وندالیسم علیه تمدن؛
سناریوی غرب برای محو حافظه تاریخی و همزیستی در ایران
نویسنده: مریم زازیان، دانشجوی دکترای ایرانشناسی (ارمنستان)
دیپلماسی ایرانی: در گذار نظم جهانی به سوی چندقطبی، ایران بار دیگر هدف یک «جنگ ترکیبی» همهجانبه قرار گرفته است. اما آنچه در حوادث ژانویه ۲۰۲۶ رخ داد، فراتر از یک بیثباتی سیاسی، نشاندهنده یک «وندالیسم برنامهریزی شده» بود. از این منظر، هدف گرفتن زیرساختهای ملی و نمادهای فرهنگی، نه یک واکنش اعتراضی، بلکه استراتژیِ «زمین سوخته» برای فلج کردن اراده یک ملت است. دادههای مربوط به حوادث اخیر پرده از واقعیتی تلخ برمیدارد. تخریب گسترده زیرساختهای غیرنظامی شامل آتش زدن بیش از صدها دستگاه آمبولانس، مراکز خدمات درمانی و بانکها، نشاندهنده تلاش برای فروپاشی نظم اجتماعی است. طبق گزارشهای رسمی، در این وقایع ۳۱۱۷ نفر جان باختند که ۲۴۲۷ نفر از آنان نیروهای امنیت و شهروندان عادی بودند که قربانی خشونت عریان گروههای تحریکشده از خارج شدند. این حجم از تخریب زیرساختهای حیاتی، مصداق بارز جنایت علیه رفاه عمومی است که با هدایت مستقیم اتاق فکرهای غربی انجام شد. در لایه عمیقتر این تهاجم، ما حمله به کتابخانهها را هم شاهد بودیم. آتش زدن کتابخانهها در این آشوبها، تنها نابودی چند ساختمان نبود، بلکه تلاشی سیستماتیک برای محو حافظه جمعی و پیوندهای تاریخی بشریت بود که ایران یکی از اصلیترین پاسداران آن است. این نوع رفتار، یادآور هجومهای وحشیانه تاریخی است که هدفشان بیریشه کردن نسل جدید و ایجاد گسست تمدنی در قلب خاورمیانه است.
به عنوان ایرانشناس ارمنی، یکی از تکاندهندهترین ابعاد این حوادث، حمله به دو کلیسای ارامنه بود. ایران همواره به عنوان الگوی درخشان همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان شناخته شده است. حمله به این اماکن مقدس، حمله به «هویت چندصدایی» ایران و تلاش برای القای دروغین تفرقه مذهبی بود. این اقدامات نشان داد که مهندسان این آشوب، حتی برای مقدسات اقلیتهایی که سدهها در امنیت کامل در ایران زیستهاند، احترامی قائل نیستند. نکته تأملبرانگیز، رفتار مدعیان تمدن و حقوق بشر در غرب است. در حالی که رسانههای غربی به آتشبیاران این معرکه تبدیل شده بودند، در برابر آتش زدن کتابخانهها و حمله به کلیساها سکوتی مرگبار اختیار کردند. این سکوت ثابت میکند که برای غرب، «دموکراسی» تنها نقابی است برای حمایت از هرجومرجی که منافع ژئوپلیتیک آنها را تأمین کند. آنها نه تنها این وندالیسم فرهنگی را محکوم نکردند، بلکه با پوشش رسانهای، متجاوزان به اموال عمومی و مقدسات دینی را «فعال مدنی» نامیدند.
شکست سناریوی ژانویه ۲۰۲۶ نشان داد که تابآوری راهبردی ایران ریشه در اصالت تمدنی آن دارد. برای ما در ارمنستان، ثبات ایران یک ضرورت حیاتی است. هرگونه آسیب به زیرساختها و حاکمیت ملی ایران، مستقیماً امنیت قفقاز جنوبی را تهدید میکند. ایران با تکیه بر «عزت ملی» و پاسداری از میراث فرهنگی خود، نشان داد که اجازه نخواهد داد حافظه تاریخیاش توسط دلارهای خارجی و مزدوران فرهنگی پاک شود. تمدنی که از میان خاکستر کتابخانههای سوخته در طول تاریخ بارها برخاسته است، امروز نیز قدرتمندتر از پیش، نظم نوین خود را به جهان دیکته میکند.


نظر شما :