برخلاف انتظار واشینگتن تهران تسلیم فشارها نمی‌شود

نه جنگ، نه صلح: بن‌بست خطرناک آمریکا و ایران

۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۸۷۶۰ اخبار اصلی خاورمیانه
اگرچه انسدادها و افزایش تورم به شدت اقتصاد ایران را تحت فشار قرار می‌دهد، اما به نظر می‌رسد تهران در موقعیت بهتری برای تحمل فشار ناشی از این بن‌بست نسبت به ایالات متحده یا اقتصاد جهانی قرار دارد.
نه جنگ، نه صلح: بن‌بست خطرناک آمریکا و ایران

نویسنده: جورجیو کافیرو، مدیرعامل شرکت گلف استیت آنالیتیکس

دیپلماسی ایرانی: با توقف مذاکرات ایالات متحده امریکا و ایران، واشینگتن و تهران در یک برزخ پرتنش «نه جنگ، نه صلح» قرار دارند.

هر دو طرف شرط می‌بندند که می‌توانند از دیگری پیشی بگیرند، اما تحریم‌های اقتصادی، انسداد دوگانه تنگه هرمز و تهدید تشدید نظامی، ریسک‌های جهانی را بالا نگه می‌دارد.

اگرچه انسدادها و افزایش تورم به شدت اقتصاد ایران را تحت فشار قرار می‌دهد، اما به نظر می‌رسد تهران در موقعیت بهتری برای تحمل فشار ناشی از این بن‌بست نسبت به ایالات متحده یا اقتصاد جهانی قرار دارد.

با توجه به اینکه این آتش‌بس بسیار شکننده با میانجیگری پاکستان هنوز پابرجاست، چشم‌انداز دیپلماسی پیروزمندانه به تضمین‌های امنیتی، کاهش مرحله‌ای تحریم‌ها و میانجیگری دقیق برای جلوگیری از تبدیل حوادث جزئی به جنگ تمام‌عیار بستگی دارد.

استقامت تهران

به نظر می‌رسد دولت ترامپ مطمئن است که محاصره بنادر ایران توسط ایالات متحده در نهایت تهران را به تسلیم در برابر خواسته‌های حداکثری کاخ سفید مجبور خواهد کرد.

با این حال، تصور سناریویی که در آن جمهوری اسلامی کاملاً تسلیم شود، دشوار است. از سال ۱۹۷۹، ایران پیوسته در مواجهه با تلاش‌های واشینگتن برای منزوی کردن خود، انعطاف‌پذیری قابل توجهی نشان داده و ماهرانه فشارهای خارجی مداوم را تحمل و دور زده است.

هومن مجد، نویسنده، روزنامه‌نگار و همکار ایرانی – آمریکایی NBC News، در مصاحبه‌ای با «نیو عرب» گفت: «ایران احتمالاً می‌تواند برای هفته‌ها با کاهش شدید درآمد نفت کنار بیاید و احتمالاً می‌تواند نفت چاه‌ها را بدون بستن آنها، حداقل برای مدتی، ذخیره کند.»

وی افزود: «در این میان، ایران به مسدود کردن مؤثر تنگه هرمز ادامه خواهد داد و در نتیجه بر اقتصاد جهان تأثیر خواهد گذاشت.»

مجد تاکید کرد، «ایران می‌تواند بیش از آنچه پرزیدنت ترامپ تصور می‌کند، دوام بیاورد و با افزایش هزینه‌های جنگ و افزایش فشار برای پایان دادن به درگیری، ترامپ باید تصمیم بگیرد که با ایرانی‌ها بر سر یک توافق مصالحه کند یا با نیروهای نظامی به ایران حمله کند.»

محدودیت‌های واشینگتن

شکی نیست که افکار عمومی آمریکا در محاسبات استراتژیک دولت ترامپ نقش مهمی دارد، زیرا ایالات متحده و ایران همچنان در یک وضعیت خطرناک و طولانی تنش گرفتار هستند.

گوردون گری، سفیر سابق ایالات متحده در تونس، به TNA توضیح داد: «این جنگ به شدت منفور است و تورم بالایی که ایجاد کرده است و تقریباً مطمئناً منجر به شکست گسترده جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر خواهد شد.»

وی همچنین گفت: «نظرات عمومی، ملاحظات انتخاباتی و دامنه توجه کوتاه رئیس‌جمهور ترامپ نشان می‌دهد که او ممکن است قبل از حکومت ایران به دنبال راه فراری باشد.»

گری گفت: «در مورد پرونده هسته‌ای، ترامپ خود را در گوشه‌ای قرار داده است.»

این دیپلمات سابق آمریکایی به TNA گفت: «علی‌رغم توصیف یک دهه‌ای او از برنامه جامع اقدام مشترک (برجام) به عنوان «بدترین توافق تاکنون»، هر روز که جنگ از زمان موفقیت در مهار برنامه هسته‌ای ایران و قرار دادن این برنامه تحت یک رژیم بازرسی دقیق، ادامه می‌یابد، بهتر و بهتر به نظر می‌رسد.»

دکتر علی واعظ، مدیر پروژه ایران در گروه بین‌المللی بحران، با توصیف محاصره بنادر ایران توسط آمریکا به عنوان «ابزاری بی‌رحمانه که خود را به عنوان یک استراتژی پنهان می‌کند»، به TNA گفت که اگرچه این اقدام می‌تواند «ایران را تحت فشار قرار دهد و تجارت را مختل کند»، اما «تسلیم سیاسی مورد نظر واشینگتن را به دنبال نخواهد داشت» و در نهایت، «بدون یک راه خروج آبرومندانه، فشار به جای اینکه تهران را به تسلیم وادارد، موضع آن را سخت‌تر خواهد کرد.»

به جای ایجاد یک «تعادل پایدار»، این برزخ «نه جنگ، نه صلح» را می‌توان به بهترین شکل به عنوان «مدیریت تشدید تنش با مهمات جنگی» توصیف کرد، همان‌طور که دکتر واعظ گفته است.

با توجه به مذاکرات متوقف شده، اعمال مداوم تحریم‌ها علیه تهران، تداوم درگیری در لبنان و تجاوز دریایی مداوم آمریکا به ایران، وضعیت فعلی برای ایرانی‌ها پرهزینه است، هرچند غیرقابل تحمل نیست.

دکتر واعظ توضیح داد که مشکل اصلی وضعیت موجود «نه جنگ، نه صلح» در این واقعیت نهفته است که اهرم دریایی تهران تنها در صورتی کاربرد واقعی دارد که در نهایت بتوان آن را با تسکین [وضعیت] معاوضه کرد.

در غیر این صورت، انسداد فعلی تنگه هرمز توسط ایران چیزی بیش از «نمادی پرهزینه از سرکشی» نیست.

چشم‌اندازهای دستیابی به یک موفقیت دیپلماتیک

هم واشینگتن و هم تهران علاقه خود را به دیپلماسی ابراز می‌کنند. با این حال، هر دو همچنان در یک معضل توالی آشنا گرفتار هستند. ایران بر لغو تحریم‌ها به عنوان پیش‌شرط مذاکرات معنادار اصرار دارد، در حالی که ایالات متحده از قبل امتیازاتی را خواستار است.

این بن‌بست به مانع اصلی پیشرفت تبدیل شده، و مذاکرات بارها بر سر این سؤال که چه کسی ابتدا اقدام می‌کند، با مشکل مواجه شده است.

با این حال، احتمال توافق همچنان پابرجاست. مجد معتقد است که چشم‌اندازهای دستیابی به یک موفقیت به آن اندازه که برخی ناظران می‌گویند، تاریک نیست و این احتمال را باقی می‌گذارد که دیپلماسی دقیق هنوز بتواند شکاف را پر کند.

این روزنامه‌نگار ایرانی – آمریکایی گفت: «دولت ترامپ به این درک رسیده است که بمباران به تنهایی رژیم را تغییر نمی‌دهد، مردم را به قیام و به دست گرفتن حکومت وادار نمی‌کند، یا آنها را به طور کامل تسلیم خواسته‌های آمریکا و اسرائیل نمی‌کند، و بنابراین تا زمانی که ترامپ فکر کند می‌تواند آن را به عنوان یک برد و بهتر از برجام بفروشد، نوعی توافق را در نظر خواهد گرفت.»

مجد خاطرنشان کرد: از دیدگاه واشینگتن، یک توافق جدید از برجام پیشی خواهد گرفت، زیرا مفاد آن، حتی با مفاد غروب آفتاب اصلاح‌شده، فراتر از آنچه یک دهه پیش تضمین شده بود، خواهد بود.

چنین چارچوبی، همراه با توقف غنی‌سازی، مزایای آشکاری نسبت به توافق ۲۰۱۵ به غرب ارائه می‌دهد.

علاوه بر این، با توجه به کاهش قابلیت‌های نظامی ایران و توانایی اثبات‌شده اسرائیل برای عملیات در حریم هوایی ایران با آزادی نسبی، ادامه این استدلال که ایران تهدیدی وجودی برای اسرائیل یا سایر متحدان ایالات متحده است، حتی اگر زرادخانه موشکی آن دست‌نخورده باقی بماند، به طور فزاینده‌ای دشوار می‌شود.

وی افزود، ایران، به نوبه خود، انگیزه‌های قانع‌کننده‌ای برای عبور از بن‌بست فعلی به سمت یک پیشرفت دیپلماتیک دارد. تهران که تحت فشار اقتصادی قرار دارد و به وضوح به کاهش تحریم‌ها نیاز دارد، تمایل دارد به توافق جدیدی دست یابد، مشروط بر اینکه این توافق با تضمین‌های امنیتی معتبری همراه باشد.

مجد به TNA گفت: «ایران و ایالات متحده در حال بازی با آتش‌بس هستند، آتش‌بسی که ایران می‌گوید ایالات متحده آن را نقض می‌کند و برعکس. اما علی‌رغم اتهامات نقض آتش‌بس، جنگ از سر گرفته نشده است. شرط ایران این است که ایالات متحده ابتدا چشم‌پوشی کند، و ایالات متحده، احتمالاً به اشتباه، شرط می‌بندد که ایران تحت فشار به اندازه کافی ناامید شود که ابتدا چشم‌پوشی کند.»

او افزود: «احتمال این است که هر دو طرف، احتمالاً با کمک میانجی‌ها، راهی پیدا کنند که نه تنها «چشمک نزنند»، بلکه با توافقی که به جنگ پایان دهد، موافقت کنند و به دنبال آن توافقی که مسئله هسته‌ای را نهایی کند.»

وضع موجود ناپایدار

در حال حاضر، بن‌بست بسیار نامشخص ایالات متحده و ایران، یک ریسک مدیریت‌شده است. اگرچه واشینگتن و تهران هر دو معتقدند که کنترل اوضاع را در دست دارند، اما هیچ‌کدام نمی‌توانند به‌طور کامل اقدامات طرف مقابل را پیش‌بینی کنند.

آنچه این مرحله «نه جنگ، نه صلح» را به‌ویژه مخاطره‌آمیز می‌کند، این است که حتی یک اشتباه محاسباتی جزئی می‌تواند به‌سرعت تعادل شکننده‌ای را که در حال حاضر برقرار است، از بین ببرد.

رویکرد کاخ سفید مبنی بر فشار مداوم بدون یک چارچوب دیپلماتیک مشخص، خطر سقوط به سمت سکون استراتژیک را به همراه دارد. اگرچه تحریم‌ها و محاصره‌ها هزینه‌های ملموسی را بر تهران تحمیل می‌کنند، اما تاکنون نتوانسته‌اند امتیازات سیاسی مورد نظر دولت ترامپ را به دست آورند.

در عوض، چنین اقداماتی احتمالاً تعهد دیرینه جمهوری اسلامی به پیشبرد یک سیاست خارجی جسورانه مبتنی بر مقاومت و خوداتکایی را تقویت می‌کند.

در عین حال، افزایش فشارهای سیاسی داخلی و محدودیت‌های اقتصادی در ایالات متحده ممکن است فضای مانور دولت را بیشتر محدود کند و ادامه یک رویارویی طولانی مدت را به طور فزاینده‌ای دشوار سازد.

از سوی دیگر، ایران در مواجهه با فشار مداوم، انعطاف‌پذیری قابل توجهی نشان داده است. اما توانایی آن برای استفاده از اختلال به عنوان سلاح، به ویژه در مورد تنگه هرمز، اگر نتواند به کاهش معنادار تحریم‌ها تبدیل شود، بازده کمتری خواهد داشت. بدون پیشرفت دیپلماتیک، فشار اقتصادی طولانی مدت، خطر تبدیل مقاومت استراتژیک به رکود استراتژیک را به همراه دارد.

با نگاهی به آینده، هم ایالات متحده و هم ایران همچنان در یک معضل متوالی گرفتار هستند که هیچ‌کدام نمی‌توانند به صورت یکجانبه آن را حل کنند. دستیابی به یک موفقیت معنادار احتمالاً به میانجیگری خارجی در کنار اقدامات اعتمادسازی تدریجی نیازمند است، نه یک معامله بزرگ همه‌جانبه.

در این زمینه، یک رویکرد مرحله‌ای، که ترکیبی از کاهش محدود تحریم‌ها با تعهدات قابل تأیید در مورد مسائل هسته‌ای و منطقه‌ای است، به نظر می‌رسد که مناسب‌ترین مسیر به سوی یک راه‌حل دیپلماتیک باشد.

با این حال، در غیاب چنین تلاش‌هایی، تعادل ناپایدار فعلی، جامعه بین‌المللی را به شدت نگران وضعیتی خواهد کرد که در آن آتش‌بس شکننده می‌تواند هر لحظه به معنای واقعی کلمه از بین برود.

منبع: نیو عرب / تحریریه دیپلماسی ایرانی/۱۱

کلید واژه ها: ایران و امریکا حمله امریکا حمله امریکا به ایران جنگ با ایران محاصره دریایی محاصره دریایی ایران شکست محاصره دریایی بستن تنگه هرمز


( ۸ )

نظر شما :

علی روا ۰۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۲۱:۵۸
سلام این مقاله بالا به جنگ تاکید دارد ولی آنچه در میدان است همه اصول و تاکتیک است تشخیص استراتژیستهای آمریکایی این بوده محاصره دریایی بنابر روش تحرکات و طرف ایرانی هم بنابر قواعد نظامی استراتژی تنگه نگهدار را در پیش گرفته دوطرف،بعضا تهدید جنگ و بلا جنگ دارند ولی در کل سکوت میدانی مگر چند مانور آنهم آزمون تسلیحات بوده و در خور توجه نیست طرف آمریکایی در ابتدا بدون استراتژی دست به تحرکات غیر نظامی زد که قابل قبول نبود جنگ قاعده خود را دارد بمرور یاد گرفتند بهر حال جنگ است جنگ سخت نیست آنچه سخت هست روش اعمال سیاست صحیح روش از بین بردن سؤ تفاهمات و مسائل اینچنین است درایت وعقل قدرت آفرین هستند و احترام و مورد پذیرش بین الملل شدن را بهمراه دارد آمریکا دشمن سخت به شمار نمی‌رود و هرگز نخواهد رفت آنچه دشمن سخت و خطرناک است بدون درایت بدون سنجش بدون سیاست اقدام کردن است سیاست از پیش از باستان بعدها از تمدن روم از سقراط بعدها روشهای ماکیاولی فیلسوف تا اندیشمندان تمدن جدید رواج داشته علم سیاست از هنر جنگ بالاتر هست سیاست علم است ولی جنگ یک هنر علم مزایای بالاتری داره