اقتصاد ایران، نه بحرانی است و نه فروپاشیده

دولت و دیپلماسی دو مقصر اصلی سقوط ارزش ریال هستند؟‍!

۱۶ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۲:۰۰ کد : ۱۹۷۸۸۱۵ پرونده هسته ای اقتصاد و انرژی انتخاب سردبیر
مهدی تقوی در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که اساسا نمی توان از کلماتی مانند بحران و یا فروپاشی حتی با در نظر گرفتن این شرایط در امر اقتصاد کشور استفاده کرد. غیر از التهاب در باراز ارز و کاهش و یا به قول برخی سقوط ارزش ریال سایر وجوه اقتصادی کشور چندان بحرانی نیست.
دولت و دیپلماسی دو مقصر اصلی سقوط ارزش ریال هستند؟‍!

گفت وگو از عبدالرحمن فتح الهی؛ عضو تحریریه دیپلماسی ایرانی 

دیپلماسی ایرانی – باز هم جنون ارزی و باز هم سقوط ارزش پول ملی؛ داستانی ناتمام که در این 6 ماه برای جامعه نگرانی هایی را ایجاد کرده است. در این راستا برخی تقصیرها را متوجه دولت می دانند و برخی هم تحولات صحنه سیاست خارجی را؛ دیگران هم بر دیگر عوامل تاکید دارند. برای بررسی ریشه های این التهابات ارزی و تحلیل دلایل سقوط ارزش ریال دیپلماسی ایرانی گفت وگویی را با مهدی تقوی، استاد دانشگاه و کارشناس اقتصاد بین الملل ترتیب داده است که در ادامه می خوانید:

با توجه به شرایطی که برای بازار ارز و ارزش پول ملی پیش آمده است، به نظر بعضی ها کشور به سمت مدل تنش اقتصادی مثل شوروی یا ونزوئلا پیش می رود. بعضی ها حتی با بدبینی بسیار صحبت از فروپاشی اقتصادی می کنند، نظر شما در این رابطه چیست؟

هیچ کدام. ایران به هیچ وجه در حال نزدیک شدن به مدل ونزوئلا نیست. چرا که تورم سه رقمی و در برخی موارد حتی چهار رقمی ونزوئلا در ایران وجود ندارد. بر اساس آمارهای بانک مرکزی تورم ماه جاری (شهریور) 8/10 درصد است که نبست به ماه مشابه سال گذشته تنها 4/2 درصد افزایش نرخ تورم داشته است که در قیاس با وضعیت ونزوئلا نمی تواند نشانی از ونزوئلایی شدن ایران باشد. شوروی هم که به فروپاشی مطلق اقتصادی رسید و حتی کار به درگیری شهروندان در مغازه ها برای تامین مایحتاج اولیه شان کشیده شد. اما اقتصاد ایران تا رسیدن به آن مطقع راه بسیار زیادی دارد. اصولا هیچ مدلی برای فروپاشی اقتصادی ایران وجود ندارد، چرا که فروپاشی در کار نیست.

اما در کمتر از 6 ماه ارزش ریال ارزش ریال سقوط 233 درصدی (با احتساب دلار 13هزار تومانی) را تجربه کرده است. این شاخص نمی تواند نشانه ای از تشتت اقتصادی داخلی باشد؟

سقوط ارزش ریال و بازی ارزی ریشه اقتصادی ندارد. مساله کاملا سیاسی است. در این راستا سایه برخی مسائل روانی در حوزه دیپلماسی بر جامعه و مردم سبب این سقوط ارزش ریال شده است. وقتی سخن از خروج ترامپ از برجام و بازگشت تحریم ها در کار باشد، یقینا آینده مبهم و نگرانی از بابت آن، التهاباتی را در بازار ارز ایجاد خواهد کرد. ادعاهای کاخ سفید در خصوص به صفر رساندن صادرات و فروش نفت ایران، قطع روابط مالی و پولی ایران در حوزه مناسبات بانکی جهانی و محدودیت در ارتباطات تجاری و خروج شرکت ها و بانک ها همگی بر دامنه این وضعیت روانی آشفته بازار ارز افزوده که مرتب ارز بدون پشتوانه منطقی اقتصادی در حال افزایش است و ریال هم مرتب در حال سقوط؛ پس این نابه سامانی ها در سایه تحولات حوزه سیاست خارجی است که بر اقتصاد داخلی هم اثرات سوء خود را داشته است و باعث شکل گیری جوی سنگین بر کل کشور شده است.

سهم دولت با تصمیمات غلط و سیاست های به شدت ناکارآمدش در به وجود آمدن این شرایط چقدر است؟

نکته اساسی اینجا است که برخی کارشناسان روی یک مساله تمرکز بیش از حد دارند. همین نکته سبب شده تا برخی تحلیل ها شکل بگیرد. اکنون مساله نرخ ارز و دلار حالا با هر قیمتی، 14 هزار یا 15 هزار تومان منطق اقتصادی را هم زیر سوال می برد، چرا که اصولا دلار 15 هزار تومانی، نه با نرخ تورم کشور سازگار است و نه دولت هم دست به چاپ بیش از حد پول بدون پشتوانه زده است که این سقوط ریال شکل گرفته باشد. اگر شما می گویید در کمتر از 6 ماه، ریال سقوطی معادل 233 درصد را داشته است، بر اساس کدام برنامه غلط دولت بوده است؟! من بنای دفاع از دولت را ندارم. دولت به اندازه خود در برخی اقدامات غلطش سبب افزایش بحران شده است. البته این افزایش بحران مورد تاکید من به معنای افزایش نرخ دلار و سقوط ریال نیست، بلکه منظور انفعال دولت در قبال این وضعیت است، وگر نه دولت کاری نکرده است که موجب سقوط ریال شود. پس یا باید تورم باعث این موج سقوط ریال شود، یا برابری قدرت خرید یا نظریه پولی؛ دولت که نقشی در تورم نداشته، پول بدون پشتوانه مانند راهکار دوره آقای احمدی نژاد چاپ نکرده، پس بستر جای دیگری است. اگر ترامپ بازی درآورده و با برجام بر هم زدن به دنبال تحریم علیه ایران است، بستر برای برابری قدرت خرید ریال در برابر دلار با التهاب در بازار ارزی ایران به دلیل نگرانی از آینده سیاسی کشور به جود می آید که ریشه این مسائل است. برخی سیاست بازی های داخلی هم در این میان کم مقصر نیست. این نهاد و آن ارگان هم کم هیزم به این آتش افزایش دلار و از آن مهم تر سقوط ریال نینداخته است. اگر این بازی ها متوجه تحولات حوزه دیپلماسی نیست، چرا دامن این افزایش نرخ ارز به دلار استرالیا که تا 9900 تومان رسیده و یا دلار کانادا که از مرز 10 هزار و 400 تومان هم عبور کرده، رسیده است؟! چرا باید یورو افزایش پیدا کند؟! ما که با این کشورها و ارزها مشکلی نداریم. پس این مساله به همین سیاسی بازی های داخلی وتحولات حوزه دیپلماسی و نهایتا نگرانی جامعه از آینده سیاسی کشور باز می گردد، نه ناتوانی دولت و یا اقدامات غلطش. از این رو افزایش نرخ ارزهای دیگر هم در سایه التهاب روابط ایران و آمریکا اوج گرفته است. علیرغم این نکات انتقاداتی هم به دولت وارد است، اما من معتقدم کانون انتقادات به حق، انفعال دولت است. پس دولت به واقع باید به دبنال از بین بردن این بی تحرکی باشد. این یک امری است که بانک مرکزی و تیم اقتصادی دولت در نهایت دقت و البته به سرعت باید پیگیری کند. سکوت دولت تنها موج را بیشتر و بیشتر می کند.

پس اگر شما التهابات ارزی و سقوط ریال ایران ناشی از تحولات حوزه دیپلماسی می دانید، به واقع برای روزهای بعد از 13 آبان ماه چه اقتضائاتی را برای کشور متصورید، با توجه به این که این وضع و آشفتگی در زمانی شکل گرفته که هنوز تحریم های ثانویه علیه کشور اعمال نشده است؟

پاسخ به این سوال شما بسیار سخت و حتی ناممکن است. وضعیت به قدری پیچیده است که نمی توان تحلیل دقیقی از اوضاع اقتصادی مملکت برای دوران بعد از اعمال تحریم های ثانویه داد. واقعا وضعیتی شکل گرفته که هر لحظه باید منتظر یک حادثه و واقعه غیر مترقبه باشیم. من امیدوارم که هر زودتر کشور از این آشفته بازار خلاص شود. در غیر این صورت آینده خوبی برای کشور متصور نیستم. همین امر هم سبب شده تا نقدینگی مردم به سمت سکه، طلا و دلار برود. حتی سرمایه های زیادی هم از کشور خارج شده است.   

در سایه همین ارزیابی شما و نگرانی جامعه از آینده کشور برخی از عنوان بحران و یا فروپاشی اقتصادی استفاده می کنند. به واقع اقتصاد کشور به این مرحله رسیده است و یا در آینده با اعمال تحریم های ثانویه خواهد رسید؟

خیر، اساسا نمی توان از کلماتی مانند بحران و یا فروپاشی حتی با در نظر گرفتن این شرایط در امر اقتصاد کشور استفاده کرد. غیر از التهاب در بازار ارز و کاهش و یا به قول شما سقوط ارزش ریال سایر وجوه اقتصادی کشور چندان بحرانی نیست. البته من منکر اهمیت کاهش ارزش پولی نیستم و معتقدم در صورت تدوام می تواند دامن سایر حوزه ها های اقتصادی و معیشتی کشور را از این هم بیشتر بگیرد. اما مساله بحران و در نهایت فروپاشی اقتصادی در این وضعیت به هیچ وجه نمی تواند صدق کند. حتی با اعمال تحریم های ثانویه باز نمی توان از کلمه فروپاشی سخن گفت. اکنون مساله آن قدر حاد نیست. ما در همین 5 سال پیش اگر چه سقوط ارزش ریال تا مرز 233 درصد را تجربه نکرده بودیم، اما در همان سال ها ریال نزدیک به 220 درصد سقوط کرد و به موازاتش هم تورم بیش از 40 درصدی و رشد اقتصادی منفی 7 درصد را تجربه کرده ایم، آن دوران باز اقتصاد ایران فروپاشیده نبود، چرا که ما آن دوران را گزرانده ایم. اگر اقتصاد فروپاشیده بود که مملکت هم فروپاشیده بود. لذا باید در استفاده از برخی کلمات دقت به خرج داد؛ حداقل در حوزه آکادمیک این کلمات بار معنایی خاصی دارند و هر جایی نمی توان از آنها استفاده کرد.

کلید واژه ها: تحریمآمریکااقتصاددلارارزش ریالبرجامدونالد ترامپدکتر مهدی تقوی


نظر شما :

علی ۱۶ شهریور ۱۳۹۷ | ۱۳:۳۹
وقتی مردم می دانند قرار نیست مذاکره ای اتفاق بیفتد انتظار دیگری نباید داشت .تجربه شده کمبود حتمی خواهد بود حالا مسابقه بقا برای همه اتفاق افتاده است
ابراهیم قدیمی ۱۷ شهریور ۱۳۹۷ | ۰۰:۰۲
در شرایط بحران قیمت کالا ونحوه عرضه ان کنترل میگردد واز شرایط بازار تبعیت نمیکند.شما قیمت دلار ازاد را در شرایط بحران در اختیار بازار قرار دادید.شما قیمت گوشت مردم را گذاشتید در اختیار گربه.