بررسی عوامل تصمیم به حمله به ایران (بخش سوم)

نظریه چشم‌انداز و سیاست ضرر

۱۴ خرداد ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۹۲۸۵ اخبار اصلی خاورمیانه
تهدیدهای مکرری که نتوانستند امتیازی به دست آورند، اعتبار ایالات متحده را تضعیف می‌کردند. مقاومت ایران نشان می‌داد که تحریم‌ها به تنهایی کافی نیستند. هر چه بن‌بست بیشتر ادامه می‌یافت، بیشتر به نظر می‌رسید که واشینگتن در حال از دست دادن موقعیت استراتژیک خود است. در چنین شرایطی، یک حمله خطرناک می‌تواند به فرسایش منفعلانه نفوذ ترجیح داده شود. نظریه چشم‌انداز در اینجا به ویژه مفید است زیرا توجه را از شرایط عینی دور می‌کند و به سمت چارچوب استراتژیک فرضی سوق می‌دهد. 
نظریه چشم‌انداز و سیاست ضرر

نویسنده: دکتر کریستین الکساندر، پژوهشگر ارشد و سرپرست موسسه تحقیقات امنیتی و دفاعی ربدان در ابوظبی، امارات متحده عربی است. او مشاور گلف استیتس آنالیتیکس، یک شرکت مشاوره‌ای در زمینه ریسک ژئوپلیتیک مستقر در واشینگتن، نیز هست. او پیش از این به عنوان پژوهشگر ارشد در ترندز ریسرچ اند ادوایزری (Trends Research & Advisory ) و پیش از آن به عنوان استادیار در دانشکده علوم انسانی و اجتماعی دانشگاه زاید در ابوظبی، امارات متحده عربی، فعالیت داشته است.

دیپلماسی ایرانی: نظریه چشم‌انداز بینش بیشتری در مورد محاسبه ریسک ترامپ ارائه می‌دهد. نظریه چشم‌انداز که در ابتدا توسط دانیل کانمن و آموس تورسکی توسعه داده شد، استدلال می‌کند که رهبران همیشه از طریق محاسبات صرفاً عینی هزینه – فایده تصمیم‌گیری نمی‌کنند. در عوض، تصمیم‌گیرندگان موقعیت‌ها را نسبت به سود و زیان‌های درک‌شده تفسیر می‌کنند. یکی از بینش‌های اصلی این نظریه این است که رهبرانی که معتقدند در حوزه‌ای از ضرر و زیان فعالیت می‌کنند، به طور قابل توجهی بیشتر مایل به پذیرش ریسک برای معکوس کردن روند نزولی یا جلوگیری از وخامت بیشتر اوضاع هستند. در مقابل، رهبرانی که معتقدند در حال حفظ سود و زیان هستند، تمایل دارند با احتیاط بیشتری رفتار کنند و ریسک‌گریز باشند. بنابراین، نظریه چشم‌انداز به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا دولت‌ها گاهی اوقات حتی زمانی که خطرات مادی بسیار بالا به نظر می‌رسند، دست به اقدامات خطرناک یا تشدیدکننده می‌زنند. در مورد ترامپ، بحران ایران به طور فزاینده‌ای به عنوان موقعیتی ظاهر شد که در آن تداوم خویشتن‌داری هزینه‌های فزاینده‌ای را به همراه داشت.

تهدیدهای مکرری که نتوانستند امتیازی به دست آورند، اعتبار ایالات متحده را تضعیف می‌کردند. مقاومت ایران نشان می‌داد که تحریم‌ها به تنهایی کافی نیستند. هر چه بن‌بست بیشتر ادامه می‌یافت، بیشتر به نظر می‌رسید که واشینگتن در حال از دست دادن موقعیت استراتژیک خود است. در چنین شرایطی، یک حمله خطرناک می‌تواند به فرسایش منفعلانه نفوذ ترجیح داده شود. نظریه چشم‌انداز در اینجا به ویژه مفید است زیرا توجه را از شرایط عینی دور می‌کند و به سمت چارچوب استراتژیک فرضی سوق می‌دهد. 

ترامپ لزوماً به این باور نیازی نداشت که ایالات متحده از نظر مادی در حال شکست خوردن از ایران است، او فقط باید درک می‌کرد که اهرم فشار و اعتبار بازدارنده آمریکا رو به زوال است. از نظر عملی، این بدان معناست که حتی اگر ایالات متحده از نظر نظامی و اقتصادی به طور چشمگیری قوی‌تر از ایران باقی بماند، ترامپ همچنان می‌تواند ادامه سرکشی ایران را به عنوان مدرکی مبنی بر کم‌اعتبارتر شدن تهدیدات ایالات متحده به مرور زمان تفسیر کند. بنابراین، برداشت از «باخت» کمتر مربوط به شکست ارضی یا ضعف نظامی و بیشتر مربوط به ترس از این بود که دشمنان دیگر واشینگتن را به اجرای کامل خطوط قرمز خود مایل نمی‌دانند. در این چارچوب، بن‌بست طولانی‌مدت می‌تواند از نظر استراتژیک خطرناک به نظر برسد، زیرا مقاومت حل‌نشده، خطر تردید، بلاتکلیفی یا کاهش عزم و اراده را برای دشمنان و متحدان به همراه دارد.

این چارچوب‌بندی به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا ترامپ تردید را یک مسئولیت می‌دانست. تصمیم به حمله صرفاً مقابله با قابلیت‌های ایران نبود، بلکه اجتناب از درک ضعف بود. خطر جنگ در برابر خطر درک‌شده‌ی بی‌عملی سنجیده می‌شد و در این مقایسه، تشدید تنش به گزینه‌ای کم‌هزینه‌تر تبدیل شد. این همچنین به توضیح این موضوع کمک می‌کند که چرا ترامپ دائماً این درگیری را از نظر اعتبار مطرح می‌کرد. در جهان‌بینی سیاسی او، سرکشی حل‌نشده اهمیت نمادین دارد، زیرا دشمنانی که در برابر فشار مقاومت می‌کنند، ممکن است چالش‌های بیشتری را در جای دیگر تشویق کنند. بنابراین، پذیرش ریسک از نظر روانی با بازیابی تسلط و اعتبار گره می‌خورد. 

ترامپ بارها در سخنرانی‌ها و مصاحبه‌ها اظهار داشت که عدم اقدام قاطع نه تنها ایران، بلکه سایر رقبا مانند چین، روسیه یا کره شمالی را نیز جسور می‌کند، که همه آنها از نزدیک مشاهده می‌کنند که آیا ایالات متحده تهدیدات خود را اجرا می‌کند یا خیر. 

لفاظی‌های او اغلب تأکید می‌کرد که دشمنان فقط به قدرت احترام می‌گذارند و اینکه اجازه دادن به بی‌پاسخ ماندن چالش‌ها، آزمون بیشتری از عزم آمریکا را به دنبال دارد. 

از این نظر، مناقشه ایران نه صرفاً به عنوان یک بحران منطقه‌ای، بلکه به عنوان یک رقابت بر سر اعتبار جهانی قدرت ایالات متحده و تصویر خود ترامپ به عنوان رهبری که به تحمل تحقیر یا سرپیچی استراتژیک تمایلی ندارد، مطرح شد.

منبع: ای-اینترنشنال ریلیشنز (E-International Relations)/ترجمه: سید علی موسوی خلخالی

ادامه دارد...

کلید واژه ها: ایران و امریکا مذاکرات ایران و امریکا حمله امریکا به ایران جنگ با ایران دونالد ترامپ ایران و ترامپ اعتبار امریکا اعتبار تهدید


( ۱ )

نظر شما :