مسکو یا واشنگتن، کدام یک برنده بازی قدرت در زمین ونزوئلا می‌شود؟

توان بالای تهران در تقابل با واشنگتن پرونده ایران را به شدت متفاوت از ونزوئلا می کند

۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۰ کد : ۱۹۸۳۲۰۴ آمریکا انتخاب سردبیر
هادی اعلمی فریمان در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون مقایسه تاثیر تحریم های آمریکا بر تحولات ونزوئلا و ایران تصریح کرد: با وجود آن که ایالات متحده آمریکا برنامه تغییر رژیم را برای ایران و ونزوئلا در نظر دارد، اما ظرفیت و توان بالای پاسخگویی و مقابله به مثل ایران این اجازه را به واشنگتن را نمی‌دهد. لذا کاخ سفید در خصوص پرونده ایران عنوان می‌کند که تحریم‌ها و فشارها صرفاً برای تغییر رفتار تهران است. درصورتی که برای ونزوئلا پرونده به طور کلی متفاوت است و واشنگتن به کمتر از تغییر رژیم در کاراکاس رضایت نمی دهد. پس اگر توان و ظرفیت مقابله به مثل ایران هم مانند ونزوئلا پایین بود، یقیناً آمریکا به کمتر از تغییر رژیم در ایران هم رضایت نمی داد.
توان بالای تهران در تقابل با واشنگتن پرونده ایران را به شدت متفاوت از ونزوئلا می کند

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – در سایه تحولات روزها و هفته های اخیر ونزوئلا به نظر می رسد که اقتضائات این کشور به سمت تقابل دو ابرقدرت (روسیه و ایالات متحده آمریکا) پیش می رود. اما به واقع برنده نهایی این رقابت را باید کرملین دانست یا کاخ سفید؟ اساساً مشکلات و تحولات ونزوئلا بیشتر متاثر از ناکارآمدی ساختار سیاسی داخلی است و یا رقابت ابر قدرت ها؟ دیپلماسی ایرانی در راستای بررسی این سوالات، گفت وگویی را با هادی اعلمی فریمان، کارشناس و پژوهشگر مسائل آمریکای لاتین ترتیب داده است که در ادامه از نظر می گذرانید:

در راستای مجموعه تحولاتی که برای کشور ونزوئلا رخ داده این سوال اساسی پیش می آید که آیا چالش کنونی این کشور بیشتر متاثر از اقتضائات داخلی ونزوئلا، به خصوص ناکارآمدی دولت و تاریخ انقضای سوسیالیسم است یا می توان برای درگیری و تنش امروز این کشور نگاهی برون مرزی را در قالب درگیری دو ابر قدرت آمریکا و روسیه در زمین ونزوئلا دید؟

از نگاه من اساساً در یک اولویت بندی مشکلات چند ساله اخیر ونزوئلا که در ماه‌های گذشته به شدت اوج پیدا کرده ناشی از تحولات و خواست های درونی کشور ونزوئلا و ناکارآمدی جریان سوسیالیستی است که سال‌ها دولت و قدرت مرکزی را در کاراکاس قبضه کرده است. اما چون نتوانسته در سایه فساد پررنگ حاکمیت و سایه سنگین بر قدرت امنیتی و نظامی آن گونه که باید به تعدیل مشکلات این کشور بپردازد تبعات سوء این رویه موجب شده است تا در ماه های اخیر انباشت معضلات، این کشور را به یک بن بست بکشاند. اما در کنار آن یقیناً مسئله تقابل و رقابت قدرت‌های جهانی به خصوص ایالات متحده آمریکا و روسیه را نمی توان در زمین ونزوئلا نادیده گرفت. به هر حال همان گونه که واشنگتن و مسکو در کشورهای بلوک شرق اتحاد جماهیر شوروی سوسیالیستی سابق یک تنش و رقابت سنتی را با هم دارند، آمریکای لاتین هم به زمینی برای تقابل ایدئولوژیک و امنیتی این دو ابرقدرت بدل شده است. پس باید این گونه عنوان کرد که مادامی که نتوان در کشور یک بستر را برای رضایت عمومی شکل داد نمی توان انتظار داشت که دولت در تقابل با چالش ها هم موفق باشد. لذا در طول این سال‌ها دولت سوسیالیستی مادور و پیش از آن هوگو چاوز نتوانست موفقیت چشمگیری را شکل دهد؛ این ناکامی به حوزه بین الملل و رقابت ابر قدرت ها تسری یافت.

آیا سطح این رقابت استراتژیک میان ایالات متحده آمریکا و روسیه بر سر ونزوئلا تا مرحله تنش نظامی پیش خواهد رفت، چرا که از یک سو خبرهای دال بر حضور نظامی روسیه در ونزوئلا دارد و از آن سو شنیده ها حکایت از حمله نظامی احتمالی آمریکا و برخی کشورهای همسو با واشنگتن به ونزوئلا را می دهد؟

در خصوص این سوال مهم شما چند نکته وجود دارد. ابتدا به ساکن اهمیت منافع اقتصادی و تجاری روسیه در ونزوئلا تعیین کننده نحوه بازی روسیه در این رابطه خواهد بود. چون طبق آمارهای غیررسمی مسکو حدود ۶۰ تا ۷۰ میلیارد دلار در ونزوئلا سرمایه گذاری کرده است، اما زمانی که اخبار حکایت از حمله نظامی آمریکا به منظور تغییر رژیم در ونزوئلا داد، مسکو دریافت که واشنگتن برای تغییر رژیم در کاراکاس برنامه جدی دارد. از این رو کرملین برای حفظ منافع و سرمایه خود دست به یک اقدام نمایشی نظامی زد. یعنی با حضور نظامی در ونزوئلا سعی کرد پاسخی معنادار را به آمریکایی ها بدهد. به عبارت دیگر حضور نظامی روس ها در ونزوئلا چندان موثر و سرنوشت ساز نیست، بلکه بیشتر یک نمایش اقتدار روسیه در ونزوئلا و نشان از موازنه قوا با آمریکا در زمین ونزوئلا دارد. لذا اگرچه از دو طرف مواضعی دال بر تنش نظامی در زمین ونزوئلا مطرح کرده اند، اما به نظر می رسد دو کشور سعی می کنند از خشونت وانجام اقدام نظامی حتی المقدور دوری کنند و پیش از آن سعی می‌کنند با مذاکره این پرونده را به نتیجه برسانند.
از این رو آمریکایی‌ها امیدوارند با آغاز تحریم ها که از پنجشنبه هفته گذشته شروع شده است روسیه هم در مسیر مذاکره و همنوایی با آمریکا گام بردارد.لذا احتمال دارد که مسکو ضمانت‌های را از کاخ سفید دریافت کند که آن میزان سرمایه گذاری روسیه در ونزوئلا محفوظ بماند. رسیدن به مصالحه میان مسکو و واشنگتن بر سر ونزوئلا وجود دارد. چرا که این مسئله یک الگویی است که در دوران جنگ سرد هم میان دو کشور پیگیری شده که نمونه های آن در خصوص نیکاراگوئه، پاناما و گرانادا هم شکل گرفته است که شوروی سابق در سایه حضور و نفوذ جدی آمریکا مجبور به عقب نشینی شد. لذا به نظر می رسد که ونزوئلا هم از این رویه مستثنی نباشد.

ولی برخی از تحلیل ها بر این مسئله تاکید دارد که به واسطه تحولاتی که در بازارهای نفت شکل گرفته است واشنگتن سعی می کند با حمله نظامی و حضور مستقیم به منظور در دست گرفتن صنعت نفت این کشور خلاء کاهش عرضه نفت سنگین را در بازارهای جهانی به منظور عدم افزایش قیمت، به خصوص بعد از اعمال تحریم های ایران مدیریت کند. ارزیابی شما در این خصوص چیست؟

یقینا با توجه به پیچیدگی های بازار جهانی نفت و میزان نفوذ و قدرت بالای شرکت‌های بزرگ نفتی آمریکایی نمی‌توان این تحلیل را دور از واقعیت دانست. به هرحال اکنون آمریکا هم سعی می کند در سایه در دست گرفتن صنعت نفت ونزوئلا که ذخایر بسیار غنی از نفت سنگین را در آمریکای لاتین را به خود اختصاص داده است، جریان بازار را در راستای اهداف خود در دست گیرد. پس این پروسه چند وجهی و پیچیده می تواند هر سناریویی را نزدیک به واقعیت بکند. به عبارت دیگر سیطره بر این منابع بی شمار نفتی ونزوئلا می تواند برگ برنده ای برای هر کشوری باشد. منتها این که ما این فرض را بگیریم که خود آمریکا به صورت مستقیم به فکر سیطره بر منافع نفتی ونزوئلا باشد کمی دور از واقعیت است. اما یقیناً با روی کار آمدن یک دولت همسو با سیاست‌های کاخ سفید نظیر برزیل، همکاری های نفتی واشنگتن و کاراکاس بیشتر خواهد شد و ونزوئلا هم در راستای اهداف کاخ سفید گام برخواهد داشت. از طرف دیگر به هرحال شرکت ها و کمپانی های بزرگ نفتی آمریکایی هم در پشت این تحولات ونزوئلا حضور دارند. چون این بازیگران سال های مدیدی قدرت اقتصادی ونزوئلا را در دست داشته اند. در این راستا حتی آقای چاوز سعی کرد در سال‌های پایانی دهه ۹۰ میلادی اقتصاد ونزوئلا به سمت کاهش وابستگی به نفت و سایه سنگین شرکت های امریکایی ببرد، اما وی موفق به تحقق این سیاست نشد، چرا که به دلیل قدرت و نفوذ شرکت‌های نفتی آمریکایی عملاً تغییر مناسباتی که به ضرر منافع این شرکت ها باشد، نمی تواند انجام گیرد که نهایتا به وضعیت کنونی منجر شد. در حال حاضر هم در دولت مادورو میزان وابستگی صنعت نفت ونزوئلا به آمریکا سبب چالش‌های جدی برای کاراکاس شده است.

 به موازات برنامه جدی کاخ سفید برای تغییر رژیم در ونزوئلا و به تبعش اقدام نظامی علیه کاراکاس، شاهد تروریستی اعلام کردن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی از جانب ایالات متحده آمریکا بودیم که برخی ها آن را نشانه برنامه جدی کاخ سفید برای تنش نظامی با ایران قلمداد کردند. از نگاه شما آیا اگر ایالات متحده آمریکا در خصوص پرونده ونزوئلا دست به ماشه ببرد، می توان مشابه آن را برای ایران هم در نظر گرفت، خصوصا که واشنگتن اخیرا اتهاماتی را در رابطه با حضور نظامی ایران در ونزوئلا هم مطرح کرده است؟

ما باید بپذیریم که وضعیت و اقتضائات سیاسی، دیپلماتیک، نظامی، امنیتی، اجتماعی فرهنگی و دینی جمهوری اسلامی ایران با ونزوئلا بسیار متفاوت است، چرا که اساساً خاستگاه ژئوپولتیکی و ژئواستراتژیکی آمریکای لاتین با خاورمیانه تفاوت دارد. اکنون مشکلات و چالش های بی شمار و بسیار جدی اقتصادی و معیشتی ونزوئلا در سایه اقتصاد تک محصولی و به شدت وابسته به نفت، شرایط بسیار بغرنج و حتی رو به مرگی را برای معیشت این کشور رقم زده است. از آن سوی اقتضائات سیاسی و دوپارگی اجتماعی و فرهنگی جامعه ونزوئلا باعث جولان نیروهای اپوزیسیون در این کشور شده است، در صورتی که هیچ کدام از این مسائل برای جمهوری اسلامی ایران وجود ندارد. لذا اگرچه برنامه تحریمی و فشار علیه ونزوئلا و جمهوری اسلامی ایران از جانب ایالات متحده آمریکا به صورت همزمان پیش می‌رود و در خصوص این دو پرونده برخی تشابهات مانند تحریم صنعت نفت و احتمال اقدام نظامی وجود دارد، اما مطمئناً ظرفیت بالای تهران اجازه جولان به کاخ سفید را در قیاس با ونزوئلا نمی دهد. 
به عبارت دیگر با وجود آن که ایالات متحده آمریکا برنامه تغییر رژیم را برای ایران و ونزوئلا در نظر دارد، اما ظرفیت و توان بالای پاسخگویی و مقابله به مثل ایران این اجازه را به واشنگتن را نمی‌دهد. لذا کاخ سفید در خصوص پرونده ایران عنوان می‌کند که تحریم‌ها و فشارها صرفاً برای تغییر رفتار تهران است. درصورتی که برای ونزوئلا پرونده به طور کلی متفاوت است و واشنگتن به کمتر از تغییر رژیم در کاراکاس رضایت نمی دهد. پس اگر توان و ظرفیت مقابله به مثل ایران هم مانند ونزوئلا پایین بود، یقیناً آمریکا به کمتر از تغییر رژیم در ایران هم رضایت نمی داد.

کلید واژه ها: هادی اعلمی فریمانونزوئلاایرانروسیهآمریکاخاورمیانهآمریکای لاتینتحریم ایرانسپاه پاسداران انقلاب اسلامی


( ۷ )

نظر شما :

حسین کاظمی ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۶:۱۳
شرایط در ایران بسیار سختتر خواهد بود جناب فریمان یکی از اصلیترین عوامل فشارهای آمریکا را در نظر نگرفته اند و آن , هم پیمان شدن اسرائیل با کشورهای حوزه خلیج فارس است . برای آمریکا بودن نظامی خلاف جهت منطقه بسیار پر سودتر از نبوداش است چرا که به هر بهانه ای میلیاردها دلار سلاح به اعراب منطقه و اسرائیل فروخته است اما موضوع ونزوئلا به نوعی جنگ قدرت میان مسکوو واشینگتن بدون کارفرماهایی از جنس اسرائیل و عربستان است .در ونزوئلا آمریکا مجبور به پرداخت هزینه است اما در ایران چندین برابراش را دریافت نموده و یا خواهد کرد .
ﻓﺪﻭﻱ ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۰۶:۴۲
ﻣﻘﺎﻟﻪ ﺁﻧﺠﺎﻳﻲ ﻛﻪ اﻳﺮاﻥ و ﻭﻧﺰﻭﻳﻼ ﺭا ﻣﻘﺎﻳﺴﻪ ﻣﻲ ﻛﻨﺪ, ﻛﺎﻣﻼ ﺩﺭﺳﺖ اﺳﺖ ﻣﺸﺮﻭﻁ بر ﺁﻧﻜﻪ ﻓﻜﺮﻱ اﺳﺎﺳﻲ ﺑﻪ ﺣﺎﻝ ﻣﺪﻳﺮﻳﺖ ﻓﻠﺞ و ﻭﺑﺎﻝ ﮔﺮﺩﻥ ﺑﺸﻮﺩ ﻛﻪ اﮔﺮ ﻧﺸﺪ ﻗﻂﻌﺎ ﻗﺎﻓﻴﻪ ﺭا ﺧﻮاﻫﻴﻢ ﺑﺎﺧﺖ.
امیر ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۸ | ۱۰:۱۳
جناب فتح الهی اگر گفتید چند ماه زخیره کالاهای اساسی و مواد غذایی و دارویی در کشور داریم؟ پس دل خودتون رو به این شعارها خوش نکنید شما بوق تبلیغاتی نظام با وظیفه ایجاد امید هستید یا یک کارشناس و تحلیلگر منصف؟ آنچه در جلسات خصوصی بیان میکنید رو برای مردم هم بگوید! تا کی قرار هست مردم نامحرم باشند؟ فردا که مملکت در شرف قحطی قرار گرفت و کارد به استخوان مان رسید برای تغییر مسیر شما کارشناسان غیر متعهد دیر است! شما الان باید واقعیات رو تحلیل کنید نه وقتی کار از کار گذشت!!!