دگرگونی هندسه قدرت جهانی
الگوی دستان باز ایران مقابل دستان دراز امریکا و اسرائیل
دیپلماسی ایرانی: طراحی، تدوین و اجرای سیاستها و تاکتیکهای ژئوپلیتیک در دهه سوم قرن بیست و یکم بر دو محور مهم تبلیغات رسانه و از سوی دیگر نمایش قدرت زور بنیان شده است. عصری که سیاستگذاری راهبردی بدون برسازی انگاره قدرت و رزمایش زور علیه دیگر بازیگران بهویژه رقیبان و دشمنان، چندان کارایی ندارد.
همانگونه که رسانه و تبلیغات در چارچوب بازاریابی سیاسی توانست انگاره برتری را به ابزار جنگ بازیگران بزرگ تبدیل کند، عملیاتهای تهاجمی و نفوذ امنیتی به قلب رقیب یا دشمن نیز مؤلفهای از برتری ژئوپلیتیک را نشان میدهد که با عنوانهای خاص از سوی سیاستگذاران یا فرماندههان مورد تفسیر قرار میگیرد. برخی دولتها در سالهای گذشته در کنار کارزار رسانهای و تبلیغاتی، عملیاتهای نفوذ و امنیتی مهم و خشن را در دستورکار قرار دادند و این رویکرد را به جلوهای از برتری میدانی خود در نظام جهانی تبدیل کردند.
اسرائیل و ایالات متحده امریکا در چند سال اخیر همواره از عملیاتهای نفوذ به قلب ایران سخن گفتهاند که اقتدار امنیت ایران را خدشهدار کرده، ضربهها و خسارتهای جبرانناپذیری به جایگاه ژئوپلیتیک ایران وارد ساخته و در نهایت اسرائیل و امریکا را بر آسمان و امنیت ایران چیره کرده است.
اسرائیل در یک دهه گذشته برای تهدید ایران و توصیف اقدامات تروریسیتی و امنیتی خود در ایران از عنوان "دست بلند اسرائیل" استفاده کرده که همین رویکرد در میان برخی کارگزاران ایالات متحده امریکا نیز رواج یافته است و سیاستمداران این دو برای تهدید ایران بهویژه پس از جنگ ۱۲ روزه تابستان ۱۴۰۴، از دستان دراز خود برای عملیات نفوذ و ترور رهبران ایران سخن میگویند!
ادعای دستان بلند اسرائیل و ایالات متحده امریکا در غرب آسیا و برتری نظامی آنان در عملیات نظامی علیه محور مقاومت که پیامد همراهی و همکاری برخی دولتهای عرب و ترک منطقه در چند دهه اخیر بوده، ابزار تهدید ایران در چند سال گذشته بهخصوص در ربایش اسناد اتمی، ترور فرماندهان نظامی محور مقاومت همچون شهید قاسم سلیمانی شهید مهدی المهندس، ترور دانشمندان ایرانی همانند شهید فخری زاده و شهیدان حوزه دانش هستهای و تسلیحاتی، سیاستمداران و رهبران سیاسی و مذهبی مانند سید ابراهیم رئیسی، اسماعیل هنیه، سید حسن نصرالله و درنهایت شهادت حضرت آیت الله سید علی خامنه ای، رهبر شهید ایران، جلوه کرده است.
انگاره دست بلند اسرائیل و امریکا در مناسبات قدرت منطقهای و جهانی که برسازی الگوی مداخله فراگیر و کارآمد این دو دولت ستیزهجو در دیگر کشورها بود، از آغاز تهاجم نظامی به ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴ با "الگوی دست باز ایران" پاسخ داده و موازنه شد را در محورهای زیر میتوان بررسی کرد:
یکم – دستان بلند جنگ افروزی و ترور: الگوی دست بلند اسرائیل که نخست از سوی برخی سیاستمداران صهیونیست طرح شد و تهدید محور مقاومت را پیگیری میکرد، پس از تهاجم ۷ اکتبر ۲۰۲۳ حماس به اسرائیل یا همان عملیات طوفان الاقصی به راهبرد اسرائیل تبدیل شد که از حمایت ایالات متحده امریکا نیز برخودار بوده است.
دکترین دست بلند اسرائیل که چندین دهه عملیاتهای نفوذ و ترور اسرائیل در دیگر کشورها را پوشش میدهد، ابزار وحشتآفرینی مقابل بازیگران ترسوی منطقه بهویژه دولتهای عرب بود که کارایی بالایی نیز داشته و رهبران عرب را به همراهی و همسویی با اسرائیل مجبور کرده است. برخی رهبران اسرائیلی با صراحت از دست بلند اسرائیل در چارچوب تهاجم به ایران برای تهدید اعراب بهره گرفتند.1
انگاره دست بلند اسرائیل که بارها از سوی سیاستمداران این کشور تکرار شده، پس از ترور اسماعیل هنیه در ایران به عنوان یک ابزار واقعی و بسیار هراسناک برای اسرائیل بکار گرفته شده با شهادت سید حسن نصرالله و فرماندههان بزرگ حزب الله لبنان به شدت بر روند جنگهای منطقه اثرگذار شده و با تهاجم ۲۳ خرداد ۱۴۰۴ به ایران وارد مرحله نهایی بسیار خطرناک خود شد. مرحلهای که همه کشورهای منطقه از دستان بلند اسرائیل بیمناک شدند.
الگوی دست بلند اسرائیل در تهاجم به ایران که با دست بلند امریکا نیز تقویت شده، در نهایت در ۹ اسفند ۱۴۰۴ با تهاجم وحشیانه به ایران، ترور رهبر بزرگ ایران و شهادت هزاران شهروند ایرانی به اوج رسید و مؤلفهای از فروپاشی حقوق بینالملل را برساخت.
همسازی و همکاری ایالات متحده امریکا و اسرائیل در تهاجم به محور مقاومت و دولتهای مستقل منطقه و جهان از ایران، یمن، حزب الله لبنان تا ونزوئلا و ... که زیربنای آشوب نظام جهانی و برسازی جنگی جهانی است، نشان داده این دو دولت جنگ افروز، تنها به ایران و محور مقاومت بسنده نکرده و پس از رهایی از پیامدهای جنگ با ایران، دستان بلند جنگافروز خود را بر دیگر بازیگران نظام جهانی مانند ترکیه، پاکستان و ... نیز دراز خواهند کرد.
دوم – دستان باز از دفاع به تهاجم ژئوپلیتیک: رویکرد ستیزهجویانه اسرائیل در منطقه و تهاجم به بازیگران محور مقاومت که با تهاجم ۱۲ روزه و سپس تهاجم ۴۰ روزه به ایران تکمیل شد، گذار سیاست راهبردی ایران را سبب شد. گذار راهبردی که رویکرد دفاعی ۵۰ سال اخیر ایران را به رویکردی تهاجمی مقابل دشمنان تبدیل کرد. پاسخ فوری، کوبنده و فراگیر ایران به تهاجم ۹ اسفند ۱۴۰۴ اسرائیل و امریکا که کشورهای حاشیه جنوبی خلیج فارس را دربرگرفت، بارزترین جلوه گذار راهبردی ایران از وضعیت دفاعی به وضعیت تهاجمی و برقراری موازنه با الگوی دست بلند اسرائیل و امریکا قلمداد میشود.
تهاجم ۹ اسفند ۱۴۰۴ امریکا و اسرائیل به ایران و شهادت رهبر ایران که با واکنش بسیار سخت ایران روبهرو شد و جنگ ۴۰ روزه با کنش فراگیر تهاجمی ایران را شکل داد، گزاره دست بلند اسرائیل که بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر صهیونیست بارها از آن برای تهدید کشورهای منطقه استفاده کرده بود را ناکارآمد ساخت.2
رویکرد تهاجمی ۴۰ روزه ایران علیه اسرائیل و تمام منافع و منابع ایالات متحده امریکا در منطقه بهویژه در کشورهای عربی جنوب خلیج فارس و بستن تنگه هرمز به عنوان گلوگاه انرژی جهانی، نشان داد که دستان ایران در مناسبات قدرت از قید و بندهای مصلحت گرایی رها شده و این الگوی دست باز ایران، هندسه قدرت منطقهای و جهانی را دگرگون کرده است.
گذار ایران از وضعیت دستان بسته به وضعیت دستان باز تهاجمی که راهبرد تهاجم ژئوپلیتیکی را در سیاستگذاری راهبردی ایران اجرایی کرده، نهتنها اهداف انگاره دست بلند اسرائیل و امریکا را سست، بلکه موازنه قدرت راهبردی را به سود ایران برقرار کرده است.
*
گزاره دگرگونی نظام بینالملل، شکلگیری جنگ جهانی سوم در چارچوب انگاره پیدایش جنگ آخرالزمانی یا آرماگدون در قرن بیست و یکم که در سالهای گذشته بیشتر بر سه محور:
۱- تهاجم روسیه به اوکراین
۲- تهاجم ایالات متحده امریکا به ایران
۳- تهاجم چین به تایوان
بنیان شده بود، اکنون در حال گذر از مهمترین مؤلفه خود یعنی تهاجم بزرگ اسرائیل و امریکا به ایران و تغییر مهم در ژئوپلیتیک جهانی است و الگوی مقابله با چین را برای جهان غربی بسیار سخت و زیانبار نشان میدهد.
شکست اتحاد فراگیر جهان غرب علیه روسیه در پنج سال اخیر در ماجرای جنگ اوکراین و شکست اسرائیل، امریکا و اتحاد عربی در جنگ ۴۰ روزه علیه ایران، نشان میدهد که دگرگونی هندسه قدرت جهانی که قرار بود با پاکسازی محور شرارت در مرحله نهایی به پاکسازی ایران و در نهایت پاکسازی چین برسد، امریکا و اسرائیل را دو ابرقدرت نظامی جهان برسازد به شکست سیاستگذاران این راهبرد منجر شده است.
مهمترین جلوه شکست سیاستگذاران ایالات متحده امریکا برای جهان تک ابرقدرتی و پاکسازی جهانی را باید تغییر الگوی کنش راهبردی ایران از الگوی مصلحت و دست بسته به الگوی دست باز ایران و تهاجم نظامی آشکار به دشمنان برشمرد که گزاره دست بلند اسرائیل در منطقه را قطع کرده است.
گذار ایران از راهبرد مصلحت و دست بسته در مناسبات ژئوپلیتیک به راهبرد تهاجمی دست باز مقابل دشمنان که پیامد اصلی تهاجم اسفند ۱۴۰۴ امریکا و اسرائیل به ایران است را میتوان نبرد الگوهای راهبردی ژئوپلیتیک دانست که نهتنها موازنه با الگوی دست بلند اسرائیل را برقرار، بلکه دست بلند ایالات متحده امریکا در منطقه و جهان را نیز ناکارامد نشان داده، انگارهها و اهداف ژئوپلیتیک برخی بازیگران منطقهای رقیب و دشمن ایران را به شدت سرکوب کرده است.
آسیبهای بزرگ جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه اسرائیل، امریکا و برخی دولتهای عربی علیه ایران را میتوان با ادامه الگوی دست باز ایران مقابل الگوی دست بلند اسرائیل و امریکا جبران و سیاستگذاران ایرانی باید مزایای داخلی و خارجی الگوی دستان باز ایران را در بازنویسی سیاستگذاری راهبردی و گذار حکمرانی ایران مورد توجه قرار دهند.
منابع:
۱- https://donya-e-eqtesad.com/fa/tiny/news-3897568
۲- https://www.tabnak.ir/005ZRj



نظر شما :