پیمان‌هایی که به درد ریاض نخوردند

پیامدهای جنگ ایران بر روابط امریکا و عربستان

۰۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ | ۱۸:۰۰ کد : ۲۰۳۸۷۲۸ خاورمیانه انتخاب سردبیر
نویسنده خبر: سید علی موسوی خلخالی
آسیب‌پذیری عربستان سعودی در برابر حملات ایران، تغییر عمده‌ای در استراتژی منطقه‌ای این پادشاهی ایجاد کرده است.
پیامدهای جنگ ایران بر روابط امریکا و عربستان

نویسنده: مکس بکر-هیکس (Max Becker-Hicks)، تحلیلگر باتجربه سیاست خارجی و دفاعی است که بر شبه جزیره عربستان تمرکز دارد.

دیپلماسی ایرانی: جنگ ایالات متحده و اسرائیل با ایران، وابستگی عربستان سعودی به ایالات متحده را به عنوان تنها شریک مناسب برای دفاع از پادشاهی در برابر حملات فزاینده تهران در سراسر خلیج فارس افزایش می‌دهد. با این حال، عربستان سعودی احتمالاً پس از این درگیری، به تنوع بخشیدن به مشارکت‌های بین‌المللی خود ادامه خواهد داد و خود را با اختلافات بلندمدت از منافع منطقه‌ای ایالات متحده و محدودیت‌های ساختاری در مفاد امنیتی ایالات متحده وفق خواهد داد. توافق ایالات متحده و ایران که امنیت کشورهای خلیج فارس را تضمین نکند، احتمالاً تعامل عربستان سعودی با شرکای جهانی جایگزین را تشدید می‌کند و می‌تواند به گام‌های مستقیم‌تری برای محدود کردن نقش غالب ایالات متحده در امنیت و سیاست خارجی پادشاهی منجر شود.

حملات ایران علیه کشورهای شورای همکاری خلیج فارس

ایران پس از حملات هوایی ایالات متحده و اسرائیل به ایران در ۲۸ فوریه، بیش از ۵۰۰ موشک بالستیک و ۲۰۰۰ پهپاد (پهپاد) را به اهدافی در سراسر کشورهای شورای همکاری خلیج فارس (GCC) شلیک کرد و حملات روزانه تا هفته چهارم درگیری ادامه یافت. با وجود نرخ بالای رهگیری توسط سیستم‌های دفاع هوایی، ایران زیرساخت‌های حیاتی، پایگاه‌های نظامی و اهداف غیرنظامی در سراسر خلیج فارس، از جمله تأسیسات نفت و گاز، فرودگاه‌های بین‌المللی و بنادر کشتیرانی، و همچنین هتل‌ها، ساختمان‌های مسکونی و تأسیسات دیپلماتیک ایالات متحده را هدف قرار داده است.

در جدیدترین تشدید تنش‌ها، حوثی‌های تحت حمایت ایران در یمن اولین حملات خود در جنگ را اعلام کردند و در ۲۸ مارس یک موشک بالستیک تأیید شده را به سمت اسرائیل شلیک کردند. ورود حوثی‌ها به این درگیری، تهدیدهای جدیدی را برای امنیت دریایی در دریای سرخ و تنگه باب المندب، یک گذرگاه حیاتی برای تانکرهای نفت و گاز که قبلاً توسط حوثی‌ها در جریان عملیات اسرائیل در غزه در سال‌های ۲۰۲۳ – ۲۰۲۵ هدف قرار گرفته بود، ایجاد می‌کند. تنگه هرمز، یکی دیگر از نقاط حیاتی ترانزیت برای تجارت انرژی جهانی، از زمان آغاز حملات ایالات متحده و اسرائیل، به دلیل تهدیدهای ایران برای هدف قرار دادن هر کشتی عبوری، به شدت مختل شده است.

کشورهای خلیج فارس تاکنون از انجام هرگونه حمله مستقیم در پاسخ به حمله ایران خودداری کرده‌اند، محکومیت‌های دیپلماتیک شدیدی صادر و حق پاسخ با نیروی نظامی را برای خود تأیید کرده‌اند. کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس در تلاش برای جلوگیری از بحران، از مذاکرات دیپلماتیک ایالات متحده با ایران بر سر برنامه هسته‌ای این کشور حمایت کرده‌اند و به نظر می‌رسد محدودیت‌های خود را در مورد استفاده از خاک خود برای عملیات ایالات متحده و اسرائیل حفظ کرده‌اند. با این حال، گزارش‌های رسانه‌ای تأیید نشده ادعا می‌کنند که عربستان سعودی به نیروهای آمریکایی اجازه استفاده از پایگاه هوایی ملک فهد را برای انجام عملیات داده است. گسترش اهداف ایران فراتر از تأسیسات نظامی ایالات متحده نیز از حملات موشکی کالیبره شده و از پیش هشدار داده شده به پایگاه هوایی العدید در قطر در ژوئن ۲۰۲۵ که مستقیماً مراکز حیاتی تجارت، لجستیک و حمل و نقل را تهدید می‌کرد، جداست.

محدودیت‌های منطقه‌ای اتحاد ایالات متحده و عربستان سعودی

تهدید ناشی از ایران از زمان انقلاب ۱۹۷۹ یکی از نگرانی‌های امنیتی مشترک اصلی در همکاری ایالات متحده و عربستان سعودی بوده است. علی‌رغم دوره‌های آشفتگی دیپلماتیک و منافع سیاسی متضاد، دولت‌های بوش، اوباما، بایدن و ترامپ همگی به حمایت پایدار از پادشاهی به عنوان یک متحد حیاتی ایالات متحده متعهد شدند و قراردادهای تسلیحاتی و همکاری‌های دفاعی قابل توجهی را منعقد کردند.

با حمله ایالات متحده به عراق در سال ۲۰۰۳، شکاف‌هایی بین رویکردهای این دو قدرت با ایران پدیدار شد، که عربستان سعودی به دلیل خطر بی‌ثباتی بلندمدت و افزایش نفوذ ایران پس از سرنگونی دیکتاتور صدام حسین، به شدت با آن مخالف بود. تصمیم ایالات متحده برای عدم برکناری بشار اسد، رئیس جمهوری سوریه، متحد کلیدی ایران، از قدرت در سوریه، و همچنین لغو تحریم‌های ایالات متحده علیه ایران تحت توافق هسته‌ای برنامه جامع اقدام مشترک (JCPOA) در سال ۲۰۱۵، موقعیت عربستان سعودی را در برابر ایران در منطقه تضعیف کرد.

محدودیت‌های تعهد ایالات متحده برای دفاع از پادشاهی عربستان در برابر حملات مستقیم ایران، در سپتامبر ۲۰۱۹ آشکار شد، زمانی که پهپادها و موشک‌های ایرانی به تأسیسات نفتی عربستان در بقیق و خریص حمله کردند. ترامپ پس از آنکه در ابتدا اعلام کرد ایالات متحده آماده مداخله است، علناً اعلام کرد که ایالات متحده هیچ تعهدی برای دفاع از عربستان سعودی ندارد و در عوض به طور موقت ۳۰۰۰ سرباز و سامانه دفاع هوایی اضافی را در آنجا مستقر کرد. در اوایل سال ۲۰۱۹، عربستان سعودی با وجود تحمل هزاران حمله هوایی فرامرزی حوثی‌ها که توسط ایران از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۲ انجام شد، با تلاش‌های کنگره ایالات متحده برای جلوگیری از صادرات جدید سلاح به این پادشاهی نیز مواجه شد.

آسیب‌پذیری عربستان سعودی در برابر حملات ایران، تغییر عمده‌ای در استراتژی منطقه‌ای این پادشاهی ایجاد کرد. در سال‌های پس از حملات سال ۲۰۱۹، عربستان سعودی به دنبال تثبیت روابط با ایران و فاصله گرفتن از رویکرد «فشار حداکثری» ترامپ بود که ترکیبی از تحریم‌های گسترده و اقدامات دیپلماتیک علیه ایران بود و به کشته شدن ژنرال قاسم سلیمانی، فرمانده سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، در سال ۲۰۱۸ منجر شد. از سال ۲۰۲۱، عربستان سعودی و ایران چندین دور مذاکرات پشت پرده با تسهیل عمان برگزار کردند که در نهایت به یک توافق عادی‌سازی دیپلماتیک رسمی در پکن در سال ۲۰۲۳ منجر شد.

این نزدیکی تا زمان وقوع جنگ فعلی در فوریه ۲۰۲۶ ادامه یافت و به تعاملات سیاسی و امنیتی بی‌سابقه‌ای در سطح عالی بین دو رقیب سابق منجر شد، به طوری که آخرین سفر رسمی مقام ارشد عربستان سعودی به تهران در دسامبر ۲۰۲۵ انجام شد. توافق جدید عربستان سعودی با ایران در کنار تلاش‌های گسترده‌تر پادشاهی برای کاهش تنش‌های منطقه‌ای، از جمله توافق‌های العلا برای پایان دادن به اختلاف با قطر، آشتی دیپلماتیک با ترکیه و آتش‌بس با حوثی‌ها در سال ۲۰۲۲ رخ داد که به مداخله نظامی هفت ساله عربستان سعودی در یمن پایان داد. این رویکردها همچنین با اولویت‌های داخلی فوری چشم‌انداز ۲۰۳۰، یک برنامه دولتی که هدف آن تنوع بخشیدن به صنعت وابسته به نفت عربستان سعودی، جذب سرمایه‌گذاری و گردشگری و تغییر زندگی اجتماعی و فرهنگی در پادشاهی است، همسو هستند.

عملکرد استراتژیک بهبود روابط ایران و عربستان

روابط دوجانبه پایدارتر عربستان سعودی با دشمن سابق خود، وابستگی این پادشاهی به حمایت ناکافی نظامی ایالات متحده را کاهش داده و به این پادشاهی تا حدی در برابر تنش‌های فزاینده ایالات متحده و اسرائیل با ایران پس از حملات حماس به اسرائیل در اکتبر ۲۰۲۳ محافظت داده است. عربستان سعودی با پیش‌بینی پاسخ ایران علیه اهداف خلیج فارس از حملات گسترده ایالات متحده یا اسرائیل، با حملات ایالات متحده و اسرائیل به ایران در طول جنگ دوازده روزه در ژوئن ۲۰۲۵ مخالفت و مجدداً تأکید کرد که به هیچ یک از این دو اجازه استفاده از خاک پادشاهی برای انجام عملیات داده نخواهد شد. پادشاهی این موضع را در طول آماده‌سازی برای حملات ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه حفظ کرد و از تعهدات مشابه امارات متحده عربی در اوایل مارس ۲۰۲۳ پیروی کرد.

حملات ایران علیه عربستان سعودی که با تحریک ایالات متحده و اسرائیل به جنگ آغاز شد، بار دیگر آسیب‌پذیری‌های موجود در تدارکات دفاعی ایالات متحده در خلیج فارس را آشکار کرده است. فقدان هرگونه معاهده دفاعی متقابل مدون بین ایالات متحده و عربستان سعودی، خطر قطع همکاری ایالات متحده یا توافق ناکافی با ایران را افزایش می‌دهد و این پادشاهی را در معرض بی‌ثباتی طولانی‌مدت و حملات ایران بدون حمایت کافی ایالات متحده قرار می‌دهد. با وجود روابط عمیق ایالات متحده با عربستان سعودی، این دو شریک هرگز یک معاهده رسمی با مفاد دفاعی متقابل مدون، مانند مفاد موجود در ناتو یا توافق‌نامه‌های ایالات متحده با ژاپن و کره جنوبی که پاسخ جمعی به یک حمله را تصریح می‌کند، ایجاد نکردند.

بنابراین، تعهد دفاعی ایالات متحده، که عمدتاً مشروط و تحت تأثیر فشارهای سیاسی داخلی است، بعید است که بتواند محافظت کافی در برابر تهدیدات بلندمدت ناشی از رویارویی فعلی، از جمله فروپاشی و تجزیه احتمالی دولت در ایران، ادامه درگیری ایران و اسرائیل یا گسترش حملات حوثی‌های یمن در سراسر خلیج فارس، فراهم کند. توافق‌نامه دفاع استراتژیک که در جریان سفر محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی، به واشینگتن در نوامبر ۲۰۲۵ امضا شد، نیز با وجود معاملات تسلیحاتی جدید و به رسمیت شناختن عربستان سعودی به عنوان یک متحد اصلی غیر ناتو، هیچ گام مهمی در جهت یک معاهده رسمی برنداشت.

پیامدهای بلندمدت

استراتژی عربستان سعودی برای کاهش وابستگی به ضمانت‌های امنیتی ناکافی به رهبری ایالات متحده، در طول دهه قبل از درگیری فعلی شکل گرفته بود. عربستان سعودی با استفاده از ثروت عظیم نفتی خود، با گسترش نفوذ ژئوپلیتیکی خود با قدرت‌های مختلف جهانی، از جمله مجموعه‌ای از توافق‌نامه‌های مشارکت استراتژیک با چین (۲۰۱۶ و ۲۰۲۲) و روسیه (۲۰۱۹)، به دنبال کاهش وابستگی خود به ایالات متحده بود. این تنوع‌بخشی بخش دفاعی را نیز شامل می‌شود که در آن عربستان سعودی به قابلیت‌های جدید و توافق‌نامه‌های همکاری دفاعی دست یافته است، مانند گسترش خرید موشک‌های بالستیک و رزمایش‌های مشترک دریایی با چین، توافق‌نامه‌های انتقال فناوری با ترکیه یا خرید احتمالی سیستم‌های دفاع هوایی روسیه. اخیراً، تنها یک هفته پس از حمله اسرائیل به مقامات حماس در قطر در سپتامبر ۲۰۲۵، پادشاهی سعودی یک توافق‌نامه دفاعی متقابل غیرالزام‌آور با پاکستان امضا کرد و روابط نظامی طولانی‌مدت بین این دو قدرت را رسمیت بخشید.

اگرچه روابط رو به رشد عربستان سعودی با رقبای ایالات متحده ایجاد اصطکاک در این رابطه را باعث شده، اما این پادشاهی از هرگونه اقدام مستقیم برای محدود کردن نقش گسترده ایالات متحده در سیاست امنیتی و خارجی خود اجتناب کرده و هدف بلندمدت تنوع‌بخشی را در برابر نیاز مداوم به قابلیت‌های دفاعی ایالات متحده متعادل کرده است. سایر شرکای بین‌المللی این پادشاهی نیز نمی‌توانند حمایتی معادل با تمهیدات امنیتی ایالات متحده ارائه دهند و بسیار بعید است که برای دفاع از عربستان سعودی در یک درگیری بزرگ مداخله کنند. روسیه و چین، با روابط عمده با هر دو سوی خلیج فارس، مواضع بی‌طرفانه‌ای نسبت به ایران اتخاذ کرده‌اند و در رأی‌گیری برای قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد که حملات آن را محکوم می‌کرد، رأی ممتنع دادند. مشارکت پاکستان نیز در حال حاضر، با وجود توافق دفاعی جدید، به تعامل دیپلماتیک محدود شده است. عربستان سعودی فقط می‌تواند به ایالات متحده برای ارائه پشتیبانی نظامی حیاتی چشم بدوزد و اکنون باید به موفقیت عملیات‌های ایالات متحده و اسرائیل برای نابودی زرادخانه‌های موشکی و پهپادی ایران و توانایی آنها در جلوگیری از تجاوز بیشتر ایران متکی باشد.

با وجود این وابستگی مداوم، جنگ فشار بر عربستان سعودی را برای بهبود بازدارندگی و ایجاد چارچوب‌های امنیتی مستقل از تصمیم‌گیری ایالات متحده در منطقه افزایش می‌دهد. این امر نه تنها مستلزم تهیه بیشتر سخت‌افزارهای دفاعی جدید از طیف وسیع‌تری از شرکا، بلکه همچنین مستلزم تلاش مداوم برای تولید تسلیحات محلی، چارچوب‌های دفاعی و دیپلماتیک قوی‌تر با شرکای مختلف قدیمی و جدیدتر و همکاری مؤثر بین کشورهای عضو شورای همکاری خلیج فارس است، تلاشی که از نظر تاریخی به دلیل منافع و محاسبات متفاوت نسبت به ایران محدود شده است. دسترسی به منابع، فناوری و سرمایه سیاسی لازم از طریق قدرت‌های مختلف جهانی، بخش جدایی‌ناپذیر همه این اهداف بلندمدت است. در کوتاه‌مدت، در حالی که طبق گزارش‌ها پاکستان و ترکیه به عنوان واسطه‌های کلیدی در این درگیری عمل می‌کنند، عربستان سعودی ممکن است در هرگونه تعامل آینده با ایران، به چین به عنوان طرف سوم نیز نگاه کند. این سه قدرت، کمیته‌ای سه‌جانبه را تحت توافق عادی‌سازی روابط ۲۰۲۳ تأسیس کردند که جلسات سالانه‌ای را برای پیشبرد این توافق برگزار می‌کرد.

دامنه تنوع‌بخشی عربستان سعودی با مسیر و نتیجه درگیری فعلی شکل خواهد گرفت. اگر ایران توانایی و قصد فعلی خود را برای هدف قرار دادن کشورهای خلیج فارس حفظ کند، عربستان سعودی احتمالاً تصمیم به تنظیم تدریجی‌تر روابط دفاعی خود با ایالات متحده خواهد گرفت و گام‌های محدودی برای دستیابی به قابلیت‌ها و توافق‌های دفاعی جدید برمی‌دارد، در حالی که حمایت نظامی حیاتی ایالات متحده را حفظ می‌کند. توقف دائمی خصومت ایران با کشورهای خلیج فارس، که تنها با تغییرات جامع در دستگاه سیاسی و امنیتی این کشور امکان‌پذیر است، ممکن است به گام‌های جسورانه‌تری برای محدود کردن روابط دفاعی ایالات متحده منجر شود و نیاز فوری به حمایت نظامی ایالات متحده را از بین ببرد.

خروج یا توافق ایالات متحده با ایران که تضمین‌های کافی برای امنیت کشورهای خلیج فارس ارائه ندهد، استراتژی تنوع‌بخشی عربستان سعودی را نیز تشدید خواهد کرد. این احتمالاً شامل همکاری مشکل‌سازتر با رقبای ایالات متحده و ایجاد خطرات اطلاعاتی عمده برای دارایی‌های ایالات متحده خواهد بود. حضور فزاینده چین در منطقه، از جمله ساخت برنامه‌ریزی‌شده یک تأسیسات نظامی چینی در امارات متحده عربی و دسترسی بالقوه آن به فناوری نظامی پیشرفته ایالات متحده که به عربستان سعودی صادر می‌شود، ایجاد تنش بین ایالات متحده و شرکای خلیج فارس آن را باعث شده است. شرکت‌های مخابراتی و هوش مصنوعی چینی نیز نقش قابل توجهی در بخش‌های فناوری رو به رشد عربستان سعودی ایفا می‌کنند.

نتیجه‌گیری

اختلافات قبلی به قطع رابطه ایالات متحده و عربستان سعودی منجر نشد، و منافع استراتژیک همگرا بر کاستی‌های ایالات متحده به عنوان یک متحد نظامی غلبه کرد. همچنین هیچ جایگزینی برای نقش گسترده ایالات متحده در امنیت ملی عربستان سعودی در کوتاه مدت وجود ندارد. با این حال، استراتژی‌های منطقه‌ای ایالات متحده و اسرائیل خطرات فزاینده‌ای را برای منافع حیاتی و استقلال کشورهای خلیج فارس ایجاد می‌کند که با محدودیت‌های عمده در تضمین‌های دفاعی منطقه‌ای ایالات متحده تشدید می‌شود. حملات احتمالی ایالات متحده علیه زیرساخت‌های غیرنظامی ایران، از جمله نیروگاه‌ها، زیرساخت‌های نفتی و تأسیسات نمک‌زدایی، که ترامپ در ۳۰ مارس به تشدید آن تهدید کرد، خطر حملات تلافی‌جویانه بزرگ ایران علیه اهداف مشابه در خلیج فارس را با تضمین‌های نامشخص ایالات متحده به همراه دارد.

اختلافات قبلی در مواضع سیاسی ایالات متحده چنین تهدیدهای فوری و وجودی را برای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس ایجاد نکرده بود. برای مثال، پیامدهای جنگ عراق که به خروج تقریباً کامل نیروهای آمریکایی از عربستان سعودی در سال‌های ۲۰۰۳ – ۲۰۰۴ منجر شد، حمله مستقیم به همه اعضای شورای همکاری خلیج فارس را باعث نشد. مدل اقتصادی در حال تغییر عربستان سعودی نیز اکنون ذاتاً در برابر خطرات بی‌ثباتی و همچنین ناسازگاری با مقررات امنیتی نامشخص ایالات متحده یا درگیری‌های منطقه‌ای ناپایدار، آسیب‌پذیرتر است. علاوه بر این، رقابت ژئوپلیتیکی در خلیج فارس طی دو دهه گذشته به طور قابل توجهی تشدید شده، زیرا عمق نفوذ اقتصادی، دیپلماتیک و نظامی رقبای ایالات متحده در منطقه در دوران پس از جنگ سرد بی‌سابقه بوده است. در حالی که ایالات متحده قابلیت‌های نظامی بی‌نظیری را حفظ می‌کند، روسیه و چین هر دو در موقعیت مناسبی برای بهره‌مندی از یک همکاری ناکارآمد ایالات متحده و عربستان سعودی و گسترش روابط خود با یک منطقه حیاتی استراتژیک هستند.

منبع: نیو لاینز اینستیتیوت فر استراتژی اند پالسی / ترجمه: سید علی موسوی خلخالی 

روزنامه نگار، نویسنده، مترجم و سردبیر دیپلماسی ایرانی.

اطلاعات بیشتر

کلید واژه ها: عربستان سعودی ایران و عربستان ایران و عربستان و امریکا ایران و عربستان و اسرائیل جنگ با ایران حمله امریکا و اسرائیل به ایران حمله ایران به عربستان حمله ایران به امارات کشورهای شورای همکاری خلیج فارس


( ۲ )

نظر شما :