ضربه غیرمستقیم اسد به ایران

۰۲ مهر ۱۳۹۱ | ۱۵:۲۳ کد : ۱۹۰۷۱۱۸ نگاه ایرانی خاورمیانه
محمدعلی سبحانی، سفیر سابق ایران در لبنان و اردن و کارشناس مسائل خاورمیانه در گفتاری برای دیپلماسی ایرانی ضمن بررسی آخرین تحولات سوریه، نشست قاهره و ماموریت اخضر ابراهیمی، معتقد است بشار اسد به خاطر انتقام از ترکیه به استقلال و تجزیه طلبی کردهای سوریه کمک کرده که این ضربه ای به همه کشورهایی است که با این مسئله درگیر هستند.
ضربه غیرمستقیم اسد به ایران

 دیپلماسی ایرانی: در روزهای گذشته همزمان با ادامه درگیری های شدید در پایتخت و شمال سوریه و در دست گرفتن کنترل یکی دیگر از گذرگاه های مرزی این کشور با ترکیه توسط مخالفین حکومت بشار اسد، تحولات سیاسی و دیپلماتیک برای حل بحران سوریه نیز ادامه یافته است. سفر علی اکبر صالحی وزیر امور خارجه ایران به سوریه و نشست چهارجانبه قاهره از جمله این تحولات هستند. دیدار وزیر خارجه کشورمان با بشار اسد یک روز پس از برگزاری نشست گروه تماس درباره سوریه شامل مصر، ایران، عربستان سعودی و ترکیه صورت گرفت؛ هرچند در نشست سه شنبه قاهره، عربستان سعودی به دلایل نا معلومی حضور نیافت. نشست وزیران امور خارجه چهار کشور به پیشنهاد محمد مرسی، رئیس جمهوری مصر و به منظور یافتن راه حلی مناسب برای بحران سوریه تشکیل می شود. مرسی پیشنهاد خود را اوایل شهریور ماه وقتی که برای تحویل ریاست جنبش غیرمتعهدها به تهران سفر کرد، ارائه کرده بود.

به نظر می رسد که مصر انگیزه های جدی برای تاثیر گذاری بر بحران سوریه دارد. از یک سو با توجه به این که مصر یکی از کشورهای مهم بهار عربی است، طبیعی است که انگیزه فعالیت در دیگر کشورهایی که دستخوش تغییر داشته باشد و خود را ذی نفع بداند. تجربه یک سال و نیم گذشته در بهار عربی نشان می دهد که اخوان المسلمین به عنوان یک جریان نسبتا منسجم نقش برجسته ای بازی کرده اند و توانسته اند در تمام این کشور ها نقش موثری ایفا کنند. طبیعی است که آنها برای موفقیت این حرکت در سوریه نیز انگیزه لازم را دارند و علاقه مندند که جدی تر در این رابطه وارد شوند.

علاوه بر این طبیعی است که مصری ها به محض این که خود را در دولت جدید پیدا کنند از مدعیان تاثیر گذاری در جهان عرب بوده و هستند. مصر خود را به عنوان یک الگوی همیشگی و کشور تاثیر گذار در جهان عرب می داند و با توجه به تحولات اخیر موسوم به بهار عربی، انگیزه فعالیت بیشتری پیدا می کند. اگر مصری ها بتوانند به حرکت دموکراتیک جهان عرب کمک کنند، موقعیت بهتری در جهان عرب خواهند داشت. بدیهی است که اگر تحولات سوریه ادامه یابد و به سرانجامی برسد، دولتی نه چندان متفاوت از مصر و تونس ولیبی و یمن و ... در این کشور بر سر کار خواهد آمد و به این ترتیب مصر، فرصت بهتری پیدا می کند که هم اعتماد به نفس برای فعالیت بیشتر پیدا کند و هم نقش منطقه ای خود را بازی کند.  

مصری ها با دنبال کردن طرح خود در مورد سوریه و پیگیری این مسئله می خواهند بگویند که از دوره انقلاب گذشته اند و بر امور مسلط شده اند و علاقه مندند که نقش منطقه ای خود را به دست بیاورند. نباید فراموش کرد که اعتباری که مصر از جهت حمایت از انقلاب های عربی در جهان عرب و اسلام پیدا کرده اهمیت دارد و به این کشور جایگاه ویژه ای در افکار عمومی منطقه می دهد.

نقش آفرینی ترکیه، عربستان و ایران در کنار مصر می تواند حرکتی جدید در راستای حل مسئله سوریه باشد. بدون شک این چهار کشور مدعیان قدرت منطقه ای هستند و دارای ظرفیت هایی هستند که می توانند در قامت یک قدرت منطقه ای ظاهر شوند. علاوه بر این اگر این چهار کشور بتوانند مواضع خود را در قبال موضوع سوریه به یکدیگر نزدیک کنند و این وضعیت شکل گیرد که به توافق و تفاهمی برسند می توانند نقش موثری در حل مشکل سوریه داشته باشند و مشکلات و گرفتاری هایی که در این کشور وجود دارد به پایان برسد.

با این حال آیا می توان به این مسئله خوش بین بود؟ واقعیت صحنه این است که عربستان، مصر و ترکیه در مورد سوریه دارای مواضع مشترکی هستند و ایران نظر متفاوتی دارد. آن سه کشور به دنبال سقوط اسد هستند و معتقدند که اسد مشروعیت خود را از دست داده و به دلیل خشونت های دولت سوریه در مقابل معترضان لیاقت حکومت در این کشور را ندارد. آنها معتقدند که اکثریت مردم با بشار نیستند و به دنبال طرح هایی هستند که حتی اگر سیاسی است به استمرار حکومت اسد نمی انجامد. در واقع آنها هر تحولی را بدون حضور بشار اسد در قدرت پیگیری می کنند. این نقطه اختلاف دیدگاه ایران با این سه کشور است. بنابراین در تحلیل رویکرد این چهار کشور و احتمال موفقیت طرح مرسی باید به واقعیت های موجود دقت کرد. یعنی  می توان این سوال را مطرح کرد که تا چه اندازه واقع گرایانه است که انتظار داشته باشیم که این سه کشور مواضع خود را تغییر خواهند دهند یا ایران دست به تغییر در مواضع خود خواهد بزند. چرا که وضعیت به شکلی است که همه چیز روشن است. اینگونه نیست که طیفی از اختلافات بین این کشورها وجود داشته باشد که قابل نزدیک کردن به هم باشد.

نکته ای که شانس خوش بینی را کاهش می دهد چشم انداز سرنوشت حزب بعث و بشار اسد در آینده سوریه است. سوالی که مطرح است این است که حتی اگر ایران هم در موضع کناره گیری بشار به سه کشور دیگر بپیوندد، آیا خود بشار اسد و حزب بعث این نکته را می پذیرند. ادبیاتی که از سوی بشار اسد و حزب بعث به کار می رود نشان می دهد که او به هیچ عنوان آمادگی کناره گیری از قدرت را ندارد. او هنوز احساس نمی کند که ناچار است از قدرت کناره گیری کند. خصوصا از این جهت که به دلیل اتهاماتی که در سطح بین المللی به عنوان جنایتکار جنگی علیه او مطرح است کنار رفتن او بدون عقوبت بسیار سخت و دشوار شده است. در ماههای گذشته نهادهای بین المللی از جمله شورای حقوق بشر و شورای امنیت سازمان ملل علیه او موضع گرفته اند. تعلیق عضویت سوریه از اتحادیه عرب و سازمان کنفرانس اسلامی نیز از این دست اقدامات بوده اند.

با این حال او به واسطه حمایت روسها در نهادههای بین المللی و حفظ انسجام نیروهای نظامی و امنیتی خود به سرکوب مخالفین ادامه می دهد و تصور نمی شود که چینن آمادگی را داشته باشد. در واقع از این جهت که بشار اسد اطمینانی به آینده شرایط خود ندارد، ترجیح می دهد آنقدر ادامه دهد تا جریاناتی که به دنبال توافق هستند مسائل را با نوعی توافق سیاسی حل کنند. با این وجود این که در آن توافق از قدرت کنار رود یا خیر مشخص نیست ولی به هر حال تضمین هایی برای آینده خود دریافت خواهد کرد.

چنین طرحی قطعا در دستور کار اخضر ابراهیمی نماینده وی‍ژه سازمان ملل و اتحادیه عرب در سوریه قرار دارد. او سابقه حضور در حل و فصل جنگ داخلی لبنان را دارد و از طراحان توافقنامه طائف بود. او توانست در آن بحران همه گروههای سیاسی و اجتماعی را کنار هم جمع کند و به جنگ داخلی در لبنان خاتمه دهد. بنابراین امکان توافق سیاسی از آن جنسی که در لبنان شکل گرفت وجود دارد. به عبارت دیگر در حال حاضر امکان وقوع مدل یمنی کاهش یافته است و ما شاهد نوعی جنگ داخلی در سوریه هستیم. این جنگ داخلی یا با شکل گیری یک توافق شبیه توافقنامه طائف پایان می یابد که همه اطراف در آن دخیل باشند و یک نیروی بین المللی یا منطقه ای پشتوانه آن باشد، یا آنقدر ادامه می یابد تا شرایطی شبیه بالکان شکل گیرد و هر گرایش طائفی در قالب یک کشور ببیند. صاحبنظران می گویند اگر این وضعیت ادامه یابد امکان تجزیه این کشور به سه کشور سنی مذهب علوی نشین و کرد نشین مطرح است.

من تصور می کنم این تحلیل چندان دور از ذهن نیست چرا که اگر قرار باشد همه طرف ها بر مواضع و خواسته های حداکثری خود مقاومت کنند طبیعی است که امکان توافق محال است. در این شرایط همه طرف ها تلاش می کنند به شکل طائفی و قومی عمل کنند و بنابراین شکل گیری سوریه واحد دشوار است. در حال حاضر در کردستان متاسفانه این تا حدی رخ داده است و کردهای تجزیه طلب و تمامیت خواه از این تحولات بهره بیشتری برده اند. کردهای سوریه که با مدیریت و حمایت شاراسد بر کردستان سوریه حاکم شدند آینده مسئله کردها را برای کشورهایی که با تجزیه طلبی کردی مواجه هستند، دشوار نموده است و مسلم است که بشار اسد کمک بزرگی به تجزیه طلبی کردی در منطقه نموده است. با بررسی دقیق این موضوع ممکن است به این ارزیابی برسیم که بشار و حزب بعث به خاطر انتقام از ترکیه به این موضوع دامن زده اند و همزمان به استرات‍ژی ایران ترکیه و سوریه در قضیه کردی ضربه زده اند.

با این وجود، باید منتظر بود ببینیم که طرح اخضر ابراهیمی به پیروزی می رسد و او می تواند همانند لبنان توافقی جامع ایجاد کند و یا در ماموریت خود شکست می خورد. من به موفقیت کامل و سریع او خوشبین نیستم چرا که شرایط برای او را شبیه شرایط سال 1989 لبنان نمی بینم. او هنوز طرحی جدید ارائه نداده است و هنوز طرح کوفی عنان به عنوان راه حل سازمان ملل برای سوریه مطرح است. شاید شیوه های اخصر ابراهیمی متفاوت باشد ولی تاکنون طرح جدیدی ارائه نکرده است. با این وجود به نظر می رسد که ماموریت او تنها راه حل برون رفت از شرایط خشونت بار کنونی است و باید امیدوار باشیم که طرح اخضر ابراهیمی به نتیجه برسد و توافقی مبتنی بر تمامیت ارضی و ایجاد حاکمیت دموکراتیک در سوریه ایجاد شود. یعنی باید امیدوار باشیم که او که بتواند جنگ داخلی را که نتیجه آن کشتار مردم بیگناه است، پایان بخشد. چرا که نتیجه گسترش درگیری های داخلی سوریه افزایش نفرت مذهبی در منطقه است. چنین جنگی اختلافات مذهبی و قومی را دامن زد که نه تنها برای آینده سوریه خطرناک است بلکه برای کل منطقه آینده ای مبهم را رقم خواهد زد./ 16

کلید واژه ها: سوریهمحمدعلي سبحانيكردها


نظر شما :