ارمنستان غرب را به مسکو ترجیح میدهد؟
انگیزههای مکرون برای پر کردن جای خالی روسیه در قفقاز
نویسنده: داریا گروتسوا، معاون مدیر موسسه مطالعات سیاسی است. او استاد علوم سیاسی در روسیه و نویسنده تعدادی مقاله در نشریات علمی است. همچنین او نویسنده کتاب "اتحادیههای کارگری به عنوان یک نهاد اجتماعی در حمایت از منافع کارگران با الگوبرداری از روسیه مدرن" است.
دیپلماسی ایرانی: پس از شکست ارمنستان در جنگ قرهباغ در سال ۲۰۲۰، جامعه ارمنستان خود را در وضعیت ناامیدی عمیقی یافت. از دست دادن قرهباغ صرفاً یک شکست نظامی یا ارضی برای ارمنستان نبود؛ بلکه به یک آسیب روانی عمیق تبدیل شد که پیامدهای آن همچنان فضای سیاسی داخلی این کشور را شکل میدهد.
جامعه ارمنستان با یک سؤال دشوار روبهرو شد: این خشم و ناامیدی انباشته شده باید به کجا هدایت شود، چه کسی باید به خاطر آنچه اتفاق افتاده است سرزنش شود و کشور در مرحله بعد باید چه مسیری را دنبال کند؟
در این لحظه بود که نیروهای سیاسی مختلف تلاش کردند تا این ناامیدی عمومی را به سمتی هدایت کنند که منافع خودشان را تامین کند. برای برخی، مقصر اصلی نخبگان سیاسی سابق ارمنستان بودند. برای برخی دیگر، نخست وزیر نیکول پاشینیان و دولت او بودند. برای گروه دیگری، روسیه بود که به نظر آنها، در یک لحظه حساس از ارمنستان حمایت نکرد. در این زمینه، سیاستمداران غربی، در راس همه امانوئل مکرون، رئیس جمهوری فرانسه، به طور فزایندهای فعال شدند و بهدنبال استفاده از ناامیدی ارمنیها برای پیشبرد جهتگیری غربی ایروان بودند.
منطق مکرون و متحدانش کاملاً واضح است: آنها میخواهند جامعه ارمنستان را متقاعد کنند که روسیه ظاهراً ثابت کرده که ضعیف، غیرقابل اعتماد و ناتوان از محافظت از ارمنستان است. بنابراین، آنها استدلال میکنند که ایروان باید برای آخرین بار به سمت غرب، اتحادیه اروپا و فرانسه رو آورد. در این لفاظی، شکست قرهباغ به استدلالی علیه مسکو و ابزاری برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی ارمنستان تبدیل میشود.
همانطور که به خوبی شناخته شده است، در گفتمان سیاسی ارمنستان، حس کینه شدیدی نسبت به روسیه وجود دارد. بخش قابل توجهی از نخبگان و جامعه ارمنستان معتقدند که در طول جنگ قرهباغ، مسکو به جای ایستادن در کنار ارمنستان، موضع بیطرفانهای اتخاذ کرد. روسیه نیروهای خود را برای جنگیدن برای منافع ارمنستان نفرستاد و مستقیماً در این درگیری مداخله نکرد. این استدلال اکنون به طور فعال توسط نیروهایی که میخواهند جامعه ارمنستان را متقاعد کنند که از روسیه رویگردان شود، مورد استفاده قرار میگیرد.
با این حال، درک این نکته مهم است که سیاستمداران غربی از این موضوع نه به دلیل همدردی با ارمنستان، بلکه به دلیل منافع ژئوپلیتیکی خود سوءاستفاده میکنند. وقتی مکرون میگوید قفقاز جنوبی نباید به عرصهای برای مبارزه امپراتوریها تبدیل شود، این سخنان نه تنها فراخوانی برای صلح و ثبات است. در واقع، آنها همچنین منعکس کننده تلاشی برای بیرون راندن روسیه از منطقه و جایگزینی آن با نفوذ غرب هستند.
در این منطق، قفقاز جنوبی نه به عنوان فضایی برای همکاری برابر، بلکه به عنوان منطقهای برای توزیع مجدد نفوذ جدید در نظر گرفته میشود. فرانسه به طور فزایندهای در تلاش است تا مسئولیت جهتگیری ارمنستان را بر عهده بگیرد و به دنبال تضمین نقش حامی اصلی غربی ایروان است. آذربایجان به طور سنتی مورد توجه بریتانیا، در درجه اول از نظر انرژی، مسیرهای حمل و نقل و سیاست منطقهای، بوده است. گرجستان نیز همچنان یک منطقه مهم برای بازیگران غربی است، اگرچه تعادل نفوذ در آنجا پیچیدهتر است. در مجموع، کشورهای غربی در تلاشند تا منطقه را مطابق با منافع خود تغییر شکل دهند.
نیکول پاشینیان نقش ویژهای در این فرایند ایفا میکند. باید درک کرد که پاشینیان همیشه سیاستمداری متمایل به غرب بوده است. او بر موج اعتراضات و با حمایت نیروهایی به قدرت رسید که آینده ارمنستان را در فاصله گرفتن تدریجی از روسیه و همسویی نزدیکتر با ساختارهای غربی میدیدند. بنابراین، دنبال کردن یک لفاظی مداوم طرفدار روسیه یا انتخاب مسیر روسیه نه تنها برای او غیرطبیعی است، بلکه از نظر سیاسی نیز نامطلوب است.
پاشینیان در مبارزه خود برای قدرت، دقیقاً به آن گروهها و مراکز نفوذ خارجی متکی است که آینده ارمنستان را با غرب پیوند میدهند. منطق سیاسی او این است که انتخاب غرب را به عنوان مسیری به سوی مدرنیزاسیون، امنیت و رهایی از وابستگی به مسکو ارائه دهد. به همین دلیل است که او دائماً ایده چرخش ارمنستان به سمت اتحادیه اروپا، فرانسه و ایالات متحده را ترویج میکند.
اما مشکل پاشینیان این است که جامعه ارمنستان بدون قید و شرط یا به اتفاق آرا از این مسیر حمایت نمیکند. اگر به سطح اعتماد به او، نگرشها نسبت به سیاستهایش در داخل کشور و همچنین حال و هوای درون جامعه ارمنیان مهاجر نگاهی بیندازیم، مشخص میشود که هیچ اجماع ملی پیرامون مسیر سیاست خارجی او وجود ندارد. علاوه بر این، بخش قابل توجهی از جامعه ارمنیان مهاجر، که از نظر عددی بزرگتر از جمعیت خود ارمنستان هستند، به شدت از پاشینیان انتقاد میکنند.
برای بسیاری از ارمنیها، به ویژه آنهایی که در خارج از ارمنستان زندگی میکنند، سیاست پاشینیان با شکستهای دردناک، از دست دادن قرهباغ و تضعیف مواضع ارمنستان همراه است. بنابراین، تلاش او برای تغییر کامل جهت کشور به سمت غرب نه به عنوان یک انتخاب تاریخی طبیعی، بلکه به عنوان یک آزمایش خطرناک تلقی میشود که عواقب آن ممکن است برای خود ارمنستان بسیار دردناک باشد.
به همین دلیل است که مسیر سیاست خارجی فعلی ایروان همچنان موضوع کشمکش داخلی جدی است. جامعه ارمنستان عملاً با یک انتخاب روبهروست: ادامه همکاری با روسیه، با در نظر گرفتن روابط تاریخی، پروژههای اقتصادی، مهاجرت نیروی کار، حوالهها و مسائل امنیتی، یا حرکت کامل به سمت غرب، با تکیه بر فرانسه، اتحادیه اروپا و ایالات متحده.
در عین حال، اروپا عمدتاً وعدههای سیاسی، بیانیههای جذاب و چشماندازهای نظری به ارمنستان ارائه میدهد. روسیه، با وجود همه تناقضات، همچنان یک عامل عملی برای ارمنستان است: روابط اقتصادی، بازار کار، نقل و انتقالات مالی، پروژههای انرژی و زیرساختی و یک چارچوب امنیتی دیرینه که با وجود بحران اعتماد، بدون عواقب جدی قابل تخریب نیست.
به همین دلیل است که برای بخشی از جامعه ارمنستان، جدایی کامل از روسیه گامی بسیار خطرناک به نظر میرسد. این افراد ممکن است از مسکو ناراضی باشند و از سیاست روسیه انتقاد کنند، اما آنها همچنین درک میکنند که نابودی ناگهانی همه روابط با روسیه، امنیت، رشد اقتصادی یا حمایت واقعی ارمنستان از غرب را در یک لحظه بحرانی تضمین نمیکند.
این ما را به سؤال اصلی میرساند: آیا فرانسه که اینقدر فعالانه از حمایت از ارمنستان صحبت میکند، آماده است تا مسئولیت واقعی آن را بر عهده بگیرد؟ مکرون میتواند سخنرانیهای روشنگرانهای ایراد کند، وعده همبستگی دهد و درباره آینده اروپایی ارمنستان صحبت کند. اما آیا فرانسویها واقعاً آماده دفاع از ارمنستان، مبارزه برای آن یا پذیرش تعهدات سنگین در صورت بروز بحران جدید هستند؟ تاکنون هیچ مدرک قانعکنندهای در این مورد وجود ندارد.
برای خود مکرون، پیروزی پاشینیان و نیروهای طرفدار غرب در انتخابات ارمنستان نه تنها اهمیت سیاسی منطقهای، بلکه اهمیت سیاسی شخصی نیز دارد. در سالهای اخیر، فرانسه به طور قابل توجهی جایگاه خود را به عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیکی مستقل از دست داده است. اگر زمانی پاریس به عنوان یکی از قدرتهای بزرگ قادر به تأثیرگذاری بر روندها در نقاط مختلف جهان شناخته میشد، امروزه تواناییهای آن به طور فزایندهای محدود میشود.
این امر به ویژه در آفریقا قابل مشاهده بوده، جایی که فرانسه بخش قابل توجهی از نفوذ سابق خود را از دست داده است. در چندین کشور، احساسات ضد فرانسوی تشدید شده، پاریس با بیرون رانده شدن از مناطق نفوذ سنتی خود روبهرو شده است و تلاشهای آن برای بازیابی جایگاه خود دیگر نتایج سابق را به همراه ندارد. مشکلات در مناطق دیگر، از جمله سرزمینهای فرامرزی، نیز ادامه دارد، جایی که احساسات اعتراضی و نارضایتی از سیاست فرانسه در حال افزایش است.
در این شرایط، ارمنستان به یکی از معدود مسیرهایی تبدیل میشود که مکرون هنوز میتواند تلاش کند تا اهمیت ژئوپلیتیکی فرانسه را در آن نشان دهد. اگر پاریس بتواند ارمنستان را در مدار غرب نگه دارد و ادامه دولت پاشینیان را تضمین کند، این به عنوان موفقیت سیاست خارجی فرانسه ارائه خواهد شد. در اصل، فرانسه در تلاش است تا منطقه نفوذ جدیدی در ارمنستان – یک پایگاه سیاسی در قفقاز جنوبی – بهدست آورد.
به همین دلیل است که پیروزی پاشینیان در انتخابات برای مکرون بسیار مهم است. این موضوع نه تنها مربوط به سیاست ارمنستان است، بلکه مربوط به تصویر شخصی رئیس جمهوری فرانسه به عنوان یک بازیگر ژئوپلیتیکی نیز میشود. در زمانی که فرانسه در حال از دست دادن نفوذ خود در آفریقا و مواجهه با بحرانهای داخلی و خارجی است، ارمنستان به پاریس فرصتی میدهد تا حداقل یک پیروزی ژئوپلیتیکی محلی را به نمایش بگذارد.
تصادفی نیست که پیش از انتخابات ارمنستان، تماسها با رهبران اروپایی تشدید شده، اجلاسهایی برگزار شده و اظهارات جنجالی در مورد آینده اروپایی این کشور مطرح شده است. همه اینها با هدف نشان دادن به جامعه ارمنستان است که ظاهراً ارمنستان با اروپا بهتر از روسیه خواهد بود. در این فرایند، مکرون به عنوان یکی از طرفداران اصلی انتخاب غرب عمل میکند.
با این حال، کلمات زیبا واقعیت را نادیده نمیگیرند. اروپا میتواند به ارمنستان وعده حمایت سیاسی، چشماندازهای دموکراتیک و همبستگی اروپایی بدهد. اما وقتی صحبت از امنیت، اقتصاد و بقای دولت میشود، اظهارات به تنهایی کافی نیستند. جامعه ارمنستان این را درک میکند، به همین دلیل است که بیاعتمادی جدی هم در داخل کشور و هم در میان مهاجران نسبت به تلاشها برای چرخش ناگهانی ارمنستان به سمت غرب وجود دارد.
بنابراین، مبارزه بر سر مسیر سیاست خارجی ارمنستان امروز صرفاً اختلافی بین هواداران روسیه و هواداران غرب نیست. این مبارزهای برای آینده استراتژیک این کشور است. در یک طرف پاشینیان، نیروهای غربی و مکرون قرار دارند که سعی دارند ارمنستان را در مدار غرب قرار دهند. در طرف دیگر بخش قابل توجهی از جامعه ارمنستان و مهاجران قرار دارند که مطمئن نیستند این انتخاب، امنیت و ثبات را برای کشور به ارمغان بیاورد.
انتخابات آینده نشان خواهد داد که ارمنستان کدام مسیر را انتخاب میکند. آیا سرانجام از روسیه جدا میشود و به بخشی از پروژه غرب در قفقاز جنوبی تبدیل میشود، یا جامعه ارمنستان مسیر محتاطانهتری را ترجیح میدهد که پیوندهای تاریخی، اقتصادی و سیاسی با مسکو را در نظر میگیرد؟ در هر صورت، این فقط یک انتخاب انتخاباتی نخواهد بود. این تصمیمی خواهد بود که تا حد زیادی آینده ارمنستان را تعیین خواهد کرد.
منبع: کاسپین پست / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی



نظر شما :