بهای همگرایی عربی یا ورود به جنگ نیابتی

دمشق بر سر دوراهی ائتلاف‌ها

۲۶ مهر ۱۴۰۵ | ۰۸:۰۰ کد : ۲۰۴۰۹۱۵ اخبار اصلی خاورمیانه
نویسنده خبر: فاطمه خادم شیرازی
فاطمه خادم شیرازی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: سوریه در وضعیت کنونی نه ظرفیت درگیر شدن در جنگی فرسایشی در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود را دارد و نه منطق راهبردی اجازه می‌دهد جبهه شکننده جنوب در برابر حملات اسرائیل رها شود.
دمشق بر سر دوراهی ائتلاف‌ها

دیپلماسی ایرانی: طرح درخواست عربستان سعودی از سوریه برای اعزام نیرو به یمن، فراتر از یک خبر میدانی ساده است. این طرح در گزارش‌های رسانه‌ای و منابع منطقه‌ای و بین‌المللی با ارقام مشخصی بازتاب یافته است. ریاض از دمشق خواسته است برای مقابله با جنبش انصارالله یمن، نیرویی در حدود ده تا بیست هزار نفر در اختیار این پادشاهی قرار دهد. ادعا شده است که این موضوع در جریان سفر مقامات ارشد دمشق به ریاض مطرح شده است. هدف از این گفت‌وگوها، بازتنظیم مناسبات سوریه با شورای همکاری خلیج فارس بوده است. 

موضع رسمی دمشق در قبال این گزارش‌ها با نوعی دوگانگی همراه است. از یک‌ سو وزارت اطلاعات و مراجع رسمی رسانه‌ای دولت سوریه، هرگونه اعزام نیرو را قاطعانه تکذیب کرده‌اند. آن‌ها تأکید کرده‌اند که اولویت دمشق معطوف به تثبیت ثبات، صلح و بازسازی داخلی است. همچنین آن‌ها معتقدند گشودن جبهه‌های جدید در دکترین امنیتی این کشور جایگاهی ندارد. 

از سوی دیگر، آن‌ها تصریح کرده‌اند که همکاری‌های نظامی با شرکای منطقه‌ای، صرفاً از مجاری رسمی و در چارچوب معاهدات دوجانبه قابل بررسی است. این رویکرد نشان می‌دهد پرونده تعاملات امنیتی میان طرفین کاملاً مسدود نشده است. این پرونده اکنون در وضعیتی از تعلیق، ارزیابی راهبردی و چانه‌زنی سیاسی قرار دارد. انتشار اولیه این خبر توسط خبرگزاری‌های بین‌المللی و بازنشر زنجیره‌ای آن در رسانه‌های منطقه‌ای، فراتر از یک رویداد میدانی است. این اقدام در قالب یک عملیات روانی و فضاسازی هدفمند قابل تحلیل است. این فضاسازی دست‌کم سه هدف اساسی را دنبال می‌کند. 

نخستین هدف، آزمون و آماده‌سازی افکار عمومی است. در واقع هدف ارزیابی آستانه تحمل اجتماعی و سیاسی در دمشق و محیط منطقه‌ای است. این ارزیابی برای سنجش احتمال بازآرایی و به‌کارگیری نیروهای مسلح مستقر در سوریه در جغرافیای شبه‌جزیره عربستان انجام می‌شود. 

دومین هدف، اعمال فشار دیپلماتیک بر دمشق است. ریاض می‌خواهد میزان همگرایی سوریه با کشورهای عربی را بسنجد. هدف دیگر، وادار ساختن دمشق به اعطای امتیازات امنیتی ملموس در ازای دریافت بسته‌های مالی و اعتبارات بازسازی است. 

سومین هدف، فشار مضاعف بر انصارالله و تقویت موضع ائتلاف است. ریاض قصد دارد موضع چانه‌زنی انصارالله را در مذاکرات سیاسی تضعیف کند. این کار از طریق نمایش عزم ریاض برای تشکیل ائتلاف‌های جدید منطقه‌ای صورت می‌گیرد. این شیوه مدیریت خبر نشان می‌دهد دمشق در وضعیت میان‌جنگ قرار گرفته است. 

دمشق نه می‌تواند مزایای بازگشت به اتحادیه عرب و حمایت‌های اقتصادی ریاض را کاملاً نادیده بگیرد و نه توان پذیرش هزینه‌های ژئوپلیتیک ورود به یک نبرد نیابتی فرامرزی را دارد. از حیث ساختار امنیتی داخلی، اعزام هرگونه نیروی سازمان‌یافته با موانع راهبردی جدی مواجه است. ارتش و ساختار نظامی سوریه همچنان در مرحله بازسازی پس از سال‌ها جنگ فرسایشی قرار دارند. استعداد انسانی ارتش برای کنترل خطوط مرزی، مقابله با هسته‌های شورشی و تثبیت اقتدار مرکزی در استان‌های مختلف نقشی حیاتی دارد. 

هم‌زمان، جنوب سوریه به‌ویژه محور درعا، قنیطره و سویدا تحت فشار مستمر و روزمره حملات هوایی و موشکی اسرائیل قرار دارد. دکترین نظامی تل‌آویو بر مهار هرگونه شکل‌گیری جبهه پدافندی منسجم استوار است. اسرائیل همچنین به دنبال حفظ دست‌برتر هوایی در مجاورت جولان است. 

در چنین وضعیتی، خروج هر استعداد نظامی از دمشق و جنوب به ایجاد خلأ امنیتی آشکار منجر می‌شود. این امر عمق استراتژیک سوریه را در برابر پیشروی‌ها و ضربات اسرائیل به‌شدت آسیب‌پذیر می‌سازد. همچنین زمینه را برای فعال شدن مجدد گسل‌های ناامنی محلی مهیا می‌کند. 

دمشق نمی‌تواند بقای امنیتی شکننده خود در مرزهای جنوبی را فدای ماجراجویی‌های نظامی در جنوب دریای سرخ کند. بررسی گمانه‌زنی‌های فنی پیرامون هویت نیروهایی که ادعای اعزام آن‌ها مطرح شده، دو طیف اصلی را مشخص می‌سازد. طیف نخست واحدهای رسمی ارتش نظیر لشکر نودم و ساختارهای مستقر پیرامون پایتخت هستند. مشارکت این یگان‌ها تنها در قالب مأموریت‌های دفاعی، فنی و مستشاری با پشتوانه معاهدات دفاعی رسمی امکان‌پذیر است. ارتش رسمی به دلیل فرسایش سال‌های گذشته، نه تمایلی به مأموریت‌های تهاجمی برون‌مرزی دارد و نه دمشق حاضر است سرمایه اصلی امنیت سرزمینی خود را از کشور خارج کند. 

طیف دوم یگان‌های تلفیقی و جنگجویان غیررسمی نظیر لشکر هشتاد و چهارم هستند. این ساختارها شامل عناصری هستند که بخشی از آن‌ها را جنگجویان با پیشینه فعالیت در گروه‌های سلفی نظیر هیئت تحریر الشام تشکیل می‌دادند. این نیروها پس از تحولات اخیر در ساختار دولت ادغام شده‌اند. اعزام این عناصر به یمن هرچند در کوتاه‌مدت ممکن است دمشق را از بار امنیتی حضور آنان در داخل آسوده کند، اما در میان‌مدت به دو پیامد بسیار خطرناک می‌انجامد. 

نخست، تبدیل جنگ سیاسی و سرزمینی یمن به یک رویارویی مذهبی و فرقه‌ای تمام‌عیار است؛ چرا که گرایش‌های سلفی این نیروها در برابر هویت زیدی انصارالله قرار می‌گیرد. 

دوم، شکل‌گیری شبکه‌های مسلح فراملی با تجربه جنگ‌های نامنظم است که در صورت بازگشت به سوریه، می‌توانند امنیت خود دمشق را نیز به چالش بکشند. افزون بر این، زنجیره پیچیده لجستیکی و ناآشنایی آنان با جغرافیای کوهستانی و سخت یمن، کارآمدی عملیاتی آن‌ها را به‌شدت تنزل می‌دهد. 

انصارالله یمن در تمام طول سال‌های بحران سوریه از متحدان راهبردی دمشق بوده است. روابط رسمی دو طرف حتی از طریق حفظ سفارتخانه‌ها تثبیت شده بود. هرگونه مشارکت سوریه در ائتلاف ضد انصارالله پیامدهای سنگینی خواهد داشت. یکی از آن‌ها تخریب بنیادین مناسبات دیپلماتیک است. این کار به گسست قطعی در کانال‌های ارتباطی میان دو پایتخت منجر می‌شود و دمشق را در صف متخاصمان مستقیم یمن قرار می‌دهد. پیامد دیگر ورود به نبرد نامتقارن است. یگان‌های موشکی و پهپادی انصارالله بارها نشان داده‌اند که توان گسترش بانک اهداف نظامی خود را دارند. مداخله مستقیم سوریه می‌تواند خطوط دریانوردی، منافع منطقه‌ای و حتی تأسیسات هم‌پیمانان دمشق را در معرض پاسخ‌های نامتقارن قرار دهد. 

حفظ موضع کنونی به سوریه امکان می‌دهد در کمترین حالت نقشی خنثی یا میانجی را در ترتیبات منطقه‌ای ایفا کند. آن چه مسلم است ارسال هرگونه نیروی رزمی، حتی با پوشش مستشاری، از دید صنعا مشارکت خصمانه تعبیر خواهد شد. بنابراین باید سناریوهای محتمل پیش‌رو را نیزدر نظر گرفت. 

سناریوی اول عدم اعزام نیرو و حفظ سطح همکاری سیاسی و دفاعی محدود است. این گزینه محتمل‌ترین و عقلانی‌ترین گزینه محسوب می‌شود. در این سناریو، دمشق با تأکید بر مواضع رسمی و اولویت بازسازی داخلی، از اعزام نیروی نظامی خودداری می‌کند. همچنین مناسبات با ریاض را در حوزه همکاری‌های دیپلماتیک، اطلاعاتی و سرمایه‌گذاری پی می‌گیرد. این گزینه مانع از تقابل با صنعا و محورهای منطقه‌ای حامی سوریه شده و تمرکز بر مهار تهدیدات اسرائیل را حفظ می‌کند. البته ممکن است روند دریافت برخی اعتبارات کلان مالی از خلیج فارس را با کندی مواجه سازد. 

سناریوی دوم اعزام نمادین، مستشاری یا از طریق پیمانکاران نظامی محدود است. تحت فشارهای شدید اقتصادی، ممکن است دمشق با ارسال محدود تیم‌های کارشناسی، مهندسی یا پدافندی موافقت کند. همچنین ممکن است تسهیل حضور نیروهای شبه‌نظامی در قالب شرکت‌های امنیتی برای حفاظت از خطوط مرزی جنوبی عربستان صورت گیرد. این اقدام تا حدی رضایت ریاض را جلب می‌کند، اما آغازگر فرسایش دیپلماتیک با صنعا بدون اثرگذاری راهبردی بر موازنه زمینی یمن خواهد بود. 

سناریوی سوم اعزام گسترده نیروهای رزمی و یگان‌های شبه‌نظامی است. این سناریو شامل ورود عملیاتی واحدهایی نظیر لشکر هشتاد و چهارم به خطوط نبرد یمن است. این سناریو به دلیل تحمیل خلأ امنیتی در جبهه جولان و سویدا، تشدید تنش‌های فرقه‌ای و کشاندن تهدیدات موشکی و نامتقارن یمن به منافع سوریه، بالاترین ریسک امنیتی را دارد. در شرایط کنونی این سناریو ناممکن‌ترین حالت تلقی می‌شود. 

سناریوی چهارم مشارکت در قالب یک ائتلاف چندجانبه منطقه‌ای است. در این حالت حضور محدود نیروهای سوری ذیل چتر یک سازوکار امنیتی گسترده‌تر صورت می‌گیرد. این سازوکار با همراهی بازیگرانی چون ترکیه، پاکستان یا ترتیبات دفاعی عربی ایجاد می‌شود. در این چارچوب، از بار مسئولیت مستقیم دمشق کاسته شده و مشروعیت سیاسی بیشتری برای دریافت کمک‌های بین‌المللی ایجاد می‌شود. اما خطر تیرگی مناسبات با صنعا و تبعات امنیتی آن کماکان به قوت خود باقی خواهد ماند. لذا باید گفت طرح موضوع اعزام نیروی نظامی از سوریه به یمن بیش از آن که یک ابتکار عملیاتی واقعی در میدان جنگ باشد، بازتابی از کشمکش‌های دیپلماتیک است. این موضوع بخشی از مانورهای رسانه‌ای در مرحله نوین روابط عربی است. 

سوریه در وضعیت کنونی نه ظرفیت درگیر شدن در جنگی فرسایشی در هزاران کیلومتر دورتر از مرزهای خود را دارد و نه منطق راهبردی اجازه می‌دهد جبهه شکننده جنوب در برابر حملات اسرائیل رها شود. بنابراین رویکرد دمشق در میان‌مدت بر محور نفی حضور نظامی مستقیم، مهار فشارهای خارجی و تمرکز بر اولویت‌های تثبیت حاکمیت سرزمینی استوار خواهد ماند.

فاطمه خادم شیرازی

نویسنده خبر

پژوهشگر و مدرس دانشگاه

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: سوریه عربستان سعودی سوریه و عربستان عربستان و سوریه ایران و سوریه ایران و سوریه و عربستان یمن جنگ یمن حوثی ها یمن و سوریه سوریه و یمن یمن و سوریه و عربستان فاطمه خادم شیرازی


نظر شما :