدها قابل توجه‌اند:

•    تقویت تصویر ایران به‌عنوان تهدید فرامنطقه‌ای
•    محدود شدن فضای مانور دیپلماتیک در مدیترانه شرقی و آفریقا
•    بازتولید چرخه امنیتی‌سازی در غرب آسیا

با این حال، تجربه تاریخی نشان می‌دهد ائتلاف‌هایی که بر مبنای «حداکثرسازی تهدید» شکل می‌گیرند، در صورت فقدان منافع اقتصادی و راهبردی پایدار، دچار فرسایش می‌شوند. اختلاف منافع میان اعضا، تغییر اولویت‌های ژئوپلیتیکی و افزایش هزینه‌های همسویی با اسرائیل می‌تواند انسجام چنین شبکه‌ای را تضعیف کند.

جمع‌بندی: مهندسی ادراک در نظم در حال گذار

شش‌ضلعی اتحادها را می‌توان تلاشی برای مهندسی ادراک تهدید در بستر نظم منطقه‌ای در حال گذار دانست. اسرائیل می‌کوشد با شبکه‌ای‌سازی تهدید و تبدیل خود به گره مرکزی امنیتی، از یک بازیگر درگیر در منازعه‌ای مزمن به محور همگرایی امنیتی ارتقا یابد.

با این حال، شکنندگی ادراک‌های مشترک، ناهمگونی منافع اعضای بالقوه و سیالیت ساختار قدرت در غرب آسیا، آینده این ابتکار را با عدم قطعیت جدی روبه‌رو می‌کند. همین نقاط ضعف، می‌تواند در صورت اتخاذ دیپلماسی فعال، چندسطحی و تهدیدزدا از سوی ایران، به فرصت‌هایی برای بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه‌ای تبدیل شود.

کلید واژه ها: اسرائیل بنیامین نتانیاهو ائتلاف اسرائیل اسرائیل و خاورمیانه اسرائیل و منطقه بهرام مرادی تهدید ائتلاف شبکه ائتلاف‌سازی


نظر شما :