در گفت و گو با نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی بررسی شد:

کاهش موج ایران هراسی اخیر در سایه تحرکات دیپلماتیک ظریف و روحانی در نیویورک

۳۱ شهریور ۱۳۹۸ | ۱۴:۰۰ کد : ۱۹۸۶۴۰۸ خاورمیانه انتخاب سردبیر
محمد جواد جمالی نوبندگانی در گفت و گو با دیپلماسی ایرانی پیرامون اهداف راه اندازی موج گسترده ایران هراسی به واسطه حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان بر این نکته تاکید دارد: موج جدید و گسترده ایران هراسی و اتهام‌پراکنی به تهران با چند هدف عمده صورت گرفته؛ اول اینکه آمریکا در تلاش است با پررنگ کردن اتهام پرکنی ها نسبت به ایران فضای سیاسی و دیپلماتیک را غبار آلود و مبهم کند تا بدین وسیله از زیر بار مسئولیت عدم کارایی تجهیزات نظامی فروخته شده به کشورهای عربی برای ارتقای امنیت آنها شانه خالی کند. دوم اینکه خود عربستان سعودی نیز سعی دارد با اتهام‌پراکنی نسبت به جمهوری اسلامی ایران آبروی از دست رفته خود را در برابر این حمله انصارالله یمن ترمیم کند.
کاهش موج ایران هراسی اخیر در سایه تحرکات دیپلماتیک ظریف و روحانی در نیویورک

گفت و گو از عبدالرحمن فتح الهی، عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی -  با وجود آنکه انصارالله یمن رسماً مسئولیت حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان سعودی را پذیرفت و اسناد و مدارک لازم را برای این ادعای خود ارائه کرد، اما به نظر می رسد که اکنون موج گسترده و جدی ایران هراسی و اتهام‌پراکنی علیه تهران به واسطه دخالت در این حملات، مسئولیت انصارالله یمن را به حاشیه برده است. اما به واقع هدف یا اهداف بازیگران پشت پرده این موخ اخیر ایران هراسی چیست؟ دیپلماسی ایرانی به منظور بررسی این مسئله، گفت وگویی را با محمد جواد جمالی نوبندگانی، نایب‌رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی صورت داده است که در ادامه می خوانید:

بعد از حمله به تاسیسات نفتی آرامکو عربستان سعودی شاهد موجی گسترده از اتهام پراکنی علیه جمهوری اسلامی ایران در خصوص این حمله بودیم. اساساً پشت پرده این اتهام زنی ها به چه بازیگر یا بازیگرانی و با چه اهدافی باز می گردد؟

نکته بسیار مهمی که در خصوص سوال مهم شما باید به آن اشاره کرد این است که ایالات متحده آمریکا، به خصوص در دوران زمامداری دونالد ترامپ در سه سال گذشته سعی کرده است با پیگیری پروژه ایران هراسی شدت و عمق حضور نظامی خود را در منطقه افزایش دهد و به تبع آن بر تعداد پایگاه‌های خود را در برخی از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس بیفزاید. البته دونالد ترامپ به موازات این مهم سعی داشته که با پررنگ کردن تهدید ایران برای این کشورها، بستر و زمینه لازم را به منظور فروش سلاح و تجهیزات بیشتر به بازیگران عربی منطقه فراهم کند و به این واسطه سودهای کلانی را عائد ایالات متحده آمریکا کرده است. اما با اقدام انصارالله یمن در حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان سعودی، آن هم با چند پهپاد ارزان قیمت و نه چندان پیشرفته نشان داده شد که عملا تمام این سلاح ها و تجهیزات هیچ گونه کارایی در افزایش امنیت این کشورها نداشته و نخواهد داشت و تمام هزینه هایی که برای خرید این تجهیزات را از جانب این کشورها انجام گرفته به معنای دور ریختن پول های نفتی بوده است. 
به موازات این نکته نباید فراموش کرد که حمله به تاسیسات نفتی عربستان سعودی تنها به اقتضائات نفت و فروش آن باز نمی گردد، بلکه این حمله اقتصاد کشورهای عربی منطقه را هم تحت الشعاع قرار داده است. به هر حال کشورهای عربی با خرید سهام شرکت آرامکو، سهم گسترده ای در بازار بورس عربی داشتند که با سقوط ارزش این شرکت پس از حمله موفقیت آمیز انصارالله ضرر بسیار کلانی به اقتصاد این کشورها وارد شده است. با توجه به این نکات موج جدید و گسترده ایران هراسی و اتهام‌پراکنی به تهران در سایه این حملات با چند هدف صورت گرفته؛ اول اینکه آمریکا در تلاش است با پررنگ کردن اتهام پرکنی ها نسبت به ایران فضای سیاسی و دیپلماتیک را غبار آلود و مبهم کند تا بدین وسیله از زیر بار مسئولیت عدم کارایی تجهیزات نظامی فروخته شده به کشورهای عربی برای ارتقای امنیت آنها شانه خالی کند. دوم اینکه خود عربستان سعودی نیز سعی دارد با اتهام‌پراکنی نسبت به جمهوری اسلامی ایران آبروی از دست رفته خود را در برابر این حمله انصارالله یمن ترمیم کند. نکته سوم به این واقعیت باز می‌گردد که ایالات متحده آمریکا به همراه عربستان سعودی و امارات متحده عربی با پررنگ کردن موج ایران‌هراسی به دنبال زمینه سازی برای پیگیری اهداف و برنامه‌های آتی خود هستند، کما این که در طول این سه سال گذشته نیز بهره برداری های گسترده و متنوعی از پروژه ایران هراسی در سطح جهانی از جانب این کشورها صورت گرفته است.

برخی از کارشناسان بر این باورند که عملاً تبعات حمله انصارالله یمن به تاسیسات نفتی عربستان سعودی باعث شد که تحولات منطقه و جهان، چه در سطح دیپلماتیک و چه در سطح میدانی که عملاً به سود ایران در حال پیگیری بود، اکنون به ضرر تهران شود؛ از اختلافات عربستان سعودی و امارات متحده عربی که در حال حاضر به حاشیه رفته تا پالس های مثبت ریاض و ابوظبی برای مذاکره با تهران که با حضور رسمی در ائتلاف نظامی بین المللی مدنظر ایالات متحده آمریکا در تنگه هرمز این مسئله نیز تا اندازه تحت الشعاع قرار گرفته است و در کنار آن به نظر می رسد برخی اخبار در رابطه با تلاش عربستان سعودی برای پایان دادن به جنگ یمن تا قبل از آغاز سال ۲۰۲۰ میلادی که با توجه به تبعات حمله اخیر باید آن را نادیده گرفت. با این تفاسیر و از نگاه شما آیا باید اقدام انصارالله در حمله به تاسیسات نفتی عربستان سعودی را یک اشتباه راهبردی به واسطه تحت الشعاع قرار دادن اهداف و منافع ایران در منطقه و جهان قلمداد کرد؟

 خیر. به هیچ وجه من این تحلیل را قبول ندارم. چرا که اقتضائات سیاسی، دیپلماتیک و تحولات میدانی بعد از حمله انصارالله یمن به عربستان سعودی به شدت متفاوت از گذشته است. اکنون ریاض و ابوظبی به شدت محتاط تر از گذشته در قبال تجاوز به یمن عمل خواهند کرد. به خصوص که انصارالله و ارتش یمن صراحتاً از آمادگی برای حمله به اهداف مد نظر خود در امارات متحده عربی در صورت تدوام تجاوزات و حملات نیز سخن گفته اند. این تهدید انصارالله زمانی برای اماراتی‌ها به شدت جدی است که بدانیم حیات اقتصادی و تجاری این کشور به شدت وابسته به توریسم است و کوچکترین ناامنی برای این امیرنشین ها می‌تواند شیشه عمر اقتصاد امارات متحده عربی را بشکند. لذا ابوظبی و ریاض اکنون به هیچ وجه مایل به افزایش تنش با ارتش و انصارالله یمن نیستد. حتی من معتقدم که عربستان سعودی و امارات متحده عربی تلاش جدی تری را برای پایان دادن به جنگ یمن و خروج از این کشور در دستور کار قرار خواهند داد. البته سعی می‌کنند به گونه‌ای عمل کنند که حیثیت و آبروی آنها در منطقه و جهان حفظ شود.

در کنار تحولات سیاسی و دیپلماتیک که به واسطه موج گسترده اتهام‌پراکنی علیه ایران در سایه حمله به تاسیسات نفتی آرامکوی عربستان شکل گرفته است، شاهد برخی اقدامات و پوست اندازی های میدانی در منطقه خاورمیانه و خلیج فارس هستیم؛ از آماده باش نظامی کویت و برخی دیگر از کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس تا پیوستن رسمی عربستان سعودی و امارات متحده عربی به ائتلاف نظامی مد نظر آمریکا در تنگه هرمز؛ با توجه این دست آیا احتمال یک واکنش نظامی علیه ایران را می توان متصور بود؟

من بعید می‌دانم که حتی فشارهای افرادی مانند مایک پمپئو، محمد بن سلمان و لیندسی گراهام بتواند دونالد ترامپ را به سمت تنش نظامی، حتی به صورت محدود و کوتاه مدت با جمهوری اسلامی ایران بکشاند. به هر حال کاخ سفید و به خصوص شخص دونالد ترامپ بعد از اقدام جمهوری اسلامی ایران در ساقط کردن پهپاد متجاوز آمریکایی به میزان بالای قدرت نظامی ما و نیز جدیت تهران در حراست از مرزهای های خود اشراف پیدا کرد. لذا رئیس جمهوری ‌آمریکا از هر گونه تحریک نیروهای نظامی ایران خودداری می کند. 
در این رابطه حتی اگر بر فرض محال گفته ها و اتهامات بی پایه و اساس آمریکا را در خصوص این که ایران این حملات را انجام داده، بپذیریم خود این مواضع نشان از این دارد که جمهوری اسلامی ایران در ظرف چند دقیقه توانسته است اقتصاد عربستان سعودی را نابود کند، در عین حالی که توانسته است تمام توان نظامی ایالات متحده آمریکا و عربستان سعودی را در حفظ و ارتقای امنیت این کشور (عربستان) به طور جدی زیر سوال ببرد. پس آمریکایی ها با توجه به این واقعیت هیچ گاه به دنبال تنش نظامی با ایران نخواهند بود. ضمن این که دونالد ترامپ در آستانه انتخابات سال ۲۰۲۰ ایالات متحده آمریکا به هیچ وجه به دنبال باز کردن یک پرونده جدی دیگر با ایران نیست. چون تا این جای کار نیز اقدام اشتباه او در خروج از توافق هسته‌ای در سایه تبعات منفی این تصمیم با ایران به اندازه کافی دستان او را برای انتخابات پیش رو خالی کرده است. 
مضافا نباید فراموش کرد که اتفاقاً همین توان و مقاومت جمهوری اسلامی ایران "گروه بی" را که سودای جنگ با ایران و تحریک ترامپ برای آغاز تنش نظامی با تهران در سر داشت، از هم فروپاشاند. چون ما از یک طرف شاهد اخراج جان بولتون بودیم؛ از طرف دیگر شکست بنیامین نتانیاهو در انتخابات پارلمانی سرزمین‌های اشغالی رقم خورد و اکنون محمد بن سلمان به این حال و روز افتاده است. پس قدرت و توان بالای ما به بزرگ ترین نگرانی کاخ سفید و شخص دونالد ‌ترامپ بدل شده است و همین نگرانی مانع از هرگونه اقدام نظامی علیه جمهوری اسلامی ایران از جانب ایالات متحده آمریکا خواهد شد. البته جمهوری اسلامی ایران آمادگی، توان و هوشیاری لازم را برای برخورد با هرگونه سناریوی احتمالی، حتی تنش و جنگ نظامی دارد.

در بحبوحه موج ایران‌هراسی و اتهام علیه تهران به واسطه حمله تاسیسات نفتی آرامکو عربستان سعودی شاهد سفر محمد جواد ظریف به نیویورک بودیم. البته طبق اخبار قرار است که فردا دوشنبه آقای حسن روحانی هم به منظور شرکت در نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل عازم نیویورک شود. به نظر شما تلاش های دیپلماتیک وزیر امور خارجه و رئیس جمهور می‌تواند باعث کاهش این موج ایران‌هراسی شود؟

قطعاً تلاش های دیپلماتیک و تحرکات سیاسی دکتر محمد جواد ظریف و جناب آقای دکتر حسن روحانی می تواند در کاهش موج ایران‌هراسی موثر باشد. به هرحال اکنون شخصیت دونالد ترامپ برای جهان روشن شده است. در این راستا اکثر مقامات و سران کشورهای دنیا به عدم آشنایی رئیس جمهور آمریکا به دنیای سیاست و دیپلماسی واقفند. از این رو چندان توجهی به گفته ها و مواضع وی ندارد. ضمن اینکه کارنامه محمد بن سلمان، ولیعهد سعودی در تجاوز و کشتار مردم برای جامعه جهانی غیرقابل انکار است. ما اکنون به سالگرد قتل فجیع جمال خاشقجی نزدیک می شویم؛ پرونده ای که به اندازه کافی حیثیت محمد بن سلمان را در جهان از بین برد. مضافاً اینکه استدلال عربستان سعودی و به خصوص ایالات متحده آمریکا در متهم کردن جمهوری اسلامی ایران برای دخالت در حمله به تاسیسات نفتی آرامکو برای هیچ کشوری، حتی برای جامعه سیاسی و افکار عمومی داخلی آمریکا نیز پذیرفته نیست. چون صرف چند موضع شفاهی نمی تواند دلیلی برای متهم کردن ایران باشد. از طرف دیگر فعالیت‌های آقای دکتر ظریف در حوزه فضای مجازی و پیام‌های توییتری که مخابره می‌کنند به اندازه کافی جامعه جهانی را نیز روشن می کند.

کلید واژه ها: محمد جواد جمالی نوبندگانیایرانعربستان سعودیامارات متحده عربیآمریکادونالد ترامپانصار الله یمنحمله به تاسیسات نفتی عربستان


( ۵ )

نظر شما :