چین در ادلب ایفای نقش می‌کند

اجلاس پنجم مارس سران در ترکیه و جای خالی ایران

۱۳ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۷:۰۰ کد : ۱۹۸۹۹۶۵ نگاه ایرانی خاورمیانه
دکتر عابد اکبری در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می نویسد: رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه با دعوت از همتایان خود خواستار حل مناقشات ادلب و پیشبرد روند صلح در سوریه بوده است. دراین‌میان، نبود ایران به‌عنوان یکی از بازیگران مطرح منطقه در این اجلاس در راستای حذف بازیگری ایران تلقی و به‌شدت منفی ارزیابی می‌شود. 
اجلاس پنجم مارس سران در ترکیه و جای خالی ایران

نویسنده: دکتر عابد اکبری، مدیرعامل موسسه مطالعات و تحقیقات بین المللی ابرار معاصر تهران

دیپلماسی ایرانی: سران ترکیه، روسیه، ‌فرانسه و آلمان در پنجم ماه مارس (پانزدهم اسفند ماه) دیداری در ترکیه درباره ادلب خواهند داشت. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهوری ترکیه با دعوت از همتایان خود خواستار حل مناقشات ادلب و پیشبرد روند صلح در سوریه بوده است. دراین‌میان، نبود ایران به‌عنوان یکی از بازیگران مطرح منطقه در این اجلاس در راستای حذف بازیگری ایران تلقی و به‌شدت منفی ارزیابی می‌شود. 

ادلب آتشی زیر خاکستر 

مسئله ادلب درحال‌حاضر، یکی از مهم‌ترین مناقشات منطقه‌ای است که پیوندی نزدیک با منافع ملی کشور دارد. پس از سال‌ها نزاع در منطقه و جنگ داخلی سوریه، این ناحیه به‌عنوان آخرین سنگر در تعیین موازنه قدرت‌های منطقه‌ای محسوب می‌شود. روشن شدن سرنوشت ادلب می‌تواند به‌معنای ترسیم تهدیدات، هزینه‌ها و جهت‌گیری‌های آتی بازیگران منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای باشد. 

طولانی‌شدن منازعه در این ناحیه، خود نشان از این حقیقت است که حتی حل مسئله ادلب، به‌معنای پایان رویدادی در منطقه نیست، بلکه آغازگر ثباتی نسبی پس از طی روندی طولانی پس از درگیری شدید قدرت‌های منطقه‌ای است. بی‌طرفی دراین‌بین نعمتی است که کشورها باید درصدد اتخاذ این موضع باشند. 

آنچه امروز به‌عنوان درگیری بین دمشق، مسکو و ترکیه در جریان است، نمی‌تواند به‌جز با حضور تهران در میز مذاکراتی مانند اجلاس 5 مارس، نقشی بی‌طرفانه را برای ایران رقم بزند و هرگونه پیکربندی خارج از این جمع، در آینده ایران را به جانبداری در بین همسایگان متهم خواهد کرد که خود مسئله‌‌ای برخلاف امنیت و منافع ملی است. 

منافع ملی همسایگان و ایران 

تلاش ایران برای حضور در مذاکرات بین‌المللی درمورد ادلب، در گام نخست برای احراز جایگاهی بی‌طرف درمقابل همسایگان است که با حضور برلین و پاریس تداعی می‌شود. پیش‌ازاین، ایران با دنبال کردن مذاکرات موفقیت‌آمیز آستانه تلاش کرد دیدگاه منفی در مورد فعالیت‌های منطقه‌ای خود را تعدیل کند، اما درحال‌حاضر باید با شرکت و راهیابی به مذاکراتی همزمان با حضور کشورهایی مانند آلمان و فرانسه، کارت بی‌طرفی خود درقبال همسایگان را دریافت کند. 

بدیهی است واکاوی رفتار روسیه و ترکیه باید با درنظر گرفتن اولویت منافع ملی کشور باشد. انتظار می‌رود در دولت اعتدال، هسته رویکرد راهبردی و سیاست خارجی تهران، اتخاذ راهی میانه یعنی نه انگشت اتهام نشانه رفتن و نه ساده گذشتن از رفتار همسایگان باشد. پوشیده نیست روسیه تلاش دارد با موازنه‌سازی قوا در سوریه و به‌طور کلی منطقه غرب آسیا، سیاست بسیار انعطاف‌پذیری را عملیاتی کند که به این کشور فرصت بهره‌برداریِ منفعت‌طلبانه از نقش‌آفرینی تمامی بازیگران حاضر در عرصه را بدهد. 

ترکیه نیز راهبرد روشنی در نشست ادلب دارد؛ ازسویی، درگیر مذاکره با اروپاییانی است که قبل از قیام های عربی مایل بود به آنها بپیوندد و در گفت وگو با آنها خود را در مرکز مذاکرات برای ممانعت از وقوع بحران انسانی در ادلب و گماشتگان نظامی‌اش در این ناحیه معرفی می‌کند و ازسوی‌دیگر، همزمان به‌صورت جدی با روسیه برای حفظ توافقات و رسیدن به پیمان‌های جدید صلح مذاکره و همکاری دارد. درنتیجه، شفافیت آرایشی که در صحنه راهبردی حاضر دیده می‌شود، فقط این پرسش را به‌ذهن متبادر می‌کند که چرا تهران از ظرفیت دیپلماتیک موجود در این اجلاس می‌گذرد. 

مذاکرات سه‌جانبه

درست است که احتمال دارد مانند گذشته، جلسه‌ای منطقه‌ای باعنوان اجلاس سه‌جانبه سوریه، درصورت موافقت ترکیه در تهران برگزار ‌شود، اما به‌اندازه حضور تهران در نشست بین‌المللی آینده سوریه، ازنظر دستاوردهای دیپلماتیک کافی نخواهد بود. نشست تهران به سبک مذاکرات موفقیت‌آمیز آستانه‌ برگزار خواهد شد که تاکنون طبق چهارچوب آن، سران کشورهای ضامن صلح آستانه پنج‌بار با یکدیگر دیدار داشته‌اند: دوبار در استانبول، دوبار در مسکو و یکبار به میزبانی تهران. موفقیت این مذاکرات در حوزه میدانی و عملیاتی موجب کاهش تنش در منطقه بوده، اما باید پذیرفت به ضمیمه‌ای بر مذاکرات قانون‌گذاری و دیپلماتیک ژنو تبدیل شده است.

نشست کمیته قانون اساسی سوریه در ژنو نیز در ماه‌های آتی برگزار خواهد شد که ایران در آن حضور نخواهد داشت. به‌طور کلی، نگاهی همه‌جانبه نشان می‌دهد تهران به‌تدریج از روند صلح سوریه کنار گذاشته شده است. زمانی می‌توان این موضوع را هضم کرد که بپذیریم ایران مخالفتی جدی با مفاد نشست‌های ژنو دارد یا ایران تصمیمی مبنی‌بر بازی به‌روش دیپلماتیک و صلح‌جویانه ندارد. یا حتی این موضوع بخشی از نگرانی تهران درمورد امور منطقه‌ای و بین‌المللی نیست. درغیراین‌صورت، نبود ایران به‌نفع منافع ملی تعریف نمی‌شود. 

سخن پایانی

ضرورت دارد تصمیمی قاطعانه‌تر برای ایفای نقشی بزرگتر گرفته شود. تشکیل مذاکرات آستانه به‌دلایل بسیاری در زمان خود برای نقش‌ و فرصتی‌آفرینی جهت کنش‌گری ایران صورت گرفت که در نوع خود بسیار موفقیت‌آمیز بود. باوجوداین، درحال‌حاضر تهران به‌عنوان بازیگری اجتناب‌ناپذیر در منطقه باید ایفاگر بخشی از روند صلح و قانون‌گذاری در سوریه باشد. ازسوی‌دیگر، حضور ایران در این اجلاس می‌تواند معرف بی‌طرفی ایران و نقش‌آفرینی مثبت کشور محسوب شود، درحالی‌که اگرچه نشست‌های سه‌جانبه ایران، روسیه و ترکیه می‌تواند تا اندازه‌ای غیبت ایران را جبران کند، اما بی‌شک کافی نیست. 
وزنه راهبردی ادلب که مبین آینده بلوک‌بندی و موازنه قوا در منطقه خواهد بود، نمی‌تواند فقط در عرصه عملیاتی پیگیری شده و ازنظر بُعد دیپلماتیک با غفلت مواجه شود. بی‌تفاوتی به اجلاس ابتکاری ترکیه که نشانگر درجه تمایل ایران به نقش‌آفرینی درمورد ادلب و قائل شدن وزن راهبردی برای آن است، می‌تواند طرح‌واره‌ای از رویکرد بی‌تفاوت چین درقبال غرب آسیا باشد، بااین‌تفاوت‌که بی‌توجهی تهران به بازی صحیح و متناسب با مقطع کنونی در روند صلح در سوریه و ادلب، نه با سیاست‌های پیشین منطقه‌ای کشور، نه با هزینه‌های انجام شده و نه با منافع ملی هم‌خوانی ندارد. 
 

کلید واژه ها: ادلبایران و ترکیهاتحادیه اروپااروپاروسیهسوریهایران و سوریه


( ۱۴ )

نظر شما :

افخمی ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۷:۵۶
وزنه را میدان نبرد تعیین می کند نه نشست با ترکیه ویا فرانسه وآلمان که خود نوکر ترامپ بابا هستند.این همه پهباد های متنوع ما چه کاره اند؟چرا ترکیه باید چند نیروی حزب الله و ما به شهادت برساند؟
مسعود ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۹:۰۲
در جنگ ادلب در واقع بخش زیادی از نیروی زمینی سوریه را شبه نظامیان نزدیک به ایران تشکیل می دهند و ایران هم اعتراف کرده که به نیروهای سوری مشاوره می دهد این از یک طرف ازطرف دیگر این یک زنگ بیدارباش به ایران است که بعد از اینهمه صرف جان و مال برای سرپا نگهداشتن حکومت سوریه به هنگام تقسیم غنایم جنگ و دستاوردهای سیاسی و اقتصادی آن داردبه ترتیبی حساب شده از معادله حذف می شود!؟ شرکای اصلی ایران در سوریه از جمله روسیه به جد خواستار این هستند که ایران را از دستاوردهای بعد ازجنگ محروم کنند ؟! چشم پوشی بر رژیم صهیونیستی در حمله ی هوایی به اهداف نزدیک به ایران از طرف روسیه نشان واضح و روشنی در این راستا می باشد! دستگاه دیپلوماسی و سربازی ایران شایسته است برای احقاق حقوق ایران در سوریه به جد روی خط باشند و اجازه ی زیاده روی و زیاده خواهی به ترکها و سایر نیروهای درگیر در منطقه ندهند ، اگر قرار است قرار داد صلح ،توافق و یا آتش بسی در ادلب و یا هرکجا ی سوریه و خاورمیانه صورت گیرد باید جایگاه رفیع ایران لحاظ گردد و اگر چنین نشود هر قرارداد و توافقی مرده از مادر خواهد زایید!
پویا علامه ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ | ۲۲:۵۷
به نظرم نویسنده عمدا این نکته را فراموش میکند که ایران دعوت نشده است و اتفاقا عمدا هم دعوت نشده است، نه اینکه خودش بگوید نه.
ایران دوست ۱۴ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۸:۳۲
دو تا پدافند ایرانی بخوره به اف 16 های تزکیه توی سوریه، ما رو هم دعوت میکنن چون فقط زبون زور می‌فهمن.
خسرو ۱۴ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۳:۵۱
سابقه جنگ های داخلی نشان داده است که تا کنون هیچ جنگ داخلی کمتر از سی سال طول نکشیده است مثلا افعانستان ولبنان نزدیک 50سال وعراق بیش از بیست سال وغیرو ... یعنی جنگ داخلی سوریه نیز تا مدتها ادامه خواهد داشت و ادلب نقطه آخر نیست یادمان باشد که 30درصد مساحت سوریه در شرق فرات زیر نفوذ امریکاست و هفته گذشته در حمص وحما ودمشق تظاهرات و درگیریهای زیادی انجام شده ، یعنی با فرض محال تصرف ادلب توسط بشار اسد جنگ داخلی سوریه تمام نخواهد شد گفته شده که بیطرفی نعمتی است وراست گفته اند ولی ایران قبلا خیلی صریح در یک طرف ایستاده و نمی تواند بی طرف باشد مگر اینکه از این ببعد بیطرفی پیشه کند وبالاخره جای خالی ایران در اجلاس مربوط به مستقل نبودن حمایت ایران از بشار اسد است درحالی که نیروهای بشار اسد به طور عمده از طرف روسیه حمایت می شوند ودر مقابل مخالفان که حامی شان ترکیه هست وفرانسه والمان جایی است که پناهنده ها می روند بودن یا نبودن ایران در مذاکرات برای هیچ طرفی مهم نیست ایران می تواند با عقب کشیدن نیروهایش از محل های درگیری به یاد سوریه وروسیه بیاورد که هزینه های جانی ومادی زیادی برای سرپا ماندن دولت بشار اسد داده است شاید آن موقع دیده شود
محمدمهدی بندرچی ۱۴ اسفند ۱۳۹۸ | ۱۵:۰۷
بسیار عالی و موجز بود و البته در لفافه حقایقی بسیاری گفته اند که الکنایه ابلغ من التصریح از این نقطه نظر هم می توان به مسأله پرداخت که شاید در فقدان سردار سلیمانی ایران می خواهد به نحوی از درگیری های سوریه پا بیرون بنهد و عرصه دیگری برای خویش باز کند که صدالبته عراق از شکنندگی و اهمیت بیشتری برای ایران برخوردار شده است. وضعیت اقتصادی موجود هم اجازه حضور پررنگ در هر دو عرصه را نمی دهد. بسیار لذت بردیم بشرطی که باز هم مطلب از ایشان منتشر کنید.
مهدی ۱۵ اسفند ۱۳۹۸ | ۰۰:۲۹
همونطور که خسرو گفت این قضیه حتی با گرفتن ادلب تموم نمیشه. چون مردم ناراضی هستن. اسد نماینده ۱۵ درصد علوی سوریه هست. ۱۰ درصد مسیحی بی طرف و ۷۵ درصد سنی قبول نخواهند کرد حزب بعث تا ابد حکومت کند. این بار سنی ها با روسیه و امریکا و اروپا هم مخالفت کردند ولی خیزش بعدی صرفا تمرکز روی اسد خواهد بود.