فرصتهایی که از دست رفتهاند
گرفتاریهای تحریم برای اقتصاد ایران

دیپلماسی ایرانی: تحریم هزینه های بسیاری را متوجه کشور کرده و جلوی توسعه ایران در بسیاری از زمینه ها را گرفته است. در ادامه این مطلب بعضی از محدودیت ها و مشکلاتی که تحریم متوجه اقتصاد ایران کرده است را برمی شمریم.
1- وضعیت پیچیده اقتصادی و لزوم کنترل اَبَرتورمها در ایران:
تحریمهای اقتصادی در یک دهه گذشته، اقتصاد ایران را به وضعیتی سوق داده که کالاهای بسیار سادهای مانند لپتاپ، پلیاستیشن و حتی خودرو که در سایر کشورها بهراحتی خریداری میشوند برای بخش زیادی از اقشار ایرانی تبدیل به یک آرزو شده است. فاصله خرید خانه در عربستان سعودی به سه سال رسیده و در بسیاری از کشورهای جهان این عدد حدود پنج سال است، درحالیکه در ایران این فاصله به یک قرن افزایش یافته است. ابرتورمهای ایران، علاوه بر بلاتکلیف کردن خانوارها و نابودی آرزوهای ایرانیان، بخشهایی مانند تولید و تجارت را نیز مختل کرده است. ریشه بخشی از معضلات اجتماعی، از جمله افزایش طلاق و جرم و همچنین مشکلاتی مانند پروندههای مهریه و... مسئله اقتصادی است.
2- بازار بکر ایران برای غرب:
ایران یک بازار بکر را برای محصولات خارجی داراست. با توجه به تحریمهای آمریکا که ورود کالاهای غربی را به ایران دشوار کرده است، رفع تحریمها میتواند سود هنگفتی را نصیب جهان غرب کند و متقابلاً رضایتی را در میان مردم ایران، ناشی از استفاده از محصولات غربی، ایجاد کند و علاوه بر این ایجاد وابستگی اقتصادی، از چالش بین ایران و جهان غرب خواهد کاست.
3- لزوم صنعتیشدن ایران برای کاهش وابستگی به نفت:
باید به این موضوع اشاره کرد که دستگاههای صنعتی ایران به دلیل تحریمهای آمریکا فرسوده و ناکارآمد شدهاند، درحالیکه نمونههای مشابه در ترکیه و دیگر کشورها با مصرف انرژی کمتر، بهرهوری بسیار بالاتری دارند. بهرهوری پایین دستگاههای تولید ایران، همراه با عدم امکان صادرات کالاهای ایرانی به دلیل تحریمها و نبود FATF، باعث شده است که تولید ناخالص داخلی ایران که از ترکیه و عربستان پیشی گرفته بود، در یک دهه گذشته به حدود یکسوم ترکیه و نصف عربستان برسد. عدم صادرات کالاهای ایرانی و عدم ورود ارز به کشور، به سفتهبازی و مشاغل کاذب بهجای تولید دامن زده و این مسئله یکی از عوامل اَبَرتورمهای فعلی ایران محسوب میشود. باید به این موضوع اشاره کرد که در شرایط تحریمی که کالاهای ایران در خارج از کشور خریداری ندارد، سخن از اقتصاد بدون نفت عملا بی فایده است.
4- لزوم فراهمشدن بستری برای تنوع سبد صادراتی و سرمایهگذاری ایران:
در یک دهه گذشته، ایران درگیر تحریمها بوده است، درحالیکه کشورهایی مانند روسیه، عربستان، قطر و ترکیه، به دلیل سوآپ منابع انرژی، سهم ایران از بازارهای جهانی را به خود اختصاص دادهاند.
در این جا این پرسش مطرح می شود که چرا در شرایطی که روسیه به دلایل امنیتی، نظامی و تحریمها از بازارهای انرژی اروپا حذف شده است، ایران نباید از این فرصت برای تنوعبخشی به سبد صادراتی خود استفاده کند و همزمان با بازارهای انرژی چین، تأمینکننده بخشی از انرژی مورد نیاز اتحادیه اروپا، بهویژه گاز، در غیاب روسیه باشد؟ ایران میتواند سوآپ انرژی روسیه را در شرایط تحریمها بر عهده گیرد. طی این سالها، کشورهای عربی در غیاب ایران، میلیاردها دلار از فروش منابع انرژی درآمد کسب کردهاند و این مبالغ را در غرب سرمایهگذاری کردهاند. ایران نیز میتواند از این الگو برای توسعه اقتصادی و گسترش نفوذ سیاسی خود در غرب بهره ببرد.
5- لزوم ازمیانرفتن انحصار در تولید و رقابت کالاهای ایرانی با نمونههای خارجی:
در غیاب محصولات خارجی، عملاً کالاهای ایرانی مزیت رقابتی خود را ازدستدادهاند و بازار ایران از محصولات چینی با گرید پایین و کالاهای کمکیفیت ایرانی اشباع شده است. در صورت اتخاذ سیاست درهای باز، تولیدکنندگان و واردکنندگان ایرانی ناگزیر خواهند بود قیمت و کیفیت محصولات خود را با استانداردهای جهانی تطبیق دهند. هرچند این مسئله در کوتاهمدت ممکن است به ضرر برخی تولیدکنندگان داخلی باشد؛ اما در بلندمدت به نفع تولید ملی است و یک مزیت رقابتی میان کالاهای ایرانی و محصولات غربی ایجاد میکند. مهمتر از همه، این روند به ازبینرفتن رانت و انحصار در اقتصاد ایران منجر خواهد شد.
6- کاهش قیمت تمامشده کالاها، محصولات کشاورزی و کاهش تورم:
در حال حاضر، به دلیل واردات بخشی از مواد خام، قیمت تمامشده تولید کالا در ایران بالاست. این مسئله، همراه با محدودیتهای وارداتی، به تورم بخش کالاها در ایران دامن زده است. در حوزه محصولات کشاورزی نیز، باتوجهبه اینکه ایران کشوری خشک است و بخشی از محصولات کشاورزی خود را از خارج تأمین میکند، رفع تحریمها میتواند تورم مواد غذایی را بهطور قابلتوجهی کاهش دهد.
7- لزوم جذب سرمایهگذاری خارجی و بازگشت برندها:
درحالیکه همه کشورها سالانه سرمایهگذاریهای خارجی متعددی جذب میکنند، ایران به دلیل سیاستهای اعمال فشار آمریکا از این فرصت محروم بوده است. هیچ سرمایهگذار خارجی به سرمایهگذاری در ایران حاضر نیست و خروج برندهای خارجی از بازار ایران را شاهد هستیم. رفع تحریمها میتواند بازارهای بکر ایران را به مقصدی مناسب برای جذب سرمایهگذاری خارجی تبدیل کند.
8- تکمیل طرحهای کریدوری در ایران:
به دلیل تحریمها، تمامی طرحهای کریدوری چین و هند از مسیر ایران بلاتکلیف ماندهاند. در شرایط غیرتحریمی، عبور جاده ابریشم نوین چین و جاده کتان هند از ایران و بهرهبرداری از بنادر چابهار، میتواند سالانه دهها میلیارد دلار برای ایران درآمد ایجاد کند.
9- محروم نشدن از درآمدهای گردشگری:
کشورهایی مانند ترکیه سالانه میلیاردها دلار از محل گردشگری درآمد کسب میکنند اما ایران، باوجود داشتن تمدنی کهن و جاذبههای بیشمار تاریخی و فرهنگی، به دلیل تحریمها از این درآمدها محروم است. رفع تحریمها میتواند درآمدهای هنگفتی از صنعت گردشگری را برای ایران به ارمغان بیاورد.
10- توسعه روابط اقتصادی با همسایگان:
عراق که تاکنون از تحریمهای آمریکا علیه ایران معاف بوده، نمونهای موفق در توسعه روابط اقتصادی ایران محسوب میشود. در شرایط غیرتحریمی، این تجربه میتواند در مقیاس وسیعتری برای سایر همسایگان ایران نیز تکرار شود و کشورهای همسایه به بازار کالاهای مصرفی و انرژی ایران تبدیل شوند.
نظر شما :