موسسه روابط بینالملل فرانسه بررسی میکند (بخش اول)
محک بازدارندگی هستهای روسیه با جنگ اوکراین
نویسنده: دیمیتری مینیک (Dimitri Minic) مورخی با مدرک دکترای تاریخ روابط بینالملل از دانشگاه سوربن (۲۰۲۱) است. او پژوهشگر مرکز روسیه/اوراسیا و معاون سردبیر مجموعههای دیجیتال در در موسسه Ifri است. تحقیقات او عمدتاً بر تفکر و فرهنگ استراتژیک روسیه، نخبگان نظامی و سیاسی – نظامی روسیه، نیروهای مسلح روسیه و قابلیتهای ترکیبی و بسیار فشرده روسیه متمرکز است. او همچنین در بازدارندگی استراتژیک و هستهای روسیه و روابط بین روسیه و غرب تخصص دارد.
دیپلماسی ایرانی: شکست اولیه عملیات SVO، جنگ طولانی و غیرمنتظره و با شدت بالا که در پی آن رخ داد، و شکستهای نظامی روسیه، همگی به ترس از توسل کرملین به استفاده از سلاحهای هستهای دامن زده است. چنین نگرانیای به ویژه حادتر شده است، زیرا از سال ۱۹۹۳، استراتژی هستهای روسیه پس از فروپاشی شوروی به تدریج بازدارندگی هستهای را به جنگ متعارف گسترش داد و احتمال استفاده اولیه از سلاحهای هستهای را برای جلوگیری از وقوع چنین جنگی یا بازداشتن دشمن از دنبال کردن آن (deèskalaciâ)، از جمله از همان آغاز درگیری، در نظر گرفت.
هنگامی که اتحاد جماهیر شوروی فروپاشید، مسئله بازدارندگی و سازوکارهای آن هنوز در ارتش روسیه نسبتاً کمتر مورد توجه قرار گرفته و به طور کافی درک نشده بود. پس از یک دوره پربار نظریهپردازی – که مبانی آن همچنان ساختار نظریه عمومی بازدارندگی روسیه را تشکیل میدهد – اندیشه نظامی به تدریج تکامل یافت و از محوریت بازدارندگی هستهای در سالهای ۱۹۹۳ – ۲۰۰۳، که با کاهش آستانه استفاده مشخص میشد، به مفهوم وسیعتری از بازدارندگی به اصطلاح "استراتژیک" (strategičeskoe sderživanie) از اواسط دهه ۲۰۰۰ به بعد تغییر یافت. در این چارچوب، مؤلفه هستهای به تدریج توسط نیروها، روشها و ابزارهای متعارف و غیرنظامی/خرابکارانه تکمیل شد. این گسترش منعکسکننده زمینهای بود که حداقل توسط دو عامل شکل گرفته بود: نوسازی نیروهای متعارف روسیه و درک تهدیدی که بیشتر بر درگیریهای هیبریدی و جنگهای محلی متمرکز بود تا جنگ متعارف با سازمان پیمان آتلانتیک شمالی (ناتو). این تکامل باعث شد روسیه در سال ۲۰۱۰ آستانه استفاده از هستهای را افزایش دهد.
در مقالهای که اخیراً در Les Champs de Mars منتشر شده است، ما تکامل نظری و دکترین بازدارندگی استراتژیک و هستهای روسیه را از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۲ با تکیه بر مجموعه بزرگی از منابع اولیه روسی بررسی کردیم. این مجموعه اسناد دکترین (دکترینهای نظامی، مفاهیم و استراتژیهای امنیت ملی، دکترین هستهای، دکترین دریایی)، سخنرانیهای مقامات سیاسی و نظامی و در نهایت، ادبیات نظامی (مجلات، روزنامهها، فرهنگنامهها و دایرهالمعارفهای وزارت دفاع روسیه) را شامل میشود که دسترسی به آنها، که در دهه ۲۰۱۰ محدود شده بود، از سال ۲۰۲۲ به طور قابل توجهی محدودتر شده است. بازگشت ضروری به منابع روسی به ما این امکان را داد تا جنبههای خاصی از تحقیقات ارزشمند تولید شده در مورد بازدارندگی روسیه را تعمیق و ارزیابی مجدد کنیم و با بازسازی دستهها، اصطلاحات و مفاهیمی که ارتش روسیه از طریق آنها بازدارندگی را درک میکند، درک این نظریه را اصلاح کنیم. همچنین درک بهتری از گاهشماری و منطق تحولات نظری و دکترین و همچنین روابط بین فرهنگ استراتژیک روسیه، نظریه، دکترین و عمل فراهم کرد. علاوه بر این، این کار درک روشنتری از گسترش نظریه بازدارندگی به حوزههای متعارف و غیرنظامی/براندازانه را ممکن ساخت و نشان داد که چگونه این تکامل، چشمانداز جدیدی از استراتژی را منعکس میکند که با نظریهپردازی دور زدن مبارزه مسلحانه مشخص میشود. در نهایت، مقاله به طور خلاصه نشان داد که چگونه شکست SVO کل سیستم بازدارندگی استراتژیک روسیه را زیر سوال برد و چگونه روسیه شروع به سازگاری با نقاط ضعف بازدارندگی خود کرده است.
در نتیجه، مقاله خاطرنشان کرد که روسیه در نهایت میتواند آستانه استفاده خود را در یک دکترین جدید کاهش دهد، نه تنها برای تلاش در کوتاهمدت برای بازگرداندن اعتبار بازدارندگی هستهای خود در زمینه جنگ در اوکراین، بلکه - و مهمتر از آن - در درازمدت، به منظور جبران تضعیف نیروهای متعارف و پتانسیل اقتصادی و فناوری خود، و همچنین برای محافظت در برابر هرگونه رویارویی متعارف با ناتو، که کرملین آن را به طور فزایندهای محتمل میداند. از زمان انتشار دکترین هستهای جدید در نوامبر ۲۰۲۴، برخی از کارشناسان تمایل داشتهاند که اهمیت آن را کماهمیت جلوه دهند، در حالی که برخی دیگر آن را به عنوان بیانی از یک «دکترین کاراگانوف» فرضی تفسیر کردهاند - و بدین ترتیب میانبرهای تحلیلی را بازتولید میکنند که مانع درک روشن از استراتژی روسیه میشود، دقیقاً مانند آنچه که «دکترین گراسیموف» یا «دکترین گرومیکو» نامیده میشود.
این مطالعه با بهرهگیری از منابع اولیه جدید و گنجاندن جدیدترین موارد عملی (۲۰۲۴-۲۰۲۵)، مقاله تحقیقاتی قبلی را گسترش داده و نتیجهگیریهای خود را در مورد تجربه SVO عمیقتر میکند تا تحلیلی جامع و بدیع از تکامل بازدارندگی هستهای روسیه تحت آزمایش جنگ در اوکراین ارائه دهد. این مطالعه بر اساس تحقیقات دکترای ما در مورد اندیشه و فرهنگ استراتژیک روسیه پس از شوروی بنا شده است که بر اهمیت تکیه بر منابع اولیه روسی و در نظر گرفتن زمینههای خاص تاریخی، سیاسی، فرهنگی و ایدئولوژیکی که نظریهها، دکترینها و رویههای استراتژیک روسیه را شکل میدهند، به جای اعمال مکانیکی چارچوبهای مفهومی یا تحلیلی مشتق شده از یک دیدگاه کلی غربی، تأکید میکند. این مطالعه جدید همچنین ادامه کار ما در مورد چگونگی درک نخبگان نظامی روسیه از جنگ در اوکراین و پیامدهای سیاسی، استراتژیک و نظامی – عملیاتی آن است.
پس از ترکیب مراحل اصلی تکامل نظری و دکترین از سال ۱۹۹۳ تا ۲۰۲۱ – که برای خواننده برای درک برخی از ویژگیهای بازدارندگی روسیه ضروری است – تأثیر جنگ در اوکراین را بر این بازدارندگی، به ویژه مؤلفه هستهای آن، ارزیابی میکنیم. استراتژی بازدارندگی مسکو هنگام آغاز SVO چه بود؟ جنگ در اوکراین چگونه ماهیت و محدودیتهای بازدارندگی روسیه را آشکار کرده است؟ ارتش روسیه چه ارزیابیها، انتقادات و توصیههایی ارائه داده است؟ روسیه چگونه سعی در سازگاری داشت؟ چگونه باید انتشار، محتوا و پیامدهای دکترین هستهای جدید را تفسیر کنیم؟ انتخاب دونالد ترامپ تا چه حد محاسبات روسیه در مورد بازدارندگی هستهای را تغییر میدهد؟ و آیا همبستگی مداوم اروپایی و باتلاق نظامی مسکو در اوکراین میتواند بر احتمال استفاده از سلاح هستهای توسط روسیه تأثیر بگذارد؟
منبع: ایفری / ترجمه سید علی موسوی خلخالی
ادامه دارد...


نظر شما :