بر سر اعزام کشتی های ایرانی به ونزوئلا

آمریکا این بار در برابر ایران کوتاه نمی آید

۱۵ تیر ۱۳۹۹ | ۱۶:۱۲ کد : ۱۹۹۲۹۳۹ آمریکا انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: عبدالرحمن فتح الهی
هادی اعلمی فریمان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی بر این باور است: به نظر می‌رسد که حکم قاضی فدرال آمریکایی برای توقیف این چهار نفتکش‌ ایرانی عازم ونزوئلا گام اول برای تقابل جدی تر با ایران در این رابطه است. حال نکته مهم اینجا است هنگامی که در گام اول مسئله از طریق حقوق و قوانین پی گرفته می شود یعنی اینکه کاخ سفید به دنبال مشروعیت بخشی به اقدامات بعدی خود برای توقیف و یا احتمالاً حمله نظامی محدود به این نفتکش هاست، فارغ از این که حق با آنها باشد یا نباشد. اینجا منطق امریکایی حکم می کند که به هر طریق ممکن باید جلوی روند اعزام کشتی‌ها و نفتکش‌های ایرانی به ونزوئلا گرفته شود.
آمریکا این بار در برابر ایران کوتاه نمی آید

دیپلماسی ایرانی – جیمز بوسبرگ، قاضی فدرال آمریکا بامداد جمعه گذشته دستور مصادره محموله‌های نفتی و توقیف چهار نفتکش ایرانی را که به‌سمت ونزوئلا در حرکت هستند، صادر کرد. پیرو این مسئله وزارت دادگستری آمریکا نیز اعلام داشت که قاضی فدرال دستور داد چهار نفتکش ارسالی ایران به ونزوئلا توقیف و محموله‌های آن مصادره شوند. پنجشنبه گذشته بود که دادستان‌های آمریکایی به‌منظور جلوگیری از تداوم روابط تجاری ایران و ونزوئلا، با تنظیم شکوائیه‌ای خواستار توقیف محموله نفتکش‌هایی شدند که از ایران به ونزوئلا سوخت حمل می‌کنند. در این راستا بسیاری معتقدند که ایالات متحده آمریکا این بار در برابر موج دوم اعزام نفتکش‌های ایرانی به سمت ونزوئلا دست به اقدامات جدی خواهد زد. دیپلماسی ایرانی برای بررسی بیشتر این مسائل، گفت‌وگویی را با هادی اعلمی فریمان، کارشناس و پژوهشگر مسائل آمریکای لاتین ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

بعد از انفعال اروپا آمریکایی‌ها در قبال اعزام ۵ نفتکش ایرانی (کلاول، فاکسون، فورچون، پتونیاو فارست) به سمت ونزوئلا این بار گویا کاخ سفید به دنبال توقف روند اعزام نفتکش های حامل مواد سوختی از جمهوری اسلامی ایران به سمت ونزوئلا است. در این راستا جیمز بویسبرگ، قاضی فدرال آمریکا دستور توقیف محموله چهار کشتی (بلا، برینگ، پاندی و لونا) را صادر کرده است؛ چهار نفتکشی که گمان می‌رود در مجموع در حال انتقال ۱.۲ میلیون بشکه به ونزوئلا هستند. اگر چه که پیشتر احتمال اعزام مجدد نفتکش های ایرانی به سمت ونزوئلا مطرح بود. چون که ارزش ۱.۵ میلیون بشکه بنزین و ماده شیمیایی «الکیل» برای افزایش درجه اکتان و بهسوزی بنزین که به وسیله پنج نفتکش مذکور از مقصد ایران راهی ونزوئلا شد به مراتب کمتر از ۹ تن طلا با عیار بالای ۱۰ است که به ادعای برخی رسانه ها و مقامات دیگر کشورها به عنوان هزینه خرید این محموله از سوی کاراکاس به تهران پرداخت شده است. لذا با یک محاسبه سرانگشتی کل ارزش این محموله‌ها در بازارهای منطقه‌ای آمریکا حدود ۴۵ تا ۵۰ میلیون دلار است، در حالی که ارزش ۹ تن طلای ادعایی حدود ۵۰۰ میلیون دلار است. این مسئله نشان از این دارد که احتمالاً ونزوئلا برنامه جدی برای تداوم خرید بنزین و مواد شیمیایی از ایران دارد و پول آن را هم از قبل پرداخت کرده است و به تبع آن هم تهران به دنبال تکرار اعزم نفتکش ها به سمت این کشور باشد. حال پیرو این نکات و از نگاه شما آیا این دست اقدامات آمریکایی ها مانند دور پیشین که به تهدید دیپلماتیک و حتی اعزام ناوهای جنگی منجر شد در حد سیاسی باقی خواهد ماند و یا اینکه ایالات متحده اجازه حضور این نفتکش‌ها را در خاک ونزوئلا نخواهد داد؟

من فکر می کنم این بار مسئله بسیار جدی تر از دور پیشین است. چون برای ایالات متحده آمریکا قابل تحمل نخواهد بود که اعزام نفتکش‌های ایرانی به سمت ونزوئلا به یک روند و پروسه دائمی بدل شود. خصوصاً که بعد از حضور ۵ نفتکش ایرانی در خاک ونزوئلا یک موج از انتقادات گسترده رسانه‌ای و سیاسی از جانب جریان های تندروی هیات حاکمه علیه دونالد ترامپ و انفعال وی در برابر این اقدام تهران و کاراکاس را شاهد بودیم؛ انتقاداتی که بیشتر روی این محور بود که چرا علی رغم تمام تلاش‌هایی که برای تغییر رژیم، هم در ونزوئلا و هم در جمهوری اسلامی ایران در حال پیگیری بود اجازه چنین اقدامی برای حضور نفتکش‌های ایرانی در خاک ونزوئلا داده شد؟ لذا به نظر می‌رسد که حکم قاضی فدرال آمریکایی برای توقیف این چهار نفتکش‌ ایرانی عازم ونزوئلا گام اول برای تقابل جدی تر با ایران در این رابطه است. حال نکته مهم اینجا است هنگامی که در گام اول مسئله از طریق حقوق و قوانین پی گرفته می شود یعنی اینکه کاخ سفید به دنبال مشروعیت بخشی به اقدامات بعدی خود برای توقیف و یا احتمالاً حمله نظامی محدود به این نفتکش هاست، فارغ از این که حق با آنها باشد یا نباشد. اینجا منطق امریکایی حکم می کند که به هر طریق ممکن باید جلوی روند اعزام کشتی‌ها و نفتکش‌های ایرانی به ونزوئلا گرفته شود. به هر حال بعد از حضور نفتکش‌های ایرانی در خاک ونزوئلا عملاً موازنه قوا به نفع ایران در نظام بین الملل تغییر پیدا کرد. چون همان گونه که اشاره کردم اکنون هیات حاکمه آمریکا این انتقاد را دارند که چرا با وجود فشارها و سیاست تحریمی سنگین علیه تهران و کاراکاس که سبب شده بود موازنه قوا به سمت واشنگتن چرخش پیدا کند، ایران توانست نفتکش های خود را به حیاط خلوت ایالات متحده در آمریکای لاتین و به خصوص ونزوئلا بکشاند؟ بنابراین آمریکا برای بازگرداندن موازنه قوا به سمت خود برنامه جدی برای توقف نفتکش های ایرانی خواهد داشت.

پیرو نکات شما اگر ایالات متحده آمریکا این بار خیال کوتاه آمدن در برابر ایران را نداشته باشد و در سایه حکم قاضی فدرال اقدامات فراسرزمینی را علیه نفتکش های انجام دهد و به قول شما کار به توقیف و یا حمله محدود به نفتکش ها کشیده شود واکنش تهران چه خواهد بود؟ آیا امکان دارد ایران در منطقه خلیج فارس دست به موازنه مجدد قوا بزند؟ 

با وجود آنکه تهران سعی می کند از تنش مستقیم با ایالات متحده آمریکا در شرایط کنونی اقتصادی و معیشتی داخلی پرهیز کند. اما در صورت هرگونه اقدام از جانب ایالات متحده آمریکا برای توقیف نفتکش های ایرانی امکان وقوع هر سناریویی از جانب تهران وجود دارد. در این راستا و پیرو سوالتان محتمل ترین سناریو آن است که جمهوری اسلامی ایران در مناطق پیرامونی خود به خصوص خلیج فارس واکنش و عکس العمل خود را نشان دهد. البته در این راستا باید دو نکته مهم را مد نظر قرار دارد؛ اول اینکه روند تحریم ها علاوه بر دولت ها به اشخاص نیز کشیده شده است. یعنی ایالات متحده آمریکا به جز تحریم دولت، وزارتخانه‌ها، نهادها و سازمان های ایرانی اقدام به تحریم نفتکش ها و خدمه آن کرده است. از این رو اکنون در وهله اول خود نظام های کشتیرانی بین المللی بیش از همه احساس خطر و تهدید می‌کنند. در سایه این نکته نظام کشتیرانی که با پرچم دیگر کشورها نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری خود را به سایر نقاط جهان اعزام می کنند دیگر تمایلی به همکاری با ایران در خدمات دهی به نفتکش‌های ایرانی و یا در اختیار قرار دادن نفتکش های خود در مسیر ونزوئلا نخواهند داشت. چون خود نفتکش‌ها و خدمه آن می تواند نیز جزو لیست تحریمی آمریکا قرار گیرد. نکته دوم ناظر بر این مسئله است که اگر در نهایت کار به توقیف نفتکش های ایرانی در آب های دریای کارائیب برسد می‌توان این انتظار را داشت که تنش ها بین تهران و واشنگتن به مناطق دیگر کشیده شود، اما قطعاً این تنش ها گسترده نخواهد بود، بلکه تنش ها محدود خواهد بود. ولی واکنش ها و عکس‌العمل‌های تهران و واشنگتن در ادامه می‌تواند شدت و گستردگی تنش را تعیین کند.

بعد از حضور نفتکش‌های ایرانی در ونزوئلا شاهد افزایش گسل دیپلماتیک اروپایی ها با ونزوئلا بودیم. در این راستا علاوه بر به رسمیت شناختن خوان گوایدو به عنوان رئیس‌جمهور ونزوئلا از جانب انگلستان شاهد بودیم دادگاه عالی این کشور (انگلیس) پس از بررسی دادخواست بانک مرکزی ونزوئلا برای استرداد ۸۹۰ میلیون یورو ذخیره طلای این کشور تصمیم به پرداخت آن به دولت موازی مخالفان به رهبری خوان گوایدو گرفت. اینها علاوه بر آن است که اتحادیه اروپا روز دوشنبه ۱۱ مقام ونزوئلا از جمله «لوئیس پارا»، رییس «مجمع ملی» را تحریم کرد. مجموعه این شرایط سبب شد که در آن سو نیکلاس مادورو، رئیس جمهوری ونزوئلا تهدید به اخراج نماینده اتحادیه اروپا از خاک ونزوئلا را مطرح کند که در نهایت اجرایی نشد. با توجه به این شرایط و قرار گرفتن اروپایی ها در مسیر ایالات متحده آمریکا آیا امکان دارد که پرونده اقدامات ایران در خصوص اعزام نفتکش به ونزوئلا به شورای امنیت کشیده شود؟

من احتمال کشیده شدن پای ایران به شورای امنیت به واسطه اعزام نفتکش ها به سمت ونزوئلا را بعد از اقدامات حقوقی و قضایی آمریکا به منظور توقیف این نفتکش ها جدی می دانم. اگر چه در گام اول کاخ سفید همواره نسخه وزارت خزانه داری را دنبال می کند. یعنی اگر واشنگتن احساس کند که می تواند با تحریم کشتی ها، نفتکش ها و خدمه آن مانع از اعزام آنها به سمت ونزوئلا شود بیشتر سعی می کند از این طریق منافع و اهداف خود را پیش ببرد. اما اگر در ادامه این کار به نتیجه نرسد احتمال دارد برخی واکنش های محدود نظامی علیه نفتکش ها و یا در ادامه کشیده شدن پرونده به شورای امنیت در دستور کار قرار گیرد. به ویژه این که نگرش شورای امنیت نسبت به ونزوئلا در قیاس با ایران متفاوت است. به هر حال از حساسیت پرونده ایران بعد از برجام در شورای امنیت کاسته شده در صورتی که کره شمالی، ونزوئلا و نظایر آن هنوز از حساسیت بالایی در شورای امنیت برخوردار است. از طرف دیگر چون بافت جمعیتی و فرهنگی ونزوئلا تقریبا از هم پاشیده شده و بحث مهاجرت به صورت گسترده صورت گرفته است کشورهای پیرامونی ونزوئلا نیز اکنون در جبهه ایالات متحده آمریکا و اروپا قرار خواهند گرفت. یعنی کشورهایی مانند کلمبیا، پرو، برزیل و غیره نسبت به اقدامات ونزوئلا شکایت دارند. چون این کشورها معتقدند اقدامات دولت مادورو سبب شده است که طیف گسترده‌ای از جمعیت ونزوئلا به این کشورها سرازیر شوند و نرخ جرم و جنایت و قاچاق مواد مخدر بالا رود. لذا اگر ایران در قبال تهدیدها کوتاه نیاید و هم چنان به دنبال اعزام نفتکش ها به وئوزئلا باشد احتمال پرونده سازی ذیل تحولات ونزوئلا علیه ایران در شورای امنیت وجود دارد. 

آیا این اقدامات جمهوری اسلامی ایران در اعزام نفتکش‌ها به ونزوئلا می‌تواند به تقویت جایگاه دولت مادورو در میان افکار عمومی و جامعه این کشور، آن هم در آستانه انتخابات پارلمانی بینجامد. خصوصا پارلمان تنها نهاد حکومتی در ونزوئلا است که در حال حاضر تحت کنترل اپوزیسیون قرار دارد. اما در همین حال مادورو همه اختیارات را از پارلمان گرفته و آن را به مجمع قانون اساسی که نزدیک به دولت است واگذار کرده است؟
 
قطعاً این کمک‌ها و اقدامات ایران می تواند در بین هواداران سنتی دولت مادروو، چاوز و سوسیالیست های ونزوئلا اثرگذار باشد. ولی نکته اینجاست که اکنون این اقدامات در بدنه اجتماعی جامعه ونزوئلا که به واگرایی و گسل شدید با دولت کاراکاس رسیده اند چندان اثرگذار نخواهد بود. چون تمام این اقدامات ایران و ونزوئلا را یک بازی سیاسی برای توجیه و کسب وجهه دولت مادورو قلمداد می‌کنند. به هر حال وضعیت اقتصادی و معیشتی در ونزوئلا به قدری وخیم است که کمک های موردی و محدود، آن هم به این شکل که احتمالاً در آینده نزدیک به واسطه اقدامات آمریکا متوقف خواهد شد نمی تواند اثر جدی در بهبود این وضعیت داشته باشد. لذا در مجموع باید به این واقعیت اذعان داشت که اقدامات محدود ایران در کمک به دولت مادورو نمی‌تواند کل جامعه ونزوئلا را نسبت به آینده اقتصادی و معیشتی این کشور و یا توان دولت کاراکاس در کنترل شرایط خوش بین کند و باعث تقویت جایگاه دولت مادورو در بدنه اجتماعی ونزوئلا شود. به هر حال چنان که اشاره داشتید مخالفان مادورو در این کشور با این انتخابات در خطر از دست دادن آخرین پایگاه خود قرار می‌گیرند. به ویژه که احتمال اعمال نفوذ و قدرت دولت مادورو برای تغییر نتایج انتخبات پارلمانی پیش رو در ونزوئلا وجود دارد. چون پارلمان تنها نهاد حکومتی است که در حال حاضر تحت کنترل اپوزیسیون قرار دارد. اگر چه مادورو همه اختیارات را هم از پارلمان گرفته و آن را به مجمع قانون اساسی که نزدیک به دولت است واگذار کرده است.

به وضعیت نامطلوب اقتصادی و معیشتی ونزوئلا اشاره کردید. اگرچه ایران فاصله زیادی تا ونزوولایی شدن دارد، اما بسیاری معتقدند که شرایط شبهه ونزوئلایی ایران در حوزه اقتصاد و معیشت سبب شده است که دولت حتی همین قرارداد های کوچک برای اعزام مواد سوختی را به عنوان یک فرصت برای تامین و تحقق بخشی از درآمدهای خود مطرح کند. ذیل این نکته آیا در صورت توقیف نفتکش ها عازم ونزوئلا احتمال دارد ایران مجدداً اقدام به اعزام نفتکش به سمت این کشور را برای حفظ این درآمدها در دستور کار قرار دهد؟

این مسئله تا حد زیاد بستگی به منافع اقتصادی آن دارد. اگر منافع اقتصادی ناشی از این قراردادها جدی باشد ایران قطعاً مسئله اعزام مجدد نفتکش ها را در دستور کار قرار خواهد داد. به هر حال تهران از هر گونه پیشنهاد و قرارداد برای فروش نفت و یا دیگر مواد سوختی استقبال می کند، آن هم در شرایطی که هم به واسطه تحریم ها و هم به دلیل شیوع ویروس کرونا ما شاهد یک رکود جدی در فروش نفت خام به عنوان مهمترین منبع درآمد کشور هستیم. اما نکته مهم اینجاست که باید این منافع را نسبت با آثار و تبعات زیانبار آن بسنجیم. چون اگر چه امکان دارد به واسطه اعزام نفتکش ها منافع اقتصادی محدودی متوجه دولت شود، اما اگر در ادامه این اقدام به توقیف نفتکش ها و افزایش تنش با واشنگتن بینجامد شرایط انزوای ایران در مناسبات جهانی و به خصوص نظام های کشتیرانی پررنگ تر خواهد شد. پس باید منافع و مضرات مسئله را در کنار هم مورد ارزیابی قرار داد تا به یک جمع بندی درست رسید. با توجه به واقعیت موجود و اقدامات احتمالی آمریکا در قبال موج جدید اعزام نفتکش ها از جانب جمهوری اسلامی ایران به ونزوئلا من بعید می دانم که تهران بخواهد با یک لجاجت سیاسی مجدداً اقدام به اعزام نفتکش بکند.

با توجه به اینکه ساختار سیاسی ایران در یک پوست اندازی به سمت جریان راست رادیکال در حال گردش است و با روی کار آمدن مجلس یازدهم از همین طیف احتمال ریل‌گذاری و بسترسازی برای حضور رئیس جمهوری با چنین نگرشی در سال ۱۴۰۰ مطرح است بسیاری اعتقاد دارند تهران تلاش جدی برای افزایش نفوذ خود در آمریکای لاتین به منظو تقابل هر چه جدی تر با واشنگتن را در دستور کار قرار خواهد داد. ارزیابی شما در این رابطه چیست؟

من معتقدم بیش از آنکه پارامتر تغییر ساختار سیاسی و پوست اندازی سیاسی در ایران بتواند تعیین کننده نفوذ تهران در آمریکای لاتین باشد این تحولات سیاسی، دیپلماتیک و امنیتی قاره آمریکا است که می تواند شرایط را برای کاهش و یا افزایش نفوذ ایران در این منطقه فراهم کند. اول این که باید دید نتیجه انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده آمریکا چه خواهد شد و آیا دونالد ترامپ مجددا به قدرت خواهد رسید یا نه. چون در صورتی که بار دیگر دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا شود برنامه جدی برای کاهش نفوذ ایران در آمریکای لاتین و دیگر مناطق را در دستور کار قرار خواهد داد. از طرف دیگر به اعتقاد من شیوع ویروس کرونا که آمریکای لاتین را به شدت درگیر کرده سبب شده است که نوع روابط دیپلماتیک کشورهای این منطقه با جهان دستخوش تغییر شود. لذا این که کشورهای آمریکای لاتین تا چه اندازه و تا چه زمان درگیر شیوع این ویروس خواهند بود و شرایط پس از کرونا چه اقتضائات سیاسی و دیپلماتیکی برای آنها رقم خواهد زد، می تواند تعیین کننده نگاه ایران به این منطقه باشد. 

عبدالرحمن فتح الهی

نویسنده خبر

روزنامه نگار و کارشناس ارشد روزنامه نگاری سیاسی و عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: هادی اعلمی فریمان ایران ونزوئلا آمریکا


( ۲۰ )

نظر شما :

حسین ۱۸ تیر ۱۳۹۹ | ۰۲:۰۲
نظر واقع بینانه ای را این تحلیلگر بیان کردند ولی تحلیل ایشان بیشتر جنبه بزرگنمایی اقدام امریکا و ناچیز شمردن قدرت ایران است و به نوعی وادادگی در مقابل امریکا.البته نهایتا درگیری نظامی با امریکا روی خواهد داد و دیر یا زود دارد و تنها نکته ای که قابل اهمیت است این است که ایران قبل از ونزوالایی شدن باید سر امریکای افعی را بکوبد و این ممکن نیست مگر ضرب شستی جانانه به آنها با یک حمله تکان دهنده به اسراییل و یا عربستان انجام شود و البته با نیروهای نیابتی.