استفاده از پتانسیل کشورهای ثالث برای رسیدن به مناسبات با ریاض

چالش های خاورمیانه می تواند بستر همگرایی ایران و عربستان باشد

۲۰ فروردین ۱۳۹۷ | ۲۰:۲۴ کد : ۱۹۷۵۷۱۷ گفتگو خاورمیانه
محمد صالح صدقیان در خصوص ارزیابی مناسبات تهران - ریاض در گفت وگو با دیپلماسی ایرانی معتقد است که یک سال بعد، ده سال بعد، صد سال بعد، مهم نیست چه زمانی، اما من ایمان دارم که روزی عربستان و ایران پای میز مذاکره برای رسیدن به صلح پایدار گرد هم خواهند آمد. چرا آن سال، امسال نباشد؟
چالش های خاورمیانه می تواند بستر همگرایی ایران و عربستان باشد

عبدالرحمن فتح الهی – مساله تنش در روابط ایران وعربستان اکنون به کانون تحولات در منطقه خاورمیانه بدل گشته چرا که هر اتفاق و رویدادی در این منطقه به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم از این تنش نشات می گیرد. در سایه این تنش رویکرد ایران هراسی عربستان در سطح منطقه و جهان به شکل پررنگی افزایش یافته است و به نظر می آید که تقریبا باب هر گونه مذاکره و گفت و گوی دیپلماتیک در این رابطه بسته است. اما تحلیل سمت وسوی اقتضائات این روابط در کنار تاثیرات آن تحولات منطقه موضوع گفت گوی دیپلماسی ایرانی با محمد صالح صدقیان، رئیس مرکز عربی مطالعات ایران، رئیس دفتر روزنامه الحیات در تهران و کارشناس مسائل خاورمیانه است که در ادامه می خوانید:

بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ایران روابط تهران – ریاض همواره محل کش و قوس ها و چالش های  دیپلماتیک عدیده ای بوده است، اما پس از قطع روابط عربستان سعودی با ایران تنش های شکل گرفته منشاء اثر تحولات منطقه ای بوده است. در سایه این نکته ارزیابی شما از برآیند مناسبات تهران – ریاض در طول این سال ها چیست؟

از ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی شاید به دلیل روشن نبودن ماهیت اولیه نظام شکل گرفته نوعی از احتیاط میان کشورهای عربی در روابط با ایران انقلابی مطرح شد. اما با مطرح شدن مساله صدور انقلاب و گسترس تفکر انقلاب اسلامی، کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس با محوریت عربستان سعودی  یک تهدید بالقوه را در کنار مرزهای خود در منطقه خاورمیانه احساس کردند. چرا که حساس ترین مساله برای اعراب مساله امنیت بود که با مطرح شدن صدور انقلاب به باور آنان امنیت خودشان در خط قرار می گرفت. لذا در گام اول برای حفط امنیت خود شورای همکاری خلیج فارس را در برابر اقدامات ایران تشکیل دادند. در گام بعدی این کشورها به خصوص خود عربستان کمک های شایانی را به عراق در دوران بعث کردند تا بتوانند از طریق صدام حسین خطر ایران را دفع کنند. در این راه هم کویت، عربستان، قطر، امارات متحده عربی و سایر کشورها از هیچ کمک و همراهی به بغداد و رژیم بعث عراق دریغ نکردند. اما بعد از شکست صدام به واسطه مقاومت ایران در 8 سال جنگ تحمیلی و بعد از آن مساله اشغال کویت توسط عراق معادلات منطقه به شدت دگرگون شد. در این دوران شورای همکاری خلیج فارس به دلیل مواضع روشن و آشکار جمهوری اسلامی در محکومیت اشغال کویت به سمت همگرایی با ایران رفتند. در این دوران سیاست خارجی ایران به دلیل در پیش گرفتن رفتار کاهش تنش و احترام متقابل توانسته بود تا حد زیادی میزان اختلافات و تنش های تهران را با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس کاهش دهد. این سیاست خارجی موفق که در دوران مرحوم هاشمی رفسنجانی و آقای خاتمی پی گرفته شد، توانست به مقدار زیادی گسل های دیپلماتیک رامیان ایران با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس پر کند. در سایه این مساله هم روابط تهران - ریاض هم نشات گرفته از این استرتژی به نوعی همگرایی علی رغم برخی اختلافات پیش رفت. منتهی در دروان 8 ساله احمدی نژاد با آن سیاست خارجی متششت، تنش ها میان تهران با کشورهای عربی دوباره اوج گرفت. در این دوران و در سایه دیپلماسی منطقه ای ایران کار به جایی رسید که عملا بستر قطع روابط در دوران روحانی رقم خورد و به نوعی تمام کاشته های سیاست خارجی مرحوم هاشمی رفسنجانی و جناب آقای سید محمد خاتمی بر باد رفت. در دروان ریاست جمهوری احمدی نژاد نشست شورای همکاری خلیج فارس، آن هم در سطح سران که در قطر برگزار شد برای اولین بار از تاریخ تشکیل این شورا از ریاست جمهوری ایران دعوت به عمل آورد، اما متاسفانه رئیس جمهوری وقت ایران با آن سیاست متشتت خود و آن سخنرانی که ایراد کردند که خود من هم در آن نشست حضور داشتم، سبب شد تا این فرصت طلایی در حوزه دیپلماسی منطقه ای بسوزد. در آن نشست خود ملک عبدالله، پادشاه عربستان و امیر صباح، امیر کویت حضور داشتند. اگر در آن دعوت نوعی از همکاری و هوش دیپلماتیک به کار گرفته می شد امروز شاید ما شاهد این حجم از ایران هراسی و فشار دیپلماتیک از جانب عربستان سعودی و سایر کشورهای عربی همراه با ریاض علیه تهران نبودیم. پس در سایه این مسائل معتقدم که تنش امروز در روابط ایران و عربستان همگی از جانب ریاض نیست و باید انصاف را دید. بخشی از رفتارهای اشتباه در سیاست خارجی ایران هم که موجبات این وضعیت شده را نباید از نظر دور داشت. اما نهایتا هم با حمله به سفارت عربستان در تهران و کنسولگری این کشور در مشهد، عملا بسترهای قطع روابط که از قبل شکل گرفته بود با این بهانه به وقوع پیوست.

این دقیقا همان نقطه در آغاز دوران جدید تنش ایران و عربستان است. اگر در دورانی اختلافات میان تهران – ریاض هم وجود داشت، در بستر وجود روابط دیپلماتیکی این اختلافات و تنش ها پیگیری می شد، اما امروز عملا در سایه قطع کامل روابط، زمینه هر گونه اتفاقی وجود دارد، حتی تنش نظامی؛ ارزیابی شما از این دوران چیست؟

یقینا بعد از قطع مناسبات ایران وعربستان دوره جدیدی از تحولات، نه در روابط دو کشور که در سطح منطقه شکل گرفته است. حال در این میان مساله سوریه، بحرین، یمن و یا هر دلیل دیگری هم به عنوان تشدید کننده این تنش عمل کرده و هنوز هم عمل می کند. اگر به ریشه ها و بسترهای تحولات در منطقه خاورمیانه نگاهی بیندازید خواه ناخواه می بینید که یک پای تنش ایران وعربستان به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در آن وجود دارد. اکنون بسترهای این تنش در حال پررنگ تر شدن است و به نظر می اید که متعاقبش هم اختلافات جدی تری در منطقه شکل گیرد.

پس اساسا هیچ راه بازگشتی در مناسبات سیاست تهران- ریاض وجود ندارد؟

من معتقدم که جمهوری اسلامی ایران کشوری بزرگ و تاثیرگذار در منطقه است که می تواند در تحولات خاورمیانه اثرات خود را داشته باشد. در آن سو هم عربستان هم به عنوان یک ابر قدرت عربی در خاورمیانه توان سیاسی و اقتصادی جدی را در اثر گذاری بر تحولات دارد. افزون بر این یقنینا نه در روابط ایران وعربستان بلکه در روابط هر دو کشور دیگری هم اختلافاتی وجود داشته و دارد. باید بپذیریم که اختلافات ایران وعربستان فقط مربوط به دوران بعد پیروزی انقلاب اسلامی نیست، بلکه از همان زمان شاهنشاهی هم اختلافات دیپلماتیک میان دو کشور وجود داشته است. امروز هم در سایه این اختلافات و نیز وجود تضادهای مذهبی، ناسیونالیستی و حتی نظامی وامنیتی باز هم ایران وعربستان می توانند به سمت ایجاد مناسبات دیپلماتیک باز گردند. من معتقدم که هنوز روابط میان دو کشور به طور کامل قطع نشده است.

 منظور شما همین روابط نیم بند دیپلماتیک در حوزه امور حج و زیارت است؟

خیر. اکنون هم ایران و هم عربستان با کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس به صورت مشترک روابط خوبی دارند، من جمله روابط خوب ایران با کویت و عمان که در آن سو هم عربستان با این کشورها روابط خوبی دارد. به خصوص نقش کویت در این میان می تواند حائز اهمیت باشد. اکنون با حضور شیخ صباح که نوعی از مقبولیت عمومی را هم در میان سران عربی دارد می تواند فرصت مناسب برای ایران باشد، به خصوص که تهران هم با شیخ صباح مناسبات خوب سیاسی را برقرار کرده است. لذا تا زمانی که او در قید حیات است باید از این فرصت برای بازسازی روابط دو کشوراستفاده کرد. من اخیرا روی مناسبات و رفتارهای سیاسی شیخ صباح بسیار مطالعه کرده ام؛ اگر به ایشان فرصت و مجال کافی داده شود یقینا این شخص توان بازسازی روابط دو کشور را دارد. به خصوص که تیم سیاست خارجی که اکنون دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران را در دست گرفته دارای انعطاف وهوش دیپلماتیک بسیار بالایی است که می توان از این امتیاز هم با مدیریت حسن روحانی برای بازگشت مناسباتی معقول میان ایران و عربستان استفاده کرد. مضافا بر عمان و کویت اکنون عراق هم می تواند در بازسازی این روابط نقشی موثر داشته باشد. به ویژه که محمد بن سلمان با لطایف الحیل به دنبال نزدیکی به برخی از جریان های سیاسی در عراق است. همین سفر احتمالی پیش روی بن سلمان به بغداد نشانه بارز آن است. از سوی دیگر هم روابط تهران با بغداد روابط بسیار مثبتی است که این ویژگی عراق می تواند جایگاهی مناسب را به این کشور در این خصوص بدهد.   

اما جناب صدقیان با آمدن ملک سلمان و بعد از آن حضور محمد بن سلمان، همراهی ترامپ، همسویی نتانیاهو، قراردادهای سنگین تسلیحاتی، توهین های گاه و بی گاه مقامات ریاض، جنگ های نیابتی در منطقه از سوریه وعراق تا یمن و لبنان، موج ایران هراسی گسترده در خاورمیانه و جهان از جانب ریاض و غیره می تواند بستری را برای بازگشت روابط باقی بگذارد؟

من هم منکر تک تک اقدامات و اتفاقاتی که شما گفتید نیستم. منتها من مثل شما به نیمه خالی لیوان دیپلماسی و سیاست خارجی نگاه نمی کنم.

از دید شما مولفه ها و مصداق های نیمه پر لیوان در روابط و مناسبات دیپلماتیک میان ایران وعربستان چیست؟

من چالش های منطقه خاورمیانه را نیمه پر لیوان می بینم.

به نظر شما به چه تحلیلی نیمه پر لیوان مناسبات دیپلماتیک ایران و عربستان، چالش های ریز و درشت خاورمیانه است؟

شاید در نگاه اول چنین نگاهی درک نگردد. من معتقدم که تمامی این چالش ها که سال ها است دامن خاورمیانه را گرفته است، نه به سود ایران، نه به سود عربستان و نه به سود هیچ کشوردیگری در منطقه نخواهد بود. امروز چالش یمن به یکی از جدی ترین گرفتاری های هم عربستان وهم ایران بدل شده که هر دو می خواهند این تنش هر چه زودتر پایان یابد. شرایط سوء اقتصادی، سیاسی و امنیتی که امروز متاثر از سوریه، عراق، یمن و سایر کشورهای منطقه دامن عربستان را گرفته است می تواند به عنوان اهرم بازگشت و تعدیل شرایط عمل کند. چنانی که ایران هم به دنبال تعدیل شرایط منطقه است.

اما با شرایط جدید به خصوص در بحران یمن عملا می توان به این نیمه پر لیوان مد نظر شما امید داشت؟

 اکنون شرایطی که بعد از سه سال ناکامی عربستان در تجاوز به یمن داشته سبب شده تا متحدین منطقه ای و حتی فرامنطقه ای مانند خود امریکا و انگلستان هم ریاض را وادار به فیصله دادن پرونده یمن از هر طریق ممکن کنند. در همین سفر اخیر بن سلمان به انگلستان بارها از وضعیت بد انسانی در یمن سخنانی مطرح شد که باید عربستان به صورت جدی و فوری به آنها رسیدگی کند. امروز حامیان ریاض هیچ ابزار و دستاویزی برای پشتیبانی سیاسی و دیپلماتیک از عربستان در خصوص یمن ندارند و این مساله باعث شده تا خود ریاض هم به فکر پایان دادن به این تنشی باشد که وارد چهارمین سال خود بدون هیچ دستاوردی شده است.

شما به اختلافات مذهبی و ایدئولوژیکی، سیاسی، امنیتی در بستر نیمه پر لیوان اشاه داشتید؛ آینده روابط تهران – ریاض در سایه این نیمه پرلیوان دیپلماتیک شما برای سال جدید شمسی چیست؟

من باور دارم که ایران ام الولد و ام القری خاورمیانه است. لذا ایران وظیفه پاسداری و حراست از کل خاک خاورمیانه را برعهده دارد. یکی از مصداق های هوش بالای دیپلماتیک محمد جواد ظریف، وزیر امورخارجی ایران جمله ای بود که چند هفته پیش ایراد کردند. ایشان گفتند که اگر روزی به عربستان سعودی حمله شود ایران در کنار عربستان خواد بود. کاش این گونه سیاست خارجی در دوران احمدی نژاد مطرح می شد تا امروز روابط میان طرفین به ایجا کشیده نمی شد. اما مطرح شدن همین جمله در بستر تمامی اختلافات مطرح شده، باز هم مصداق همان نیمه پر لیوانی است که گفتم. شاید در بستر تنش پررنگ امروز بعید به نظر برسد که سران ریاض و تهران دور یک میز برای رسیدن به یک مناسبات حسنه گرد هم آیند. اما باید سیاست خارجی ایران در قبال منطقه و خود عربستان سعودی روشن شود. در ادامه از پتانسیل کشورهای ثالث من جمله عمان، کویت، عراق و حتی روسیه استفاده کنیم. نه ایران می تواند عربستان را نابود کند و یا از خاورمیانه جابه جا کند و نه عربستان هم می تواند ایران را نابود کند و یا از این منطقه منتقل کند.هر دو کشور بوده، هستند و خواهند بود؛ لذا دو کشور باید همسایگی خود را در خاورمیانه به عنوان یک واقعیت بپذیرند و رسیدن به فهم مشترک را در دستور کار قرار دهند. یک سال بعد، ده سال بعد، صد سال بعد، مهم نیست چه زمانی، اما من ایمان دارم که روزی عربستان و ایران پای میز مذاکره برای رسیدن به صلح پایدار گرد هم خواهند آمد. ولی سوال مهم اینجا است که چرا آن سال، امسال نباشد؟ پس منظور من از نیمه پر همین مساله است.

انتشار اولیه: پنج شنبه 9 فروردین 1397 / انتشار مجدد: دوشنبه 20 فروردین 1397

کلید واژه ها: کویتعراقیمنایرانعمانروسیهعربستان سعودیامریکاشورای همکاری خلیج فارسمحمد صالح صدقیان


نظر شما :