از نامهها و مذاکرات پنهان تا ناوهای آشکار؛ تهران و واشنگتن در آستانه تصمیم بزرگ!
۱۴۰۴؛ سال تعیینکننده در مناسبات ایران و آمریکا؛ سه مسیر، یک سرنوشت

دیپلماسی ایرانی: در طول تعطیلات نوروزی ۱۴۰۴، تحولات برجستهای در عرصه سیاست خارجی رخ داد که عمدتا به مکاتبات تهران و واشنگتن و فضای مبهم میان «جنگ» و «مذاکره» متمرکز بود و کماکان هم این ابهام وجود دارد، چراکه بخشی از اخبار مؤید شروع مذاکرات است و همزمان با آن، گزارشاتی هم پیرامون احتمال وقوع درگیری مخابره میشود. در تازهترین واکنش، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، طی گفتوگوی خود با خبرنگاران درباره هواپیمای «ایرفورس وان»، اظهار کرد که ایران اکنون تمایل به گفتوگوی مستقیم با آمریکا دارد. زمانی که درخصوص محتوای نامه ارسالی به ایران سؤال شد، ترامپ ضمن رد اهمیت آن، تصریح کرد که «نامهها را فراموش کنید. ایران قصد داشت از طریق واسطهها ارتباط برقرار کند، اما اکنون به نظر میرسد به دنبال مذاکرات مستقیم هستند». به گفته رئیسجمهور آمریکا، «من فکر میکنم ایران احساس آسیبپذیری میکند، اما من نمیخواهم آنها چنین احساسی داشته باشند. آنها واقعا مایل به گفتوگوی مستقیم هستند». پیشتر، لورا روزن، خبرنگار برجسته آمریکایی، از آغاز مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا خبر داده بود و اعلام کرد که در صورت توافق بر سر شرایط، این مذاکرات طی دو یا سه هفته آتی آغاز خواهند شد. ایران نیز پس از توافق اولیه در این دور از مذاکرات، آماده است وارد گفتوگوی مستقیم با واشنگتن شود.
بااینحال، مقامات آمریکایی اعلام کردهاند که به منظور تقویت حضور نظامی خود در خاورمیانه، اعزام نیروی بیشتر به منطقه را در دستور کار قرار دادهاند. به ادعای یکی از مقامات وزارت دفاع آمریکا، این تقویت شامل اعزام هواپیماهای اف-۱۵، اف-۱۶ و اف-۳۵ به منطقه است. همچنین، بمبافکنهای رادارگریز بی-۲ به پایگاه دیهگو گارسیا در اقیانوس هند منتقل شدهاند که این اقدام بخشی از تلاشهای گستردهتر ایالات متحده برای افزایش قدرت بازدارندگی در برابر تهدیدات ایران است.
این مقام آمریکایی همچنین اعلام کرد که دو ناو هواپیمابر، هری ترومن و کارل وینسون، همزمان به خاورمیانه اعزام خواهند شد و تعداد نیروهای نظامی ایالات متحده در منطقه به حدود ۴۰ هزار نفر خواهد رسید. این اعزامها به گفته مقامات، پیامی روشن به ایران و حوثیها در یمن است که بهویژه بر تقویت توان بازدارندگی ایالات متحده در برابر تهدیدات منطقهای تأکید دارد. همزمان، مؤسسه امنیت ملی آمریکا (JINSA) گزارش جدیدی منتشر کرد که نشان میدهد پنجره زمانی برای استفاده از «مکانیسم ماشه» در قطعنامه ۲۲۳۱ شورای امنیت سازمان ملل که به ایران تحریمهای سازمان ملل را بازمیگرداند، محدود است و این مهلت نهایتا تا خردادماه ۱۴۰۴ به پایان میرسد. در واقع، مهلت واقعی برای اعمال این تحریمها بسیار کوتاهتر از آنچه پیشتر تصور میشد، و به نظر میرسد این مقطع زمانی کوتاه، موانعی را برای دیپلماسی مؤثر با ایران ایجاد کند.
ایران در نامه به ترامپ اعلام کرده که آماده گفتوگو از طریق یک کشور ثالث است!
در ادامه همین فضای مبهم، والاستریتژورنال هم طی گزارشی به نقل از مقامات آمریکایی اعلام کرده که ایالات متحده به دنبال برگزاری مذاکرات هستهای مستقیم با ایران است. در صورتی که ایران موافقت کند، این گفتوگوها نخستین دور از مذاکرات مستقیم و پیوسته بین دو کشور از زمان تصمیم رئیسجمهور ترامپ در سال ۲۰۱۸ برای خروج از توافق هستهای خواهد بود. ترامپ در اظهاراتی در روز پنجشنبه به خبرنگاران گفت برگزاری مذاکرات مستقیم میتواند روند گفتوگوها را تسریع کرده و به طرفین این امکان را بدهد که یکدیگر را بهتر درک کنند، بدون نیاز به واسطهها.
در پاسخ به این درخواست، مقامات ایرانی هیچ اظهارنظری نداشتهاند، اما هفته گذشته، سران ایران در نامهای به ترامپ اعلام کردند که آمادگی خود را برای گفتوگوهای غیرمستقیم، با میانجیگری یک کشور ثالث، ابراز کردهاند. از سوی دیگر، مقامات ایالات متحده تصریح کردند که دولت ترامپ به دنبال گفتوگوهای مستقیم میان مقامات ارشد دو طرف است و تمایل دارد از روشهای پیچیدهای که در آن پیامها از طریق واسطهها منتقل میشود، اجتناب کند. برخی مقامات پیشبینی میکنند که استیو ویتکاف، نماینده ویژه دولت ترامپ در امور خاورمیانه، ممکن است نقش مهمی در این مذاکرات ایفا کند. با این حال، هیچ مکان یا تیم خاصی برای این گفتوگوها اعلام نشده است.
گزارش والاستریتژورنال هم لحن دوپارهای به تبعیت از فضای مبهم بین جنگ و مذاکره دارد. چون این رسانه در ادامه مدعی است «در حالی که ایران به سرعت در حال افزایش ذخایر مواد شکافتپذیر است، کارشناسان هشدار دادهاند که ایران تنها چند هفته فاصله دارد تا مقدار کافی مواد شکافتپذیر برای ساخت سلاح هستهای تولید کند. ترامپ بارها اعلام کرده که به دنبال حلوفصل دیپلماتیک است، اما در عین حال تهدید کرده که اگر ایران برای بازگشت به مذاکرات هستهای اقدام نکند، ایالات متحده ممکن است گزینه نظامی را در دستور کار قرار دهد. وی همچنین در نامهای به ایران اعلام کرده بود که یک مهلت دو ماهه برای دستیابی به توافق وجود دارد».
در پاسخ به این شرایط، ایالات متحده فشارهای نظامی و دیپلماتیک خود را افزایش داده است. پنتاگون حضور نظامی خود در خاورمیانه را گسترش داده و دو گروه ضربتی حامل هواپیماها به منطقه اعزام کرده است. همچنین، جنگندههای F-35، بمبافکنهای B-2 و سامانههای دفاع هوایی پاتریوت به منطقه فرستاده شدهاند. ایالات متحده تأکید کرده که این تحرکات به منظور حمایت از عملیات علیه حوثیها در یمن است، نه آمادهسازی برای حمله به ایران.
کاخ سفید همچنین هشدار داده است که در صورت حمله حوثیها به نیروهای آمریکایی، ایران مسئول خواهد بود. از سوی دیگر، مقامات و کارشناسان معتقدند ایران به ساخت سلاح هستهای نزدیکتر از هر زمان دیگری است و احتمالا تنها چند ماه با آن فاصله دارد، در صورتی که تصمیم به پیشبرد برنامههای خود بگیرد. سینگ، مقام سابق شورای امنیت ملی ایالات متحده، در ارزیابی خود نسبت به مهلت دو ماههای که ترامپ در نامهاش به ایران ذکر کرده، هشدار داده است که این فشار میتواند واشنگتن و تهران را به اتخاذ تصمیمات دشواری وادار کند. در شرایطی که دولت ترامپ امیدوار است از اقدام نظامی جلوگیری کند، این مهلت به احتمال زیاد بر روند تصمیمگیری در کاخ سفید تأثیر خواهد گذاشت.
صبر کم ترامپ برای توافق با ایران
در این بین اندیشکده کوئینسی طی گزارشی خود و از منظری متفاوت به تحلیل مواضع دونالد ترامپ در سیاست خارجی پرداخته است. به اعتقاد این اندیشکده، ترامپ بارها ادعا کرده که میتواند به سرعت به جنگهای جهانی پایان دهد، اما به وضوح از اینکه دیگر رهبران جهانی مطابق میل او عمل نمیکنند، ناراحت است. در هفته گذشته، او از عدم توافق مسکو درخصوص اوکراین «عصبانی» بود و تهدید کرد که ممکن است تعرفههای جدیدی بر فروش نفت روسیه اعمال کند. علاوه بر این، او هشدار داد که اگر ایران توافق نکند، «بمباران خواهد شد». این مواضع تند، به نظر نمیرسد بخشی از استراتژی «مرد دیوانه» باشد، بلکه نشاندهنده نیاز ترامپ به نمایش قدرت و تأثیرگذاری جهانی است. در این راستا، اقدام ولادیمیر پوتین برای درخواست کشیدن پرترهای از ترامپ -که به گفته استیو ویتکاف، نماینده ویژه پوتین در خاورمیانه، به ترامپ تحویل داده شد- نمونهای از تملق استراتژیک است که هدف آن بهدستآوردن امتیاز از ترامپ است. ایران نیز به خوبی متوجه این ویژگی ترامپ است و ممکن است از این نیاز او برای نمایش قدرت جهانی به نفع خود استفاده کند تا در مذاکرات هستهای امتیازاتی از آمریکا کسب کند.
بنابراین ناپایداری ترامپ باعث شده رهبران جهانی و حتی مشاوران خودش در تلاش باشند تا با سیاست خارجی غیرقابل پیشبینی او کنار بیایند یا از آن بهرهبرداری کنند. به همین دلیل، رئیسجمهور ایران، مسعود پزشکیان، پس از تهدیدهای ترامپ تأکید کرد که «مسیر مذاکرات غیرمستقیم همچنان باز است»، در حالی که یکی از فرماندهان سپاه پاسداران انقلاب اسلامی هشدار داد که نیروهای آمریکایی مستقر در «حداقل 10 پایگاه اطراف ایران» در وضعیتی آسیبپذیر قرار دارند. این وضعیت نشان میدهد که با سیاستهای واکنشی ترامپ، تعیین خطوط قرمز او برای رقبا سخت است.
در این راستا، ماجرای نامهای که ترامپ در تاریخ پنجم مارس برای ایران ارسال کرده نیز بهطور غیرمستقیم به این موضوع اشاره دارد. ترامپ محتوای نامه را فاش نکرد، اما در سخنرانی خود در دفتر بیضیشکل در ششم مارس به آن اشاره کرده و گفته بود: «من ترجیح میدهم توافق صلح داشته باشیم، اما ما میتوانیم توافقی داشته باشیم که همانطور که یک پیروزی نظامی باشد». در پی این سخنان، ترامپ به ایران هشدار داد اگر مذاکرات پیش نرود، وضعیت به سمت اقدامات نظامی خواهد رفت.
ترامپ از ایران خواسته است تأسیسات هستهای خود را کاملا برچیند؛ خواستهای که هیچ مقام ایرانی نمیتواند آن را بپذیرد. ایران نیز بهطور آشکار اعلام کرده است «مذاکرات» برای حل مسائل نیست، بلکه برای تحمیل خواستههای غرب است. اگر این ارزیابی ایران صحیح باشد، ممکن است ایالات متحده، اسرائیل و ایران به سمت رویارویی نظامی پیش بروند. در نهایت، نخستوزیر اسرائیل، بنیامین نتانیاهو، از رویکرد ترامپ حمایت کرده است. درحالیکه برخی از رسانههای اسرائیلی شش هفته پیش گمانهزنی میکردند که نتانیاهو و ترامپ ممکن است درباره حمله به ایران اختلاف نظر پیدا کنند، اما اکنون به نظر میرسد نتانیاهو سخنان ترامپ را بهعنوان چراغ سبز برای حمله به تأسیسات هستهای ایران برداشت کرده است. بااینحال، چنین حملهای با توجه به ناآرامیهای داخلی اسرائیل، چالشهای زیادی خواهد داشت.
سه سناریوی پیشروی ایران و آمریکا
با توجه به فضای مبهم کنونی در روابط میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده آمریکا، سه سناریوی محتمل پیشروی تحلیلگران سیاست خارجی قرار دارد و پرسشی بنیادین همچنان مطرح است که «آینده تعامل تهران و واشنگتن به کدام سو خواهد رفت؟»؛ آیا روند اعمال فشارهای اقتصادی و جنگ روانی بدون آنکه به تقابل مستقیم منجر شود، ادامه خواهد یافت یا اینکه این فضای خاکستری در نهایت به برخوردی نظامی و درگیری مستقیم خواهد انجامید؟ یا شاید روزنهای هرچند محدود، برای بازگشت به مسیر گفتوگو و تعامل دیپلماتیک باقی مانده باشد؟ جواب هر باشد و در هر صورتی، سال ۱۴۰۴ را باید نقطهای تعیینکننده در مسیر پرفرازونشیب روابط ایران و آمریکا قلمداد کرد؛ سالی که ممکن است آینده این مناسبات را برای سالها رقم بزند. در ادامه، روایت هر یک از این سناریوها را از زبان سه نفر از تحلیلگران حوزه روابط بینالملل مرور خواهیم کرد؛ چهرههایی که هر یک نماینده یکی از این مسیرهای محتمل هستند؛ از احتمال احیای دیپلماسی و آغاز مذاکرات مستقیم تا سناریوی «فشار حداکثری بدون شلیک گلوله» و در نهایت خطر واقعی درگیری نظامی. سه روایت از آیندهای که هنوز نوشته نشده، اما نشانههای آن از هماکنون نمایان است.
سیدجلال ساداتیان: مذاکرات مستقیم میان ایران و آمریکا در دسترستر از همیشه است
سیدجلال ساداتیان، دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بینالملل، در گفتوگوی خود با «شرق» و در ارزیابی تحولات، بر این باور است که «شرایط فعلی، بیش از هر زمان دیگری به سمت بازشدن مسیر گفتوگوهای مستقیم میان ایران و ایالات متحده در حرکت است». او با اشاره به سخنان ترامپ مبنی بر تمایل تهران به گفتوگوی بیواسطه، اعتقاد دارد «وقتی یک رئیسجمهور آمریکا اینطور بیپرده اعلام میکند که ایران خواهان گفتوگوی مستقیم است، باید این نشانهها را جدی گرفت». نماینده ادوار مجلس تأکید میکند: «در دیپلماسی، مسیر از پیامهای غیررسمی آغاز شده و به تدریج میتواند به میز مذاکره ختم شود، بهویژه وقتی هر دو طرف احساس کنند که زمان به ضررشان در حال حرکت است». او میافزاید: «از یک سو ایران تحت فشارهای اقتصادی و تحریمهای سنگین قرار دارد و از سوی دیگر، ترامپ بهشدت به یک دستاورد دیپلماتیک نیاز دارد، بهویژه در آستانه انتخابات».
به باور این تحلیلگر، «اخبار منتشرشده درباره گفتوگوهای غیرمستقیم که ممکن است در هفتههای آتی به مذاکره مستقیم بینجامد، نمیتواند بدون رضایت سطوح بالای تصمیمگیری در ایران باشد». بنابراین ساداتیان تصریح میکند که «وقتی ایران حتی در نامهای از آمادگی برای گفتوگو از طریق کشور ثالث خبر میدهد، این نشان میدهد که در نظام تصمیمگیری جمهوری اسلامی، مذاکره نه یک تابو بلکه گزینهای محتمل است». او در پایان تأکید دارد: «اگر هر دو طرف هوشمندانه عمل کنند، میتوان از پنجره محدود خردادماه برای تنشزدایی استفاده کرد. فرصت برای دیپلماسی هست، اما همیشگی نیست».
جلال میرزایی: آمریکا دنبال فروپاشی اقتصاد ایران با جنگ روانی است، نه با بمباران
جلال میرزایی، نماینده ادوار مجلس و تحلیلگر سیاسی، در گپوگفت خود با «شرق»، روایتی متفاوت از شرایط موجود ارائه میدهد. به باور او، «هدف ایالات متحده از تحرکات اخیر در منطقه، نه حمله نظامی، بلکه القای فضای دائمی تهدید برای تشدید فشارهای روانی و اقتصادی بر جمهوری اسلامی ایران است». نماینده ادوار مجلس گفته خود را اینگونه تشریح میکند: «شما اگر دقیق نگاه کنید، همه اقدامات آمریکا، از اعزام ناو هواپیمابر گرفته تا استقرار بمبافکنهای رادارگریز، پیش از آنکه رنگ و بوی اقدام نظامی داشته باشند، ابزارهایی برای یک جنگ روانی حسابشده هستند».
از این منظر است که میرزایی تأکید میکند «هدف این جنگ، ایجاد بیثباتی در بازارهای داخلی ایران و تشدید انتظارات تورمی در جامعه است». به گفته او، «وقتی دائما از احتمال جنگ و درگیری صحبت میشود، سرمایهگذار داخلی نگران میشود، مردم برای خرید ارز و طلا صف میکشند و در نهایت، اقتصاد خودش را از درون میخورد». تحلیلگر ارشد حوزه سیاست خارجی با اشاره به تجربههای پیشین تحریم و تهدید در سالهای مختلف اذعان دارد: «آمریکا از این الگو استفاده کرده تا بدون شلیک یک گلوله، نظام اقتصادی ایران را دچار فرسایش کند». بنابراین به زعم او، «درواقع هدف، فروپاشی اقتصاد از درون است؛ نه به وسیله موشک، بلکه با کمک ترس، بیاعتمادی و اضطراب عمومی».
نماینده مجلس دهم این را هم اضافه میکند که «این روش جنگی، بهمراتب کمهزینهتر از عملیات نظامی است و برای واشنگتن جذابیت بالاتری دارد، بهویژه وقتی درگیر سایر بحرانهای جهانی ازجمله اوکراین و تایوان است». بااینحال، میرزایی هشدار میدهد: «ایران نباید در دام این جنگ بیصدا بیفتد و باید در مسیر تقویت اعتماد عمومی، ثبات اقتصادی و شفافیت در تصمیمگیریها حرکت کند؛ چراکه این اقدامات تنها راه مقابله با این مدل جدید از فشار آمریکاست». البته او در نهایت «آغاز مذاکرات با واشنگتن را هم مدنظر قرار میدهد و بر آن تأکید دارد».
فرشید باقریان: تنشها واقعیاند، احتمال درگیری نظامی بالا رفته است
علیرغم آنچه گفته شد، فرشید باقریان، تحلیلگر ارشد مسائل بینالملل، در گفتوگوی خود با «شرق» از زاویهای متفاوت به تحولات اخیر نگاه میکند. او برخلاف برخی تحلیلگران که تنشها را صرفا ابزاری برای فشار دیپلماتیک میدانند، بر این باور است که نشانههای واقعی و ملموسی از احتمال وقوع درگیری نظامی میان ایران و آمریکا وجود دارد. باقریان معتقد است مجموعه اقدامات آمریکا، از اعزام دو ناو هواپیمابر به منطقه تا افزایش سطح آمادهباش در پایگاههای اطراف ایران، نشانههایی از ورود به فاز عملیاتی است. این مفسر اذعان دارد: «اگر بخواهیم صادقانه تحلیل کنیم، این حجم از آرایش نظامی صرفا برای نمایش یا تهدید روانی نیست. وقتی بمبافکنهای B-2 و جنگندههای F-35 به دیهگو گارسیا اعزام میشوند، به معنای فعالشدن گزینههای عملیاتی است».
او همچنین به مؤلفه زمان اشاره میکند و میگوید: «مهلت محدود قطعنامه ۲۲۳۱ و فشار داخلی بر ترامپ برای نشاندادن قدرت، این احتمال را بیشتر میکند که آمریکا یا متحدانش برای یک اقدام محدود اما مؤثر آماده شوند». باقریان در بخش دیگری از گفتوگوی خود، به نزدیکی ایران به ظرفیت هستهای اشاره میکند و هشدار میدهد که «وقتی کارشناسان میگویند تهران تنها چند هفته تا رسیدن به ظرفیت تولید سلاح هستهای فاصله دارد، برای اسرائیل و بخش تندرو سیاست آمریکا این یک خط قرمز است». او در پایان تأکید میکند: «گرچه کسی خواهان جنگ نیست، اما تاریخ بارها نشان داده که سوءتفاهم یا یک حادثه کوچک میتواند به جنگی تمامعیار منجر شود. ایران باید در عین حفظ آمادگی، مانع از افتادن در تله تحریکات شود»./شرق
نظر شما :