انتشار اولین کتاب در حوزه بازاریابی سیاسی بینالملل
«بازاریابی سیاسی بینالملل؛ از دیپلماسیعمومی تا برندسازی ملی»
دیپلماسی ایرانی: در دنیای پیچیده و پویای امروز، سیاست و بازاریابی به دو رکن جداییناپذیر از یکدیگر تبدیل شدهاند. دانش بازاریابی سیاسی از انتخابات به حوزه بین الملل توسعه پیدا کرده است. مدیریت تصویر ملی و همسو کردن سایر بازیگران بین الملل با منافع و سیاست های خود، نیمی از سیاستهای قدرت را شکل داده است که بازاریابی سیاسی بین الملل در راستای تحقق این مهم است. ضرب تصویر ملی در قدرت ملی، بازاریابی سیاسی بین الملل را تشکیل می دهد. در واقع، بازاریابی سیاسی بینالملل ترکیبی درونیشده از سه رشته مدیریت، سیاست و ارتباطات است که در زمین «روابط بینالملل» فصل مشترک ایجاد کردهاند.
حال، «چرا بازاریابی سیاسی بینالملل مهم است؟» این پرسش کلیدیِ اولین اثر تالیف- ترجمهای به زبان فارسی در این حوزه موضوعی است؛ کتابی که بیش از تبیین و بسط مفهومی اصطلاحات، نظریهها و الگوهای علمیِ مرتبط، در پی تأکید بر رویکرد کاربردی و معرفی کاربردهای بازاریابی سیاسی، از دیپلماسی عمومی تا برندسازی ملی است. کتاب حاضر بر آن است به خوانندگان دانشگاهی، سیاستگذاران و کارگزاران اجرایی مرتبط در کشور نشان دهد دیگر کشورهای جهان چطور و با چه شیوههایی ملت و فرهنگ خود را در جهان عرضه کرده و بازاریابی سیاسی را در عرصة بینالملل بهکار گرفتهاند و از آن برای ارتقای برند و وجهة ملی خود بهره بردهاند؟
بررسیهای تاریخی نشان میدهد که با وجود کمبود دانش نظری یکپارچه پیرامون دیپلماسی عمومی و برندسازی ملی، استفاده از تصاویر ملیگرایانه برای ترویج تجارت و گردشگری در اتریش و سوئیس در طول قرن بیستم؛ تلاش برای تبلیغ تعهد چین به فراملیگرایی به منظور جلب همدردی غرب در طول بحران دهه 1930؛ تلاش ژاپن در همان دوره برای بهبود آسیب وارده به برند ملی خود در اثر تجاوز به چین، و تلاش دولت فرانکو در اسپانیا برای ترمیم اعتبار خود در بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم، همگی نمونههای موفقی از کاربردهای عملی بازاریابی سیاسی بینالملل توسط دولتهای مختلف جهان هستند.
در دوره های بعدی، کشورهایی کوچک و ظاهراً کماهمیت مانند اتریش و سوئیس که قریب به یکصد سال پیش گام در این مسیر نهادند، یا کشورهایی مانند یوگسلاوی سابق و بعدها کرواسی، سورینام و کوزوو که در این راه به دنبال آنها رفتند؛ یا کشورهای بزرگ و قدرتمندی مانند آلمان، روسیه و چین که با وجود پیشرفتهای چشمگیر صنعتی و سیاسی، باز هم دست از نامورسازی و برندسازی خود برنداشته و از گذشته تا کنون، کاملاً هدفمند، به بازاریابی سیاسیِ صنعت، مردم و نام کشورشان در محیط جهانی میپردازند و در این مسیر از همة ابزارها و شیوههای معمول و حتی نوآورانه برای این هدف بهره میگیرند؛ از رویدادهای بزرگ ورزشی مانند مسابقات المپیک و بازیهای جام جهانی گرفته، تا به خدمت گرفتن چهرههای مشهور اجتماعی و ستارههای نامور جهانی، حمایت از جایزههای پرطمطراق علمی، و حتی راهاندازی موزههای چشمگیر و فاخر. همة این کشورها سالهاست که از دیپلماسی عمومی، دیپلماسی فرهنگی، دیپلماسی علمی، دیپلماسی گردشگری، دیپلماسی شهری، دیپلماسی ورزشی، دیپلماسی سلبریتی و دهها ظرفیت دیگر برای اعتباربخشی به نام و شهرت و خوشنامی ملت و کشور خود بهره میگیرند و با هدف دستیابی به تصویری مطلوب و محبوب، برندسازی ملی میکنند.
این کتاب سعی میکند با گذر از مبانی نظری، به مطالعات موردی و تطبیقی درباره بازاریابی سیاسی کشورها بپردازد تا نقاط متمایزی از برند ملی و تصویر ملی کشورها را معرفی کند. به همین خاطر ویژگی اصلی کتاب حاضر، بخش دوم آن است که در قالب 8 فصل به بررسی تجربههای 8 کشور با رویکردهای مختلف با تاکید بر برندسازی ملی میپردازد. این رویکردها در کشورهایی کوچک مانند اتریش و سوئیس و یا کشورهایی قدرتمند مانند چین، آلمان و روسیه بررسی شدهاند و در نهایت نیز در فصل آخر رهیافتهایی برای دیپلماسی عمومی و برندسازی ملی جمهوری اسلامی ایران ارائه شده است.


نظر شما :